🚩تعرضی دیگر به پلیس /افسر یگان ویژه خراسان رضوی به دست اوباش به شهادت رسید
🔹فرمانده انتظامی خراسان رضوی از شهادت افسر یگان ویژه خراسان رضوی در درگیری با ۲ نفر از اوباش در حاشیه شهر مشهد خبر داد.
🔹افسر وظیفه شناس یگان ویژه خراسان رضوی ظهر روز جمعه گذشته در جمعه بازار حاشیه شهر مشهد، هنگام انجام وظیفه و برای بررسی مدارک ۲ شرور موتور سوار به ضرب چاقوی این افراد مجروح شده بود.
🔹این افسر شهید ستوان دوم "احسان پای خسته " نام داشت که متاهل و دارای ۲ فرزند بود.
🌍 #انتشار_حداکثری_با_شما
@gomnam_chon_mostafa
#تلنگرانہ
در هر مرحلـه ای از گنـــــاه هستى
سریع توقف کن⛔️🖐🏻
مبـادا فکر کنی آب از سرت گذشتـه❗️
مبـادا از رحمت خدا نا امید بشی❗️
شیـــــطان میخواد بهت القا کنه که
آب از سرت گذشتـه و توبه فایده نداره!
مبـــــادا فریب شیـــــطان رو بخوری هااا
خدا بسیـــــار توبه پذیر ومهــــربونـــــه
🖇نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
به بندگانم خبر ده که یقیناً من
[نسبت به مؤمنان] بسیار آمرزنده
ومهربانـم.
🔰 #پیام_فرمانده | مشعل روشنگر
◽️ حضرت آیتالله خامنهای: «شخصیت موسی بن جعفر در داخل زندان هم همان شخصیت مشعل روشنگری است که تمام اطراف خودش را روشن میکند، ببینید حق این است. حرکت فکر اسلامی و جهاد متکی به قرآن یک چنین حرکتی است، هیچ وقت متوقف نمیماند، حتی در سختترین شرایط.» ۱۳۶۴/۰۱/۲۳
#گمنام_چون_مصطفی.
@gomnam_chon_mostafa
گمنام چون مصطفی🇵🇸
#رویایعجیب😴 تصمیم گرفته بود که به مدرسه برنگردد. خیلی توی فکر بود. میگفت : دوستدارم بروم حوزه ی ع
#مدرسهحقانی🎒
#مصطفی با ورود به قم به #مدرسهیعلمیهیحقانی رفت؛ جایی که تحت نظارت علمایی وارسته نظیر شهیدان آیت الله بهشتی و قدوسی و علامه ی بزرگوار آیت الله مصباح یزدی اداره میشد.
در یکی از حجره های مدرسه ساکن شد🏠 هم اتاقی های او دو برادر بودند به نام های رحمت الله و حجت الله میثمی*
پشتکار و ذهن فعال مصطفی بسیار در درس او را کمک میکرد🧠 نبوغ و پیشرفت خوبی در درس داشت🤓 از محیط معنوی قم بسیار لذت میبرد؛ یکبار که آمده بود اصفهان میگفت: تا کنون هیچ کجا مانند حوزه ی علمیه ی قم نتوانسته مرا جذب خود کند😍
آرامش معنوی، درس، عبادت، قناعت، دوری از بی بندوباری و ... که در بقیه ی شهر ها زیاد شده در اینجا نیست. اینجا معلی برای رسیدن به خداست😇
نسیم خنکی که شب ها بعد از نماز در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها وزیدن میگیرد روح انسان را صفا میدهد😍 انسان در قم به خدا نزدیک تر است❤️
#مصطفی آنچنان از فضای معنوی قم تعریف میکرد که ما هم مشتاق شدیم😍
برای همین برادرش هم راهی حوزه ی قم شد.
در حوزه سخت مشغول درس بود📚 علمایی که به مدرسه ی حقانی نظارت داشتند فشار بیشتری می آوردند که طلبه ها بهتر و بیشتر درس بخوانند، اما او در کنار درس و بحث، دست از شوخی و خنده برنمیداشت!😄
به روایت برادر شهید
ادامه دارد ...
#شهیدمصطفیردانیپور
#رفیقشهیدم❤️
#مسابقه
#گمنامچونمصطفی
@gomnam_chon_mostafa
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🌹خاطره ای از سردار شهید حاج حسین خرازی، وقتی در محاصره اروند اسلحه و مهماتی نمانده بود...
#گمنامچونمصطفی
@gomnam_chon_mostafa
گمنام چون مصطفی🇵🇸
#مدرسهحقانی🎒 #مصطفی با ورود به قم به #مدرسهیعلمیهیحقانی رفت؛ جایی که تحت نظارت علمایی وارسته
#مدرسهحقانی🎒
ادامه ...
یکی از دوستانش کنار حوض مدرسه ایستاده بود. کتاب دستش بود و مشغول مطالعه🤓
#مصطفی از کنارش رد شد؛ یکدفعه به او تنه زد😐 پرت شد داخل حوض🤣 بعد با خنده به سمتش رفت و دستش را گرفت😄 آن جوان دستش را به مصطفی داد، تا خواست خارج شود دوباره او را انداخت داخل آب و ...😂
دو روز بعد همان جوان ظرف آبی در دست گرفته بود؛ به سمت ما آمد 😈 مصطفی تا او را دید سرش را در کتاب فرو برد؛ اخم ها را در هم کرده بود و به کتاب نگاه میکرد🤨 جوان که نزدیک شد مصطفی با جدیت گفت : من مشغول مطالعه هستم، مگه با شما شوخی دارم؟!🤨
انقدر جدی گفت که ما هم ساکت شدیم🤐 جوان کمی مکث کرد و رفت🚶🏻♂ ما هم مرده بودیم از خنده🤣
جدای از شوخی و خنده، مصطفی در مسائل علمی بسیار سختکوش بود؛ طوری که در همان ایام قبل از انقلاب و در کمترین زمان تا سطح رسائل و مکاسب را به پایان رساند.👌
یک سال قبل از پیروزی انقلاب بود. در یکی از مراسم های عمامه گذاری شرکت کردیم. بسیاری از علما و حتی مراجع تقلید حضور داشتند.
آیت الله حائری شیرازی سخنران جلسه بودند؛ ایشان در خلال بیانات خود رو به طلبه های جدید کردند. بعد به #برادرردانیپور اشاره کردند و فرمودند : طلبه ها، سعی کنید " #مصطفی " باشید❤️
به روایت یکی از طلاب حوزه
#شهیدمصطفیردانیپور
#رفیقشهیدم❤️
#مسابقه
#گمنامچونمصطفی
@gomnam_chon_mostafs
✨﷽✨
🔴شب اول قبر از زبان دختری که به اصرار
در قبر مادرش خوابید ...
✍علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان نقل كردند كه: استاد ما عارف برجسته «حاج میرزا علی آقا قاضی» میگفت:
👈در نجف اشرف در نزدیكی منزل ما، مادر یكی از دخترهای اَفَنْدیها (سنیهای دولت عثمانی) فوت كرد. این دختر در مرگ مادر، بسیار ضجه و گریه میكرد و جداً ناراحت بود، و با تشییع كنندگان
تا كنار قبر مادر آمد و آنقدر گریه و ناله كرد كه همه حاضران به گریه افتادند.
⚰هنگامی كه جنازه مادر را در میان قبر گذاشتند، دختر فریاد میزد، من از مادرم جدا نمیشوم هر چه خواستند او را آرام كنند، مفید واقع نشد؛ دیدند اگر بخواهند با اجبار دختر را از مادر جدا كنند، ممكن است جانش به خطر بیفتد.
💢سرانجام بنا شد دختر را در قبر مادرش بخوابانند، و دختر هم پهلوی بدن مادر در قبر بماند، ولی روی قبر را از خاك انباشته نكنند،
و فقط روی قبر را با تختهای بپوشانند و دریچهای هم بگذارند تا دختر نمیرد و هر وقت خواست از آن دریچه بیرون آید.
⛔️دختر در شب اول قبر، كنار مادر خوابید، فردا آمدند و سرپوش را برداشتند تا ببینند بر سر دختر چه آمده است، دیدند تمام موهای سرش سفیده شده است.
❓پرسیدند چرا این طور شدهای؟
♻️در پاسخ گفت: شب كنار جنازه مادرم در قبر خوابیدم، ناگاه دیدم دو نفر از فرشتگان آمدند و در دو طرف ایستادند و شخص محترمی هم آمد و در وسط ایستاد، آن دو فرشته مشغول سؤال از عقائد مادرم شدند و او جواب میداد، سؤال از توحید نمودند، جواب درست داد، سؤال از نبوت نمودند، جواب درست داد كه پیامبر من محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلم)است.
⁉️تا این كه پرسیدند: امام تو كیست؟
آن مرد محترم كه در وسط ایستاده بود گفت:
«لَسْتُ لَها بِاِمامِ؛ من امام او نیستم»
❌در این هنگام آن دو فرشته چنان گرز بر سر مادرم زدند كه آتش آن به سوی آسمان زبانه میكشید. من بر اثر وحشت و ترس زیاد به این وضع كه میبینید كه همه موهای سرم سفید شده در آمدم.
👌مرحوم قاضی میفرمود: چون تمام طایفه آن دختر، در مذهب اهل تسنن بودند، تحت تأثیر این واقعه قرار گرفته و شیعه شدند... (زیرا این واقعه با مذهب تشیع، تطبیق میكرد و آن شخصی كه همراه با فرشتگان بوده و گفته بود من امام آن زن نیستم، حضرت علی (ع) بودهاند) و خود آن دختر، جلوتر از آنها به مذهب تشیع، اعتقاد پیدا كرد.
📚 علامه سید محمد حسین حسینی تهرانی، معادشناسی، ج 3، ص 110.
@gomnam_chon_mostafa
#گمـنـام_چــون_مصطــفی