eitaa logo
اشتباهِ خوب"
340 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
77 ویدیو
7 فایل
" در درونِ هر یک از ما کهکشانی ست به وسعتِ تمامِ آسمان..! و تنها ستاره ی آن یکی ست که رشد به سویَش و مقصد ، آغوشِ اوست.. =))🌌 ناشناس بهم بگو: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1n7myrf&btn=Tell.me.unknown
مشاهده در ایتا
دانلود
[ فدایِ سرت.. ]
https://eitaa.com/good_mistake/10337 من ترجیحم اینه هزینه شجاعت رهبری رو درست بپردازیم تا ایشون از شجاعتشون دست نکشن پس با پایه و اساس شما مخالفم — مایلم بیشتر توضیح بدی چون من پایه و اساسی نداشتم که مال من باشه، من عیناً چیزی که توی پیام دیدم رو گفتم. تفاسیر و تحلیل باقی رو نمی‌دونم.
میخوام یه تکست واسه تولدش اماده کنم ولی نمیدونم از کجا بابد شروع کنم لطفا کمک — عاااام. اول از همه تولدش مبارک و دوم، بنظرم از بهترین خاطره شروع کن. یا اولین‌ها یا از اون چیزی که نسبت به شخصیتش خیلی دوسش داری.
هدایت شده از  اشتباهِ خوب"
- اگر غلط نکنم، عرش بر زمین افتاد ..
هدایت شده از  اشتباهِ خوب"
[ تشنه کُشتنَش ولی بینِ دو نهرِ آب بود ]
اشتباهِ خوب"
[ غریب گیر آوردنت.. ]
«به آن لحظهٔ سخت که فکر می‌کنم قلبم می‌گیرد، به آن زحمتی که با تن غرقِ در خون و استخوان‌های شکسته و زخم‌های نیزه‌ و شمشیر کشید تا خودش را بالا بکشد، به شمشیر تکیه کند، بایستد، و بگوید تا من هستم، تا زنده‌ام سمت خانواده‌ام نروید. که اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید. ولی دشمن بی‌حیا تر از این حرف‌ها بود. مقابل چشم‌های حسین سمت خیمه‌ها تاختند. چادر از سر خواهر حسین کشیدند و موی دخترک را به آتش کشیدند و گوش‌ِ جگرگوشه‌های حسین را با کشیدن گوشواره‌هایشان پاره کردند. آن‌روز خون بود که از آسمان می‌بارید و حسین لب‌تشنه، نظاره‌گر بود. حتی نظاره‌گرِ اسارت اهلش، و کتک خوردن ناموسش، از سری که بالای نیزه بود و با چوبی که سر بالای آن بود.»
خیلی رضایت دارم.
[ماه.] بعنوان عکسی از ماشین درحال حرکت، بد نشد.
یک/ «راستش خیلی دوست دارم به دلتنگیام فکر کنم.‌ راجب عشق و خواسته‌ها و فانتزیام بنویسم و برات کیلوکیلو ادبیات خرج کنم و واژه‌های چاق و چلهٔ خوش‌رنگ و لعاب ایرونی و کتابی رو به پات بریزم و به این فکر کنم که عزیزِ من، اگر بودی.. اگر می‌دیدی.. اگر فقط چند لحظه آغوشت رو بهم قرض می‌دادی.. ، چی می‌شد. از خستگی روزام برات بنویسم و بهت بگم چقدر از تعاملات فراری شدم چون هر سین زدن پیام، یعنی بله من آمادم تا باهم دیالوگ کنیم و نه من واقعاً دیگه همیشه آماده نیستم چون ذهنم کار نمی‌کنه برای واقعاً همراهی کردن، مگه اینکه اون تو باشی یا فلانی و فلانی و فلانی و فلانی‌های اندکی که با سکوتم آشنان و کنارشون راحت‌ اعتراف می‌کنم به اینکه یجوری شدم.»