اشتباهِ خوب"
آسمانِ آبیِ آلودهرنگ چندروزیست مدام ابریست ؛ اما بارانِ مغرور، هنوز به فکرِ باریدن یا نباریدن است..
اینهمه دل برایَش تنگ شده و سخت میتپد از دوریش و اما او؟ قطرهقطرهاش پر از عشوه و ناز شده است.. پشت چشم نازک میکند و نمنم گوشهٔ چشمی نشان میدهد و باز زیرلب میخندد به این همه پریشانیِ ما.
گلهای دلمان خواهان پاییزی بارانی و زرد است!
برگهای درختها بدون نوازشِ باران، با درد از شاخه جدا میشوند و زیر کفشهایمان بدونِ طراوت شبنم خشک میمانند و له میشوند.
ای بارانِ عزیز
ناز کشیدن بلد نیستیم ، چرا که هربار باریدنهای پاییز لطافت و عشق ورزیدن و ناز خریدن را تا سال بعد یادمان میانداخت.
بیا، لطفاً ببار.
- Abr .
"𝑮𝒐𝒐𝒅 𝒎𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆"
هدایت شده از اشتباهِ خوب"
🌊\
صبح ، واقعاً قشنگ تر از چیزیه که فکر میکنی.
و من دوست دارم هر صبح که بیدار میشم بهت بگم: امروز هم تو از صبحتر زیباتری.
اشتباهِ خوب"
POV: برای شنبه بودنِ امروز زیادی خستم
POV:
این هوای ابری لامصبم
انگار میشینه بالاسرت
هی میخوای بیدار شی از خواب به کارات برسی هی میاد نازت میکنه میگه بگیر بخواب عزیزم پیش پیش پیشش
د میخوام بیدارررشمممیهتذقتدبت کار دارممم خبببتثنبنبمزب