اشتباهِ خوب"
—
« معمولاً صبحها اگر اتفاقِ غیرمتقربهٔ ناگواری زهرَش نکرده باشد، احساسِ سبکی میکنم. احساسِ «همهچیز از اول» ، احساس کنار زدنِ پرده، و جدید و غریبه بودن این دنیای قدیمی و آشنا . احساس پاک بودن از هر فکرِ جدیدی و رفتارِ عجیبی و عملِ ناشایستی. کسی چه میداند؟ شاید امروز روزِ تولدِ یک امید و آرزو در دلم باشد، تولدِ یک ویژگی، یک لبخند که روزِ یکنفر دیگر را از شرِ چهرههای درهم کشیدهٔ اطرافیانش نجات دهد. شاید امروز روزِ تولدم باشد، روزی که بتوانم حتی فقط در یک چیز، بهتر از دیروزم باشم و قلبِ تازه و سرخی را به رختخوابِ شب برسانم، نه دود گرفته و سیاه شده از رفت و آمدِ آلودهٔ روز. »
- Abr .