اشتباهِ خوب"
_ [ خادم و خدمت! ]
«امروز و این چندروز، میخوام محکم بزارم پشت اینکه یسری کار و رفتار خوبو به یاد این مرد انجام بدم. دومین سالگردِ اون شب و روز طولانی و حرف و واکنشهای عجیب و ناشایست و غیرانسانی بعضی آدما هم رسید و هنوز، تنها کسیه که با دیدن عکسش، بغضِ شرمندگی، دلتنگی، شناخت و مظلومیت ته گلوم میشینه/تازهٔ تازه. من این مرد رو بهشتیِ عصر خودم میدونم.»
«انقدری به نبود ویو عادت کردم، که الان احساس میکنم ویو هم بخشی از حریم شخصیمه که بدون اجازم پابلیک شده. حس توچشم بودن میده.»
هدایت شده از ˒ 𖤐˚.𝖦ᥲ𝗅ᥲ𝗑𝗒
ساترن اون خستگی ای که احساس میکنی
جسمی نیست ، بلکه روحته که نیاز
به استراحت داره .
اشتباهِ خوب"
ساترن اون خستگی ای که احساس میکنی جسمی نیست ، بلکه روحته که نیاز به استراحت داره .
آقا این روح مارو بخوابونید یکم.
ولی جدی، چندروزیه طی یه حرکتی که یهویی بهم الهام شد و استارتش زدم، احساس میکنم بدون واسطه وصلِ به روحمه و روحیهٔ حتی اگه نه کل روز، چندساعت از روزمو خوب میکنه و بعد باید دوباره شارژش کنم واسه ساعات بعدی روز. نمیگم چه حرکتی چون فعععک نکنم خیلی برای این رنج سنی محبوب باشه.
میترسوم ریکتی مثل ریکت آبجیم ببینم و دیگه به شمام دراین مورد اهمیت ندم و بگم to hell.
باگ تک سینو برگردون ایتا، اینجا فضاش حرف زدنِ «من با من»عه دراصل، حالا دونفر دیگم درجریان داستانا قرار میگرفتن نهایتاً بدون اینکه بفهمم.
اشتباهِ خوب"
POV: من فارسی حرف میزنم اونام فارسی نمیدونم چطوریه که حرف همو نمیفهمیم.
POV:
وقتی اون حسه قویه و میفهمم با منی، جوابتم دارم، ولی به خودم که نگفتی منم منطقی احتمالِ سوءتفاهم میزارم و ایدهٔ حالا مگه اصلا چقدر مهمه. اما اورتینک همش اونو تکرار میکنه و حسِ ناکامیِ «آخ کاش میگفتم و حالیش میکردم» .