📖حقیقت طی الارض
استاد دشیری در جلسه خصوصی با بعضی از خواص تلامیذ:
سائل: حقیر با توسل به آیات قرآن تلاشهایی برای فهم مسئله طی الارض داشتم، لکن حقیقت این امر برای بنده هنوز بطور واضح روشن نیست.
استاد دشیری:
طی الارض کرامت بزرگی نیست، چه بسا افرادی با علوم متعارف فیزیکی به این امر دست یافته باشند.
همانطور که اگر 50 سال قبل کسی به شما میگفت روزگاری میرسد که با وسیله ای از کف دستتان اشخاص آنطرف کره زمین را میبینید، باورتان نمیشد و این امر را کرامت میدانستید! حال آنکه امروز با این موبایل های جام جهان نما تمام جهان را میبینید و جسم، تصاویر و صدای افراد را در اقصی نقاط جهان میتوانید زنده ببینید و بشنوید.
همینطور که صدا و تصویر را با این صنعت ارسال میکنند، روزگاری میرسد که اجسام و جسم بشر را هم فکس میکنند(منظورشان طی الارض بود)
اینست که طی الارض کرامت خاصی نیست!
فخر کردن به داشتن طی الارض مانند اینست که شخصی 50 سال پیش این ابزار و صنعت موبایل را داشته و مایه مباهاتش بود!
اینها مقامات نیست. عمده مسئله آدم بودن و در مسیر الله بودن است.
سائل: باتوجه به بعضی از مطالب مکتوب از مرحوم علامه طباطبایی ره پیرامون مسئله طی الارض، ملهم به آیه وَالْأَرْضُ جَمِيعًا قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَالسَّمَاوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ ۚ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَىٰ عَمَّا يُشْرِكُونَ(67 زمر) شدیم. آیا با توسل و به طریق این آیه میتوان به طی الارض رسید؟
استاد دشیری: بله، این آیه مدخلیت در مسئله طی الارض دارد. لکن باید قضاء حکم کند. در دوره ای زندگی میکنیم که قضاء بواسطه اعمال انسان ها عوض شده است. اگر قَدَر را بهم نزده باشید توسط این آیه به طی الارض خواهید رسید.
سائل: آیا حضرتعالی طی الارض دارید؟
استاد دشیری: خیر. بنده طی الارض ندارم.
سائل: آیا بوسیله طی الارض توسط دیگران هم این مسئله را تجربه نکردید؟
استاد دشیری: مرحوم پدرم حاج شیخ جعفر دشیری ره طی الارض داشتند، در کودکی با ایشان بوسیله طی الارض مسیرهایی را طی کردیم. رحمت الله علیه
(شیخ جعفر دشیری ره پدر استاد دشیری از بزرگان اهل علم و از دوستان همراه آخوند ملاقربانعلی زنجانی ره بودند)
سائل: پیرامون این مسئله علمی مطلبی به خاطر میرسد؟
استاد دشیری: برای نیل به این مطلب مسئله توحید را تقویت و نماز شب را ترک نکنید لکن به نیت تقرب الی الله نه به نیت رسیدن به طی الارض.
طی الارض قدرتی است که به زودی در اختیار همه مردم جهان قرار خواهد گرفت مانند همین موبایل ها.
نکاتی از مجموعه دار و ندار استاد مهدی دشیری رحمته الله علیه
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
استاد دشیری رضوان الله علیه میفرمود:
الان بیت المقدس جلوی چشمان من فتح شده است....
وقتی تعیین نمی کنیم ولی به زودی در قدس نماز میخوانیم....
اگر من هم نبودم و ندیدم.... شما اینرا خواهید دید.
نمی گویم جمعه آخر ماه رمضان امسال در روز قدس در بیت المقدس نماز میخوانیم.
ولی اینرا بدانید که این امر نزدیک است.
ما به قدس خواهیم رفت و در قدس نماز خواهیم خواند.
رژیم جعلی صهیونیستی رفتنی است. اینرا یقین بدانید
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
این دعا دعای عجیبی است
از حضرت صدیقه ی طاهره عصمت الله الکبری سلام الله علیها
👇👇👇
بسم الله الرحمن الرحیم
«يَا مُشْبِعَ الْبُطُونِ الْجَائِعَةِ وَ يَا كَاسِيَ الْجُنُوبِ الْعَارِيَةِ وَ يَا مُسَكِّنَ الْعُرُوقِ الضَّارِبَةِ وَ يَا مُنَوِّمَ الْعُيُونِ السَّاهِرَةِ سَكِّنْ عُرُوقِيَ الضَّارِبَةَ وَ أَدْنِ لِعَيْنِي نَوْماً عَاجِلًا»
یعنی «ای سیرکننده شکمهای گرسنه، ای پوشاننده تنهای برهنه، ای تسکین دهنده رگهای زننده، ای خواب کننده چشمان بیخواب، رگهای زنندهام را تسکین بده و به چشمانم اجازه بده زود بخوابد.»
این دعا باعث میشود انسان زود بخواب برود
برای سحر خیزی
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
38.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دل در بر من زنده برای غم توست
بیگانه خلق و آشنای غم توست
لطفیست که می کند غمت با دل من
ورنه دل تنگ من چه جای غم توست؟😭😭
💔دردِ عشق
حضرت آیة الله حاج سَیّد محمّد صادق حسینی طهرانی حفظه الله تعالی
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاشق زهرا شدن بس مشکل است
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
مرقد مطهر عارف بالله حضرت آیت الله بافقی رضوان الله علیه در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) ورودی حجره تربت آیه الله العظمی بروجردی علی الله المقامه
از اولیا بزرگی که مرتب خدمت حضرت حجت ارواحنا فدا مشرف میشده است
فاتحه ای نثار این مرد خدا عنایت کنید
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
گوهر معرفت☫
مرقد مطهر عارف بالله حضرت آیت الله بافقی رضوان الله علیه در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) ورودی
مرحوم حجّة الاسلام ملاَّ اسد الله بافقی به نقل از برادرش مرحوم آیت الله محمّد تقی بافقی میگوید:
«قصد داشتم از نجف اشرف پیاده، به مشهد مقدّس برای زیارت حضرت علیّ بن موسی الرّضا (علیه السلام) بروم. فصل زمستانی بود که حرکت کردم و وارد ایران شدم. کوهها ودرّههای عظیمی سر راهم بود وبرف هم بسیار باریده بود.
یک روز نزدیک غروب آفتاب که هوا هم سرد بود وسراسر دشت را برف پوشانده بود، به قهوه خانهای رسیدم؛ که نزدیک گردنهای بود، با خودم گفتم: «امشب در میان این قهوه خانه میمانم، صبح به راه ادامه میدهم».
پس وارد قهوه خانه شدم، دیدم جمعی از کردهای ایزدی در میان قهوه خانه نشسته ومشغول لهو ولعب وقمار هستند، با خودم گفتم: «خدایا چه بکنم؟! اینها را که نمیشود نهی از منکر کرد، من هم که نمیتوانم با آنها مجالست نمایم، هوای بیرون هم که فوق العاده سرد است».
همینطور که بیرون قهوه خانه ایستاده بودم وفکر میکردم و کم کم هوا تاریک میشد، صدائی شنیدم که میگفت:
«محمّد تقی! بیا اینجا». بطرف آن صدا رفتم، دیدم شخصی باعظمت زیر درخت سبز وخرّمی نشسته ومرا بطرف خود میطلبد.
نزدیک او رفتم واو سلام کرد وفرمود: «محمّد تقی آنجا جای تو نیست».
من زیر آن درخت رفتم، دیدم، در حریم این درخت، هوا ملایم است وکاملاً میتوان با استراحت در آنجا ماند وحتّی زمین زیر درخت، خشک وبدون رطوبت است، ولی بقیّه صحرا پُر از برف است وسرمای کُشندهای دارد.
به هر حال شب را خدمت حضرت ولیّ عصر (علیه السلام) که با قرائنی متوجّه شدم او حضرت بقیّة الله (علیه السلام) است بیتوته کردم وآنچه لیاقت داشتم استفاده کنم از آن وجود مقدّس استفاده کردم.
صبح که طالع شد ونماز صبح را با آن حضرت خواندم، آقا فرمودند: «هوا روشن شد، برویم».
من گفتم: «اجازه بفرمائید من در خدمتتان همیشه باشم وبا شما بیایم».
حضرت فرمود: «تو نمیتوانی با من بیائی».
گفتم: «پس بعد از این کجا خدمتتان برسم؟»
حضرت فرمود: «در این سفر دوبار تو را خواهم دید ومن نزد تو میآیم. بار اوّل قم خواهد بود ومرتبه دوّم نزدیک سبزوار تو را ملاقات میکنم». ناگهان آن حضرت از نظرم غائب شد.
من به شوق دیدار آن حضرت، تا قم سر از پا نشناختم وبه راه ادامه دادم، تا آنکه پس از چند روز وارد قم شدم وسه روز برای زیارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) ووعده تشرّف به محضر آن حضرت در قم ماندم، ولی خدمت آن حضرت نرسیدم.
از قم حرکت کردم وفوق العاده از این بی توفیقی وکم سعادتی متأثّر بودم، تا آنکه پس از یک ماه به نزدیک شهر سبزوار رسیدم.
همین که شهر سبزوار از دور معلوم شد با خودم گفتم: «چرا خُلف وعده شد؟! من که در قم آن حضرت را ندیدم، این هم شهر سبزوار باز هم خدمتش نرسیدم».
در همین فکرها بودم، که صدای پای اسبی شنیدم، برگشتم دیدم حضرت ولیّ عصر (ارواحنا فداه) سوار بر اسبی هستند وبطرف من تشریف میآورند وبه مجرّد آنکه به ایشان چشمم افتاد ایستادند وبه من سلام کردند ومن به ایشان عرض ارادت وادب نمودم.
گفتم: «آقا جان! وعده فرموده بودید که در قم هم خدمتتان برسم، ولی موفّق نشدم؟!»
حضرت فرمود: «محمّد تقی! ما در فلان ساعت وفلان شب نزد تو آمدیم، تو از حرم عمّه ام حضرت معصومه (سلام الله علیها) بیرون آمده بودی، زنی از اهل تهران از تو مسألهای میپرسید، تو سرت را پائین انداخته بودی وجواب او را میدادی، من در کنارت ایستاده بودم وتو به من توجّه نکردی، من رفتم» .
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
گوهر معرفت☫
اصول مهم در تزکیه نفس و سیر الی الله اصل نهم : "غذای حلال" یکی از مواردی نقش ایجاد زمینه برای کسب
اصول مهم در تزکیه نفس و سیر الی الله
اصل دهم :
"احترام به والدین"
رضایت و دعای خیر پدر و مادر در جهت کسب توفیقات و عاقبت بخیری فرزندان بسیار مؤثر و نقش آفرین است. در آیات متعددی در قرآن کریم بر لزوم احترام و حفظ جایگاه والدین تاکید شده است. از طرف دیگر عاق والدین و نارضایتی آنان بسیاری از توفیقات را سلب نموده و حتی ممکن است موجب خشم و عقوبت الهی گردد. بی ادبی نسبت به والدین «ولو کافر» توفیقات را از انسان سلب میکند و در روایت است که خداوند فرمود به کسی که احترام والدین را نگه نمیدارد بگو هرچه میخواهد بکند که از او نمیپذیرم. اگر والدین امر به عمل حرامی نموده یا از انجام واجبی نهی نمایند،
انسان نباید به حرف آنها گوش دهد. اما این باعث نمی شود که انسان به خود اجازه دهد که کوچکترین بی احترامی نسبت به آنها انجام دهد.
استاد شهید مرتضی مطهری(ره) میفرمودند: گهگاه که به اسرار وجودی خود و کارهایم میاندیشم، احساس میکنم یکی از مسائلی که باعث خیر و برکت در زندگیام شده و همواره لطف و عنایت الهی را شامل حال من کرده است، احترام و نیکی فراوانی بوده که به والدین خود کردهام؛ بهویژه در دوران بیماری.
و نقل شده، شیخ مرتضی انصاری (ره) شیخ اعظم، فقیه بزرگ، مادرش را تا نزدیک حمّام به دوش میگرفت و او را به زن حمامی سپرده، میایستاد، تا بعد از پایان کار او را به خانه برگرداند. هر شب به دست بوسی مادر میآمد، و صبح با اجازه او از خانه بیرون میرفت.
پس از مرگ مادر به شدت میگریست و می فرمود گریهام برای این است که از نعمت بسیار مهمی چون خدمت به مادر محروم شدم، شیخ پس از مرگ مادر با کثرت کار و تدریس و مراجعات تمام نمازهای واجب عمر مادرش را خواند، با آنکه مادر از متدیّنه های روزگار بود.
در خصوص مقام معظم رهبری نیز نقل شده: در سال 1343، از مکاتباتی که رهبر انقلاب با پدرشان داشتند،
متوجّه شدند که یک چشم پدر به علت آب مروارید نابینا شده است، بسیار غمگین شدند و بین ماندن در قم و ادامه تحصیل در حوزه عظیم آن و رفتن به مشهد و مواظبت از پدر در تردید ماندند.
آیت الله خامنه ای به این نتیجـه رسیدند که به خاطر خدا از قم به مشهد هجرت کنند واز پدرشان مواظبت نمایند. ایشان در این مـورد می فرمایند:
به مشهد رفتم و خدای متعال توفیقات زیادی به ما داد. به هر حال به دنبال کار و وظیفه خود رفتم.
اگر بنده در زندگی توفیقی داشتم، اعتقادم این است که ناشی از همان بّری «نیکی» است که به پدر، بلکه به پدر و مادر انجام دادهام». آیت الله خامنه ای بر سر این دو راهی، راه درست را انتخاب کردند.
بعضی از اساتید و آشنایان افسوس میخوردند که چرا ایشان به این زودی حوزه علمیه قم را ترک کردند، اگر میماندند در آینده چنین و چنان میشدند!... امّا آینده نشان داد که انتخاب ایشان درست بوده و دست تقدیر الهی برای ایشان سر نوشتی دیگر و بهتر و والاتر از محاسبات آنان، رقم زده بود.(www.leader.ir)
در خصوص حضرت آیت الله بهجت (ره) نیز نقل شده که ایشان به خدمت آقای قاضی(ره) میرفت، عده ای از فضلای نجف به پدر آیت الله بهجت (ره) نامه مینویسند که پسرت دارد گمراه میشود و نزد فلان شخص (آقای قاضی) میرود.
پدر ایشان نیز برایش نامه ای مینویسد که راضی نیستم بجز واجبات عمل دیگری انجام دهی و راضی نیستم درس فلانی بروی، ایشان نامه پدرش را خدمت آقای قاضی (ره) میآورد و میگوید پدرم چنین نوشته است و در این حال تکلیف من چیست؟ آقای قاضی (ره) میگوید مقلد چه کسی هستی؟ میگوید: آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی (ره)، مرحوم قاضی به ایشان میگوید بروید و از مرجع تقلیدتان سؤال کنید، ایشان نیز به محضر آقا سید ابوالحسن اصفهانی (ره) میرود و کسب تکلیف میکند، سید میگوید اطاعت پدر واجب است.
از آن پس آیت الله بهجت (ره) سکوت اختیار میکند و دیگر هیچ نمیگوید و این رویه ایشان امتداد پیدا میکند و در همان ایام درهایی از ملکوت به روی ایشان باز میشود. (عطش، ص ۲۳۴)
گوهر معرفت
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b
آیت الله العظمی بهجت ره می فرمودند :
زمانی که ما وارد نجف اشرف شدیم بیشتر روحانیت نجف اشرف حتی طلبه های جوان سیوطی خوان ،
دارای #مکاشفه بودند و مسئله ی مکاشفه امر عادی بین روحانیون بود .
وقتی به دیدار یکدیگر می رفتیم ، هر کدام از طلاب ، مکاشفات خود را برای دیگری تعریف می کردند ،
همین طور که مردم رویا و خواب خود را برای یکدیگر تعریف می کنند و این امر آن قدر طبیعی و عادی بود که هیچ کس نفی دیگری نمی کرد ، هیچ کس تعجب نمی کرد ، زیرا این حالت عمومی و برای بیشتر طلاب اتفاق می افتاد .
ولی حالا کمتر دیده می شود که کسی اهل مکاشفه باشد و اگر کسی اهلیت داشته باشد و بخواهد مکاشفه ی خود را بیان کند ، دیگران از شنیدن کشف و شهود او تعجب می کنند .
به نقل از آیت الله مبشّر کاشانی ، کتاب سرّ دلبران ، ص ۲۱۶
https://eitaa.com/joinchat/3987931191C79e041da6b