🇮🇷 شهید سردار سرتیپ پاسدار جواد پور رجبی
خانواده
تاریخ انتشار: ۴ تیر ۱۴۰۴ - ۱۴:۰۷
روایت شهادت سرداری که اسرائیل دوبار او را هدف گرفت + تصاویر
🇮🇷🌙 قرارگاه صف
🌺 پروژه عاشقانه یک زوج برای شهادت
🏴 فاطمه شرط گذاشته بود که با هم شهید شوند، شبیه معصومه کرباسی و رضا عواضه. جواد هم با لبخند میگفت: «من که از خدامه تو رو هم با خودم ببرم... اما بچهها...»
🌹 حتی امسال، شبهای قدر که مشهد بودند، جواد، فاطمه را صدا زد و گفت: «بیا خانم، حالا که پروژهی شهادت دوتاییه، یه عکس کنار امام رضا بگیریم، یادمون بمونه قرارمون کجا بسته شد...»
🌺 زیاد از شهادت حرف میزد. آنقدر که فاطمه گاهی دلخور میشد اما جواد میخواست گوشش با این واژه آشنا شود تا روزی که برایش خبر آوردند بند دلش پاره نشود و قلبش از دلتنگی نایستد.
🔰 خواب دختر شهید کلید معجزه تفحص پیکر
ده روز از انفجار گذشته بود ده روزی که هر لحظهاش برای فاطمه مثل یک سال میگذشت. هنوز پیکر جوادش را پیدا نکرده بودند. فاطمه بیقرار بود، آخرین خداحافظیشان آنقدر تند و سریع اتفاق افتاد که فرصت نکرد یک دل سیر همسرش را تماشا کند.
🔴 شب دهم ریحانه سادات خواب دید: مامان، بابا یه جای خیلی قشنگ بود، مثل بهشت بهم گفت به مامان بگو سه روز برام زیارت عاشورا بخونه...
▪️ روز سوم درست بعد از خواندن زیارت، تلفنش زنگ خورد: خانم پوررجبی، پیکر سردار تفحص شد.
◽ اجازه ندادند پیکر را ببیند، فقط برایش شرح دادند: سرش شبیه اباعبدالله جدا شده، مثل علمدار دست ندارد. مقطعالاعضا است مثال علیاکبر.
⚫ فاطمه یاد چمدانهایش افتاد، یاد شبی که جواد رفت. قرار بود هفته پیش درست این موقع در کربلا باشد. حالا که سفرش کنسل شده بود جواد برایش یک کربلا آورده بود و هزار روضه...تمام کربلا در یک تابوت برگشته بود.
منبع: فارس
🇮🇷🌙 قرارگاه صف
تمام این سال ها فاطمه نمیدانست همسرش یکی از فرماندهان هوافضای سپاه است. هربار که سر حرف را باز میکرد و میپرسید: «بالاخره شما به ما نگفتی شغلت چیه آقا!؟» سردار سرتیپ جواد پوررجبی میخندید و میگفت: «چه فرقی میکنه خانم!؟ شما فکر کن من آبدارچی سپاهم»
💠 تمام این سال ها فاطمه نمیدانست همسرش یکی از فرماندهان هوافضای سپاه است. هربار که سر حرف را باز میکرد و میپرسید: بالاخره شما به ما نگفتی شغلت چیه آقا!؟ سردار سرتیپ جواد پوررجبی میخندید و میگفت: «چه فرقی میکنه خانم!؟ شما فکر کن من آبدارچی سپاهم... مهم اینه یه گوشه و کناری دارم خدمت میکنم.»
🔘 تا چند ساعت قبل از شهادت، فاطمه فکر میکرد همسرش یک پاسدار ساده باشد، حتی نمیدانست در کدام بخش کار میکند. آقاجواد معمولا زود میرفت و دیر میآمد. بعضی شبها از خستگی کنار سفره خوابش میبرد. آن شب هم خستگی از سر و رویش پیدا بود. تا پایش به خانه رسید فاطمه را صدا کرد: «خانم من از صبح آنقدر درگیر بودم که نتونستم لب به چیزی بزنم، از شامتون چیزی مونده!؟»
◽ بعد از شام تلفنش مدام زنگ میخورد، مثل همیشه چیزی از محتوای تماسهایش نمیگفت. فاطمه خودش را با بستن چمدانهایش مشغول کرد. قرار بود فردا با ریحانه و محمدحسین راهی کربلا شوند. ساعت حوالی ۱۱ و نیم شب بود که تلفن جواد دوباره زنگ خورد، اینبار برخلاف همیشه برای رفتن یک توضیح یک خطی برای فاطمه داشت: سردار حاجیزاده گفتن فرماندهها بیان...
🔸 فاطمه ابرو بالا انداخت: فرماندهها!؟
🔻 لبخندی زد و از زیرنگاههای متعجب فاطمه فرار کرد: خداحافظ... مراقب خودتون باشید. عوارض خروج از کشورتون رو هم پرداخت کردم که فردا به زحمت نیفتی، فقط...برای من زیر قبه دعا کن.
🔵 ریحانه پرسید: چه دعایی بابا!؟
🔲 جواد زلزد در چشمهای همسرش فاطمه و جواب دخترش را داد: مامانت خودش میدونه!
🔰 صدای انفجار و لحظهای که خبر شهادت رسید
حوالی اذان صبح بود که صدای چند انفجار شدید، خانه را به لرزه انداخت. فاطمه هراسان از خواب پرید؛ جواد هنوز برنگشته بود. محمدحسینِ ششساله و ریحانهی دهساله از ترس میلرزیدند. زیرنویس شبکه خبر، مدام از حملهی اسرائیل میگفت. فاطمه برای اینکه بچهها را آرام کند، پیشنهاد داد لباس بپوشند و با هم بروند بیرون.
🔴 ریحانه سریع قبول کرد: «آره مامان، بریم شاهعبدالعظیم... برای سلامتی آقا دعا کنیم.»
🔘 این جمله را باباجواد یادشان داده بود. همیشه و هر وقت اتفاقی میافتاد میگفت: «بچهها برای سلامتی آقا دعا کنید... از خدا بخواید از عمر ما کم کنه و به عمر ولیمون، رهبرمون اضافه کنه.»
🔹 بعد از زیارت از حرم که بیرون آمدند تلفن فاطمه مدام زنگ میخورد.
⬅️ فاطمه خوبی؟ از همسرت خبر داری؟
➡️ ما خوبیم، جواد گوشیاش در دسترس نیست فقط میدونم پیش سردار حاجیزاده است.
_سردار حاجیزاده!؟
-آره، چیزی شده!؟
_میگن سردار شهید شده...
⬛ فاطمه نفسش بالا نمیآمد. صدای آن طرف خط میلرزید، نگاهش را از گنبد گرفت و زیرلب مدام میگفت: پس بالاخره به آرزوت رسیدی! قول داده بودی جواد، قول داده بودی باهم شهید شیم!
🔻 زخم کهنه اسرائیل بر تن سردار!
⚫ سال ۹۷، مأموریتهای سردار پوررجبی طولانیتر و پرتکرارتر از همیشه شده بود. آنقدر که محمدحسین دیگر پدرش را درست و حسابی نمیشناخت. جواد مثل همیشه، حتی یککلمه هم نمیگفت کجا میرود، کی برمیگردد، یا اصلاً چه میکند. هر بار که فاطمه سر حرف را باز میکرد و چیزی میپرسید، همان جواب همیشگی را میداد: خیالت راحت، یه گوشه و کنار دارم سربازی آقا امام زمان رو میکنم.
▪️ تا وقتی که اسرائیل پایگاه تیفور سوریه را هدف گرفت و جواد، اینبار با ۲۵ درصد جانبازی به خانه برگشت. فاطمه تازه آن موقع فهمید این نبودنهای چهلـپنجاهروزه، در سوریه، یمن، عراق، لبنان و...میگذرد.
🔶 آن روزها محمدحسین یک سال و نیمه بود. آنقدر کم پدرش را دیده بود که با او غریبی میکرد. مدام میپرسید: مامان، این آقا کیه؟
⚪ _بابا پسرم... بابا جواده.
محمدحسین با جدیت سر تکان میداد و میگفت: نه! بابای من که باباجونه... منظورش پدرِ فاطمه بود؛ همانکه بیشتر از بابا کنارش بود.
🔸 از آن روز به بعد جواد راه میرفت و از فاطمه دعای شهادت میخواست: دیدی همهی دوستام شهید شدند و من جا موندم.
🔹 فاطمه اخم میکرد و میگفت: میخای شهید شی، من مشکلی ندارم اما بعد از ۶۰ سالگی اجازه داری...
💠 جواد سر تکان میداد: نه؛ من دوست دارم جوون شهید شم. علیاکبری ...
🇮🇷 همینطور هم شد در ۴۰ سالگی علیاکبری شهید شد. پیکری اربا اربا که دست، سر و پایش هر کدام از گوشهی آوار پیدا شد و در یک تابوت جا گرفت.
دلیل ارسال پیامک عجیب مشخص شد
🔹از ساعاتی پیش پیامی مبنیبر «رئیسجمهور آمریکا مرد عمل است» از یک سرشمارهٔ ناشناس برای شماری از شهروندان ارسال شده است.
🔹پیگیری خبرنگار فارس حاکی از این است که این پیامک بهواسطهٔ هک یکی از سامانههای ارسال انبوه پیام تبلیغاتی برای حدود ۵۰ هزار شماره ارسال شده است.
🔹گفتنی است پیشتر در فروردین ۱۴۰۳ نیز بهواسطهٔ هک یکی از سامانههای مشابه، یک پیامک جعلی با عنوان هشدار سازمان پدافند غیرعامل برای تعدادی از افراد ارسال شده بود.
🔵ایستگاه رادار YLC-8B از چین به ایران امکان میدهد تا «جنگندههای نامرئی» آمریکایی را شناسایی کند
🔹بر اساس گزارش گزارش منابع معتبر، چین پس از مجموعهای از عملیات و اقدامات تروریستهای وابسته به رژیم صهیونیستی در داخل ایران در بازه زمانی ۲۰۲۵ تا اوایل ۲۰۲۶ که آسیبپذیریهای جدی در حوزه امنیتی را آشکار کرد، تلاشهای خود را برای کمک به ایران در برابر نفوذ اطلاعاتی آمریکا و اسرائیل افزایش داده است؛ این مسئله نشان میدهد که چینیها به خوبی متوجه شدند که امنیت آنها به امنیت ایران گره خورده و اگر امروز اقدام نکنند فردا نوبت خودشان خواهد بود.
🔹بر همین اساس و بر پایه گزارش مذکور، از ژانویه، پکن از تهران خواسته است تا حاکمیت دیجیتال خود را با جایگزینی نرمافزارهای غربی با سیستمهای رمزگذاری شده و بسته چینی که برای کاهش خطر نفوذ سیا و موساد طراحی شدهاند، تقویت کند. این تلاشها به منظور حفاظت از زیرساختهای حساس نظامی، امنیتی و دولتی در برابر هرگونه حمله احتمالی آمریکا یا اسرائیل است. از آنجایی که زیرساختهای ارتباطی ایران هدف سنگینترین و سختترین حملات سایبری قرار گرفته و همچنان هم در معرض تهاجم است، ضرورت محافظت از آنها برای جلوگیری از هرگونه نفوذ مجدد و سوء استفاده بسیار حیاتی است.
🔹حمایت چین شامل هماهنگی در زمینه امنیت سایبری، همکاری در حوزه اطلاعات و استقرار فناوریهای پیشرفته مانند سیستمهای نظارتی، ایستگاههای راداری که قادر به ردیابی هواپیماهای نامرئی هستند، و همچنین کمک به تحقیقات درباره نفوذهای خارجی به پایگاههای داده ایرانی درباره شهروندان و گذرنامهها میشود. البته این همکاری دوجانبه است و ایران نیز در طول سالهای گذشته همکاریهای امنیتی گستردهای با چین داشته و توانسته بخش مهمی از شبکه مخفی سیا در چین را شناسایی و به پکن برای انهدام این شبکه کمک کند.
🔹پکن همچنین تشویق میکند که انتقال کامل به سیستم ناوبری ماهوارهای چینی «بیدو» به عنوان جایگزینی برای GPS تحت کنترل آمریکا انجام شود، که بخشی از استراتژی گستردهتر برای کاهش وابستگی ایران به فناوریهای غربی است. برخی منابع میگویند اختلالات گسترده در جی پی اس ایران در طول ماههای گذشته ناشی از همین انتقال تکنولوژیک بوده است. در حالی که بخش نظامی ایران در طول چند سال گذشته عملاً از سامانه ناوبری آمریکایی جدا شده و از فناوری روسی و چینی استفاده میکند، اما در حوزه شهری و عمومی هنوز جی پی اس مبنای فعالیت شهروندان ایرانی است.
🔹پکن هشدار داده است که هرگونه حمله به ایران منطقه را بیثبات کرده و سرمایهگذاریهایش در پروژه «یک کمربند، یک راه» و امنیت انرژی را به خطر میاندازد، که نشاندهنده مخالفت سیاسی قوی با تشدید نظامی است و خود را به عنوان نیروی تعادلی معرفی میکند که به دنبال جلوگیری از جنگ گستردهتر است. بر همین اساس چین با فروش سامانه راداری پیشرفته خود در ایران و ارسال کارشناسان و متخصصان این بخش تلاش قابل توجهی جهت بالا بردن امنیت آسمان ایران در برابر حملات احتمالی محور صلیبی یهودی انجام داده است.
🔹ارسال این رادارها به ایران و استقرار در مناطق کلیدی محور تروریستی صلیبی و یهودی را جهت یک ماجراجویی دیگر از جنس ماجراجویی خرداد ماه دچار تردید جدی کرده است. اینکه چین علاوه بر ارسال این سامانه راداری اقدام به ایجاد یک شبکه گسترده پدافندی چند لایه در ایران کرده، یعنی آنکه این بار ماجرا بسیار متفاوت خواهد بود. آسمان ایران برای هر غریبه ناامن و غیر قابل پیشبینی بوده احتمال بازگشت از دره مرگ بسیار سخت خواهد بود.
🔹ترکیب ماهواره، آواکسهای KG-500، سامانه راداری YLC-8B و سامانههای پدافندی HQ-9B و HQ-19 و HQ-23 در کنار دهها فروند انواع و اقسام شکاریهای مدرن و جنگندههای نسل پنجم، انواع و اقسام سامانههای پدافندی ایرانی و توسعه سیستمهای ارتباطی غیر قابل نفوذ آسمان ایران را به خطرناکترین و عجیبترین میدان نبرد برای هر دشمن ماجراجو و پر ادعایی تبدیل کرده است... باید دید تروریستهای آمریکایی و یهودی آیا این بار هم تلاش میکنند تا شانس خود را در برابر ایرانیها آزمایش کنند؟! اگر در نبرد خرداد ماه ۱۴۰۴ آنها شکست خوردند، در نبرد بعدی نابود خواهند شد....
🔰 نکته اول
🔻 ما در همه برهه ها، ریزش داشتیم اما در کنار رویش هم داشتیم و مهم اینه که رویشها همون خیلی بیشتر از ریزشهامون بوده و هست.
یکی از چالشهای ما در نگاه و تحلیل اینه که عموما ریزشها رو میبینیم و برجسته میکنیم.
الان در دانشگاه تهران که حدود 50 هزار دانشجو هست حدود 500 دانشجو دارن تجمع میکنن و شعارهای ساختار شکنانه میدن، از همین جمع 500 نفری هم حدود 40 - 50 نفر لیدر و میدان دار هستن و بقیه عمدتا سیاهی لشکر هستن. خب الان ما چرا اون 49500 دانشجویی که اصلا به اینا محل ندادن رو نگاه نمیکنیم؟!!!
تازه ما در کل کشور چند میلیون دانشجو داریم و صدها دانشگاه، اما صرفا در چند دانشگاه ما شاهد این بلواها هستیم
🔻 ریزشها هم همیشه بوده هم در دوره ائمه اطهار علیهما السلام بوده هم از اول انقلاب ( به عنوان مثال همین منافقین که در اوایل انقلاب جزء طرفداران پروپا قرص انقلاب بودن اما پس از چندی ریزش کردن)
🌷 اَلّلهُمَّـ عَجِّللِوَلیِّک الفَرَج 🌷
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یک سال گذشت...
🪖) پیکر مطهر شهید مجاهد، سید حسن نصرالله، در ۵ اسفند ۱۴۰۳ پس از سالها مبارزه و جهاد همراه با شهید سید هاشم صفیالدین تشییع شد و در غروبی غمانگیز در دل خاک آرام گرفت.