ᗪᖇᗴᗩᗰ •
- به غم آغشته ام، آشفته ام، ایرانم انگاری !
- خدا افزون کند در هجر تو، صبر کم ما را !
از دور ها و دور ها میآیی . .
و تنها یڪ چیز ،
یڪ چیز
در جھان من تغییر میڪند ؛
اینڪہ دیگر
بدون تو
در هیچ کجا نیستم !
وصفِ احوالِ من افتاد به دستانِ قلم ؛
من نِوشتم که : [غمی نیست]
بِخوان : [سخت گذشت] . .