...از تواضعت بگویم یا از خدمت به خلقالله؟ در روزهای سخت و پُرتنشِ بعد از شهادت حاجی، با زهرایت در کنار من و زینبم بودی. با دیدن لبخند همیشگیات آرام میشدیم.
زهرا هم در دانشگاه، علوم دینی و عرفان و ارتباطات خوانده بود و چه خوب به دانستههایتان عمل میکردید.
آری خداوند اهل عمل را برمیگزیند.
الذین آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر
به یاد دارم شب شهادت شهدای سفارت ایران در سوریه، در حسینیهٔ امام خمینی، در اوج شوخطبعی طلب شهادت کردی. همیشه به همسرت میگفتی: «داوود؛ حواست باشه! اگه شهید نشیم میمیریم. میمیریم. میمیریم.»
و الان شما زندهاید، و ما؟؟؟
دعا کن ما هم نمیریم... 😭😭😭
معاون پرورشی بودی. این را از ارتباط عمیقی که با بچهها و جوانها در هر مجلسی میگرفتی میشد فهمید. کافی بود احساس میکردی در کاری میتوانی معین باشی، بدون دعوت با سر میرفتی .به فرمودهٔ حاج قاسم «باید شهیدگونه زندگی کرد تا شهید شد.» مادری مجاهدپرور بودی؛ از علی تا حسینِ بسیجی و تا نوههای پای کارت، عباس و علیاکبر. من شعار نمیدهم؛ عملاً دیدم که چگونه همه پای کار انقلابید. گواه کلامم روز شهادت، که مشغول آمادهکردن غذا برای مجاهدان در صحنه بودید.
و در تمام این لحظات، زهرا، با فکر و با سلیقهٔ تمام، در کنارت و پا به رکابت بود؛ مجاهد جهاد تبیین، اهل مطالعه و دقت و تبیین؛ لبیکگوی کلام رهبر شهیدم که توصیه فرمودند در صفحات مجازی فعالیت و روشنگری داشته باشید.
خواهر داغدیدهات دربارهٔ ایثارگریات میگفت:
خواهرم به خاطر شغل و نگهداری از بچهها برای ادامهٔ تحصیل اقدام نمیکرد. برای همین حاج داوود هم دکترا را شروع نمیکرد. اشرف کارشناسیارشدش را گرفت، تا حاجی دکترا را شروع کند.
و سایر بستگان دربارهٔ تو میگویند:
🌹🌹🌹
ادای احترام به مجاهدی که پیکرش از نوهاش هم نحیفتر و کوچکتر بود...
دربارهٔ این خانواده نیازی به حرفزدن نیست؛ چون همهٔ ما خوب میدانیم که چه تبار محترمی را از دست دادیم. اما بر خود لازم میدانم ادای احترام کوچکی داشته باشم، نسبت به کسی که تمام نقشهایش را به بهترین شکل ایفا میکرد و بدون شک اگر وجود مالامال از عشق و صلابت او نبود، مسلماً خانواده دایی داوود هرگز این جایگاه را پیدا نمیکرد.
و در آخر، باقیماندهٔ پیکرش هم پر از حرف بود؛ اینکه در آخرین لحظات زندگیاش هم نقش محوری و حمایتگریاش را با تمام ارزشهایش پیوند زد و خود محافظ بقیهٔ خانواده شد.
🌹🌹🌹
یادم رفت بگویم که زهرایت چگونه به یاری خانواده و فرزندان مجروحین پیچری لبنان رفت تا با برداشتن باری از دوش خانوادههای دردمند و مجروح این مجاهدان، مرهمی بر زخمشان در زمان ناجوانمردی دنیا باشد. او همیشه مجاهدی آماده در میدان خدمت به مجاهدین و خانوادهٔ شهدا بود. روایت بعضی از این مجاهدتها در [یادداشتهای شهیده زهرا عسگری](https://web.bale.ai/chat?uid=4564097043) بر جای مانده است.
راستی اشرف جان، باید بگویم اسمت بسیار با مُسمّا بود 🌹🌹🌹
#جنگ_رمضان
[کانال اطلاعرسانی رسانهٔ حاج رمضان](https://ble.ir/haajramezan)
@haajramezan
🚩دشمن بزرگ است اما نه به اندازه ایمان ما🚩
✍️ یادداشت شخصی حاج رمضان:
باید در حد و اندازه دشمن باشیم تا او هم به ما و با جنگ با ما فخر بفروشه
نباید کاری کنیم که ما را در حد و اندازه خودش نبینه
دشمن بزرگ است اما نه به اندازه بزرگی خدای ما
دشمن بزرگ است اما نه به اندازه ایمان ما و اراده ما
دشمن بزرگ است و نه به اندازه اعتقاد و باور ما به خدا و رسول و اهلبیت رسول سلاماللهعلیهماجمعین
ما مثل جنگهای قدیم و تمدنهای قبل که هل من مبارز میطلبیدند ما هم به اندازه و قدرت دشمن خودمان میبالیم و باید در حد و اندازهای باشیم تا او هم ما را به مبارزه قبول کند و تن اش در مقابل ما و در مقابله با ما بلرزد
ما بزرگیم چون به اقیانوس بیکران قدرت الهی وصل هستیم ما بزرگیم چون صاحب کار بزرگی داریم
#دستخط
#جنگ_رمضان
[کانال اطلاعرسانی رسانهٔ حاج رمضان](https://ble.ir/haajramezan)
@haajramezan
✍️ برادرتان رمضان:
ما بزرگیم چون به اقیانوس بیکران قدرت الهی وصل هستیم
🚩 🚩 🚩
#جنگ_رمضان
[کانال اطلاعرسانی رسانهٔ حاج رمضان](https://ble.ir/haajramezan)
@haajramezan
🔻 ملاقات دو شهید گمنام
🚩 قرار بود میزبان جمعی از نخبگان و فناوران جبههٔ مقاومت باشیم. آنها نمیدانستند به ملاقات حاج رمضان مشرف میشوند. بعد از صحبتهای حاجی نوبت به بچهها رسید. فضا خیلی گرم و صمیمانه بود. در بین بچهها، صحبتهای آقای مرتضی اردشیر بیشتر جلب توجه کرد. سؤالهایش دقیق و موشکافانه بود. حاجی هم سرشوق آمد و پاسخ مفصّلِ درخوری داد.
در گعدهٔ دورهمی انتهای جلسه، بچهها یکی یکی نزد حاجی میآمدند و خصوصی صحبت میکردند. آقای اردشیر هنگام در آغوش کشیدن حاجی، آهسته گفت: «من فرزند علی آقای لاریجانی هستم. پدر دعاگوی شما هستند.»
حاج رمضان که غافلگیر شده بود، محکمتر او را در آغوش گرفت و گفت: «حتماً سلام مرا به ایشان برسانید.»
و حالا، چهارده ماه بعد از آن شب، یکدیگر را برای دومین بار در آغوش میکشند..
#جنگ_رمضان
[کانال اطلاعرسانی رسانهٔ حاج رمضان](https://ble.ir/haajramezan)
@haajramezan
🚩 نخبهٔ شهید مرتضی لاریجانی، مثل حاج رمضان مجاهدی گمنام بود؛ اما در میدان علم.
بعد از آن ملاقات زمینی، این بار حاجی در بهشت به استقبال او رفته است..
#جنگ_رمضان
کانال اطلاعرسانی رسانهٔ حاج رمضان
@haajramezan
🚩 یسلمو إیدیك..
(دست مریزاد..)
🔻
اقدم نفسي کجندي في خدمتکم وتحت اوامرکم اخوکم رمضان
خود را بهعنوان یک سرباز در خدمت شما و تحتامر جنابعالی قرار میدهم.
برادرتان رمضان
🔻
الـصــمـود المُـدهِـش والـإنتـصـارات الـمتـتـالـيــة
نتيجة القيادة الفريدة لـ"الشيخ نعيم قاسـم"
في إعـــادة بــــنــــــاء روح وجـــســـــــم "حـــزب الله"
ایستادگی شگفتانگیز و پیروزیهای پیدرپی
نتیجهٔ فرماندهی کمنظیر «شــیخ نعیم قـاســم»
در بـازســازی روح و جــســـــم «حـزبالله لــبـنــــان»
🔻
#جنگ_رمضان
#حرب_رمضان
[کانال اطلاعرسانی رسانهٔ حاج رمضان](https://ble.ir/haajramezan)
@haajramezan