eitaa logo
فعالیتی انجام نمیشود.
181 دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
26هزار ویدیو
371 فایل
@haaf zanvahy351
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📖 تجربه تاریخی در عمامه‌ پرانی 🔸تجربه عمامه قاپی، در ایران، به صد و اندی سال پیش برمی گردد. روز سیزدهم رجب ۱۳۲۷ قمری یک ساعت و نیم به غروب میدان توپخانه تهران، جمعیت سوت و کف می زدند و یک ریز فحش و دشنام می دادند. فاتحان تهران درحال رسیدن به فتح الفتوح خود بودند. نادرترین حادثه سیاسی، اجتماعی ایران در حال شکل گرفتن بود. شیخ فضل الله نوری با راهنمایی یکی از فاتحان وبا پای مجروح خود با صلابت و پرهیبت، راهی چوبه دار شد. کنار چهارپایه که رسید با خدا، مردم وروحانیت خواب آلوده سخن گفت: «خدايا تو شاهد باش که من آنچه را که بايد بگويم به اين مردم گفتم... خدايا تو خودت شاهد باش که من براي اين مردم به قرآن تو قسم ياد کردم. گفتند : قوطي سيگارش بود...» در ادامه به خدا گفت که مردم بشنوند: «خدايا تو خودت شاهد باش که در اين دم آخر هم باز به اين مردم مي‌گويم که مؤسسين اين اساس لامذهبين هستند که مردم را فريب داده‌اند... اين اساس مخالف اسلام است... محاکمه من و شما مردم بماند نزد پيغمبر خدا محمدبن عبدالله...» 🔶هنوز صحبت شیخ شهید، تمام نشده بود که يوسف‌خان ارمني به طرز خفت باري عمامه از سر شيخ برداشت و به طرف جمعيت پرتاب کرد. این اولین تجربه عمامه قاپی، در ایران بود. طولی نکشید که همه فهمیدند مشکل مشروطه، عمامه شیخ فضل الله نبود وعمامه قاپی شیخ، مقدمه ای برای کلاه پهلوی بود که با خون دل، بر سر شاهدان اهانت به شیخ فضل‌الله وملت ایران گذاشتند. 🔶حاج شيخ با همان صداي بلند و پر طنين، خطاب به روحانیت کنار آمده با مشروطه و خواب آلود، گفت: «اين عمامه را از سر من برداشتند از سر همه برخواهند داشت». درست، یک سال بعد از شهادت شیخ، سید عبدالله بهبهانی در خانه ترور شد، سه سال بعد، ثقة الاسلام تبریزی به همراه هفت تن دیگر در روز عاشورای سال ۱۳۳۰ قمری برابر با ۹ دی‌ماه ۱۲۹۰ خورشیدی توسط روس ها به‌دار کشیده شدند. این داستان به جایی رسید هین نحوست روحانی، بخشی از ادبیات عمومی و فرهنگ عامه شد. (فاعتبروا یا اولی الابصار) 🔶 آخرين جمله شيخ، حکايت از بي‌وفايي و جهالت مردم زمانه و در عین حال، گونه‌اي پيش‌بيني تکرار حوادث صدر اسلام در مشروطه و آينده آن بود. در آخرین کلام شیخ فرمود «هذه کوفه الصغيره» بود. پس از آن، يفرم ارمني، طناب دار را در پایتخت جامعه شیعه و در مقابل چشمان مردم، بر گردن مرجع اول تهران افکند. 🔶شیخ فضل‌الله، مرجع اول تهران و محبوب مردم بود. یک شخصیت عادی نبود.این مسأله از نگاه بیگانگان، نیز دور نمانده است.ادوارد براون انگلیسی نیز، شیخ فضل‌الله را در اجتهاد «برتر از دیگران» می‌داند و در مورد مقام علمی وی می‌نویسد: «شیخ فضل‌الله از لحاظ علم و آراستگی به کمال معروف بود ... مجتهد سرشناس و عالمی متبحر که از لحاظ اجتهاد برتر از دیگران بود». آل احمد درباره شهادت شیخ می نویسد: «من نعش آن بزرگوار را بر سر دار، همچون پرچمى مى دانم که به علامت استیلاى غرب‌زدگى، پس از دویست سال کشمکش بر بام سراى این مملکت افراشته شد و اکنون در لواى این پرچم، ما شبیه به قومى از خود بیگانه‌ایم» اکنون نیز عمامه قاپی، با آموزش بیگانگان برای گذاشتن کلاهی دیگر، بر سر مردم و مقدمه ای، برای حذف موانع غربی سازی جامعه ایران است. همه آنچه شیخ پای دار گفت را امروز باید شنید تا دوباره، گرفتار تلخی های آن روز نشویم. حادثه ها گفتگو ی خدا با ماست. ✍️ سید عبدالله http://eitaa.com/hafezan_vahy3
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ السَّلاَمُ عَلَى مَهْدِيِّ الْأُمَمِ وَ جَامِعِ الْكَلِم موضوع امروز: فضیلت‌های فراموش شده! فضیلت دوم: «صداقت»، (برگ دوم) روز شنبه، ١۴٠١/٠٨/٢٨ مناسبت روز: امروز مناسبت خاصی نداریم؛ اما در روز گذشته در مورد یکی از فضائل فراموش شده‌، به‌نام «صداقت و یکرنگی» سخن گفتیم؛ و عرض کردیم که طبق روایات اسلامی، این صفت یکی از مهمترین دلایل بعثت همۀ انبیاء الهی، و قوی‌ترین رکن ایمان، و علامت و نشانۀ دین‌داری است؛ سپس به اقسام «صداقت» از نگاه اسلام پرداخته و گفتیم: 1️⃣ قسم اوّل: «صداقت با خداوند متعال است»؛ به این معنا که اگر در نماز می‌گوییم: «إِیاكَ نَعْبُدُ وَ إِیاكَ نَسْتَعینُ» راست بگوییم؛ 2️⃣ قسم دوم: «صداقت با چهارده معصوم (ع) است»؛ به این معنا که اگر ادعا می‌کنیم که اهل‌بیت (ع) را دوست داریم و شیعه و پیرو آنها هستیم، از نظر عمل هم چنین باشیم و عمل ما با گفتار و با عقیدۀ ‌ما همخوانی داشته باشد؛ ✍️ و انشاالله امروز به اقسام دیگر «صداقت» می‌پردازیم: 3️⃣ قسم سوم: «صداقت در خانه و با خانواده است»؛ یعنی زن و شوهر نسبت به یکدیگر و راجع به فرزندانشان، صادق باشند و مواظبت کنند که دروغ و دورویی در خانه‌ی آنها راه نیابد؛ بدیهی است اگر زن و شوهری در خانه دروغ بگویند، خواه یا ناخواه، فرزندانی دروغگو تربیت می‌‌کنند و خانواده خود را به عذاب الهی دچار می‌کنند‌؛ چنانچه قرآن می‌فرماید: «إِنَّ الْخَاسِرِینَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِیهِمْ یوْمَ الْقِیامَةِ أَلَا ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِینُ»[زمر/١۵]؛ یعنی زیانکارترین افراد، آنها هستند که خودشان و اهلشان را در روز قیامت، به خسران جاودان (جهنّم) درافکنند. 🔹 البته صداقت در خانه و خانواده، فقط به معنای راستگویی در گفتار نیست، بلکه شامل صداقت در رفتار و وفاداری زن و شوهر در همه حال نسبت به یکدیگر نیز می‌شود که برای فهم بهتر مطلب به یک حکایت اشاره می‌نمائیم: «یکی از مراجع بزرگوار تقلید در کربلا زندگی می‌کردند که یک شاهزاده خانم به کربلا آمد و نامه‌ای برای ایشان فرستاد و چنین نوشت که: من می‌خواهم یک دستی روی سرم باشد، لذا می‌خواهم همسر شما بشوم؛ آن عالِم هم جواب دادند که من طلبه هستم و شما شاهزاده هستید و سنخیتی با هم نداریم؛ اما آن خانم دست بردار نبود و دوباره نامه فرستاد که من پول فراوان دارم و از شما چیزی نمی‌خواهم و تمامی خرج و مخارج شما را هم می‌دهم، فقط می‌خواهم دست شما روی سر من باشد؛ آن مرجع عالیقدر که به همسر خود بسیار وفادار و صادق بودند در جواب زن، یک جمله‌ی زیبا نوشتند: «همسر من یک عمر با همه‌چیز من ساخته است، اگر من بخواهم تجدید فراش کنم، خیانت و بی‌صداقتی با اوست و من حاضر نیستم صفا، صمیمیت و صداقت در خانه‌ام را با هیچ چیزی عوض بکنم!» 🔹 یکی دیگر از موارد صداقت این است که زن و شوهر خود را خالصانه، متعلق به یکدیگر بدانند و در کسب رضایت هم بکوشند؛ چنانچه امیرالمؤمنین (ع) فرمودند: «به خدا قسم، من هیچ‌گاه فاطمه را خشمگین نکردم و فاطمه نیز هیچ‌گاه مرا خشمگین نکرد و در هیچ کاری از من سرپیچی ننمود و هرگاه به او می‏نگریستم، تمامی غم و اندوهم، برطرف می‏شد.» (بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۳۴) 4️⃣ قسم چهارم: «صداقت با مردم» است؛ یعنی انسان با دیگران یک‌رو و صادق باشد و در اجتماع از دروغ در گفتار و فریب در کردار بپرهیزد؛ چنانچه در اسلام تأکید فراوان شده که انسان مسلمان باید در روابط اجتماعی از دورویی و نفاق حذر کند و در کسب و کار نیز صداقت پیشه کند و از تقلب و دروغ و کارهایی مانند: اجحاف، گران‌فروشی و غشّ در معامله و گناهانی از این دست بپرهیزد؛ همچنین انسان مؤمن باید در گفتار و رفتارش از «تظاهر و ریا» دوری نماید که طبق آیات و روایات، گناهش تا سرحدّ کفر و باطل‌کننده همه‌ی اعمال است؛ البته علاوه بر پرهیز از ریا، باید مواظب باشیم که اگر به کسی خدمت کردیم، منّت سر او نگذاریم، چون منّت گذاشتن نیز مانند ریا، عمل ما را باطل و حبط می‌کند؛ چنانچه قرآن کریم می‌فرماید: «لَا تُبْطِلُوا صَدَقَاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَالْأَذَىٰ كَالَّذِی ینْفِقُ مَالَهُ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا یؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الیَوم الاخر» [بقره/٢۶۴]؛ «صدقه‌هایتان را با منت و آزار باطل نکنید، مانند کسی که مالش را به ریا به مردم انفاق می‌کند و به خدا و روز قیامت ایمان ندارد» ✍️ در پایان باید اذعان کرد که به‌دست آوردن «صداقت» در دنیای کنونی بسیار مشکل است! در دنیایی که روی پایه‌ی دروغ و تظاهر و ریاکاری و تعریف‌های بیجا می‌چرخد و صداقت در آن کیمیاست! لذا در مسیر کسب این فضیلت بزرگ همواره می‌بایست با توسل به اهل‌بیت عصمت و طهارت از خداوند متعال مدد بگیریم. 📚 برگرفته از درس اخلاق حضرت آیت‌الله العظمی حسین مظاهری (دامت‌برکاته) http://eitaa.com/hafezan_va
💠 مودّت الهی 🔸
پایگاه اطلاع رسانی اسراء
، آیت الله العظمی جوادی آملی: اگر ما قرآن را دوست داریم چون كلام خداست، پس متكلّم را هم دوست داریم و اگر اهل بیت را دوست داریم چون خلیفه الهی ‌اند و اگر كسی خلیفه الهی را دوست داشت یعنی «مستخلف ‌عنه» را دوست دارد؛ بنابراین تمام این مودّت ‌ها و محبّت ‌ها بر می ‌گردد به محبّت و كه ما خدا دوست باشیم و چون ذات اقدس الهی با همه هست، این دوستی یك خواهد بود، جهان را محبّت اداره می ‌كند نه جنگ، جهان را كُشتن و خون اداره نمی ‌كند، جامعه را محبّت اداره می ‌كند... . آیت. الله جوادی http://eitaa.com/hafezan_vahy1
💠 نگاه ناب 🔸 مرحوم (رضوان الله تعالی علیه) سعی بلیغش در این بود که گذشته را به یاد ما بیاورد؛ اینکه گذشته را به یاد ما بیاورد، آینده را به خوبی تأمین می کند. این کتابی که ایشان در شرح نهج البلاغه نوشتند و کتاب های دیگری را که از زبان نوشتند، قسمت مهمّش در این است که ما را که روزی مهمان خدا بودیم در مشهد خدا بودیم در محضر خدا بودیم مخاطب خدا بودیم مستمع خدا بودیم بین ما و خدا سؤال و جوابی شد، این صحنه را به یاد بیاوریم. اگر این صحنه را به یاد بیاوریم ماسوای خدا برای ما بی ارزش است. 🔸 مرحوم در عین حال که تبلیغاتش، تألیفاتش، بنان و بیانش نسبت به آینده روشن بود؛ اما سعی بلیغش در این بود که را بیش از آنچه که دیگران می دانند کند. این شرح نهج البلاغه ایشان بخش وسیعی درباره این تذکره است که اگر انسان آنچه در درون دارد به یاد آن باشد، آن وقت راحتِ راحت است؛ وقتی آن صحنه را ببیند آن جلال و شکوه را ببیند، آینده را تأمین خواهد کرد. اگر این چنین باشد تأمین است تأمین است تأمین است و دیگر هیچ نگرانی نیست. 🔸 این راهی است که کمتر، رونده ها رفته اند؛ قسمت مهم تدریس، بنان و بیان، قلم و لسان علمای ما در تربیت نسل جوان یا غیر جوان، به آینده برمی گردد که اگر این کار را کردید دنیای شما اصلاح می شود، اولاً؛ در برزخ به بهشت برزخی می روید، ثانیاً و در قیامت وارد بهشت می شوید؛ اما درباره گذشته که شما چنین بودید، این را حفظ کنید، این در کلمات کمتر کسی پیدا می شود. اگر این چنین باشد آن وقت انسان نسبت به آینده راحت است؛ وقتی خود را بداند، این سرمایه، او را به پیش می برد. 📚 پیام به مناسبت سالگرد علامه جعفری تاریخ: 1400/08/18 ‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌🔰 http://eitaa.com/hafezan_vahy1 🔰
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
بساط شرارت جمع خواهد شد این ۱۰۰ ثانیه را از آقا بشنوید تا دل‌تان قرص شود.
baghare29_02.mp3
10.93M
📌 سلسله درسگفتارهای سیر مطالعاتی تفسیر المیزان و تفسیر تسنیم (آیت الله جوادی آملی(حفظه الله)) 🎤با ارائه استاد ارجمند جناب دکتر غلامی (زمزم معرفت) 📁 بررسی تفسیر سوره مبارکه بقره 📼 جلسه : ۵۳ 📜 ویژگی های درسگفتار: بیان شیرین و روان.مستند و عالمانه .کلاسیک و ارائه مصادیق روز و کاربردی 🍀🍀🍀 ♦️ درتبلیغ و انتشار سخن حق توفیق را از خدا بخواهیم.کمی همراهان ما را از تلاش باز ندارد. 💢 نکته مهم: از گوش دادن این سلسله درسگفتار به هیچ وجه غفلت نکنید و در صورت امکان تا جایی که می توانید به اشتراک http://eitaa.com/hafezan_vahy1
📌کیفر بازی کردن با دین خدا 🔘ﺩﻟﺎﻳﻞ ﻣﺤﺮﻭﻣﻴﺖ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﺍﺯ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﻬﺸﺘﻲ، ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﻧﺪ ﺍﺯ: ﺑﻪ ﺑﺎﺯﻱ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺩﻳﻦ ﺧﺪﺍ، ﻓﺮﻳﺐ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺍﺯ ﺩﻧﻴﺎ، ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻲ ﺭﺳﺘﺎﺧﻴﺰ ﻭ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﺁﻳﺎﺕ ﺍﻟﻬﻲ. 🔘ﺍﻭﻟﻴﻦ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﻱ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻭ ﮔﻤﺮﺍﻫﻲ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺳﺎﺯ ﺧﻮﺩ، ﻣﺜﻞ ﺩﻳﻦ ﺭﺍ ﺟﺪّﻱ ﻧﮕﻴﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻏﻔﻠﺖ ﻛﻨﺪ ﻳﺎ ﺑﺎ ﺁﻥ ﺑﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺳﺮﮔﺮﻣﻲ ﻭ ﺑﺎﺯﻳﭽﻪ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻛﻨﺪ. ﺍﻳﻦ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ، ﺳﺮﺍﻧﺠﺎم ﺑﻪ ﺍﻧﻜﺎﺭ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﻛﺸﻴﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺩﻭﺯﺥ ﺳﻘﻮﻁ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ. 🔘ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻗﺮﺁﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﺎﺯﻳﭽﻪ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﻣﻲ ﺍﺳﺖ، ﺍﻣﺎ ﺩﻳﺪﮔﺎﻩ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﻳﻦ ﺑﺎﺯﻳﭽﻪ ﻭ ﺳﺮﮔﺮﻣﻲ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻧﻴﺎ ﺍﺻﻞ ﺍﺳﺖ. ﺁﺭﻱ؛ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﻓﺮﻳﺐ ﻇﻮﺍﻫﺮ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﺑﺪﺍﻥ ﺩﻝ ﻣﻲ ﺑﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺣﻘﺎﻳﻖ ﻭﺍﻟﺎﺗﺮ ﻏﺎﻓﻞ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ، ﻭﻟﻲ ﻣﺆﻣﻨﺎﻥ ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻥ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎﻱ ﺩﻧﻴﻮﻱ ﺩﻝ ﺑﺒﻨﺪﻧﺪ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻫﺪﻑ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﻨﺪ، ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﻬﺸﺘﻲ ﻧﻴﺰ ﺑﻬﺮﻩ ﻣﻲ ﺑﺮﻧﺪ. 🔘ﻫﺮ ﻛﺲ ﺍﺯ ﺭﺳﺘﺎﺧﻴﺰ ﻏﺎﻓﻞ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻛﻨﺪ، ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺑﻪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻲ ﻣﻲ ﺳﭙﺎﺭﺩ، ﻭ ﺍﺯ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﻬﺸﺘﻲ ﻣﺤﺮﻭم ﻣﻲ ﺳﺎﺯﺩ، ﻭﻟﻲ ﺍﮔﺮ ﻛﺴﻲ ﺑﻪ ﻳﺎﺩ ﺭﺳﺘﺎﺧﻴﺰ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺩ ﺗﻮﺷﻪ ﺍﻱ ﺑﺮﻣﻲ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﻣﺤﺮﻭم ﻧﻤﻲ ﺷﻮﺩ. 🔘ﻣﻘﺼﻮﺩ ﺍﺯ «ﺧﺪﺍ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ.»، ﺁﻥ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺳﻬﻮ ﻭ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻲ ﺩﺍﺭﺩ، ﺑﻠﻜﻪ ﻣﺮﺍﺩ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ ﻛﻪ ﺷﺨﺺ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﻜﺎﺭبا دیگران. 📘بهره گیری از تفسیر مهر رضایی اصفهانی http://eitaa.com/hafezan_vahy1
🔴از دعا کردن هیچ وقت خسته نشید! ✅احمد بن محمد به حضور امام رضا (علیه السلام) آمد و گفت: چند سال است حاجتي دارم و آن را از خدا خواسته ام و دعا مي كنم. 🍃ولي چون دعايم مستجاب نشده است، در اين مورد شك و ترديدي به دلم راه يافته است. 🌼امام رضا علیه السلام فرمود: اي احمد، مراقب باش كه شيطان بر تو چيره نگردد تا تو را مأيوس و نااميد كند، 🌹همانا امام باقر (علیه السلام) مي فرمود: مؤمن، نياز خود را از خدا مي خواهد، خداوند اجابت آن را تأخير مي اندازد.. 🌼سپس امام رضا فرمود: سوگند به خدا، تأخير بر آوردن نيازهاي دنيوي مؤمنان براي آنها بهتر از تعجيل در بر آوردن نيازهاي آنها است. 🛑دنيا مگر چه ارزشي دارد؟ 🌕 بنابراين از دعا كردن خسته نشو، زيرا دعا در پيشگاه خدا داراي مقام بسيار ارجمند است... 💥همانا كسي كه در اين دنيا از نعمتهاي الهي برخوردار است اگر درخواستي از خدا كند و دعايش به استجابت برسد، (بر اثر حرص) باز درخواست ديگري مي كند ⚡️و نعمت خدا به نظرش كم ارزش مي گردد و از چيزي سير نشود و در صورت فراواني نعمت، در اين راه به خاطر حقوقي كه بر او واجب است، به خطر بيفتد و در فتنه و آزمايش قرار گيرد. 🌻بگو بدانم اگر من چيزي به تو بگويم، به صحت آن اطمينان داري؟ اگر به سخن من اطمينان داري، بايد به گفتار خدا بيشتر اطمينان داشته باشي، چرا كه خداوند به وعده خود وفا مي كند. مگر خدا نمي فرمايد: ✅هنگامي كه بندگان من از تو درباره من سؤال كنند (بگو) من نزديكم، دعاي دعا كننده را به هنگامي كه مرا مي خواند پاسخ مي گويم. و نيز، مگر نمي فرمايد: از رحمت خدا نوميد نشويد. 🔴بنابراين اعتمادت به خدا در مورد (صلاح و مصلحتت)بيشتر از ديگران باشد... 🌐💠🌐💠🌐🌀🌐💠🌐💠🌐 📘اصول کافی،باب من ابطات عليه الاجابه، حديث 1، ص 243 و 244 ج 2.http://eitaa.com/hafezan_vahy1