eitaa logo
فعالیتی انجام نمیشود.
181 دنبال‌کننده
13.3هزار عکس
26هزار ویدیو
371 فایل
@haaf zanvahy351
مشاهده در ایتا
دانلود
🛑معلم باید نسبت به کاربرد منفی علوم هشدار دهد. تفسیر نور (حجة الاسلام قرائتی) «102» وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى‌ مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ وَ لكِنَّ الشَّياطِينَ كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ وَ ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَ مارُوتَ وَ ما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ وَ لَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ‌ و (يهود) آنچه (از افسون و سحر كه) شياطين (از جنّ وانس) در عصر سليمان مى‌خواندند، پيروى مى‌كردند وسليمان هرگز (دست به سحر نيالود و) كافر نشد ولكن شياطين، كفر ورزيدند كه به مردم سحر وجادو مى‌آموختند و (نيز) از آنچه بر دو فرشته، هاروت وماروت، در شهر بابل نازل شده بود (پيروى نمودند. آنها سحر را (براى آشنايى به طرز ابطال آن) به مردم مى‌آموختند.) وبه هيچ‌كس چيزى نمى‌آموختند، مگر اينكه قبلًا به او مى‌گفتند ما وسيله آزمايش شما هستيم، (با بكار بستن سحر) كافر نشويد (واز اين تعلميات سوء استفاده نكنيد،) ولى آنها از آن دو فرشته مطالبى را مى‌آموختند كه بتوانند به وسيله آن ميان مرد و همسرش جدايى بيفكنند (نه اينكه از آن براى ابطال سحر استفاده كنند). ولى هيچگاه بدون خواست خدا، نمى‌توانند به كسى ضرر برسانند. آنها قسمت‌هايى را فرا مى‌گرفتند كه براى آنان زيان داشت و نفعى نداشت، و مسلّماً مى‌دانستند هركس خريدار اينگونه متاع باشد، بهره‌اى در آخرت نخواهد داشت وبه راستى خود را به بد چيزى فروختند، اگر مى‌فهميدند. جلد 1 - صفحه 170 ✅نکته ها آنچه از روايات استفاده مى‌شود آن است كه حضرت سليمان عليه السلام براى جلوگيرى از انحراف يا سوء استفاده، دستور داد اوراق ساحران را جمع‌آورى و نگهدارى كنند. ولى گروهى به آن نوشته‌ها دست يافته و مشغول تعليم و اشاعه سحر «1» در ميان مردم شدند. آنان حتّى معجزات حضرت سليمان را سحر معرّفى كرده و پيامبرى او را منكر شدند. و برخى از بنى‌اسرائيل نيز به جاى پيروى از تورات به سراغ سحر و جادو رفتند. اين كار چنان شهرت و گسترش يافت كه يهود زمان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله نيز سليمان را ساحرى زبردست مى‌دانستند و او را به عنوان پيامبر نمى‌شناختند! اين آيه، گناه و انحراف رها كردن تورات و پيروى از شياطين سحرآموز را بيان مى‌كند كه يهود به جاى تورات از آنچه شياطين در زمان سليمان بر مردم مى‌خواندند، پيروى مى‌كردند. آنان براى توجيه كار خويش، نسبت سحر به سليمان نيز مى‌دادند، در حالى كه سليمان مرد خدا بود و كارش معجزه، و شياطين در جهت مخالف او و كارشان سحر بود. علاوه بر آنچه گذشت، يهود از منبع ديگرى نيز به سحر دست يافتند. بدين طريق كه خداوند دو فرشته را به نام «هاروت» و «ماروت» به صورت انسان در شهر «بابل» «2» در ميان مردم قرار داد كه روش ابطال و خنثى سازى سحر و جادو را به آنان بياموزند. امّا براى اينكار لازم بود ابتدا آنان را با سحر آشنا سازند. چون انسان تا فرمول تركيبى چيزى را نداند، نمى‌تواند آنرا خنثى نمايد. لذا فرشته‌ها، ابتدا طريق سحر و سپس طريقه ابطال آن را مى‌آموختند و قبل از آموزش با شاگردان خود شرط مى‌كردند كه از آن سوء استفاده نكنند ومى‌گفتند: اين كار مايه‌ى فتنه و آزمايش است، مبادا در مسير خلاف بكار گيريد. امّا يهود از آن آموزش سوء استفاده نموده و از آن براى مقاصد ناشايست بهره بردند و حتّى براى جدايى ميان مرد و همسرش بكار گرفتند. «1». سحر، به فن ظريف و دقيقى گفته مى‌شود كه امور را از مسير عادّى خود منحرف مى‌سازد. وگاهى سحر به معنى خدعه، و باطل را در شكل و قالب حقّ آوردن، آمده است. «2». «بابل» نام منطقه‌اى حدود نجف و كربلاى فعلى بوده است. جلد 1 - صفحه 171 قرآن در اينجا نكته‌اى را يادآور مى‌شود كه جاى دقت و تأمل است. مى‌فرمايد: ساحر با داشتن علمِ سحر، از دايره‌ى قدرت الهى خارج نيست و بدون اراده‌ى خدا قادر به انجام كارى نيست و به كسى نمى‌تواند ضررى برساند، ولى از آنجايى كه خداوند براى هر چيز اثرى قرار داده است، سحر و جادو نيز مى‌تواند اثرات سويى داشته باشد كه از آن جمله تأثير آن بر روابط زناشويى و خانوادگى است. ✳️پیام ها 1- در حكومت حقّ وزمامدارى حاكم الهى نيز همه‌ى مردم اصلاح نمى‌شوند، گروهى كجروى مى‌كنند. «وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى‌ مُلْكِ سُلَيْمانَ» 2- شياطين، در حكومت سليمان نيز بيكار نمى‌نشينند و پى درپى القاى سوء مى‌كنند. «ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى‌ مُلْكِ سُلَيْمانَ» 3- حكومت، با نبو
ّت منافات ندارد. برخى انبيا حكومت داشته‌اند. «مُلْكِ سُلَيْمانَ» 4- ساحران براى مقدّس جلوه دادن و توجيه كار خود، سليمان را نيز ساحر معرّفى مى‌كردند. «وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ» 5- خداوند، از مقام انبيا در برابر تهمت ديگران دفاع مى‌كند. «وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ» 6- تعليم وتعلّم واعمال سحر، در رديف كفر است. «1» «كَفَرُوا يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ» 7- براى مقابله با علوم مضرّ وعقايد انحرافى، آگاهى صالحان از آنها لازم است. «ما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَكَيْنِ» 8- در مقام تعليم، معلّم بايد نسبت به كاربردهاى منفى علوم هشدار دهد. «وَ ما يُعَلِّمانِ ... حَتَّى يَقُولا ... فَلا تَكْفُرْ» 9- انسان در بين دو آموزش قرار داد: هم وساوس شيطانى؛ «يُعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ» و هم الهامات الهى. «وَ ما يُعَلِّمانِ» 10- فرشتگان نيز مى‌توانند معلّم انسان‌ها شوند. «ما يُعَلِّمانِ ... حَتَّى يَقُولا» «1». در روايات نيز وارد شده كه ساحر، كافر ومجازاتش قتل است. جلد 1 - صفحه 172 11- گاهى علم ودانش، وسيله آزمايش است. «إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ» 12- تفرقه انداختن ميان زن و شوهر، كارى شياطينى ودر حدّ كفراست. «فَلا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ ...» 13- دانش وآموزش هميشه مفيد نيست، گاهى مضرّ و زيان‌آور نيز مى‌باشد. «يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لا يَنْفَعُهُمْ» 14- سحر وجادو واقعيّت دارد ودر زندگى انسان مؤثّر است. «يُفَرِّقُونَ بِهِ ...» 15- ساحر دست به كارهايى مى‌زند، ولى تمام تأثير و تأثرات زير نظر خداست. مى‌توان از طريق پناه بردن به خداوند و استعاذه و توكّل و دعا و صدقه از توطئه‌ها نجات يافت. «وَ ما هُمْ بِضارِّينَ» 16- ساحران شايد به پول و شهرتى برسند، ولى در قيامت بهره‌اى ندارند. «ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ» 17- كسى كه به سراغ تفرقه اندازى و سحر مى‌رود، انسانيّت خود را از دست مى‌دهد. «لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ» http://eitaa.com/hafezan_vahy
🌹ختم نهج البلاغه در ۲۷۰ روز. سهم روز نود وپنجم ┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄ 📜 : نامه به معاويه در سال ٣٦ هجری 1⃣ افشای دشمنی های قريش و استقامت پيامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) 🔻خويشاوندان ما از قريش می خواستند پيامبرمان (صلی الله علیه و آله وسلم) را بكشند و ريشه ما را بركنند و در اين راه انديشه ها از سر گذراندند و هر چه خواستند نسبت به ما انجام دادند و زندگی خوش را از ما سلب كردند و با ترس و وحشت به هم آميختند و ما را به پيمودن كوه های صعب العبور مجبور كردند و برای ما آتش جنگ افروختند، اما خدا خواست كه ما پاسدار دين او باشيم و شرّ آنان را از حريم دين باز داريم، مؤمن ما در اين راه خواستار پاداش بود و كافر ما از خويشاوندان خود دفاع می كرد، ديگر افراد قريش كه ايمان می آوردند و از تبار ما نبودند، يا به وسيله هم پيمانهايشان و يا با نيروی قوم و قبيله شان حمايت شده و در امان بودند، هرگاه آتش جنگ زبانه می كشيد و دشمنان هجوم می آوردند پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) اهل بيت خود را پيش می فرستاد تا به وسيله آنها، اصحابش را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ فرمايد، چنانكه عبيده بن حارث در جنگ بدر و حمزه در احد و جعفر در موته، شهيد گرديدند. كسانی هم بودند كه اگر می خواستم نامشان را می آوردم، آنان كه دوست داشتند چون شهيدان اسلام شهيد گردند، اما مقدّر چنين بود كه زنده بمانند و مرگشان به تأخير افتاد، شگفتا از روزگار، كه مرا همسنگ كسی قرار داده كه چون من پيش قدم نبوده و مانند من سابقه در اسلام و هجرت نداشته است، كسی را سراغ ندارم چنين ادعایی كند، مگر ادعاكننده ای كه نه من او را می شناسم و نه فكر می كنم خدا او را بشناسد، در هر حال خدا را سپاسگزارم. 2⃣ افشای ادعای دروغين معاويه در خونخواهی عثمان ♦️اينكه از من خواستی تا قاتلان عثمان را به تو واگذارم، پيرامون آن فكر كردم و ديدم كه توان سپردن آنها را به تو يا غير تو ندارم، سوگند بجان خودم، اگر دست از گمراهی و تفرقه برنداری، به زودی آنها را خواهی يافت كه تو را می جويند، بی آنكه تو را فرصت دهند تا در خشكی و دريا و كوه و صحرا زحمت پيدا كردنشان را بر خود هموار كنی و اگر در جستجوی آنان برآیی بدان كه شادمان نخواهی شد و زيارتشان تو را خوشحال نخواهد كرد، و درود بر اهل آن. ┄┄┅┅✿❀🌿🌹🌿❀✿┅┅┄┄ http://eitaa.com/hafezan_vahy
ختم نهج البلاغه در ۱۹۲ روز(95).mp3
827.4K
🔊 ختم گویای نهج البلاغه در ۲۷۰ روز 🌺 سهم روز نود و پنجم نامه ۹ http://eitaa.com/hafezan_vahy
🌳شجره آشوب« قسمت سی ام » 📌بررسی نفوذی های بنی امیه در حکومت امیرالمومنین علیه السلام 🔻 بعد از آن طلحه و زبیر، قصد تزویج با خوله را داشتند و لباس خود را روی خوله انداختند و گفتند ، مبلغ بالاتری برای تو (یعنی خوله) پرداخت می کنیم. خوله گفت به خدا قسم، کسی با من ازدواج نمی کند تا اینکه بگوید کلامی که مادرم هنگام ولادت من گفت چه بود. در این هنگام علی بن ابی طالب وارد شد. 🔻 خوله به حضرت گفت آیا تو همان کسی هستی که رسول خدا او را در روز غدیر برای ما منصوب کرد؟ امام فرمود بله. خوله به حضرت عرض کرد ما به خاطر تو چنین مصیبتی دیدیم و یاران ما گفتند ما زکات خود را به غیر از کسی که رسول خدا او را منصوب کرده است نمی دهیم. حضرت درادامه احوالات خوله را در هنگام ولادتش ذکر فرمود. 🔻ما به دلیل طولانی بودن روایت فقط تعدادی از نکات مهم آن را ذکر می کنیم. روایت فوق چند مطلب مهم را ثابت می کند: 🔻1. قبیله بنی حنیفه، جزو قبیله مالک بن نویره بودند که توسط خالد بن ولید به قتل رسیده و زنان آن ها به اسارت رفتند که یکی از این زنان، خوله حنفیه بود. 🔻2. طلحه و زبیر از همان زمان خلیفه اول، برای اینکه به منفعت دنیوی برسند، حاضر بودند بعد از اینکه خوله حنفیه اقرار کرد که مسلمان هستند، نماز می خوانند، زکات می دهند، وی را به کنیزی بگیرند. نکته جالب اینجاست که خوله حنفیه اعتقاد داشت زکات را باید به امام علی پرداخت کرد و تصریح کرد که به خاطر امیرالمومنین، به اسارت رفته است و طلحه و زبیر، هنگامی که این صحنه را دیدند گفتند که حاضر هستند برای به کنیزی بردن او، مبلغ بیشتری را پرداخت کنند. علاوه بر این، خوله حنفیه، اعتقاد به اهل بیت پیامبر داشت و به آن ها سلام می داد. 🔻3. امام علی علیه السلام، با نشان دادن علم غیب خود در این صحنه، حجت را بر آن دو تمام کرد. آن دو به خوبی از صداقت امام باخبر بودند و با دیدن این صحنه باید بر ایمانشان به حضرت افزوده می شد. 📚 کتاب شجره آشوب 💬 نویسندگان: آقایان یوسفی و آقامیری ↩️ ادامه دارد... http://eitaa.com/hafezan_vahy
✨بسم الله الرحمن الرحیم ✨ 🌹 شرح 🔴 قسمت ششم 🔸1.2.6 علم اهل بیت (علیهم السلام): 🔻امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در بخش ششم از مباحث مربوط به دانش اشاره می‌کنند به علم اهل بیت (علیهم السلام) و خودشان و مخصوصاً جایگاه انحصاری و اختصاصی ائمه (علیهم السلام) به عنوان معدن علم و تنها منشاء علم مفید. در حکمت ۱۴۷ بعد از اینکه مقدّمات بسیار مهمی را به کمیل گوشزد می‌کنند اشاره به سینه مبارکشان کرده‌اند و فرموده اند: « بدان که در اینجا دانش فراوانی انباشته است. ای کاش کسانی را می یافتم که می‌توانستند آن را بیاموزند. آری تیزهوشانی می یابم ولی مورد اعتماد نمی باشند زیرا دین را وسیله دنیا قرار داده با نعمت های خدا بر بندگانش و با برهان های الهی بر دوستان خدا فخر می فروشند. یا گروهی که تسلیم حاملان حق می باشند ولی ژرف اندیشی لازم را در شناخت حقیقت ندارند با اولین شبهه ای شک و تردید در دلشان ریشه میزند، پس نه آنها که تیزهوشانند و نه اینها، سزاوار آموختن دانش های فراوان من نمی باشند. یا فرد دیگری که سخت در پی لذّت بوده و اختیار خود را به شهوت داده است. یا کسی که در ثروت اندوزی حریص است. هیچ کدام از آنها نمی توانند از دین پاسداری کنند و بیشتر به چهارپایان چرنده شباهت دارند و چنین است که دانش با مرگ دانشمندان می میرد». یعنی ما منشاء علم هستیم و کسی نیست که لیاقت داشته باشد از این منشاء استفاده کنند. یا در خطبه ۲۳۹ اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را مایه حیات علم و مرگ جهل معرفی می‌کنند می‌فرمایند: « آنها -یعنی اهل بیت- مایه زندگانی علم و باعث مرگ جهل و نادانی هستند». 🔻در خطبه ۹۱ هم درباره خودشان اینگونه می‌فرمایند: « بدان که انسانهای راسخ در علم کسانی هستند که اقرار به همه غیبهای پوشیده ، آنها را از گذشتن از سد ها و حجاب ها و حدودی که خدا میان آنها و حقایقی غیبی برقرار کرده است، بی نیاز ساخته است پس خداوند تعالی آنها را به جهت اعتراف به نادانی خود، از وصول به آنچه احاطه علمی ندارند مدح فرموده و چشم پوشیدن و رها ساختن تعمق در آنچه را که خداوند آنان را به بحث و تحقیق از حقیقت آن مکلف نکرده ، رسوخ نامیده است». در واقع اشاره است به آیه ۷ سوره آل عمران که اهل بیت (علیهم السلام) راسخون در علم هستند. 🔻 نکته آخر هم درباره علم اهل بیت در نهج البلاغه این نکته بسیار بسیار عجیب است که تنها فردی که در تاریخ با شجاعت تمام بر منبر می نشست بارها و مکرّر و فریاد می زد: « ایّها النّاس سَلونی قبل أن تَفقِدونی». از من بپرسید پیش از آنکه مرا از دست بدهید و من به راه‌های آسمان از راه‌های زمین آشنا تر هستم، امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) بود در خطبه ۱۸۹ نهج البلاغه البته موارد بسیار بسیار زیادی از علم مولا علی (علیه السلام) و اهل بیت در نهج البلاغه است که ما به همین مقدار بسنده می کنیم. 🎙 حجت الاسلام مهدوی ارفع http://eitaa.com/hafezan_vahy
🌳شجره آشوب« قسمت سی و یکم » 📌بررسی نفوذی های بنی امیه در حکومت امیرالمومنین علیه السلام 🔻 اما افسوس که دنیا دوستی و حرص برای رسیدن به مطامع دنیوی، باعث شد آن ها بعد از به خلافت رسیدن امام، مدعی شوند که بیعتشان به زور و اکراه بوده و به همین دلیل، اساس مشروعیت بیعت خود با حضرت را زیر سوال بردند. همین موضوع برای آن ها بهانه ای شد تا غائله جمل را آغاز کنند. 🔻4. این اقدام طلحه و زبیر برای به دست آوردن خوله، نشان می دهد آن ها از همان ابتدا، منفعت طلب بودند و این اخلاق، تنها مربوط به پایان دوره عثمان یا آغاز خلافت امام نیست. هر کجا که دین با منافع آن ها تعارض داشت، حاضر بودند منافع خود را ترجیح دهند. کدام حق بالاتر از امیرالمومنین که آن دو راضی به مخالفت با ایشان و برتری دادن منافع دنیوی برای رسیدن به حکومت شدند؟ 🔻5. نکته آخر و مهم اینکه خوله به امام عرض می کند آیا شما همان کسی نیستید که در غدیر خم منصوب شد؟ بعد از پاسخ مثبت حضرت به وی، خوله به ایشان می گوید که ما به خاطر تو اسیر شدیم. در نتیجه مطلب اخیر نشان می دهد طلحه و زبیر، قصد داشتند یکی از شیعیان امام را به کنیزی ببرند. 🔻6. حال باید این سوال را مطرح کرد که آیا حمایت زبیر از امیرالمومنین، واقعا از سر اعتقاد به حق بودن امام، بدون در نظر گرفتن منافع شخصی زبیر بود؟ جمله ای که از زبیر هنگام دفاع از امام نقل شده این است که: «ای جماعت بنی عبدالمطلب، آیا این کار با علی می شود و شما زنده هستید؟» این جمله خوی قومیت گرایی زبیر را نشان می دهد. به نظر می رسد با اثبات روحیه منفعت طلبی زبیر که پیش از خلافت مولا نیز آن را داشت، بعید نیست این اقدام زبیر برای این باشد که می خواست حکومت از دست بنی هاشم و پسران عبدالمطلب جدا نشود و تنها به دلیل منافع قومی این کار را کرد. 🔻 ما چنین احتمالی را قوی می دانیم و معتقدیم اگر زبیر واقعا از سر اعتقاد به دفاع از مولا برخاست، چرا در موارد دیگر مثل تبعید امام به اطراف مدینه در زمان عثمان، هیچ گونه دفاعی از حضرت نکرد؟ آیا شکی در حقانیت امام پیدا کرده بود؟ یا سکوت را برای حفظ منافع خود، موثر تر از دفاع از امام می دید؟ 📚 کتاب شجره آشوب 💬 نویسندگان: آقایان یوسفی و آقامیری ↩️ ادامه دارد... http://eitaa.com/hafezan_vahy
✨بسم الله الرحمن الرحیم✨ 🌹شرح 🔴 قسمت اول 🔰 امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) در حکمت ۶ نهج البلاغه می فرمایند: «سینه خردمند صندوق راز اوست وخوشرویی وسیله دوست یابی و شکیبایی گورستان پوشاننده عیب ها است». بعضی هم گفته اند که حضرت فرموده است : «پرسش کردن وسیله پوشاننده عیبها است و انسان از خود راضی دشمنان او فراوان هستند». بنابراین ۵ مطلب را در این حکمت باید بررسی کنیم: 1. رازداری 2. خوشرویی 3. صبر و شکیبایی 4. آداب پرسش کردن 5. ازخودراضی و خودپسند نبودن. 🔸1. رازداری: درباره رازداری قبلاً در حکمت ۲ به بهانه مطلبی که پیرامون حاکمیت زبان بر انسان و نتیجه اش که خفت و خواری است کامل بیان کرده‌ایم . 🔸2. خوشرویی: 🔹2.1 تعریف خوشرویی: در حکمت ۳۳۳ نهج البلاغه امیرالمومنین علی (علیه السلام) در توصیف مؤمن می فرمایند : «شادی مومن در چهره او و اندوهش در دل پنهان است». یعنی با مردم خوشرو و بشاش برخورد می کند اگر چه مؤمن به خاطر دوری از جایگاه اصلی او که در قیامت به او خواهد رسید قلبش پر از حزن است. 🔹 2.2 آثار خوشرویی: در نهج البلاغه چند مورد برای آثار خوشرویی بیان شده است: 2.2.1 اقبال مردم: در حکمت ۵۰ می‌خوانیم: «دل‌های مردم گریزان است به کسی روی می آورند که خوشرویی کند» 2.2.2 دوست یابی: در حکمت ۶ می‌خوانیم : «خوشرویی وسیله دوست یابی است» 🔸3. پرسش کردن: در نهج البلاغه بعضی آداب برای پرسش کردن و سؤال کردن بیان شده است. 🔹3.1 سؤال برای فهمیدن و دانستن است نه برای امتحان کردن و دست انداختن. حضرت در حکمت ۳۲۰ در جواب کسی که سوال پیچیده ای را پرسید فرمودند: «برای فهمیدن بپرس نه برای آزار دادن زیرا نادان آموزش گیرنده همانند دانا است و دانای بی‌انصاف مانند نادان بهانه‌جویی است». یعنی شما که چیزی را می‌دانید برای چه چیزی برای دست انداختن سؤال می‌کنید. 🔹3.2 پرسش نکردن از چیزی که نیامده و اثری هم در دانش او ندارد. در حکمت ۳۶۴ می فرمایند: «از آنچه پدید نیامده است نپرسید زیرا آنچه پدید آمده برای سرگرمی تو کافی است». 🔻آداب پاسخ دادن: پاسخ دادن هم آدابی دارد نمونه آن در نهج البلاغه بیان شده است. 1. اقناع و قانع کردن پرسش کننده است. حضرت در حکمت ۲۸۹ درباره یکی از دوستان قدیم خودشان می فرمایند: «گاهی که لب به سخن می گشود بر دیگر سخنوران برتری داشت و تشنگی پرسشگران را فرو می نشاند». 2. وقتی از انسان سؤال کردند و جواب را بلد نبود از گفتن نمی دانم خجالت نکشد. امیرالمؤمنین درحکمت ۸۲ می‌فرمایند: «اگر از کسی سوال کردند و نمی‌دانست شرم نکند و بگوید نمی دانم و کسی که شرم نکند در آنچه نمی داند، بیاموزد». یعنی اگر هم چیزی را بلد نیست خجالت نکشد برود بیاموزد اما اگر کسی چیزی را نمی داند ولی از گفتن نمیدانم هم پرهیز کرد حضرت در حکمت ۸۵ می فرمایند : «کسی که از گفتن نمی دانم رویگردان است به هلاکت و نابودی می رسد» 🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع ↩️ ادامه دارد... http://eitaa.com/hafezan_vahy
حکمت-5-بخش-6.oga
956.6K
🔊 شرح نهج البلاغه با نهج البلاغه 🔸 شرح 6⃣ 🎙حجت الاسلام مهدوی ارفع http://eitaa.com/hafezan_vahy