#روضه_بین_راه
به دلهای غمین صوتی حزین است
زبان حالِ زهرا اینچنین است
حسینم در مسیر کربلا بود
میان راه طوفانی بپا بود
بسویش قاصدی آمد شتابان
به آهِ دل صدا میزد: حسین جان
چو طوفان از دل صحرا گذر کرد
صدای ناله ای جلبِ نظر کرد
نوای خواهرت از محمل او
شنیده میشد از سوز دل او
دمادم با نوای نینوایی
صدا میزد برادر جان کجایی
چرا دیگر نمیبینم جمالت
چرا محرومم اینک از وصالت
عجیب از این خبر دلها بهم ریخت
دلِ دلداه ی زهرا بهم ریخت
شتابان در کنار محمل آمد
فرود از اسب، در آن منزل آمد
به امر حضرتش، طوفان شد آرام
به بانو گفت با تکریم و اِکرام
چه شد خواهر که اینسان بیقراری؟
چرا اشکِ تو شد اینگونه جاری
در آغوشِ برادر جا گرفت و...
زبانِ شِکوه اَش، بالا گرفت و...
صدا زد: یاحسین ای نور دیده
فقط خواهر دمی رویت ندیده
از این طوفان دلم در تاب و تب شد
همه عالم به پیشِ دیده شب شد
ندیدم ساعتی ماهِ تمامم
بخود گفتم که شد کشته امامم
خدا را شکر در این دشت و صحرا
ترا دیدم دوباره، ماهِ زهرا
مشو دور از حرم، ای سرورِ من
نگردد سایه اَت کم، از سرِ من
□ □ □
ولی دست قضا، غم را رقم زد
گلِ زهرا به یک صحرا علَم زد
غبارِ غم به صحرا در گرفت و...
عدو از ماهِ زهرا، سر گرفت و...
زمین گلگون شد از خونِ خدایی
غبارِ غم شد و روزِ جدایی
زمین و آسمان یکجا بهم ریخت
دوباره زینب کبرا بهم ریخت
دگر خواهر، برادر را نمیدید
عزیزِ جانِ مادر را نمیدید
سپاهی بِینشان حائل شد ای وای
که روی سینه اَش، قاتل شد ای وای
به صدرِ او رسیده پای چکمه
نباشد سینه ی او جای چکمه
ز خیمه دختِ زهرا میدوید و...
به مقتل، خصم خنجر میکشید و...
محاسن بود در دستِ حرامی
جدا شد از قفا، رَاسِ امامی
صدای مادرش پیچید هر سو
حسینِ من سرت کو، پیکرت کو
"اگر کشتند چرا آبت ندادند
چرا زان دُرّ نایابت ندادند"
"اگر کشتند چرا خاکت نکردند
کفن بر جسمِ صد چاکت نکردند"
#روضه_بین_راه
@hajmahmoodzholideh
#نوحه_وداع_با_حرم
به که میسپاری اَم ای حسین
بنما تو یاری اَم ای حسین
مرو از حرم مرو از برم
مرو میوه ی دلِ مادرم
مهلاً مهلا یابن الزهرا
مهلاً مهلا یابن الزهرا
من و این همه گل و غنچه را
من و این همه زن و بچه را
منما رها به غم و بلا
ز کنارِ من مرو یااَخا
مهلاً مهلا یابن الزهرا
مهلاً مهلا یابن الزهرا
چه جواب دخترِ تو دهم
به کجا روم به که سر نهم
تویی یار من تو نگار من
تویی قبله و تو قرار من
مهلاً مهلا یابن الزهرا
مهلاً مهلا یابن الزهرا
#نوحه_وداع_با_حرم
@hajmahmoodzholideh
#نوحه_زمینه_وداع_با_حرم
ای عزیز فاطمه دستم بدامانت مرو
جان بقربانت مرو
جان بقربانت مرو
بی کس و تنها سوی شمشیر عدوانت مرو
جان بقربانت مرو
جان بقربانت مرو
میروی، جان میبری از جمعِ طفلان یاحسین
روح قرآن یاحسین
روح قرآن یاحسین
میسپاری بر که ما را بینِ عدوان یاحسین
روح قرآن یاحسین
روح قرآن یاحسین
قدری آهسته برو، آیم به سویت کو به کو
بوسه گیرم از گلو
بوسه گیرم از گلو
تا نبُرّد حنجرت را خنجرِ تیز عدو
بوسه گیرم از گلو
بوسه گیرم از گلو
ناله های کودکان بر سینه آتش میزند
بر دلم خش میزند
بر دلم خش میزند
بعد تو قومِ دغا بر خیمه آتش میزند
بر دلم خش میزند
بر دلم خش میزند
مادرم تاج سرم با گریه فرموده بمن
ای غریب بی کفن
ای غریب بی کفن
وقت میدان رفتنَت، کن کهنه پیراهن به تن
ای غریب بی کفن
ای غریب بی کفن
کم کم از چشمم مشو دور ای عزیز فاطمه
با تو دارم زمزمه
با تو دارم زمزمه
از نگاهم میرود نور ای عزیز فاطمه
با تو دارم زمزمه
با تو دارم زمزمه
میروی جانِ مرا هم میبری همراهِ خود
با نوای آهِ خود
با نوای آهِ خود
میشوی بی سر به تیغِ دشمنِ گمراه خود
با نوای آهِ خود
با نوای آهِ خود
#نوحه_زمينه_وداع_با_حرم
@hajmahmoodzholideh