eitaa logo
اشعار حاج محمود ژولیده
1.4هزار دنبال‌کننده
5 عکس
0 ویدیو
39 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
هر زمان فتنه ای بپا گردد تازه آغازِ کارِ ما گردد حق ز باطل چنین جدا گردد با ولایت مسیر، وا گردد راه ما جز رهِ ولایت نیست چارۀ کار جز بصیرت نیست نُه دی نصرت ولی فقیه صحنه قدرت ولی فقیه نَمی از هیبت ولی فقیه امت و بیعت ولی فقیه کشور آل عصمت است اینجا مهد صبر و بصیرت است اینجا نُه دی عزت ولائی ها نه دی روز با وفائی ها نه دی جلوۀ خدائی ها نه دی مزد کربلائی ها نه دی شعبه ای ز عاشوراست پاسخی بر سقیفه و شوراست هر کجا صحنه شد بنام حسین دم به دم میرسد پیام حسین کربلا میکند، قیام حسین بر همه مؤمنین سلام حسین که گرفتند سنگرِ وحدت آفریدند صحنۀ عزت تا که یک گوشه ای خیانت شد بر حسینِ زمان اهانت شد از خداوند استعانت شد رأی مردم ولی صیانت شد پرچم و خیمه ای در آتش سوخت فتنه گر، ریشۀ حیاتش سوخت گرچه آتش به خیمه ها زده شد گرچه دامن به غصه ها زده شد نَه سری روی نیزه ها زده شد نَه سنانی به بچه‌ها زده شد وای از غصه های کرب و بلا وای از هجمه های کرب و بلا کربلا اهلبیت، مظلوم است زیر پاها امامِ معصوم است صوتِ قرآن ز نیزه معلوم است و امامی به خیمه مهموم است بر عزیز خدا جسارت شد بعد از آن نوبت اسارت شد زینب و بی وفائیِ ایام زینب و زخمِ کینه و دشنام زینب و ازدحام کوفه و شام زینب و سنگ های روی بام چه بگویم زپاره معجرها چه بگویم زاشک دخترها روضه خوانم، چه چاره ای دارم من فقط یک اشاره ای دارم روضۀ استعاره ای دارم سخن از قلب پاره ای دارم دختران را هجومِ هیزی چیست؟ ماه را تهمت کنیزی چیست @hajmahmoodzholideh
می طراود ز ساحل کوثر چشمه چشمه حقیقت زمزم مانده در کار خلقتش مبهوت چشم حق بینِ هاجر و مریم در تمامی عالم و آدم نسل آدم ندیده مانندش چه کسی مثل اوست بی همتا هست حوا کجا همانندش همه دل بستِ روی پیغمبر مصطفی بسته دل ، به دیدارش به جلال و شکوه او سوگند هست مثل خدیجه رخسارش آنقدَر با کرامتش دانند که رسولش عقیله می نامد همۀ پنج تن که پر بکشند یک تنه در مسیر می ماند رتبۀ بندگی او والاست لحظه ای جز خدا نمی جوید در جواب امام خود حتی چون که یک گفت ، دو نمی گوید کیست این آسمانِ عزّ و شرف کیست این بانوی وفا یا رب این چه اعجوبه ایست کز عظمت نام او را گذاشتی زینب این همان زینتِ علی زینب این همان خواهر حسینِ من است اُمَتُّ اللهُ و آیتُ الکبری فخر کونین و عالمینِ من است همۀ دین ، وجود این بانوست اوست آئینه دارِ زهرایم ید و بَیضای او یداللهی است اوست پیغمبر خطرهایم به نبی گر رسالتم دادم به علی گر ولایتم دادم هر نبی و وصی گواهِ من است که به زینب هدایتم دادم او امام هدایتی خاص است از ازل تا ابد به هر منظر همه دلهاست در تصرفِ او کربلا کوفه شام تا محشر بر سرش هفت آسمان سایه زیر پایش زمین کند تعظیم ابر و باد و بهار سرمستش مهر و ماه و فلک پُر از تکریم او به اندازۀ همه عالم قد عَلَم می کند برابرِ ظلم هر که خیزد برابر علمش هر که باشد بُوَد برادرِ ظلم همتش کوخ را کند آباد دولتش کاخ را کند ویران مکتب او سه ساله ای دارد که شود پیر و مرشدِ پیران هرکجا نام کربلا باشد نام او می درخشد از مَحمل می شود با سر برادر خود همسفر در خطر چهل منزل گاه جای علی ، ولی گردد گاه گردد سپر برای یتیم گه علی وار خطبه می خواند گه شود زیر تازیانه مقیم به تهجّد که می رود دل شب نافله افتخار او دارد چشمِ گریان شیعه مرهم بر... دیدۀ اشکبار او دارد تا خدا را قسم دهد به حسین همۀ کائنات می گریند چون قسم می دهد به نام حسن جملۀ ممکنات می گریند تا بگویند : به پهلوی مادر لرزه ای بر مدینه می افتد آه از آندم که در دل محراب یاد آن زخم سینه می افتد به گمانم هنوز در چشمش کوچه ای مانده تیره و تاریک ذات حق را قسم به او باید تا زمانِ فرج شود نزدیک خون سرخ حسین می گوید : زینبا روز راز می آید اتنقام امام در راه است تک سوار حجاز می آید @hajmahmoodzholideh