روز ی ما دوباره كبوترهایمان را پیدا خواهیم كرد .
و مهربانی دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی كه معنا ی هر سخن دوست داشتن است
تا تو به خاطر آخرین حرف دنبال سخن نگردی
روزی كه آهنگ هر حرف، زندگی ست
تا من به خاطر آخرین شعر،
رنج جستجوی قافیه نبرم
روزی كه هر حرف ترانه ای ست
تا كمترین سرود بوسه باشد
روزی كه تو بیایی، برای همیشه بیایی
و مهربانی با زیبایی یكسان شود
روزی كه ما دوباره برای كبوترهای مان دانه بریزیم...
و من آنروز را انتظار می كشم
حتی روز ی
كه دیگر
نباشم'
#دومشخصمفرد
#یهلقمهشعر
•°|•|☔️|•|°•
ما بر سر آن کوچه که افتاد گذارت...
یک شهر گواه است که مردانه نشستیم
#یهلقمهشعر
می گفت علی جان برو سپرتو بفروش
دیگه بعد از اینکه فاطمه خانومت بشه احتیاج به کمک هیچ کس نداری...
ولی حواسمون باشه
فاطمهیِعلی سپر امامش شد بعد تمام هستیش:)
چشمان درشتش دوعدد قهوه قاجار
مجنون دوتا قهوه اعلاء شده بودم . .
ناگه پدرم گفت که دیوانه شدی رفت
خندیدم و گفتم که نه ؛
اما شده بودم :)
#یهلقمهشعر