eitaa logo
دکتر حمیدرضا مقصودی
9.9هزار دنبال‌کننده
6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
104 فایل
ارتباط با ما @hrmaghsoodi
مشاهده در ایتا
دانلود
 ۱. سال اول دانشگاه بودم و اولین کلاس مکالمه زبان. استاد بعد از سلام و علیک ابتدائی به زبان انگلیسی سوالی را طرح کردند: ?What's your price (قیمت‌تون چنده؟) بیشتر بچه‌ها با توجه به کلماتی که بلد بودند سعی کردند بهترین جواب را بدهند فلذا یکی از بچه‌ها که گفت: infinitive: (بی نهایت)، بقیه هم از این جواب خوششان آمد و تکرار کردند. نوبت رسید به یکی از رفقایمان که متفاوت از بقیه جواب داد:  one million toman (یک میلیون تومان)، استاد پرسیدند: Why? Have you married ? (چرا؟ شماازدواج کرده‌اید؟) جواب شنید: Yes, و استاد گفتند: OK. اوکی آخر نشان داد استاد فهمیده چرا این رفیق‌مان قیمتش رو اینقدر پائین آورده. بعد از این مکالمه، استاد شروع کرد نکته‌ای را به همان زبان انگلیسی متذکر شدن و آن اینکه زندگی پر است از محدودیتها و اقتضائات،مواظب باشید تا حد ممکن،در برخورد با آنها قیمت‌تان تغییر نکند یا خیلی کم نشود. بعد با مثال‌هاdی حرف خودشان را شرح دادند: مثلاً می‌خواهید کاری پیدا کنید و محتاج کار هستید، طوری رفتار کنید و موضع بگیرید که پیدا کردن کار، عزت شما را کم نکند و به سالوسی و تملق نیفتید. می‌خواهید زن بگیرید، می‌خواهید ارتقا پیدا کنید، می‌خواهید جائی پذیرش شوید، می‌خواهید . . . در همه این احوالات، مراقب باشید قیمت‌تان تغییر نکند و کم نشود یا لااقل زیاد تغییر نکند. مثلاً این دوستتان می‌خواهد ازدواج کند و برای ازدواج یک میلیون نیاز دارد(که در سال‌های دهه ۷۰، مبلغ زیادی بود)، حالا برای رسیدن به این یک میلیون مراقب باشد که قیمت خودش را زیاد پائین نیاورد و خود را کوچک و صغیر و ذلیل نکند. بعد گفت: البته این کار آسان نیست. چون نیاز، آدمها را تغییر می‌دهد بعضی وقتها خیلی بیشتر از خود نیاز و ارزش آن. . . 2. کلاس اخلاق تمام شد. بچه‌ها دور استاد حلقه زدند تا چیزی بپرسند و البته بیشتر چیزی بفهمند. در این میان، یکی از بچه‌ها پرسید: حاج آقا! برای عاقبت بخیری، به چی نیاز داریم؟ همه فکر کردیم الان استاد فهرستی از کارهای پسندیده را می‌شمرند، امااستاد با همان سر همیشه پائین، جواب ساده و مجملی دادند: «به مروت نیاز دارین. . . » بعد ادامه دادند: «جوانمردی رو تو خودتون تقویت کنید. هر چقدر با مرام و مروت باشین، سربزنگاه دست‌تون رو می‌گیرن و کمک‌تون می‌کنن. اصلاً بهتون راه و مسیر درست رو نشون می‌دن. بهتر بگم اصلاً شما رو به مقصد می‌رسونن. » بعد یک گریزی به کربلا زدند و فرمودند: «جناب حر، عاقبت بخیر شد با اینکه سال‌ها جای دیگه‌ای بود و با کسای دیگه‌ای. اما یه چیزی راهش رو جدا کرد و سربزنگاه بهترین تصمیم رو گرفت. اون چیزی نبود مگر مرام و مروت. . . . اصلاً اینکه حضرت سید الشهدا س می‌فرمایند: اگر دین ندارید، لااقل آزاده باشید، مترتب همین معناس. یعنی آدمای جوانمرد، فرقان‌شون(محک تمییز حق از باطل شون) کار می‌کنه و می‌تونن سره رو از ناسره به آنی تشخیص بدن. آخر سر هم فرمودند:" البته جوانمرد شدن، مرد می‌خوادا. . . خیلی آسون نیست". ۳. سر کلاس بازاریابی بودم. استاد در خصوص مسئولیت اجتماعی(انجام کاری در جهت خدمت به مردم و منفعت عمومی جامعه) شرکت‌ها صحبت می‌کردند: در دنیای امروز، حتی مفاهیم خوبی مثل مسئولیت اجتماعی در چنبره نگاه منفعت‌گرای بازاریابی اسیر شده. یعنی حتی شرکتهای امروزی مفاهیمی متعالی مثل مسئولیت اجتماعی رو بشدت تقلیل دادن و اغلب برای کسب منفعت بیشتر از طریق کسب اعتبار و ارتقای ارزش اجتماعی برند شرکت و محصول شون اونا رو تعریف و تعقیب می‌کنن. " بعد ادامه دادند: "پس بدونیم که همه مفاهیم خوب هم می‌تونن ذیل هدف تحقق سود حداکثری شرکتها و سازمانها، تبدیل به یک ابزار بشن. اصلاً راحت‌تون کنم هر چیز که در این قاموس منفعت گرائی نگنجه در بازاریابی فاقد اعتبار می‌شه. پس شرکت می‌گه من می‌خوام سود بیشتری ببرم حالا یا از طریق تبلیغ و سایر ابزارهای پیشبردی یا از طریق ارائه خدمت به اجتماع. بعد استاد گفتند "متأسفانه این دام اینقدر پهن و گسترده است که خیلی از مفاهیم اخلاقی و دینی رو یا در ماشین خودش تبدیل به یه معنای انحرافی می‌کنه یا اصلاً حذف و بی اعتبارش می‌کنه. " استاد برای تبیین بیشتر به دو مفهوم انصاف و برکت اشاره کردند که "در ماشین معنائی غرب، اصلاً پذیرفته نیست مگر بعنوان ابزاری برای منفعت بیشتر". نهایتاً سرشان را به نشانه تأسف عمیق تکان دادند و گفتند: "این طور نگاهها به مفاهیم ارزشی، کلاً سبب بی‌اعتمادی مردم به این مفاهیم می‌شه و آرام آرام چیزائی مثل انصاف و برکت از معنای زندگی‌شون و سفره روابط شون حذف می‌شه. اونوقت بدونین اگه انصاف نباشه، مطابق سلوک آدم حسابیای عالم، دیگه حرکت بر مسیر رشد و تعالی ممکن نیست. . . . " 4- بیست روزی می‌شود که عالیجناب کرونا زندگی به روال متعارف‌مان را مختل نموده است. در واقع، بایست زیست جدیدی برای زندگی در شرای
بنیاد راکفلر در سال 1948 با این تفکر که درک ارتباطات و تغییر گرایش ها برای سیستم آموزشی آمریکا و مدیران سازمان های بزرگ و برای کسانی که نگران عقاید سیاسی و رفتار مردم هستند؛ ضروری است؛ بودجه بزرگی را در اختیار هاولند می گذارد تا تحقیقات وسیعی در این زمینه انجام دهد که به صورت کلی پروژه های مربوط به کنترل اذهان عمومی و جهت دهی آن را در بر می گیرد. کارل هاولند که از محققین دانشگاه ییل و از اعضاء کارگروه علوم اجتماعی در بنیاد راکفلر بوده است میگوید: «مجبور نیستید برای ایجاد ترس درد و رنج ایجاد کنید. کورتکس قدامی مغز انسان عملکرد ذاتی برای فکر در مورد ترس را به عهده دارد. ما کاملا مجهز شده ایم تا بتوانیم تصور کنیم که چه چیزی ممکن است روی دهد و سپس احساسات مقدماتی را تجربه کنیم. این موضوع در تکامل ما موثر بوده است اما می تواند موجب مشکلاتی مانند ترس از اتفاقاتی که ممکن است هرگز روی ندهند شده و در نتیجه باعث ایجاد استرس در ما شود که می تواند منجر به پذیرش ترغیب از سوی دیگران شود» ☘کانال تحلیل های اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی☘ https://eitaa.com/hamidrezamaghsoodi
◀️ حوزه کدام علم؟ ◀️ قسمت دوم... ⏪ حال سال‌هاست که خودم به قم مهاجرت کرده‌ام تا سوالاتم را از اساتید فن بپرسم و در محضر آن‌ها شاگردی کنم و بیاموزم. ⏪ سوالم از سطح درگیری این بزرگواران با مسئله است. آیا حوزه علمیه، بسیج و نیروهای انقلابی، نباید سطح درگیری جدی‌تری با مسئله داشته باشند. آیا در آن سطح از درگیری نمی‌توانند دل مردم محروم را شاد کنند؟ اگر هدف تبلیغ دین در مواجهه مستقیم با مردم است، آیا معماری شهری و منطقه‌ای، تفکر اقتصادی و فرهنگی را مواجهه مستقیم‌تر با مردم نمی‌دانند؟ آیا مجازیم که این مناطق پر اهمیت را به سازه نئولیبرال واگذار کنیم؟ آیا اثربخشی آن‌ها در سطوح جدی‌تر، بیشتر نیست؟ آیا کارکرد علمی حوزۀ علمیه، در کارگری و نه حتی دخالت در نقشه و سیاست ساخت خلاصه می‌شود؟ ⏪ در ماجرای اخیر نیز طلاب انقلابی و مخلص بزرگوار، گام مهمی در کمک به رفع آلام بیماران انجام دادند. در این‌جا نیز همین مسئله ذهن من را درگیر کرده است. آیا سطح درگیری حوزه علمیه با بیماری فعلی در همین گام خلاصه می‌شود؟ آیا سیاستگذاری در طب، نحوه ارزیابی علمی مواجهه با بلایا، افکارسازی عمومی جهت مواجهه صحیح مردم با ابتلائات، رهبری معنوی و فکری جامعه، تنظیم روابط اجتماعی و اجتماعات معنوی و ... همگی را باید بدنۀ کارشناسی دانشگاهی از معارف لائیک دانشگاهی اخذ کند و حوزه علمیه در هیچ‌کدام نقشی نداشته باشد؟ ⏪ این جمله که این روزها از زبان برخی از بزرگواران حوزوی مشهور شده است که ما مطیع محض فلان مجموعه کارشناسی هستیم با کارکرد حوزۀ علمیه تناسب دارد؟ ⏪ حوزه علمیه روز به روز از عرصه‌های مدیریت اجتماعی و فردی، علمی، فکری و سبک زندگی عقب نشسته است و در جایابی خود در عرصۀ مدیریت اجتماع، به حداقل‌هایی بسنده کرده است که کمترین سطح اثربخشی را دارند. اگر چه حرکت‌های جهادی مرسوم در کوتاه مدت ممکن است تصور مردم را نسبت به حوزه و اخلاص و سادگی و صمیمیت طلاب تعدیل کند اما در دراز مدت، اجتماع را نسبت به اثربخشی حوزه در مناسبات زندگی اجتماعی بی‌تفاوت‌ می‌کند. ⏪ لذاست که هرگز در پی انکار صحت عملکرد طلاب جهادی نیستم، اما این سوال جدی را دارم که حوزه در زندگی مردم دقیقا چه‌کاره است؟ در انقلاب اسلامی دقیقا چه کارکردی دارد؟ در ترسیم استراتژی حرکت اجتماعی چه نقشی دارد؟ و خود را در نظام تناسبات علمی عالم در کجا تصور می‌کند؟ ⏪ آیا حوزه علمیه در تبعیت محض از مجموعه‌های دانشی که مقومات آن‌ها از نظام لائیک علمی مدرن حاصل می‌شود، حجیت شرعی کافی را دارد؟ آیا حوزه علمیه که در قرن‌های متمادی در طب، ریاضیات، نجوم، اقتصاد و سیاست ورود می‌کرده، ورودش در این ساحت‌ها از جهت وجوب کفایی بوده است؟ وجوبی که دیگر امروز با وجود دانشگاهیان احساس نمی‌شود؟ آیا آن‌چه محصول ورود حوزه در این ساحت‌ها بوده است، از حیث روش‌شناختی و حجیت شرعی با آن‌چه امروز در دانشگاه‌ها و در مراکز جهانی همچون WTO، WHO، WB، IMF و ... تولید می‌شود تفاوتی ندارد؟ ⏪ نهایتا من نیز به عنوان یک مقلد، هر آن‌چه در مقام عمل از سوی علمای دین مطرح شود را به دیده اطاعت می‌پذیرم، اما به عنوان یک دانشگاهی که کمی طعم شیرین حوزه علمیه را چشیده ام، این سوالات را از اساتید خودم دارم. بی ادبی من در ورود به این سطح از بحث را ببخشید. این دغدغه‌ها را از این جهت مطرح کردم که خود نیز سال‌هاست توفیق شاگردی اساتید مکتب امام صادق علیه‌السلام در حوزه علمیه را دارم و این را افتخار زندگی خود می‌دانم. ☘کانال تحلیل های اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی☘ https://eitaa.com/hamidrezamaghsoodi
◀️ حوزۀ کدام علم؟ ◀️قسمت اول... ⏪مسئله مربوط به ماجرای اخیر نیست. 1⃣ سال ۱۳۸۳، در اولین اردوی جهادی‌ام که در منطقه زیلایی استان چهارمحال و بختیاری برگزار شد، می‌دیدم که اساتیدم و اساتید دیگر دانشگاه‌ها و دانشجویان بسیجی با تخصص‌های مختلف، گرد هم آمده‌اند و خانه، مسجد، غسال‌خانه، دستشویی و ... می‌سازند. این سوال همان زمان در ذهنم بود که آیا اساتیدی با این سطح تخصص و دانشجویانی با رشته‌های مختلف تحصیلی، آیا نمی‌توانند کارکردی جدی‌تر در مناطق محروم و در جهت محرومیت زدایی داشته باشند؟ 2⃣ این بود که اردوی جهادی بعدی را خودم برگزار کردم. دانشجویانی از رشته‌های مختلف تحصیلی متناسب با نیاز منطقه را گرد هم آوردم و هر کدام از گروه‌های کشاورزی، دامپزشکی، راه‌سازی، بهداشت محیط، پزشکی و ... را تحت نظر یکی از اساتید همان رشته‌ تحصیلی مسئول بررسی ضعف‌های تخصصی منطقه کردم. آن اردو ۳۰ روز طول کشید، در گرمای ۵۰ درجه خوزستان. میدیدیم، مطالبه می‌کردیم، نهادها را به منطقه فرا میخواندیم و تلاش می‌کردیم با مطالعه آمایش منطقه، به سند توسعه عملیاتی برای آن منطقه برسیم. استاندار را به منطقه دعوت کردیم و ضمن مطالبه گری دانشجویی جدی، از او خواستیم که این سند را عملیاتی کند. سند را به رئیس جمهور وقت رساندیم و بارها پیگیر اجرای آن شدیم. با گذشت بیش از ۱۵ سال از آن زمان، همچنان دانشجویان دانشگاه ما، در همان منطقه و با همان شیوه مشغول به فعالیت هستند. محکم و استوار. 3⃣در زلزله سرپل ذهاب در سفری که برای بررسی استراتژی‌های اقتصادی جهت برون‌رفت از بحران به مناطق زلزله زده سفر کرده بودم، طلاب و بسیجیانی را دیدم که مشغول به کارگری بودند. یعنی سال‌ها پس از آن دغدغه، این عزیزان که در نیت، اخلاص، بزرگواری، تواضع و روحیه جهادی به گرد پای آن‌ها هم نمی‌رسم، باز هم نازل‌ترین فعالیت اجرایی ممکن را انجام می‌دادند و در سیاستگذاری، برنامه‌ریزی، نظام توسعه منطقه‌ای، شیوه معماری، توزیع بودجه و ... کار را کاملا به ساختار حکمرانی نئولیبرال واگذار کرده بودند و به گونه‌ای رفته‌بودند برای رفع محرومیت، اما از نگاهی هم شده‌بودند کارگر نظام نئولیبرال... 4⃣ یا در سفری که به همراه چند نفر از اساتید اقتصاد، مدیریت مالی و آینده‌پژوهی به منطقه سیل‌زده پل دختر و مناطق سیل‌زده خوزستان رفته بودم نیز این انگاره‌ام تقویت شد. طلاب و بسیجیان، در مهم‌ترین سطح عملیات، بیل به دست شده‌ بودند برای خارج کردن پسماندهای سیل از خانه‌ها. ⏪ به هیج وجه در صدد آن نیستم که اخلاص و بزرگمنشی این بزرگواران را نادیده بگیرم. ادامه دارد... ☘کانال تحلیل های اقتصادی دکتر حمیدرضا مقصودی☘ https://eitaa.com/hamidrezamaghsoodi
📍 سازمانهای استعماری 🔻 جان پرکینز در کتاب اعترافات یک جنایتکار اقتصادی: یکی از اهداف صندوق بین المللی پول درهم شکستن دولتهای کشورهای در حال توسعه ای است که دنبال استقلال هستند. 🔻 جان پرکینز سالها برای سازمانهای آمریکایی به عنوان یک جاسوس اقتصادی کار می کرده تا خواسته های شرکتهای آمریکایی را از طریق وامهای صندوق بین المللی پول و بانک جهانی برآورده کند. 🆔 @mashgh626
⭕️ کمک ۲ میلیون دلاری کارگردان چینی به ایران برای مقابله با کرونا 🔹‏«زو ژنگ» کارگردان و بازیگر مشهور چین، ۱۵میلیون یوان (معادل ۲ میلیون و ۱۰۰ هزار دلار) برای کمک به مردم ایران در مقابله با ‎کرونا اهدا کرد که ۵۰۰ دستگاه اکسیژن‌سنج خون (Pulse Oximeter)، ۲۵ دستگاه‌ اکسیژن ساز و یک دستگاه CPR را هم شامل می‌شود. ✅ مصاف @Masaf
سلبریتی های اونا👆👆👆
6.99M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨ایرانی هویت دارد. فرهنگ دارد. نوع‌دوست است. همان ایرانی که موعد سیل و زلزله از دارایی‌هایش برای هم‌وطنش می‌بخشد، امروز کاملا حواسش به هم‌وطنش هست و دست به احتکار خانگی نمی‌زند. ▫️من یقین دارم در این ایام که برخی کاسبی‌ها کساد شده‌اند، ایرانی اجازه نخواهد داد همسایه‌اش به محنت بیفتد. @syjebraily
✍از زندان آپارتاید به مذبح نئولیبرالیسم 🔸️مگر ممکن است که فلان رسانه سوپرانقلابی در عرصه سیاست، تبدیل به تریبون نئولیبرالیسم در اقتصاد شود؟ مگر می‌شود که فلان شخصیت سیاسی انقلابی نامزد ریاست مجلس آتی، نگارش اکشن پلن! اقتصادی خود را به تفکر نئولیبرالی بسپارد که اخذ وام از صندوق بین‌المللی پول را تئوریزه می‌کند؟ تجربه آفریقای جنوبی می‌گوید می‌شود... 🔸️در آفریقای جنوبی کسی نمی‌توانست در انقلابی و مبارز بودن نلسون ماندلا تردیدی ایجاد کند. سوابق درخشان مبارزاتی او چنین اجازه‌ای نمی‌داد. ماندلا ۲۷ سال را در زندان‌های رژیم آپارتاید گذرانده بود و پس از آزادی در تاریخ یازدهم ژانویه ۱۹۹۰، رهبر بلامنازع جنبش استقلال طلب کشورش شد تا ملت خود را از زیر سلطه رژیم آپارتاید رهایی بخشد. 🔸️آزادی ماندلا از زندان، نماد پایان رژیم آپارتاید بود. اما کنگره ملی آفریقا به رهبری ماندلا برای اینکه رژیم حاکم، به شکل مسالمت‌آمیزی قدرت را واگذار کند، مذاکراتی را با فردریک دکلرک رئیس جمهور رژیم برای انتقال قدرت برگزار کرد. دکلرک در جریان مذاکرات، قدرت سیاسی را به طور کامل واگذار کرد و آپارتاید برچیده شد. 🔸️اما به موازات مذاکرات سیاسی، یک مذاکرات اقتصادی نیز در جریان بود و توجه زیادی هم جلب نمی‌کرد. دکلرک موفق شد با این عنوان که اقتصاد یک مسئله "فنی" است و تنها یک راه برای اداره اقتصاد وجود دارد و آن سیاست‌های نئولیبرالی "اجماع واشنگتن" است، انقلابیون را متقاعد کند که طراحی پایه‌های اقتصادی نظام جدید را به اقتصاددانان "مستقل" رژیم حاکم، بانک جهانی و صندوق بین‌المللی پول بسپارند. 🔸️اینگونه بود که دولت جدید، در ریل نئولیبرالیسم قرار گرفت: الحاق آفریقای جنوبی به گات و پس از آن به سازمان تجارت جهانی را امضا و موانع واردات را برداشت. با اجرای سیاست‌های صندوق بین‌المللی پول، کنترل دولت از روی معاملات ارزی و ورود و خرج ارز برداشته شد و راه برای سوداگری‌های ارزی و خروج سرمایه از کشور باز شد. دروازه‌ها به روی سرمایه‌های خارجی گشوده شد تا بلکه خارجی‌ها ثروت بیافرینند و تنگدستان با ریزه‌خواری از این ثروت، سهمی نصیبشان شود. خدمات دولتی و زیرساخت‌های کشور خصوصی‌سازی شد و دارایی‌های ملی که اقلیت سفید پوست تصاحب کرده بودند، مصادره نشد. آموزش مدیران نظام جدید نیز به تیم‌هایی از بانک جهانی سپرده شد تا نئولیبرالیسم درونی‌سازی شود. حتی رئیس بانک مرکزی و وزیر دارایی آپارتاید در مقام خود تثبیت شدند، چون اقتصاد یک مسئله "فنی" بود! 🔸️نتیجه این روند البته روشن بود: سال به سال به میزان فلاکت مردم آفریقای جنوبی افزوده شد. در نظام جدید ضدآپارتاید، نرخ بیکاری سیاهان دو برابر شد، دو میلیون نفر بی‌خانمان شدند، یک میلیون نفر از مزارع اخراج شدند، تعداد آلونک‌نشین‌ها پنجاه درصد بیشتر شد، و آفریقای جنوبی به مقام نابرابرترین کشور جهان نائل آمد. 🔸️آیا ماندلا و آزادیخواهان آفریقای جنوبی طالب چنین وضعی بودند؟ هرگز. همه ماجرا این است که ماندلا و یارانش معنی "آزادی سیاسی" را خوب می‌فهمیدند، اما هیچ فهمی از "آزادسازی اقتصادی" نداشتند. آنها گرگ‌های نئولیبرال را بیش از پیش "آزاد" کردند که سیاهان ستمدیده از آپارتاید را که مست رهایی بودند، بدرند. @syjebraily
رحمت خدا بر دکتر جبرائیلی با این متن.‌ احسنت. 👆👆👆👆
🔴 افزایش خرید مشروب، ماری‌جوانا و اسلحه در آمریکا روزنامه لس‌آنجلس تایمز در گزارشی اعلام کرده است که مردم آمریکا از نگرانی به وجود آمدن #قحطی، جهت خرید اسلحه و دفاع از خود، مقابل اسلحه فروشی ها صف بسته‌اند. به نظر می‌رسد چیزی که بیش از #کرونا آمریکایی‌ها را نگران کرده، ترس غارت شدن منازل و اموالشان توسط دیگران می‌باشد. 🆔 @mashgh626