وسط معرکه نبرد با #داعش
از عراق زنگ زد و گفت
شنیدم تهران برف اومده
گفت برو فلان پادگان #سپاه
آهوها از کوه میان پایین بخاطر غذا
براشون علوفه و آب تهیه کن
حیوونا بیآب و غذا نمونن
به شوخی گفتم حاجی!
وسط جنگ با داعش به آهوها چیکار داری؟!
گفت: «من به #دعا ی آهوها نیاز دارم»
🆔️@hamiidsadegh
ما #دعا کردن و درخواست کردن از خدا رو بلد نیستم
دعاهای ما چیزی جز این نیست که برا خدا تعیین تکلیف کنیم که چی میخواهیم و چی نمیخواهیم
در واقع بجای درخواست از خدا داریم بهش دستور میدیم و در خوشبینانه ترین حالت یک مشاور هستیم برا #خدا تا یک آرزومند و درخواست کننده
چرا؟ چون بهش اعتماد نداریم چون فکر میکنم این عقلی که خدا به ما داده بهتر از حکمت ها و دانسته های خدا عمل میکنه
به نظرم ما بجای اینکه ایده های ساده و بچگانه امون رو حواله بدیم به خدا بهش اعتماد کنیم فقط ازش بخواهیم و تمام
بقیه اش رو که چجوری میشه و کی میشه بسپاریم به خودش
زمانبندی خدا همیشه دقیقِ نه یک ثانیه جلو و نه یک ثانیه عقب
《يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ》اینجا خدا داره بهمون میگه به من اعتماد کن چون من چیزایی های رو میدونم که تو ازشون بی خبری چیزهایی رو دیدم که تو ندیدی چیزهایی رو شنیدم که تو نشنیدی من از تمام آنچه که دل ها مخفی میکنن آگاهم و تو هیچکدوم از اینارو نمیدونی
یه فلش بک بزنیم به گذشته و به خواسته هایی که در گذشته داشتیم فکر کنیم
چقدر شده که خدارو شکر کردیم بابت چیزی که میخواستیم و نشد این شکر گزاری برای نشدن شاید زود برامون اتفاق افتاده و یا شاید سال ها بعد اما همیشه خدا بعد یه مدت پرده ها رو کنار زده و دیدیم که چقدر خوب که نشده
اما زمستون رفت و روسیاهیش برای بنده ای موند که فقط غر زد شکایت کرد دعوا کرد که چرا نمیشه چرا این کاری که من میگم و انجام نمیدی...
و چقدر یادآوری این لحظات بعد از فهمیدن حقیقت ماجرا شرم آوره
و بدتر اینکه باز هم برمیگردیم سر خونه اول
حقیقتا که《 إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَكَنُودٌ》
#ماه_رمضان
🆔️@hamiidsadegh