با من بگو: " أ أدْخُلُ ..."
مشکی بپوش #دل
با من بخوان سراسر اذن دخول را ...
با من بخوان
سراسر اذن دخول را:
أَ أَدْخُلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟
أَ أَدْخُلُ يَا حُجَّةَ اللَّهِ؟
أَ أَدْخُلُ يَا مَلائِكَةَ اللَّهِ الْمُقَرَّبِينَ
الْمُقِيمِينَ
فِي هَذَا الْشهر الشريف؟
أَ أَدْخُلُ يَا حسين بن علی؟
آقا جان اجازه ورود
به ماهت را می دهی؟
#آجرکاللهیابقیهالله
حی علی العزا که محرم رسیده است....
بسم الله الرحمن الرحیم
دوباره کلاس معرفت...
دوباره حسینیه...
دوباره شور و شعور....
گرد نام زیبای ارباب جمع خواهیم شد... در هیئت مجازی «عطر ظهور» ویژه دختران عزیز ۹-۱۳ ساله از سراسر ایران اسلامی....
روزهای دهه اول محرم
هر روز تا روز عاشورا
از ساعت ۱۱ تا ۱۲ ظهر
دخترای عزیز منتظرتونیما....
دوستِ خوبِ امام حسین علیه السلام، دست یکی دیگه از دوستای اماممونو بگیر با خودت بیارش هیئت.
به آدرس:
https://eitaa.com/joinchat/694026289C7ac0effe80
حضور مادران در اتاق اندیشه هیئت عطر ظهور الزامیست
به آدرس
https://eitaa.com/joinchat/874577969C8c948d81f1
هدایت شده از عکس نوشته
هدایت شده از رادیو انتظار
حسین از زبان حسین1.mp3
زمان:
حجم:
12.24M
#کتاب گویا
📙 #حسین_از_زبان_حسین
🎵 شهادت مسلم و قیس
🗣 تولید کانال رادیو اربعین
#محرم امسال #هر_خانه_يك_حسينيه
با کانال رادیو اربعین
🆔 @radio1400 👈
هدایت شده از عشریه
هدیه تولدت امسال هم مادی نیست...
اشک روضه ها را، پیشکش آورده ایم!
این گرانبهاترین چیزی بود که میتوانست خرسندت کند
تویی که جانت به حرم وابسته بود...
"یک ۱شهریور سالروز زمینی شدن شهید عشریه"
*تولدت مبارک همسر عزیزم*
هدایت شده از صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)
همسر شهید مدافع حرم ابراهیم عشریه🌹
اخلاق خوب، نماز اول وقت، احترام به پدر و مادر و محبت به خانواده از خصوصیات او بود. کلاس اخلاق هم میرفت و وقتی میآمد خانه اگر نماز شبش قضا میشد یا نمازش را خیلی با صفای دل نمیخواند✨، میگفت: خانم اگر من کاری کردم یا فلان جا عصبانی شدم من را ببخشید. یا به بچهها میگفت که اگر من این اشتباه را کردم و سرتان داد زدم من را ببخشید. میگفت: "طلب بخشش و گذشت کردن باعث میشود خدا به ما نگاه ویژهای بیندازد تا مطمئنا بهتر بتوانیم خدا را بشناسیم. "🌹
🕊انتظار شهادت همسرم را داشتم. سال ۹۴ سفر اربعین رفت. ۲۰ اسفند ۹۴ به سوریه رفته بود. یک گزارش نوشته بود و گفته بود من برات شهادتم را در اربعین گرفتم. وقتی آمده بود، تغییر کرده بود. نماز شبهای طولانی، توسلهای با اشک و اخلاص و خواندن روضه حضرت زهرا (س)💔 با اشعار حافظ و اشعار فیض.
او از نگاه خاص شهید برای اعزام به سوریه چنین میگوید: وقتی حرف از سوریه شده بود، دو بار قرار بود برود که هر بار به هم خورده و نتوانسته بود راهی بشود. به من میگفت: "شما راضی نیستی؟ " یا به مادرش زنگ میزد و همین سوال را میپرسید و میگفت: "بالاخره یک چیزی هست که حضرت زینب (س) و حضرت رقیه (س) من را نمیطلبند. "😔 وقتی قسمتش شده بود دیگر خیلی خوشحال بود.
🌹نثار روح مطهر شهید عزیز، آقا ابراهیم عشریه صلوات...
@sardaraneashgh