eitaa logo
همسفر
1.9هزار دنبال‌کننده
2.1هزار عکس
874 ویدیو
225 فایل
همسرداری یک هنره و نیاز به ذوق و مهارت ظریفی داره، که "همسفر" اونا رو بهت یادمیده تا بتونی یه همسر شاد و نمونه باشی😍💞 برای برگزاری کارگاه ازدواج و همسرداری درخدمتیم @aliakbari20
مشاهده در ایتا
دانلود
تو اراده کن خودش بیدارت می‌کنه میگی نه! امتحان کن 🕋 اذان صبح قم ۲۴ تیر: ۳:۲۴
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
9.23M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اگر میخوای بدونی چطوری بچه رو اهل نماز کنی این ویدیو رو حتما ببین
اثر دیل کارنگی راهکارهای مقابله با ص۱۵۷
روضه حضرت علیه السلام قصد کرده است تمام جگرم را ببرد با خودش دلخوشی دور وبرم را ببرد من همین خوش قد و بالاي حرم را دارم یک نفر نیست از اینجا پسرم را ببرد😭 دسترنج همه ي زحمت من این آهوست چقدر چشم نشسته ،ثمرم را ببرد این چه رسمی است پسر جاي پدر ذبح شود حاضرم پاي پسرهام،سرم را ببرد تا به یعقوبِ نگاهم نرسیده خبرش می شود باد برایش خبرم را ببرد نیزه دنبال دلم بود تنش را می گشت قصد کرده است بیاید جگرم را ببرد تو فقط قول بده دست به گیست نزنی مقنعه ت بازکنی ، بال و پرم را ببرد تو برو خیمه خودم پشت سرت می آیم چه نیازي است کسی محتضرم را ببرد دست و پاگیر شدم ،زود زمین می افتم یک نفر زود ، تن درد سرم را ببرد همه سرمایه ام این است که غارت شده است هر که خواهد ببرد جنس حرم را...ببرد صد پسر خواسته بودم ز خدا ،آخر داد صد علی داد به من تا که سرم را ببرد 😭😭😭
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
از سعید بن مسیب روایت شده که گفت: قحطى عمومى مردم را فرا گرفت، من چشم خود را گشودم، غلام سیاهى را بالاى تپه‌اى تنها دیدم، به طرف او روان شدم، دیدم لب‌هاى خود را حرکت می‌دهد، هنوز دعاى او تمام نشده بود که ابرى آمد، وقتی آن ابر را دید خوشحال شد و برگشت🌧☔️ به قدرى باران آمد که ما گمان کردیم غرق خواهیم شد. من به دنبال آن غلام رفتم تا این‌که دیدم داخل خانه امام سجاد(ع) شد. من نیز بعد از او داخل خانه آن‌حضرت شدم، و گفتم: اى آقاى من! در خانه شما غلام سیاهى است که به من تفضّل نما و او را به من بفروش؟ آن‌حضرت فرمود: «اى سعید! چرا آن غلام به تو بخشیده نشود؟»، پس به سرپرست غلامان خود دستور داد تا همه غلام‌هایى را که در خانه آن‌حضرت بودند به من بدهند، او غلامان را حاضر ساخت، ولى من آن غلام سیاه را در بین آنان ندیدم، گفتم: غلام سیاهی که من می‌خواهم در میان آنان نیست! سرپرست غلامان گفت: غیر از فلان غلام که نگهبان است کسى نیست، گفتم: او را بیاور! چون او را آورد دیدم همان غلام سیاهى است که من می‌خواستم. به امام گفتم: این همان غلام سیاهى است که من می‌خواهم، امام(ع) فرمود: «اى غلام! سعید مالک تو شد، با او برو». غلام سیاه به من گفت: چه باعث شد که تو بین من و مولاى من جدایى انداختى؟! گفتم: آن معجزه‌اى که من بالاى تپه از تو دیدم، ناگاه آن غلام دست خود را با تضرّع و زارى به طرف آسمان بلند کرد و گفت: اى خدا! اگر ما بین من و تو رازى بوده که آن‌را فاش کردى الآن مرا قبض روح کن. امام سجاد(ع) و حاضران در مجلس گریستند، من هم با چشم اشکبار خارج شدم، همین‌که به منزل خود رسیدم پیغام‌رسان امام نزد من آمد و گفت: اگر می‌خواهى در تشییع جنازه آن غلام سیاه شرکت کنی بیا! 😭🖤 مسعودى، على بن حسین، اثبات الوصیة، ص 175، انصاریان، قم، 1384 ش؛ 1426ق.
1.47M
عنوان: میزان مدت لازم برای شناخت قبل ازدواج کارگاه_آفلاین_ خانم علی اکبری جلسه سوم