eitaa logo
آداب همسرداری
2.5هزار دنبال‌کننده
3.5هزار عکس
980 ویدیو
52 فایل
همدلی ، همراهی، همکاری و آگاهی همسران ضامن تعالی و تحکیم خانواده است.
مشاهده در ایتا
دانلود
باسلام و تبریک ایام این روزها که درگیر و هستیم فرصت خوبی است برای تفکر و تدبر در امور ، همه می دانیم محل و دار و است و انسان از طرق مختلف از جمله و سلامتی ، ، و علم ، و حکومت و جمال و شهوت....مورد و قرار می گیرد ... مهم نحوه مواجهه با این الهی است. پیامبران و اولیای الهی با انواع آزمایشات روبرو بودند واذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات و.... داستان حضرت ایوب و یوسف و موسی و...ولی همیشه سربلند بیرون آمدند ... مهم خود بلا نیست بلکه شیوه آدمهاست که قدر و و آنها را نشان می دهد وگرنه همه آدمها در خوشی ها ، و رارند و گاهی هم متوجه هستند و شاکرند ولی اگر کسی در هنگام بروز و ظهور بلاهای زمینی و آسمانی از خدا بخواهد و شاکر نعمت های او باشد، هنر است. ارزش هم در همین جا مشخص می گردد که همانند سر برای انسان است. خوش بود گر محک آید به میان... سعی کنیم در این ایام از خواب غفلت بیدار شده و متوجه دو نعمت بزرگ الهی یعنی و باشیم و و دوستان و مردم را به و و اعتقادات دعوت کنیم. بعضی ها دوست دارند همانند یاران شیطان در ایام گرفتاری و بلا از فرصت ها سوء استفاده نموده و مردم را از خدا و و (ع) دور کنند: الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنه و الناس.. با اینکه همین ایام خوبی برای شناخت خداوند و هستی و فانی بودن دنیا و ضعف انسان و نیاز به خداوند و لزوم راز و نیاز و عبادت بیشتر و....می باشد... الا بذکرالله تطمئن القلوب فقط با که دلها می گیرد. چنان کن سرانجام کار توخشنود باشی و ما آمین یارب العالمین باآرزوی و روزافزون برای شما و محترم . @hamsardarl
... ایوب علیه السلام فرمود: هشتاد سال نعمت‌های الهی به ما رسید، حال به هفت سال بلاء نباید به خداوند اعتراض کرد؟ و باید یاد او در هم حال بود! آنقدر زن اعتراض و اشکال کرد و طرحهائی غیر معقول داد تا ایوب ناراحت شود!! فرمود (از پیش من دور شو که دیگر تو را نبینم). چون زن رفت ایوب خود را تنها و بی پرستار دید و سجده الهی کرد و به مناجات خدای پرداخت و خداوند دعای ذاکر و حامد خود را مستجاب کرد، و همه نعمت‌ها را دوباره به او عطا کرد! زن ایوب پیش خود فکر کرد او مرا از پیش خود رانده، صلاح نیست او را تنها بگذارم، چون پرستاری ندارد، از گرسنگی تلف می‌شود. چون به جایگاه ایوب بیامد اثری از ایوب ندید، فقط جوانی را مشاهده کرد، شروع به گریه کرد، جوان گفت: چرا گریه می‌کنی؟ شوهر پیری داشتم آمدم او را نیافتم. اگر او را ببینی می‌شناسی؟ گفت: آری، چون به جوان خوب نگریست دید شباهت به شوهرش دارد، آن جوان گفت: من همان ایوب هستم. ✅ کانال آداب همسرداری 👇🌸👇🌸👇🌸👇🌸👇🌸@hamsardarl