eitaa logo
یادداشت‌ها و گفتارها
247 دنبال‌کننده
39 عکس
18 ویدیو
66 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
انسان وقتی قدری پا به سال گذاشت، دیگر «امانت‌دار یاد» می‌شود. اگر لحظه‌های سرشار زندگی را جرقه‌های فروزانی بگیریم، «یاد» خاکستر آن‌هاست، و نوشتن ترفندی است به امید آنکه او را به کمند بگیرد. به‌راستی انسان بی‌ودیعه یاد چه می‌بود؟ اسلامی ندوشن، محمدعلی، بازتاب‌ها، ص۵ https://eitaa.com/handschrift
«دوزخ تهی است؛ شیاطین همه اینجایند.» شکسپیر، طوفان (ترجمه یونسی)، ص۴۴ (پرده اول، صحنه دوم) https://eitaa.com/handschrift
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
السلام علیك یا أبا عبد الله السلام عليك یا رحمة الله الواسعة السلام علیك وعلی جدك وعلی أبیك وعلی أمك وعلی أخیك یک هفته دیگر محرم ارباب بی کفن آغاز می‌شود. این سلام‌ها را به نیت کسانی بدهیم که امسال نتوانستند در میان ما باشند و به اربابشان سلام کنند. مخصوصاً شهدای مظلومی که جنگ از ما گرفت. https://eitaa.com/handschrift
5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب جمعه است و شب زیارتی آقام امام حسین علیه‌السلام السلام علیك یا أبا عبدالله السلام علیك وعلی جدك وعلی أبیك وعلی أمك وعلی أخیك به یاد ؛ به یاد شهید ؛ به یاد شهید ؛ به یاد تمام شهدای مظلوم جنگ‌های تحمیلی https://eitaa.com/handschrift
4_6048415508800216226.pdf
حجم: 758.2K
📘 درسنامه جامع اصول فقه بر اساس کتاب الموجز‌ في أصول الفقه (همراه با دویست سؤال تستی) ✍️ مهدی عسگری و معراج شاه‌حسینی اثری آموزشی برای طلاب و دانشجویان رشته‌های «فقه و حقوق» و «حقوق».. 🔹 ارائه‌ مباحث به زبان روان 🔹 مناسب برای آموزش و جمع‌بندی دروس اصول 🔹 شامل دویست تست برای تثبیت یادگیری و آمادگی آزمون‌های علمی و حوزوی https://eitaa.com/handschrift
سیاست عرصهٔ انتخاب میان گزینه‌های ممکن است، نه عرصهٔ آرزوهای نامحدود... https://eitaa.com/handschrift
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شب جمعه است و شب زیارتی آقام امام حسین (علیه‌السلام) صلی الله علیك یا أباعبدالله. صلی الله عليك وعلی جدك وعلی أبیك وعلی أمك وعلی أخیك به یاد ؛ به یاد ؛ به یاد ؛ به یاد ؛ و به یاد تمام کسانی که در این ایام محرم نیستند تا به ارباب بی‌کفن (سلام‌الله‌علیه) سلام کنند. https://eitaa.com/handschrift
سیاست، مته کردنِ آهسته و سرسختانهٔ تخته‌های سخت است؛ کاری که هم به شور نیاز دارد و هم به سنجیدگی. بی‌گمان، و همهٔ تجربهٔ تاریخ نیز گواه آن است، که آدمیان هرگز به امر ممکن دست نمی‌یافتند، اگر پیوسته در طلبِ امر ناممکن نبودند. اما کسی که چنین راهی را می‌پوید، باید رهبر باشد؛ و افزون بر آن، به ساده‌ترین معنای کلمه، قهرمان نیز باشد و حتی آنان که هیچ‌یک از این دو نیستند، باید از هم‌اکنون خود را به استواری‌ای درونی مجهز کنند که تابِ شکستِ همهٔ امیدها را داشته باشد؛ وگرنه توانِ تحقق‌بخشیدن حتی به آنچه امروز ممکن است را نیز نخواهند داشت. تنها کسی برای سیاست فراخوانده شده است که مطمئن باشد از پا درنمی‌آید، حتی آن‌گاه که جهان ــ از منظر او ــ برای آنچه می‌خواهد به آن عرضه کند، بیش از حد نادان یا بیش از حد فرومایه باشد؛ و با وجود همهٔ اینها بتواند بگوید: «با این همه!» تنها چنین کسی است که رسالتِ سیاست را دارد. ماکس وبر، سیاست به مثابه یک حرفه، ص۶۷ https://eitaa.com/handschrift
«ایران: روح یک جهان بی‌روح» (خلاصه‌ای از گفت‌وگوی کلر بری‌یر و پی‌یر بلانشه با میشل فوکو در سال ۱۹۷۹) ویژگی منحصربه‌فرد انقلاب ایران (ارادهٔ جمعی یکپارچه) فوکو بر این باور است که انقلاب ایران پدیده‌ای است که با الگوهای تحلیلی مدرن و غربی سازگار نیست. در این انقلاب، دو ویژگی سنتیِ خیزش‌های چپ یا کلاسیک وجود نداشت: نه مبارزهٔ طبقاتیِ اقتصادی مشخصی محرک اصلی بود و نه یک حزب یا سازمان سیاسی پیشتاز جریان را هدایت می‌کرد. آنچه رخ داد، تجلی عینی و نادرِ یک «ارادهٔ جمعی مطلق» بود؛ یعنی یکپارچگیِ تمام‌عیار ملتی با دست خالی در برابر یک رژیم فوق‌مدرن و تا بن دندان مسلح. مذهب تشیع به مثابه نیروی محرک، نه ایدیولوژی فوکو استدلال می‌کند که اسلام شیعی در این رویداد، نقش یک «ایدیولوژی» (به معنای ابزاری برای پنهان کردن تضادهای طبقاتی یا فریب توده‌ها) را بازی نکرد. تشیع برای مردم ایران: زبان و آیین مبارزه بود که به آن‌ها شجاعت ایستادگی در برابر مرگ و مسلسل‌ها را می‌بخشید. مذهب در اینجا، مصداق دقیق تعبیر مارکس یعنی «روح یک جهان بی‌روح» بود؛ پناهگاه و نیرویی معنوی در برهوتِ یک سیستم مدرنیزاسیون تحمیلی و بی‌روح (رژیم شاه). خواستِ تغییر در «سوبژکتیویته» (ذهنیت و شیوهٔ بودن) به عقیدهٔ فوکو، مردم ایران تنها خواستار سرنگونی شاه یا تغییر در روابط اقتصادی و سیاسی نبودند، بلکه آن‌ها در پی تحول بنیادین در وجود و ذهنیت خود بودند. آن‌ها می‌خواستند رابطهٔ خود را با تاریخ، با یکدیگر، با ابدیت و با کارما تغییر دهند. تشیع به دلیل داشتن دو سطحِ «قانون بیرونی» و «زندگی عمیق باطنی»، این امکان را فراهم کرد تا مردم به دنبال یک تجدید عهد معنوی و تغییر در «شیوهٔ بودن» خود باشند. چالش آینده و نظام‌های حقیقت متفاوت فوکو در پاسخ به نگرانی‌ها دربارهٔ تعصب، سرکوب یا برخورد با اقلیت‌ها، به تفاوت نظام حقیقت در شرق و غرب اشاره می‌کند. او توضیح می‌دهد که در تشیع، قانون صریح همواره به یک معنای باطنی و عمیق‌تر ارجاع دارد. با این حال، او پیش‌بینی می‌کند که: این وضعیتِ استثنایی و «نور انقلابی» ابدی نخواهد بود و سرانجام روزی خاموش خواهد شد. با فروکش کردن تب انقلاب، محاسبات سیاسی، چندپارگی‌های طبقاتی، سازش‌ها و روندهای عادیِ قدرت دوباره بازخواهند گشت. این حرکت حامل یک پتانسیل دوگانه است: از یک سو تمایل به تحول معنویِ زندگی و از سوی دیگر، خطر تکیه بر سنت‌های غیرقابل‌تساهل و ملی‌گرایی افراطی. پ.ن: فوکو در تحلیل نهایی خود اشتباه می‌کرد، نه تنها آن «نور انقلابی» خاموش نشد بلکه بیشتر شد. امروز نیز ایران شیعی روح یک جهان بی‌روح است که با اراده جمعی با اتکا به قدرت لایزال الهی مقابل جباران و متکبران عالم ایستاده و به فرموده مولایش، امیرالمومنین علیه‌السلام، داد مظلومان را از بیدادگران می‌گیرد. https://eitaa.com/handschrift
مولانا و سیدنا أمیر المؤمنین علیه السلام در خطبه جهاد فرمودند: فَيَا عَجَباً! عَجَباً! وَاللّٰهِ يُمِيتُ الْقَلْبَ، وَيَجْلِبُ الْهَمَّ، مِنِ اجْتِمَاعِ هٰؤُلَاءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ، وَتَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ. فَقُبْحاً لَكُمْ وَتَرَحاً، حِينَ صِرْتُمْ غَرَضاً يُرْمَى؛ يُغَارُ عَلَيْكُمْ وَلَا تُغِيرُونَ، وَتُغْزَوْنَ وَلَا تَغْزُونَ، وَيُعْصَى اللّٰهُ وَتَرْضَوْنَ. شگفتا! شگفتا! به خدا سوگند، این حالتی است که دل را می‌میراند و اندوه را بر جان فرو می‌ریزد: اینکه آنان بر باطل خویش یک‌دل و هم‌داستان‌اند، و شما از حقّ خویش پراکنده و از هم گسسته. ننگ بر شما و اندوه بر شما، آنگاه که به هدفی برای تیرها بدل شده‌اید؛ بر شما یورش می‌آورند و شما یورش نمی‌برید، با شما می‌جنگند و شما نمی‌جنگید، خدا را نافرمانی می‌کنند و شما بدان خشنود می‌مانید. پ.ن: خداوندا به حق آقام امام حسین علیه‌السلام برادران ما را در لبنان نصرت و پیروزی عطا بفرما. اللهم سدد رمیهم https://eitaa.com/handschrift
أمیر المؤمنین علیه السلام در خطبه ۲۱۶ فرمودند: [پس یکی از یارانش در پاسخ، سخنی بلند گفت و در آن، بسیار از او ستایش کرد و از شنیدن فرمان و اطاعت خویش نسبت به او سخن راند.] امام فرمود: از حقوق کسی که عظمت خدای سبحان در جانش بزرگ و جایگاه او در دلش رفیع است، آن است که هرچه جز اوست در برابر آن عظمت، در چشمش کوچک گردد. و سزاوارترینِ مردم به این حالت کسی است که نعمت خدا بر او بزرگ‌تر و احسانش به او لطیف‌تر باشد؛ زیرا هیچ‌گاه نعمت خدا بر کسی بزرگ نمی‌شود مگر آنکه حق خدا بر او نیز بزرگ‌تر می‌گردد. و از پست‌ترین حالات زمامداران نزد مردمانِ صالح این است که گمان شود آنان دچار خودپسندی و دوستدار ستایش‌اند و کارشان بر پایه تکبّر نهاده شده است. و من ناخوش داشتم که در ذهن شما چنین خطور کند که من دوستدار تملّق و شنیدن ستایشم؛ و به حمد خدا چنین نیستم. و اگر هم دوست می‌داشتم که چنین درباره‌ام گفته شود، آن را به سبب فروتنی در برابر خداوند ترک می‌کردم؛ زیرا او شایسته‌تر از آن است که عظمت و کبریایی‌اش به دیگری سپرده شود. چه بسا مردم پس از رنج و آزمون، ستایش را شیرین می‌یابند. پس مرا با ستایش‌های زیبا نستایید تا نفس خویش را به سوی خدا خالص گردانم، و در حق‌هایی که از آن فراغت نیافته‌ام و واجباتی که باید به انجام رسانم، از من دریغ مکنید. با من همچون ستمگران سخن مگویید، و در برابر من چنان که در برابر اهل خشم و تندی خود را نگه می‌دارید، محافظه‌کاری نکنید، و با من با چاپلوسی درنیامیزید. و گمان نبرید که اگر سخن حق بر من گفته شود، بر من گران می‌آید یا خواهان بزرگ‌نمایی خویشم. زیرا هر کس شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت بر او سنگین آید، عمل به آن دو برایش سنگین‌تر خواهد بود. پس از گفتن حق یا مشورت عادلانه با من خودداری نکنید؛ زیرا من در خویشتن از خطا ایمن نیستم، مگر آنکه خداوند مرا کفایت کند؛ او که به نفس من از خود من آگاه‌تر و بر آن تواناتر است. همانا من و شما بندگان و مملوکان پروردگاری هستیم که جز او پروردگاری نیست؛ او بر ما مالک است آنچه را که ما بر خویش مالک نیستیم، و ما را از آنچه در آن بودیم بیرون آورد و به آنچه صلاح ما در آن است رساند؛ پس پس از گمراهی، هدایت را جایگزین کرد و پس از کوری، بینایی بخشید. https://eitaa.com/handschrift