eitaa logo
حرم
2.7هزار دنبال‌کننده
10.2هزار عکس
6.9هزار ویدیو
665 فایل
❤﷽❤️ 💚کانال حرم 🎀دلیلی برای حال خوب معنوی شما🎀 @haram110 ✅️لینک کانال جذاب حرم https://eitaa.com/joinchat/2765357057Cd81688d018 👨‍💻ارتباط با ادمین @haram1
مشاهده در ایتا
دانلود
✨﷽✨ ✍از رسول الله پرسیدند:چرا دعا می کنیم ولی مستجاب نمی شود؟ در حالی که خداوند متعال فرموده است: « بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را »حضرت فرمودند:چون ده چیز قلب های شما را میرانده است: 1_خدا را شناختید ولی اطاعت نکردید، 2_قرآن را قرائت کردید ولی عمل نکردید، 3_ادعای محبت رسول خدا را دارید ولی با اولاد او دشمنی کردید، 4_ادعای دشمنی شیطان دارید ولی از او پیروی کردید، 5_ادعا می کنید بهشت را دوست دارید ولی برای آن تلاش نمی کنید، 6_ادعا می کنید از آتش می ترسید ولی بدن خود را در آن می اندازید، 7_به جای عیب خود به عیب دیگران پرداختید، 8_ادعا کردید دنیا را دوست ندارید ولی به جمع اموال پرداختید، 9_به مرگ اعتراف می کنید ولی برای آن آماده نیستید، 10_مردگان را دفن کردید ولی عبرت نگرفتید. بنابراین دعای شما مستجاب نمی شود. 📚مواعظ العددیه جلد ۲ @haram110
قم پناهگاه فاطمی ها عَنْ سَهْلٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ حَمْزَةَ بْنِ الْقَاسِمِ الْعَلَوِيِّ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ الْعَبَّاسِ الْهَاشِمِيِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ الصَّادِقِ صلوات الله علیه قَالَ: إِذَا أَصَابَتْكُمْ بَلِيَّةٌ وَ عَنَاءٌ فَعَلَيْكُمْ بِقُمَّ فَإِنَّهُ مَأْوَى الْفَاطِمِيِّينَ وَ مُسْتَرَاحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ سَيَأْتِي زَمَانٌ يُنَفَّرُ أَوْلِيَاؤُنَا وَ مُحِبُّونَا عَنَّا وَ يُبَعَّدُونَ مِنَّا وَ ذَلِكَ مَصْلَحَةٌ لَهُمْ لِكَيْلَا يُعْرَفُوا بِوَلَايَتِنَا وَ يُحْقَنُوا بِذَلِكَ دِمَاؤُهُمْ وَ أَمْوَالُهُمْ وَ مَا أَرَادَ أَحَدٌ بِقُمَّ وَ أَهْلِهِ سُوءاً إِلَّا أَذَلَّهُ اللَّهُ وَ أَبْعَدَهُ مِنْ رَحْمَتِهِ. حضرت آقا امام صادق صلوات الله علیه فرمودند: هر گاه بلا و رنجی به شما رسيد؛ بر شما باد به پناه بردن به قم زيرا قم پناهگاه فاطميين و آسايش گاه مومنين است و زود باشد که اولیاء و دوستان ما را از ما کوچ دهند و دور سازند و همین کار به مصلحت ایشان است زيرا بدين وسيله شناخته نمی شوند و جان و مال آن ها حفظ می شود، و هر فردی که به قم و اهل آن بدی کند، خداوند او را ذلیل می کند و از رحمت خود دور می گرداند. 📚سفينة البحار، ج‏7، ص: 357 ترجمة تاريخ قم: 98 بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏57، ص: 214 ح 32 📚 @haram110
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ ● از اوصاف برگزیدگان خداوند 🔻 📝 خداوند متعال در وجود حضرات ائمه علیهم السلام چشمه‌های حکمت را به ودیعه نهاده که هرچه از آن برداشته شود، کاسته نمی‌گردد و باز می‌جوشد. حضرت امام رضا عليه‌السلام به عبدالعزیز بن مسلم می‌فرمایند: وقتی خداوند شخصی را به عنوان رهبر بندگان‌اش برمی‌گزیند، به او شرح صدر و قدرت اندیشه در این راه می‌دهد، دل‌اش را منبع حکمت می‌سازد و به او علم الهام می‌کند در نتیجه پس از آن، هرگز در جواب فرونمی‌ماند و در شناخت واقع و حقیقت سرگردان نمی‌شود. او معصوم و مؤید و موفق و پشتیانی شده از سوی خدا و محفوظ از خطا و لغزش است. خدا به او این امتیازات را می‌بخشد تا حجت و گواه او در میان بندگان‌اش باشد.. 📚 از کتاب "سيری در آیات ولایت و امامت" جلد پنجم آیت الله یثربی مدظله ❖ــــــــــــــ❖ ● مِن اوصاف مَن اختاره الله 🔻 📝 إن الله تعالى أودع في الأئمة المعصومين علیهم السلام عيون الحكمة التي لا تغيض ولا تبلى بمرور الأيام والسنين. قال الامام الرضا علیه السلام لعبدالعزیز بن مسلم: وإنّ العبد إذا اختاره الله عزّوجلّ لأُمور عباده، شرح صدره لذلك، وأودع قلبه ينابيع الحكمة، وألهمه العلم إلهاماً، فلم يعي بعده بجواب، ولايحيّر فيه عن الصواب، فهو معصوم مؤيّد، موفّق، مسدّد، قد أمن من الخطايا والزّلل والعثار، يخصّه الله بذلك ليكون حجّته على عباده، وشاهده على خلقه.. 📚 من کتاب "في رحاب آيات الولاية و الإمامة" المجلد الخامس لسماحة آية الله السيد اليثربي دام‌ظله @haram110
✨﷽✨ (ارزش و جایگاه همسر) به همسرتان عشق بورزید آنچنان که بزرگان عمل می کردند. ✍امام صادق علیه السلام ✅هر کس بیشتر دوستدار ما باشد، به زن ها (همسرش) نیز بیشتر دوستی می کند. 📚بحار الانوار ج۱٠۳ ص۲۲۷ ✍ هنگامی كه عازم سفر حج بودند، در بيروت نامه‌اي محبت‌آميز برای همسر خويش نوشتند كه نشانگر علاقه وافر ايشان به همسرشان مي‌باشد. تصدقت شوم؛ الهى قربانت بروم، در اين مدت كه مبتلاى به جدايى از آن نور چشم عزيز و قوّت قلبم گرديدم متذكر شما هستم و صورت زيبايت در آئينۀ قلبم منقوش است. عزيزم اميدوارم خداوند شما را بسلامت و خوش در پناه خودش حفظ كند. حالِ من با هر شدتى باشد مى ‏گذرد ولى بحمداللّه‏ تا كنون هرچه پيش آمد خوش بوده و الآن در شهر زيباى بيروت هستم؛ حقيقتاً جاى شما خالى است فقط براى تماشاى شهر و دريا خيلى منظرۀ خوش دارد. صد حيف كه محبوب عزيزم همراه نيست كه اين منظرۀ عالى به دل بچسبد ... فروردين ۱۳۱۲ / ذى‏القعده ۱۳۵۱ 📚صحیفه امام ج ۱ @haram110
💠 هیچ‌کس به همســرش نگویدکه*مـن از تـو بالاتـرم؛* بالاتـری یعنی چه؟⁉️ یعنی پدر شما بالاتر اســت از پدر او؛ *این حرفِ مفـت اســــــت،* یعنی ثروت شــما بیشــتر از ثروت همسـرتان اســــــــت؛ *این هم حرفِ مفـت اســــــت.* یعنی شـما زیباتر از همســرتان هستید؛ *این هم حرفِ مفـت اســــت،* *💠اســلام این حرف‌ها را قـبول نـدارد.* 💠یعنی شـما تقوایتان بیشــــتر اســـــــت⁉️ *خب اگر تقوایتان بیشــتر اســـت که* *نبایـــد بگـــــویید من بـالاترم!* 💠آنی‌که می‌گوید *من تـقوایم بیشــتر اســـــــــــت،* *خود این تنــــزل در تقواســـــــــت!* *پـس با هـم بســــــــــــــــــــــــازید.* هـمانی که مقدر و نصــــیب شده، آن را *مغـــتنم* بشمارید، *عطـیه الهی* بدانـید، *نعمـــت خدا* بدانـید *تا ان‌شــــــــاءالله خدای متـعال هم برکاتش را بر شـــما نازل کـند.* ۸۱/۷/۱۱ *رهـــبر انقـلاب:* @haram110 💞💞
📛🚫📛🚫📛🚫📛🚫📛🚫📛 توصیه مهم برای کسانی که دوره ی اشنایی قبل از ازدواج را میگذرانند: ❌❌❌❌❌❌❌❌❌ با کسی که مدام در گذشته شما دنبال اینست که ببنید با کسی رابطه داشتید یا خیر با کسی که دنبال آتو گرفتن از شما است تا ثابت کند که فکر منفیش در مورد شما درست بوده با کسی که هر لحظه باید به او ثابت کنید که راست می گویید با کسی که برای کنار او ماندن باید خودتان را تغییر دهید با کسی که اگر پشت خط تلفن شما بیاید و شما نتوانید پاسخ وی را بدهید بعد از آن از شما بازجویی می کند با کسی که هر لحظه باید گزارش دهید کجا بودید با کی بودید با کسی که مدام به شما شک دارد با کسی که مدام به شما می گوید این رفتارت اشتباه است با کسی که در هر بحثی اگر حتی خودش خطا کرده باشد باز طوری رفتار میکند که شما مجبور به عذرخواهی بشوید و احساس کنید این شما هستید که اشتباه کردید با کسی که تصویری از همسر آینده اش در ذهن خود ساخته که با شما متفاوت است و تمایل دارد شما شبیه آن همسر خیالی وی شوید ⁉️ازدواج نکنید ⁉️ ❌📛🚫❌📛🚫❌📛🚫❌ @haram110
5.45M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌ اونهایی که میگن: بابا این فیلم‌ها چه اثری داره مگه روی بچه‌ها؟!😏 🎥 تقلید کودک از فیلم، به روایت تصویر 🌀کودکان از رسانه ها تقلید و الگوبرداری می کنن، مراقب باشیم که چه محتوایی رو در اختیارشون میزاریم. این محتوا می‌تونه با ، به فرزندامون تبدیل بشه. ✅ هم هم ⚠️ ♻️ راهکارهای کاربردی @haram110
🕊🥀🕊🥀🕊🥀🕊🥀 🥀🕊🥀🕊🥀 🕊🥀🕊 🥀 🌷بسم الله الرحمن الرحيم🌷 با قرآن كريم كودكان و نوجوانان بخش اول،جزء سي 🌿سوره تكوير🌿 به كدامين گناه كشته شد؟ ((قيص بن عاصم)) پس از آنكه مسلمان شد به حضور پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله رسيد و گفت هفت دختر خود را زنده به گور كرده است.پيامبر اكرم از شنيدن اين جمله بسيار ناراحت شدند و فرمودند :((هفت بنده را آزاد كن))نشانه هاي روز قيامت را در قرآن بخوانيم تا بدانيم خداوند مهربان آنان را براي اين عمل زشت مجازات خواهد كرد: به نام خداوند بخشنده مهربان آن گاه كه خورشيد تاريك شود و آن گاه كه ستارگان تيره شوند و آن گاه كه كوه ها به حركت درآيند و آن گاه كه شتران آبستن ده ماهه را رها كنند و آن گاه كه جانوران وحشي جمع شوند و آن گاه كه درياها افروخته گردند و آن گاه كه جان ها به هم بپوندند و آن گاه كه از دختر زنده به گور شده پرسيده شود و به كدامين گناه كشته شده است. ادامه دارد.... 🗒منبع:مجموعه آشنايي با قرآن كريم براي نوجوانان؛فرزانه زنبقي نشر تاريخ و فرهنگ @haram110 🥀 🕊🥀🕊 🥀🕊🥀🕊🥀 🕊🥀🕊🥀
4_5938152505627117046.mp3
4.71M
❤️ داستان های امامان معصوم برای نوجوانان(17) ⏰ زمان : 3 دقیقه و 10 ثانیه ❗️فرشته ای که تبعید شد 👈 مخاطب اصلی این فایلها نوجوانان هستند؛ تهیه مطالب با ما و نشر آن و رساندن آن به نوجوانان با شما... @haram110
📛 به هیچ وجه پنیر را با گوجه و خیار نخورید. ✍ زیرا موجب سرد شدن طبع بدن و کندی ذهن و خواب آلودگی می شود. پنیر حتما باید با گردو میل شود. @haram110
✅ اسپند شفای هفتاد نوع بیماری ✍از امام صادق(ع) درباره اسپند و کندر سوال شد پس آن حضرت فرمود: هيچ ريشه اي از گياه در زمين نمي جنبد و هيچ شاخه اي در آسمان بالا نمي رود مگر آنکه خداوند فرشته اي را ماموريت داده تا آن را به قطعات خرد شده تبديل کند يا به سرنوشتي که دارد برساند و شيطان (ميکروب) از هفتاد خانه اي مي گريزد که در نزديکي خانه اي باشد که در آن اسپند است و شفا از هفتاد بيماري در اسپند است که آسان ترين آن خوره است، پس دود کردن اسپند را از ياد نبريد. ولي کندر منتخب و برگزيده پيامبران سابق است و حضرت مريم(ع) از آن، کم گرفت و هيچ دودي سريع تر از دود کندر به آسمان بالا نمي رود. دود کندر ميکروب ها را دفع و آفات و بلاها را طرد مي کند پس دود کردن کندر را از ياد نبريد. 📚بحار ج 59 ص 234 @haram110
حرم
✍️ #رمان_تنها_میان_داعش #قسمت_سی_و_پنجم 💠 چشمانم را بستم و با همین چشم بسته، #سر بریده حیدر را می‌
✍️ 💠 دیگر گرمای هوا در این دخمه نفسم را گرفته و وحشت این جسد نجس، قاتل جانم شده بود که هیاهویی از بیرون به گوشم رسید و از ترس تعرض دوباره انگشتم سمت ضامن رفت. در به ضرب باز شد و چند نفر با هم وارد خانه شدند. از شدت ترس دلم می‌خواست در زمین فرو روم و هر چه بیشتر در خودم مچاله می‌شدم مبادا مرا ببینند و شنیدم می‌گفتند :«حرومزاده‌ها هر چی زخمی و کشته داشتن، سر بریدن!» و دیگری هشدار داد :«حواست باشه زیر جنازه بمب‌گذاری نشده باشه!» 💠 از همین حرف باور کردم رؤیایم تعبیر شده و نیروهای سر رسیده‌اند که مقاومتم شکست و قامت شکسته‌ترم را از پشت بشکه‌ها بیرون کشیدم. زخمی به بدنم نبود و دلم به قدری درد کشیده بود که دیگر توانی به تنم نمانده و در برابر نگاه خیره فقط خودم را به سمت‌شان می‌کشیدم. یکی اسلحه را سمتم گرفت و دیگری فریاد زد :«تکون نخور!» 💠 نارنجکِ در دستم حرفی برای گفتن باقی نگذاشته بود، شاید می‌ترسیدند باشم و من نفسی برای دفاع از خود نداشتم که را روی زمین رها کردم، دستانم را به نشانه بالا بردم و نمی‌دانستم از کجای قصه باید بگویم که فقط اشک از چشمانم می‌چکید. همه اسلحه‌هایشان را به سمتم گرفته و یکی با نگرانی نهیب زد :« نباشه!» زیبایی و آرامش صورت‌شان به نظرم شبیه عباس و حیدر آمد که زخم دلم سر باز کرد، خونابه غم از چشمم جاری شد و هق هق گریه در گلویم شکست. 💠 با اسلحه‌ای که به سمتم نشانه رفته بودند، مات ضجه‌هایم شده و فهمیدند از این پیکر بی‌جان کاری برنمی‌آید که اشاره کردند از خانه خارج شوم. دیگر قدم‌هایم را دنبال خودم روی زمین می‌کشیدم و می‌دیدم هنوز از پشت با اسلحه مراقبم هستند که با آخرین نفسم زمزمه کردم :«من اهل هستم.» و هنوز کلامم به آخر نرسیده، با عصبانیت پرسیدند :«پس اینجا چیکار می‌کنی؟» 💠 قدم از خانه بیرون گذاشتم و دیدم دشت از ارتش و نیروهای مردمی پُر شده و خودروهای نظامی به صف ایستاده اند که یکی سرم فریاد زد :«با بودی؟» و من می‌دانستم حیدر روزی همرزم‌شان بوده که به سمت‌شان چرخیدم و شهادت دادم :«من زن حیدرم، همون‌که داعشی‌ها کردن!» ناباورانه نگاهم می‌کردند و یکی پرسید :«کدوم حیدر؟ ما خیلی حیدر داریم!» و دیگری دوباره بازخواستم کرد :«اینجا چی کار می‌کردی؟» با کف هر دو دستم اشکم را از صورتم پاک کردم و آتش مصیبت حیدر خاکسترم کرده بود که غریبانه نجوا کردم :«همون که اول شد و بعد...» و از یادآوری ناله حیدر و پیکر دست و پا بسته‌اش نفسم بند آمد، قامتم از زانو شکست و به خاک افتادم. 💠 کف هر دو دستم را روی زمین گذاشته و با گریه گواهی می‌دادم در این مدت چه بر سر ما آمده است که یکی آهسته گفت :«ببرش سمت ماشین.» و شاید فهمیدند منظورم کدام حیدر است که دیگر با اسلحه تهدیدم نکردند، خم شد و با مهربانی خواهش کرد :«بلند شو خواهرم!» با اشاره دستش پیکرم را از روی زمین جمع کردم و دنبالش جنازه‌ام را روی زمین می‌کشیدم. چند خودروی تویوتای سفید کنار هم ایستاده و نمی‌دانستم برایم چه حکمی کرده‌اند که درِ خودروی جلویی را باز کرد تا سوار شوم. 💠 در میان اینهمه مرد نظامی که جمع شده و جشن شکست آمرلی را هلهله می‌کردند، از شرم در خودم فرو رفته و می‌دیدم همه با تعجب به این زن تنها نگاه می‌کنند که حتی جرأت نمی‌کردم سرم را بالا بیاورم. از پشت شیشه ماشین تابش خورشید آتشم می‌زد و این جشن بدون حیدر و عباس و عمو، بیشتر جگرم را می‌سوزاند که باران اشکم جاری شد و صدایی در سکوتم نشست :«نرجس!» 💠 سرم به سمت پنجره چرخید و نه فقط زبانم که از حیرت آنچه می‌دیدم حتی نفسم بند آمد. آفتاب نگاه به چشمانم تابید و هنوز صورتم از سرمای ترس و غصه می‌لرزید. یک دستش را لب پنجره ماشین گرفت و دست دیگرش را به سمت صورتم بلند کرد. چانه‌ام را به نرمی بالا آورد و گره گریه را روی تار و پود مژگانم دید که حالم نفسش به تپش افتاد :«نرجس! تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟» 💠 باورم نمی‌شد این نگاه حیدر است که آغوش گرمش را برای گریه‌هایم باز کرده، دوباره لحن مهربانش را می‌شنوم و حرارت سرانگشت را روی صورتم حس می‌کنم. با نگاهم سرتاپای قامت رشیدش را بوسه می‌زدم تا خیالم راحت شود که سالم است و او حیران حال خرابم نگاهش از غصه آتش گرفته بود... نویسنده: 🆔 @haram110