eitaa logo
حرم
2.8هزار دنبال‌کننده
10.4هزار عکس
7.1هزار ویدیو
687 فایل
❤﷽❤️ 💚کانال حرم 🎀دلیلی برای حال خوب معنوی شما🎀 @haram110 ✅️لینک کانال جذاب حرم https://eitaa.com/joinchat/2765357057Cd81688d018 👨‍💻ارتباط با ادمین @haram1
مشاهده در ایتا
دانلود
💦 غسل در شب آخر ماه رجب مرحوم علامه مجلسی در «زادالمعاد» می فرماید: «در شب آخر ماه(رجب)، غسل سنّت است، و منقول است که هر که در شب اوّل ماه رجب،‌ و شب پانزدهم و شب آخر آن، غسل کند،‌ از گناهان بیرون آید مانند روزی که از مادر متولّد شده است.» (زادالمعاد، ص13 و 19) ✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
💦 غسل در روز اوّل، نیمه و آخر ماه رجب قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله: مَنْ أَدْرَكَ شَهْرَ رَجَبٍ، فَاغْتَسَلَ فِي أَوَّلِهِ وَ فِي وَسَطِهِ وَ فِي آخِرِهِ، خَرَجَ مِنْ ذُنُوبِهِ كَيَوْمَ وَلَدَتْهُ أُمُّهُ. (بحارالانوار، ج97، ص46 به نقل از کتاب فضائل الأشهر الثّلاثة/ بحارالأنوار، ج98، ص377 به نقل از اقبال الأعمال) رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: هرکس ماه رجب را درک کند و در آغاز ، میانه و پایان آن غسل کند، از گناهانش خارج می شود مانند روزی که مادرش او را به دنیا آورد. ✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
😷😷 پاداش روزه روز آخر ماه رجب 1) عَنِ الرِّضا علیه السلام قالَ: وَ مَنْ صامَ يَوْمَ الثَّلاثينَ مِنْ رَجَبٍ، غَفَرَ اللهُ لَهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ وَ ما تَأخَّرَ. (اقبال الاعمال، ص190) حضرت رضا علیه السلام فرمود: هرکس روز سی ام از ماه رجب را روزه بگیرد، خداوند گناهان گذشته و آینده اش را می آمرزد. 2) عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ فَضَّالٍ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: مَنْ صَامَ يَوْماً فِي آخِرِهِ جَعَلَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ مُلُوكِ الْجَنَّةِ، وَ شَفَّعَهُ فِي أَبِيهِ وَ أُمِّهِ وَ ابْنِهِ وَ ابْنَتِهِ وَ أَخِيهِ وَ أُخْتِهِ وَ عَمِّهِ وَ عَمَّتِهِ وَ خَالِهِ وَ خَالَتِهِ وَ مَعَارِفِيهِ وَ جِيرَانِهِ، وَ إِنْ كَانَ فِيهِمْ مُسْتَوْجِبٌ لِلنَّارِ. (بحارالأنوار، ج 97، ص 32 به نقل از کتاب فَضَائِلِ الْأَشْهُرِ الثَّلَاثَة) حضرت رضا علیه السلام فرمود: هرکس یک روز از آخر ماه رجب روزه گیرد، خداوند عزّوجلّ او را از پادشاهان بهشت قرار می دهد، و شفاعت او در مورد پدر و مادرش، دختر و پسرش، برادر و خواهرش، عمّه و عمویش، خاله و دائیش، آشنایان و همسایگانش پذیرفته خواهد شد، هرچند در میان ایشان کسانی باشند که مستوجب آتش جهنّم شده باشند. 3) عَنْ سَلَّامٍ الْخَثْعَمِيِّ عَنِ الْبَاقِرِ علیه السلام قَالَ: مَنْ صَامَ مِنْ رَجَبٍ يَوْماً وَاحِداً مِنْ أَوَّلِهِ أَوْ وَسَطِهِ أَوْ آخِرِهِ أَوْجَبَ اللَّهُ لَهُ الْجَنَّةَ وَ جَعَلَهُ مَعَنَا فِي دَرَجَتِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ. (بحارالانوار، ج97، ص32 به نقل از کتاب فَضَائِلِ الْأَشْهُرِ الثَّلَاثَة) حضرت باقر علیه السلام فرمود: هرکس یک روز از آغاز یا وسط یا آخر ماه رجب روزه بگیرد، خداوند بهشت را بر او واجب می کند و او را روز قیامت با ما و در درجه ما قرار می دهد. ✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
🙏🏼👌 نمازهای ویژه  برای یکی از شب های ماه رجب 1)نماز سلمان در یکی از شب های ماه رجب عَنْ سَلْمَانَ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلّی الله علیه وآله: مَنْ صَلَّى لَيْلَةً مِنْ لَيَالِي رَجَبٍ عَشْرَ رَكَعَاتٍ يَقْرَأُ فِي كُلِّ رَكْعَةٍ فَاتِحَةَ الْكِتَابِ وَ قُلْ يَا أَيُّهَا الْكَافِرُونَ(مرّةً) وَ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ، غَفَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ كُلَّ ذَنْبٍ عَمِلَ وَ سَلَفَ مِنْ ذُنُوبِهِ، وَ كَتَبَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ بِكُلِّ رَكْعَةٍ عِبَادَةَ سِتِّينَ سَنَةً، وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ تَعَالَى بِكُلِّ سُورَةٍ قَصْراً مِنْ لُؤْلُؤَةٍ فِي الْجَنَّةِ، وَ كَتَبَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ مِنَ الْأَجْرِ كَمَنْ صَامَ وَ صَلَّى وَ حَجَّ وَ اعْتَمَرَ وَ جَاهَدَ فِي تِلْكَ السَّنَةِ، وَ كَتَبَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ إِلَى السَّنَةِ الْقَابِلَةِ فِي كُلِّ يَوْمٍ حَجَّةً وَ عُمْرَةً، وَ لَا يَخْرُجُ مِنْ صَلَاتِهِ حَتَّى يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُ. فَإِذَا فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ نَادَاهُ مَلَكٌ مِنْ تَحْتِ الْعَرْشِ: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ يَا وَلِيَّ اللَّهَِ، فَقَدْ أَعْتَقَكَ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ النَّارِ، وَ كَتَبَهُ اللَّهُ تَعَالَى مِنَ الْمُصَلِّينَ تِلْكَ السَّنَّةَ كُلَّهَا،وَ إِنْ مَاتَ فِيمَا بَيْنَ ذَلِكَ مَاتَ شَهِيداً، وَ اسْتَجَابَ اللَّهُ تَعَالَى دُعَاءَهُ وَ قَضَى حَوَائِجَهُ، وَ أَعْطَى كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ وَ بَيَّضَ وَجْهَهُ وَ جَعَلَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّارِ سَبْعَ خَنَادِقَ. (بحارالأنوار، ج‏98، ص‏380-381 به نقل از اقبال الاعمال/اقبال الاعمال، ص121-122) سلمان از رسول خدا صلّی الله علیه وآله نقل می کند که فرمود: هر کس در شبی از شب های ماه رجب 10 رکعت نماز بخواند، در هر رکعت یک بار سوره حمد،  یک بار سوره کافرون، و سه بار سوره توحید ؛ خداوند تمام گناهانی که انجام داده است می آمرزد، و به ازای هر رکعت، شصت سال عبادت برای وی منظور می نماید، و خداوند به ازای هر سوره، قصری از مروارید در بهشت به او اعطا می نماید، و خداوند اجر کسی که در آن سال روزه گرفته، نماز خوانده، حج و عمره به جا آورده، و به جهاد رفته است برای وی منظور می نماید؛ و همچنین خداوند تا سال آینده در هر روز یک حج و عمره برای وی می نویسد. این فرد نمازش به پایان نمی رسد مگر آنکه خداوند او را آمرزیده و ملکی از زیر عرش وی را ندا می کند: ای دوست خدا! عملت را از نو آغاز کن، خداوند تو را از آتش نجات داد؛ و همچنین خداوند وی را در تمامی آن سال در زمره نمازگزاران نوشته و اگر در بین سال بمیرد، شهید مرده است، همچنین خداوند دعای این فرد را مستجاب کرده و حوائجش را برآورده می سازد، و کتابش را به دست راست وی داده و صورتش را سفید نموده و بین او و آتش، هفت خندق فاصله می اندازد. 2)نماز دو رکعتی برای یکی از شب های ماه رجب عَنِ النَّبِيِّ صلّی الله علیه وآله قَالَ: مَنْ قَرَأَ فِي لَيْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَجَبٍ «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» مِائَةَ مَرَّةٍ فِي رَكْعَتَيْنِ فَكَأَنَّمَا صَامَ مِائَةَ سَنَةٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ مِائَةَ قَصْرٍ فِي جِوَارِ نَبِيٍّ مِنَ الْأَنْبِيَاءِ علیهم السلام] فِي جِوَارِ النَّبِيِّ صلّی الله علیه وآله[. (وسائل ‏الشيعة، ج8، ص95 به نقل از اقبال الاعمال) رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: هرکس در یکی از شب های ماه رجب، صد بار سوره توحید را ضمن دو رکعت نماز بخواند(یعنی در هر رکعت پنجاه بار سوره توحید)، گویا صد سال در راه خدا روزه گرفته است، و خداوند به او صد قصر در جوار یکی از پیامبرانش(در جوار رسول خدا صلّی الله علیه وآله) اعطا می کند. ✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
🙏🏼👌 نماز سلمان برای روز اوّل، روز پانزدهم و روز آخر ماه رجب سلمان فارسی،که رحمت خدا بر او باد، گفت: در آخرین روز جمادی الثانی به خدمت رسول خدا صلّی الله علیه وآله رفتم. حضرت فرمود: ای سلمان!‌ تو از ما اهل بیتی، آیا نمی خواهی برایت حدیثی بگویم؟ عرض کردم: بله، پدر و مادرم فدایت باد ای رسول خدا! فرمود: ای سلمان! هر مرد مؤمن یا زن مؤمنه ای که در ماه رجب 30 رکعت نماز بخواند؛ در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره توحید،‌ و سه مرتبه سوره کافرون؛ خداوند قطعاً از نامه عمل او هرگناهی که در کودکی و بزرگی کرده است، محو می کند، و خداوند به آن فرد ثواب کسی که تمام آن ماه را روزه گرفته باشد عطا می کند، و خداوند او را تا سال آینده در زمره نماز گزاران می نویسد، و در هر روز از این ماه ثواب شهیدی از شهیدان جنگ بدر برای وی به آسمان برده می شود، و به ازای هر روزی که در این ماه روزه می گیرد، عبادت یک سال در نامه عمل او نوشته می شود و درجه اش را هزار درجه در بهشت بالا می برند، و اگر تمام ماه را روزه بگیرد خداوند وی را از آتش جهنم نجات می دهد و بهشت را برای او واجب می سازد. ای سلمان! جبرئیل این نماز را برای من آورد و گفت: ای محمد، این نماز علامتی است برای تشخیص شما از منافقان، زیرا که منافقان این نماز را نمی خوانند. سلمان سؤال کرد: ای رسول خدا! این نماز را چگونه و چه موقعی بخوانم؟ حضرت فرمود: (روز اوّل ماه رجب): در روز اوّل ماه رجب، 10 رکعت نماز بخوان؛ در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره توحید،‌ و سه مرتبه سوره کافرون؛ و بعد از هر سلام، دست ها را به سوی آسمان بلند کن و بگو: «لا إلهَ إلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ، وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ، اللّهُمَّ لا مانِعَ لِما أعْطَيْتَ، وَ لا مُعْطِيَ لِما مَنَعْتَ، وَ لا يَنْفَعُ ذَا الْجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ.» پس دست هایت را به روی خود می کشی. (روز پانزدهم ماه رجب): در نیمه ماه رجب، 10 رکعت نماز بخوان؛ در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره توحید،‌ و سه مرتبه سوره کافرون؛ و بعد از هر سلام، دست ها را به سوی آسمان بلند کن و بگو: «لا إلهَ إلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ، وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ، إلهاً واحِداً أحَداً فَرْداً صَمَداً، لَمْ يَتَّخِذْصاحِبَةً وَ لا وَلَداً.» پس دست هایت را به روی خود می کشی. (روز آخر ماه رجب): در روز آخر ماه رجب، 10 رکعت نماز بخوان؛ در هر رکعت یک مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره توحید،‌ و سه مرتبه سوره کافرون؛ و بعد از هر سلام، دست ها را به سوی آسمان بلند کن و بگو: «لا إلهَ إلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِي وَ يُمِيتُ، وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ، وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ، وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطّاهِرينَ، وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلاّ بِاللهِ الْعَلِيِّ الْعَظيمِ.» پس دست هایت را به روی خود می کشی و حاجتت را درخواست می کنی. پس دعای تو مستجاب می شود و خداوند بین تو و جهنم، هفت خندق قرار می دهد که اندازه هرخندق به میزان فاصله آسمان و زمین است. و به ازای هر رکعت نمازی که خوانده ای یک میلیون رکعت نوشته می شود، و دوری از آتش و جواز عبور از صراط نیز برای تو نوشته می شود. جناب سلمان می گوید: بعد از آنکه سخن رسول خدا صلّی الله علیه وآله به پایان رسید، به سجده افتادم و شکر خدای را به جا آوردم که این حدیث را شنیدم.‏(مصباح ‏المتهجد، ص819/ اقبال الاعمال، ص190/زادالمعاد، ص18) ✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
😞 پاداش فروتنی در برابر مقام معصومین علیهم السلام در روز اوّل ماه شعبان (مقام جناب زید بن حارثه نزد خداوند متعال) امیرالمؤمنین علیه السلام در روز اوّل شعبان برای عده ای از مسلمانان، داستان لشکری را بیان می کنند که رسول خدا صلّی الله علیه وآله برای جهاد با کفّار فرستاده بودند: دشمن قصد داشت در تاریکی شب بر مسلمانان شبیخون زند. مسلمانان در خواب بودند و جز زید بن حارثه، عبدالله بن رَواحَه، قَتادَۀ بن نُعمان و قیس بن عاصم مِنقَرِی، کسی بیدار نبود. این افراد نیز هریک در یک طرف از لشکر مشغول نماز و قرآن خواندن بودند. دشمنان، مسلمانان را تیرباران کردند، و مسلمانان به دلیل تاریکی شب نزدیک بود هلاک شوند. ناگهان از دهان این چهار نفر، نورهایی ساطع شد که منطقه را روشن نمود، و سبب قوّت و دلیری لشکر مسلمانان گردید. پس مسلمانان شمشیر کشیده و بر دشمنان پیروز شدند. بعد از مراجعت به مدینه، اهل لشکر، داستان پیروزی را برای رسول خدا صلّی الله علیه وآله نقل کردند و رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: خبرِ این واقعه را جبرئیل به من رسانده بود. سپس  پیامبر اکرم صلّی الله علیه وآله دلیل نوری را که در دهان این چهار نفر دیده می شد، بدینسان بیان فرمود: قیس بن عاصم مِنقَرِی در روز اول شعبان، امر به معروف و نهی از منکر نمود و لذا در شبِ آن روز، هنگامی که قرآن می خواند، آن نور از  دهان وی خارج شد. قَتَادَه بن نُعمان در روز اوّل شعبان، دَینی که بر عهده او بود، ادا کرد و لذا خداوند آن نور را به وی داد. عبدالله بن رَواحَه، به والدین خود در روز اول شعبان نیکی نمود، و بدین جهت آن نور از دهان وی خارج شد. امّا نوری از دهان زید بن حارثه خارج شد که از نور خورشید روشن تر بود. وی در روز اوّل شعبان یعنی همان روزی که در شب آن، لشکر مسلمانان بر دشمن پیروز شدند، این گونه عمل کرد: یکی از منافقین قصد کرد بین او و علیّ بن ابی طالب علیه السلام دشمنی اندازد و لذا به نزد زید آمد وگفت: آفرین! تو میان اهل بیت رسول خدا صلّی الله علیه وآله و صحابه نظیری نداری! پس زید به او گفت: ای بنده خدا! تقوا داشته باش، در سخنت افراط مکن، و مرا از حدّ خودم بالاتر مبر. تو با این سخن، کافر می شوی، و اگر من سخن تو را قبول کنم، من نیز کافر خواهم شد. ای بنده خدا! می خواهم داستانی را از اوائل اسلام برایت بیان نمایم. رسول خدا صلّی الله علیه وآله به من شدیداً محبّت داشت و مرا فرزندخوانده خود قرار داد، و لذا به من، زید بن محمّد می گفتند. وقتی رسول خدا صلّی الله علیه وآله وارد مدینه شد، و حضرت فاطمه علیهاالسلام را به علیّ بن ابی طالب علیه السلام تزویج نمود، و حسن و حسین علیهماالسلام به دنیا آمدند، دیگر من دوست نداشتم که مرا زید بن محمّد بخوانند، بلکه دوست داشتم به من زید، غلام و مولای رسول خدا بگویند. زیرا من دوست نداشتم که همسان حسن و حسین علیهماالسلام باشم. پیوسته نظر من این بود تا آن که خداوند نیز اعتقاد مرا تصدیق نمود. بعد از آن به من، برادرِ رسول خدا صلّی الله علیه وآله می گفتند و من از این امر نیز خوشنود نبودم تا آن که رسول خدا صلّی الله علیه وآله پیوند اخوّت با علیّ بن ابی طالب بست. ای بنده خدا! بدان که زید، مولا و غلام علیّ بن ابی طالب علیه السلام است، همانطور که مولا و غلام رسول خداست، پس زید را نظیر و همپای علیّ بن ابی طالب علیه السلام قرار مده، و او را از حدّ خود خارج مکن. رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: به همین دلیل، خداوند زید را در آنچه دیدید برتری بخشید (و نور دهان او بسیار روشن تر از نور دهان سه نفر دیگر بود)، و قسم به کسی که مرا به حق به نبوّت برانگیخت، همانا آنچه در این دنیا مشاهده کردید، نسبت به آنچه خداوند در آخرت برای زید فراهم نموده است، کوچک است. زید در روز قیامت می آید درحالی که نور او در شش جهت به فاصله هزار سال را روشن می سازد. (بحارالانوار، ج97، ص56-60 به نقل از تفسیرالامام العسکری علیه السلام) ✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
🙏🏼👌 نماز و اذکار هفت شب آخر ماه رجب در ثلث آخر شب (نزدیک فجر) سلیمان گفت: از حضرت مجتبی علیه السلام شنیدم که از پدر گرامی خویش نقل می کرد که رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: جبرئیل برای من 7 کلمه آورد و آن 7 کلمه، همان هایی هستند که خداوند متعال در قرآن فرموده است: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ»، و به من امر کرد که آن را به شما یاد دهم، و آن ها، هفت کلمه از تورات به عبری می باشند. پس رسول خدا صلّی الله علیه و آله آن هفت کلمه را برای علیّ بن ابی طالب علیه السلام بدین صورت بیان نمود: « يَا اللَّهُ! يَا رَحْمَانُ! يَا رَبِّ! يَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِكْرَامِ! يَا نُورَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ!  يَا قَرِيبُ! يَا مُجِيبُ!» وقتی کلام رسول خدا صلّی الله علیه و آله به پایان رسید، آن حضرت رفتند و عبدالله بن سلام وارد شد درحالی که ما درباره آن حدیث سخن می گفتیم. وقتی عبدالله آن حدیث را شنید، تکبیر گفت. رسول خدا صلّی الله علیه وآله وارد شده و مشاهده کردند که عبدالله، تکبیر و تهلیل می گوید. پس فرمودند: عبدالله! چه شده؟ عبدالله عرض کرد: ای رسول خدا! به حقّ آن کس که تو را مبعوث کرد، این اسماء همانهایی هستند که جبرئیل بر حضرت ابراهیم نازل کرد و در مورد همین اسماء بود که خداوند، حضرت ابراهیم را خلیل خود کرد. پس بنده ای این اسماء را در نزد خود نگاه نمی دارد، مگر آنکه خداوند در نزد او حجابی قرار می دهد که شیطان ابداً به سوی او راه نداشته و بر وی تسلّط نمی یابد تا آنکه خداوند را ملاقات نموده و به دار جلال الهی وارد شود. پس هرکس در هفت شبِ آخر ماه رجب در نزدیک فجر صبح، خداوند را به این اسماء بخواند، خداوند به وی هدایا و ولایتش را اعطا می کند. رسول خدا صلّی الله علیه وآله فرمود: ای عبدالله! آیا می دانی وقتی خداوند این کلمات را فرو فرستاد، حضرت ابراهیم علیه السلام، چه کرد؟ عبدالله گفت: وقتی جبرئیل نازل شد، حضرت ابراهیم علیه السلام درخواست کرد که چگونه توسط این کلمات خدا را بخواند. پس جبرئیل گفت: در ماه رجب روزه بگیر، وقتی به هفت شب آخر ماه رسیدی، بلند شو و با قلبی ترسان دو رکعت نماز بخوان، سپس از خداوند، ولایت، یاری، عافیت، قدر و منزلت در دنیا و آخرت، و نجات از آتش جهنّم را درخواست کن. (بحارالأنوار، ج 97، ص52 به نقل از کتاب النّوادر) ✅«اللّهمّ عجّل لولیّک الفرج»
🌎🌺🍃 🌺 ❇️ تقویم نجومی 🗓 پنجشنبه 🔸 ۱۱ بهمن/‌ دلو ۱۴۰۳ 🔸 ۲۹ رجب ۱۴۴۶ 🔸 ۳۰ ژانویه ۲۰۲۵ 🌎🔭👀 🌓 امروز قمر در «برج جدی» است. 💠 روز مناسبی است برای: دیـدار با علـما و بـزرگان رفـتـن بـه خـانـه نــو بـردن جـهـیـزیـه خرید حیوان امور عمرانی خرید رفتن امور زراعی درختکاری جـابجـایی ختنه نوزاد خرید منزل امور حفاری نوره مالیدن امور ازدواجی تأسیس خیریه امور مربوط به حرز درخواست از مسئولین 🚘 مسافرت همراه با صدقه باشد. 👶 زایمان نوزاد شایسته و مبارک است. 👩‍❤️‍👨 انعقاد نطفه 🔹 امشب (شب پنجشنبه) امکان سقط وجود دارد. 🌎🔭👀 💇‍♀💇‍♂ اصلاح سر و صورت باعث گوشه‌گیری می‌شود. 🩸حجامت،فصد،زالوانداختن،خون‌دادن باعث نجات از بیماری می‌شود. 💅 ناخن گرفتن روز خیلی خوبیست. موجب رفع درد چشم، صحت جسم و شفای درد است. 👕 بریدن پارچه روز خوبیست. شخص، عالم و اهل دانش و علم گردد. 😴 تعبیر خواب رویایی که امشب (شب پنجشنبه) دیده شود، تعبیرش در آیهٔ ۲۹ سوره مبارکه عنکبوت است. ﴿﷽ أَئِنَّکُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجَالَ وَتَقْطَعُونَ السَّبِیلَ﴾ خواب بیننده مامور شود به اصلاح گروهی که اگر با آنها جنگ و ستیز کند پیروز شود و‌ همه احوالات او شاید نیک شود. ان شاءالله مطلب خود را در این مضامین قیاس کنید. 📿 وقت استخاره از طلوع فجر تا طلوع آفتاب از ساعت ۱۲ تا عشاء آخر (وقت خوابیدن) 📿 ذکر روز پنجشنبه «لا اله الا الله الملک الحق المبین» 📿 ذکر بعد از نماز صبح ۳۰۸ مرتبه «یا رزاق» موجب رزق فراوان می‌گردد. ☀️ ️روز پنجشنبه متعلق است به: 💞 امام‌حسن‌عسکری علیه‌السلام اعمال نیک و خیر خود را به ایشان هدیه کنیم تا ثواب دوچندان نصیبمان گردد. 🌎🔭👀 ⏳ مدت زمان اعتبار این تقویم از اذان مغرب روز چهارشنبه آغاز و اذان مغرب روز پنجشنبه پایان می‌یابد. 💞 سلامتی و تعجیل در فرج علیه‌السلام صلوات «اَللّٰهُمَّ‌صَلِّ‌عَلَی‌مُحَمَّدٍوَآلِ‌مُحَمَّدٍوَ‌عَجِّلْ‌فَرَجَهُمْ» 🌺 🌎🌺🍃
4_5773997202011592153.mp3
3.82M
{اَللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّکَ الفَرَج} حکم کسی که یکی از ائمهٔ اطهار علیهم‌ السّلام را انکار کند/ 🎤استاد شیخ حسین یوسفی؛
19M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
{اَللّٰهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّکَ الفَرَج} خدا بر مؤمنین منّت گذاشت، که پیغمبر را در میان آن‌ها قرار داد! 🎤شیخ عبّاس مفید؛
حرم
💞 رمان #چند_دقیقه_دلت_را_آرام_کن💞 . قسمت ۳۶ . . -گوش میدم فقط سریع تر چون کلی کار دارم... . -اقای ت
💞رمان 💞 . قسمت ۳۷ یه ببخشید گفتم و سریع اومدم توی خونه نمیدونم چرا بغضم گرفته بود تمام بدنم میلرزید سرم گیج میرفت. رفتم تو اتاقم و تا میتونستم گریه کردم . اومدم تو اتاق و نفهمیدم دیگه چه حرفی بین بابا و سید رد و بدل شدبعد چند دیقه بابا اومد خونه و دیگه بیرون نرفت صدای پرت کردن کیفش روی میز رو میشنیدم خیلی سر سنگین و سرد بود...رو به مامانم کرد و گفت : _خوشم باشه. تحویل بگیر خانم...دختر بزرگ کردیم عین یه دسته گل اونوقت دادیم تحویل دانشگاه های این مملکت...نمیدونم چی یادشون میدن که تو روی باباش وایمیسه از عاشق شدنش صحبت میکنه...اونم جلوی یه پسر غریبه . . توی اتاق از شدت ترس به خودم میلرزیدم . مامانم گفت: _حالا که چیزی نشده..چرا شلوغش میکنی... ولی اینبار دیگه قضیه رو مثل آرش و سحر نکنیا...پسرم تک و تنها افتاده تو کشور غربت و دیگه هیچ علاقه ای به ازدواج نداره . -چیزی نشده؟! دیگه چی میخواستی بشه؟! تو قضیه ارش هم مقصر شما بودی که کار به جاهای باریک داشت کشیده میشد. ولی نه.. اینبار دیگه قضیه رو کش نباید داد..با آبروی چندین و چندساله من داره بازی میشه آدم صد تا پسر داشته باشه ولی دختر نداشته باشه . -ناشکری نکن آقا...حالا میخوای چیکار کنی؟! میبینی که دخترت هم دوستش داره . -اخه من نمیفهمم از چیه این پسره خوشش اومده. چند روز دیگه زنگ بزن که بیان برای خواستگاری و این ابرو ریزی تموم بشه... پسره ی پر رو میگه اگه جوابمو ندین تا جلوی شرکتتونم میام...کم اینجا ابرومون رفت میخواد اونجا هم ابرومونو ببره...بگو بیان خواستگاری من اونجا حرفامو میزنم برای اخرین بار اونجا شرط هامو میگم . -از توی اتاق اینا رو شنیدم ولی نمیدونستم خوشحال باشم یا ناراحت ولی خوب همین که اجازه داد بیان خواستگاری هم یه قدم مثبت بود . مامان زنگ زد خونه اقا سید اینا و گفت اگه باز مایلن برای اخر هفته بیان خواستگاری . توی هفته خیلی استرس داشتم همش فکر میکردم که بابام چی میخواد بگه هرچی دعا و ذکر بلد بودم تا اخر هفته خوندم که همه چی ختم بخیر بشه یاد حرف سید افتادم گفته بود هر وقت دلت گرفته قران رو باز کن و با خدا حرف بزن خدایا خودت میدونی حال دلم رو خودت کمکم کن اگه نشه چی ؟! اگه بابام این بار بیشتر تحقیرشون کنه چی؟! خدایا خودت کمکم کن... یا فاطمه زهرا خودت گفتی که اقاسید نوه ی شماست پس خانم جان خودت یه کاری بکن منم عروستون بشم قران رو برداشتم و اروم باز کردم . . ادامه_دارد . نويسنده✍
💞رمان 💞 قسمت ۳۸ . قرآن رو اروم باز کردم سوره اومد شروع کردم به خوندن معنیش تا رسیدم به ایه 26 سوره فک کنم جواب من همین آیه بود . ✨لخَْبِیثَاتُ لِلْخَبِیثِینَ وَ الْخَبِیثُونَ لِلْخَبِیثَاتِ وَ الطَّیِّبَاتُ لِلطَّیِّبِینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّبَاتِ أُوْلَئکَ مُبرََّءُونَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ کَرِیمٌ(26) . زنان ناپاک شایسته مردانى بدین وصفند و مردان زشتکار و ناپاک نیز شایسته زنانى بدین صفتند و (بالعکس) زنان پاکیزه نیکو لا یق مردانى چنین و مردان پاکیزه نیکو لایق زنانى همین گونهاند، و این پاکیزگان از سخنان بهتانى که ناپاکان درباره آنان گویند منزهند و بر ایشان آمرزش و رزق نیکوست.✨ . . ولی خدایا؟! من جزو زنان نا پاکم یا زنان پاک خودت که میدونی ته دل چیزی نیست اگه قبلا کاری هم کردم از روی ندونستن بوده . . اخر هفته شد و استرس تمام وجودمو فرا گرفته بود..دفعه ی قبل دوست داشتم زودتر شب بشه و آقا سید اینا بیان ولی الان واقعا میترسیدم...بدنم داغ شده بود... . خلاصه شب شد و زنگ خونه صدا خورد . -خدایا خودت کمکم کن . از لای در اشپزخونه نگاه میکردمشون.... بازم مثل دفعه اول پدر و مادرش اومدن تو وپشت سرشون آقا سید و زهرا. . میدیدم بابام خیلی سرد تحویلشون گرفت چند دقیقه ی اول به سکوت و گذشت و هیشکی چیزی نمیگفت. از استرس داشتم میمردم سید هم سرش رو پایین انداخته بود و اروم با تسبیح عقیقش داشت ذکر میگفت شاید اونم استرس داشت همه تو حال خودشون بودن که صدای پدر سید سکوت رو شکست: _خب آقای تهرانی...امر کرده بودید خدمت برسیم...ما سرا پا گوشیم . -بزارید دخترمم بیاد بعد حرفامو میگم... . مامانم رو کرد سمت اشپزخانه و گفت _ریحانه جان...بیا دخترم . پاهام سست شده بود انگار..چادرمو سرم کردم و اروم رفتم بیرون و بعد از گفتن یه سلام اروم یه گوشه ای نشستم... . مامانم بلند شد پذیرایی کنه که بابام گفت _بشین...برای پذیرایی وقت هست... -خب...اقای علوی...من نه قصد آزار و اذیت شما رو دارم و نه قصد جسارت... من روز اول که اومدید فکر میکردم قضیه یه خواستگاری ساده هست ولی هرچی بیشتر جلو رفتیم با حرف هایی که آقا پسر شما زدن و حرکتهای دخترم فهمیدم قضیه فجیع تر از این حرفهاست میدونم این دوتا قبلا حرفهاشونو باهم زدن...اما رسمه که شب خواستگاری هم باهم صحبت کنن منم مشکلی ندارم...ولی بعد از اینکه من حرفهامو زدم..من با ازدواج اینها مشکلی ندارم...فقط...حق گرفتن عروسی و جشن رسمی ندارن..چون دوست ندارم کسی داماد تهرانی بزرگ رو اینجوری ببینه...خرج عروسیشونو هم میدم به خودشون. اقا سید سرش رو پایین انداخته بود و هیچی نمیگفت . _دخترم قدمش روی چشم ما و هروقت خواست میتونه بیاد و مادر و پدرشو ببینه ولی این اقا حق اومدن به اینجا رو نداره و ما هم خونشون نمیایم و جایی هم حق نداره خودشو به عنوان داماد من معرفی کنه حالا اگه شرایط من رو قبول دارین برین تو اتاق صحبت کنین . بغضم گرفته بود .اخه آرزوی هر دختریه که لباس عروسی بپوشه و دوستاش تو عروسیش باشن. اشکام کم کم داشت جاری میشد... یه نگاه با بغض به سید کردم و اونم اروم سرشو بالا اورد . ادامه_دارد . ان شا الله دو قسمت دیگه تموم میشه و همه راحت میشین