کاش کسی میگفت چطور میتوان به چیزی فکر نکرد؟ کسی را دوست نداشت، و رنجی را فراموش کرد:) چطور میتوان آسوده بود از فکر، از خیال. چطور میتوان رها کرد و گریخت؟ از آدمها، از انتظار، گاهی از زندگی و از دردهای نگفتنی که آدم را شکسته میکند.️
میدونی اوج خفگی کجاست ؟ همون جایی که کلی حرف داری و به شدت ناراحتی و خیلی چیزا رو اعصابت میرن ولی سکوت میکنی ، به آخرین درجهی نا امیدی و ناراحتی میرسی ولی ترجیح میدی که هیچی نگی ، فقط بیتفاوت یه گوشه بشینی ببینی چی میشه ، هر چه بادا باد .️