زندگیم اونجایی که شاعر میگه مث کوریم که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب
همینقد بی معنی و مفهموم
هشتاد و چند سالگی
زندگیم اونجایی که شاعر میگه مث کوریم که عصاشو داده به دست یک کرم شب تاب همینقد بی معنی و مفهموم
بچگیم توپ چل تیکه بودم
ته اون کوچه تاریکه بود😊
ی دو سه بار که شکستن قلبت روکاملا احساس کنی و بروز ندی دقیقا تبدیل به ی موجود زنده ای میشی که فقط نفس میکشه وزندس وتمام.