eitaa logo
اینجا با هم باشیم⚘️
495 دنبال‌کننده
1.4هزار عکس
708 ویدیو
33 فایل
سعی دارم در این صفحه ، مطالبی که مینویسم ، عکسهائی که میگیرم و ... را درج کنم تا بماند به یادگار⚘️ #سید_رضا_متولی
مشاهده در ایتا
دانلود
اینجا با هم باشیم⚘️
قسمت هشتم زندگی شوم پری اكنون از ماجرای شبی كه در كنار شاه بود یك ماه می گذرد ، وی در این یك ما
قسمت نهم زندگی شوم پری پری می گوید: "من همچون فاحشه ای كه پس از انجام وظیفه اش، دستمزد می گیرد، هدیه های او را در كیفم می گذاردم ... حداقل فایده این طلاجات دلخوشی مادرم بود". مادر پری فكر می كند؛ شاه و پری دوران نامزدی خودشان را می گذرانند، پری یقین دارد كه ازدواجی در كار نیست. شاه به پری می گوید: "می خواهم زیبا و خوش اندام بمانی ... تو نبایستی حامله شوی ... آشفته به سویش برگشتم و فریاد زدم، تو سه ماه است؛ هر چه خواسته ای ... حال می گویی نباید حامله شوی ... اعلیحضرت عزیز من حامله ام ... حامله ... تو نمی توانی با خریدن یك خانه خرابه مرا گول بزنی ... بایستی با من ازدواج كنی ... شاه برگشت و گامی به سوی من برداشت، در چشمانم نگریست ... دستش را بالا برد و بر گونه ام فرود آورد .... احمق دیوانه چرا گذاشتی حامله شوی؟ ادامه دارد
12.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برای بدست آوردن یک رفیق خوب حتما تلاش و جستجو لازم است؛ اما رفیق خوب رزق است، يعنی باید خدا روزی کند... تورا شکر میکنم ای پروردگار بزرگ که رفقای خوبی را نصیبم کردی آنانکه نعمت شهادت نصیبشان شد و خداکند که همچنان توانسته باشم این رفاقت را نگهدارم😭 مطمئنم که هستند ، چراکه وعده ی خداست شاهدن ،چون شهیدن و هستند چون زنده از زنده هایند . . . آی رفقا ، یادتون نره قرارمون....! شهیدان: سراج موسوی زیبایی نژاد جوان خادم صادق شیرافکن حق نگهدار رضایی و.....😢😢😢 ☝️ @hatef10012
متعهد باشیم ‏توی رفتارمون ‏کارمون ‏رفاقتمون زندگیمون ‏حتی توی کلاممون ‏ما آدمها رو به شکل های مختلف درگیر خودمون میکنیم ‏تعهد خیلی خوبه همیشه امتحان کنیم 🌹
اینجا با هم باشیم⚘️
قسمت نهم زندگی شوم پری پری می گوید: "من همچون فاحشه ای كه پس از انجام وظیفه اش، دستمزد می گیرد،
قسمت دهم زندگی شوم پری به شاه گفتم تو این طفل را در شكم من كاشتی ... حال می گویی چرا حامله شده ام ... شاه دستانش را روی شانه من گذاشت... گفت : ببین پروین تو بایستی این جنین را سقط كنی". پری اصرار می كند كه چنین را سقط نخواهد كرد ... اصرار می كند كه شاه او را عقد كند، شاه وی را با طپانچه تهدید به مرگ می كند، ... اما شلیك نكرد ... با طپانچه ضربه ای به شقیقه ی وی زد و فورا به زمین افتاد ... به دستور شاه به خرابه اش برگشت. بعد از برگشت به خانه روز بعد شاه تلفن زد و پری محكم گوشی را به زمین كوبید، و ارتباط شاه و پری قطع شد ... مادر پری از این حركت نگران شد و پری را مؤاخذه نمود كه این چه حركتی بود كه با شاه مملكت كردی ... چهار روز از این جریان درگیری شاه و پری گذاشت، پری بستری بود ، دیگر از دربار صدای تلفن شنیده نمی شد ... ساعت شش عصر زنگ در خانه به صدا در آمده ، امیرصادقی با یك دسته گل با شكوه از طرف شاه به دیدن وی آمد. و گفت: "اعلیحضرت نگران حالتان هستند". ادامه دارد
اینجا با هم باشیم⚘️
قسمت دهم زندگی شوم پری به شاه گفتم تو این طفل را در شكم من كاشتی ... حال می گویی چرا حامله شده ام
قسمت یازدهم‌ زندگی شوم پری شیطنت زنانه در وجود پروین دوباره گل كرد ... صحنه سازی كرد ... می دانست كه امیرصادقی این نمایش را به اربابش گزارش خواهد كرد ... پس صحنه را داغ تر كرد ... میان گریه گفت: " به اعلیحضرت بگویید دیگر مرا نخواهید دید ... من خودم را خواهم كشت". هدیه ای كه شاه فرستاده بود كلید و سند یك خانه در خیابان كاخ بود ... به هر حال پری مغلوب شاه شد، سعی كرد او را برای خودش حفظ كند ... و یا این كه از قبل دربار ثروتی برای خود فراهم كند ... پری مجددا از شاه خواست كه وی را عقد كند، شاه هم با یك شرط حاضر شد كه او را به عقد خود در آورد و آن این كه كورتاژ جنینی بود كه در شكم داشت. ... پری شرط شاه را پذیرفت منوط به این كه قبل از عمل به عقد یك دیگر درآیند. ادامه دارد
اینجا با هم باشیم⚘️
قسمت یازدهم‌ زندگی شوم پری شیطنت زنانه در وجود پروین دوباره گل كرد ... صحنه سازی كرد ... می دانست
قسمت دوازدهم زندگی شوم پری شاه با شنیدن این حرف پری به شدت وی را بوسید و گفت :"در یك میهمانی شام تو را عقد خواهم كرد، اما این مجلس خصوصی خواهد بود و به جز نزدیكان من كسی نباید از این سند بویی ببرد". [دراین] زمان فردوست مأمور بود كه در كنار پری باشد و حوائج وی را برآورده كند. شب موعد فرا رسید میهمانان بسیاری در مجلس عقد حاضر شدند، از نزدیكان شاه : اشرف و شمس ، احمدرضا و حمید رضا و محمود رضا از دعوت شدگان بودند؛ اشرف در آن مجلس گفت : "صیغه شدن كوس و نقاره نمی خواهد ". پس از صرف شام اعلیحضرت اجازه دادند كه عاقد حاضر شود، عاقد حسن امامی، امام جمعه تهران بود، چند جمله ای را خواند ... كه پری در آن عالم مستی نفهمید و بعد راهش را كشید و رفت... شاه در آن مجلس به پری گفت :"به كوری چشم فوزیه امشب می خواهم خود را در میان امواج گیسوان پروین غرق كنم ... بعد به دست گره گیسوان مرا رها كرد و موهای انبوه من پریشان شد .... من هم كه نیمه مست بودم دست به گردن او انداخته و ..... ادامه دارد
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از انجمن روایتگران فجر فارس(NGO)
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌟 ستاره های شهر 🎙️ روایت هشتم ❤️ پدران آسمانی 🎉 جشن میلاد باسعادت حضرت امام علی علیه السلام ☑️ مکان: شیراز ، تالار بزرگ حافظ ☑️ زمان : پنجشنبه ، ۱۳ بهمن ۱۴۰۱ از ساعت ۱۸🕕 🌀 همراه با اجرای متفاوت خوانندگان🌀 ☑️ و برنامه های متنوع فرهنگی ، هنری ☑️ با حضور آحاد مردم قدرشناس
هدایت شده از انجمن روایتگران فجر فارس(NGO)
6.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تیزر روایت هشتم 《》 همراه با جشن میلاد حضرت امام علی علیه السلام و ایام الله لطفا انتشار دهید🌷
هدایت شده از انجمن روایتگران فجر فارس(NGO)
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌟 ستاره های شهر 🎙️ روایت هشتم ❤️ پدران آسمانی 🎉 جشن میلاد باسعادت حضرت امام علی علیه السلام ☑️ مکان: شیراز ، تالار بزرگ حافظ ☑️ زمان : پنجشنبه ، ۱۳ بهمن ۱۴۰۱ از ساعت ۱۸🕕 🌀 همراه با اجرای متفاوت خوانندگان ☑️ و برنامه های متنوع فرهنگی ، هنری ☑️ با حضور آحاد مردم قدرشناس
اینجا با هم باشیم⚘️
قسمت دوازدهم زندگی شوم پری شاه با شنیدن این حرف پری به شدت وی را بوسید و گفت :"در یك میهمانی شام
قسمت سیزدهم زندگی شوم پری فردای آن روز پری و محمدرضا با هواپیما به بابلسر پرواز كردند، شاه هنگام سفر به این شهر از وی خواست كه در بازگشت از سفر، تا دیر نشده این جنین را از بین ببرد، چرا كه ترس شاه از اشرف بود، اگر اشرف از جریان حاملگی بویی می برد تمام دنیا را خبردار می كرد، او نمی خواهد هیچ زنی در كنار شاه باشد ... اشرف فكر می كرد كه شاه ، پری را برای پر كردن اوقات تنهایی و در غیاب فوزیه به كاخ آورده است. شاه گفت : "چون ترا صیغه كرده ام، اشرف نمی توانست بر چسب هوسبازی و زن بارگی به من بزند ... تو نگران نباش به محض اینكه وضع فوزیه روشن شود ازدواج ها رسمی خواهد شد . شاه گفت : ملكه ی كشوری سراغ داری كه زیباتر از تو باشد " پری به شاه قول داد كه پس از بازگشت از بابلسر نسبت به سقط جنین اقدام خواهد كرد ... شاه تبسمی كرد و گفت : " قبلا سفارش این كار را به پروفسور عدل كرده ام و خود این كار را سر و سامان خواهد داد ... به شاه گفتم یونایی موطلایی تو در خدمت توست ... " پس از بازگشت از سفر ، فردوست به خانه پری در خیابان كاخ رفت و مأموریت داشت كه وی را به نزد پروفسور عدل جهت عمل كورتاژ ببرد . با این عمل ، پری سلامت جسمانی و روانی خود را از دست داد به قول خودش آثار و عواقب آن را هنوز كه هنوز است تحمل می كند ، پس از عمل كورتاژ به دلیل عفونت اعضای داخلی تا لب مرگ پیش رفت و فردوست و ایادی پزشك مخصوص شاه و خود شاه به عیادت وی آمدند. ادامه دارد