eitaa logo
کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س» پایگاه اشعار ناب نوحه های ترکی و فارسی
1.7هزار دنبال‌کننده
5.9هزار عکس
15.5هزار ویدیو
2.9هزار فایل
غرق گل شد کربلا چون رهگذار زینب است یا که خونین مقتل و یار وتبار زینب است به پیوی زیر مراجعه فرمایید @Malzom کانال دیگر ما ‍ 🔴 گیف مذهبی https://eitaa.com/kgifemazhabi کانال دیگر ما 🔴کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س» https://t.me/khazratehzeکانال
مشاهده در ایتا
دانلود
مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام اگرشیخم اگر زاهد و یا از خیل رندانم بحمدالله والمنّه غلام شاه مردانم مرا عهدیست با زلفت چه در دیر و چه در مسجد به جانت هر کجا باشم شها پا بوس سلطانم چنان زیبا بود رویت که نتوان وصف یک مویت من آن دلبند گیسویت که در حسن تو حیرانم دلم هرگز نخواهد شد جدا از تار گیسویت اگر در صُفّۀ شیخم وگر در صفّ رندانم چو دیدم گیسوانت را به دوشت دیشب آشفته از آن آشفتگی امشب پریشانم پریشانم شرر از چشم جادویت به دین و دل برافکندی ترحّم کن که چشمانت برد تقوی و ایمانم ز دور نرگس مستت خدا را یک قدح پر کن ندارم تاب مهجوری کشد این درد هجرانم به هجرانت دلم چون شمع می‌سوزد بهر جائی اگر در طاق ایوانم وگر در کنج ویرانم به امّید وصال تو چه شبها تا سحرگاهان به یاد مصحف رویت شها مشغول قرآنم اگر در عمر خود ای‌جان دمی کردم فراموشت از آن لحظه از آن ساعت پشیمانم پشیمانم دلم دنبال پیری بود تا بینم رخ جانان چو دیدم قامتت گفتم تو هستی سروبستانم خصوص آن رمز عرفان را که بر همّام فرمودی یقین کردم که در عالم تو هستی پیر عرفانم دمی با تو مرا ای‌جان بِه از دنیا و مافیها خدا را یک دمی بنشین که من مشتاق جانانم اگر با لطف بنوازی و گر با قهر بگدازی به ‌فرمانت رضایم من مطیع حکم و فرمانم غلام درگهم ساقی که «عابد» گفته‌ام کرم فرما شوم باقی تو هستی شاه امکانم ✍منکلام:استاد حاج عباس داداش زاده متخلص به فانی تبریزی 🆔کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س»🆔 تلگرام🆔 https://t.me/hazratehzeynab 🆔کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س»🆔 ایتا🆔 https://eitaa.com/hazratehzeynab گیف مذهبی🆔 تلگرام🆔 https://t.me/gifemazhabi گیف مذهبی🆔 ایتا🆔 https://eitaa.com/kgifemazhabi به جمع ما بپیوندید✅
مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام اگرشیخم اگر زاهد و یا از خیل رندانم بحمدالله والمنّه غلام شاه مردانم مرا عهدیست با زلفت چه در دیر و چه در مسجد به جانت هر کجا باشم شها پا بوس سلطانم چنان زیبا بود رویت که نتوان وصف یک مویت من آن دلبند گیسویت که در حسن تو حیرانم دلم هرگز نخواهد شد جدا از تار گیسویت اگر در صُفّۀ شیخم وگر در صفّ رندانم چو دیدم گیسوانت را به دوشت دیشب آشفته از آن آشفتگی امشب پریشانم پریشانم شرر از چشم جادویت به دین و دل برافکندی ترحّم کن که چشمانت برد تقوی و ایمانم ز دور نرگس مستت خدا را یک قدح پر کن ندارم تاب مهجوری کشد این درد هجرانم به هجرانت دلم چون شمع می‌سوزد بهر جائی اگر در طاق ایوانم وگر در کنج ویرانم به امّید وصال تو چه شبها تا سحرگاهان به یاد مصحف رویت شها مشغول قرآنم اگر در عمر خود ای‌جان دمی کردم فراموشت از آن لحظه از آن ساعت پشیمانم پشیمانم دلم دنبال پیری بود تا بینم رخ جانان چو دیدم قامتت گفتم تو هستی سروبستانم خصوص آن رمز عرفان را که بر همّام فرمودی یقین کردم که در عالم تو هستی پیر عرفانم دمی با تو مرا ای‌جان بِه از دنیا و مافیها خدا را یک دمی بنشین که من مشتاق جانانم اگر با لطف بنوازی و گر با قهر بگدازی به ‌فرمانت رضایم من مطیع حکم و فرمانم غلام درگهم ساقی که «عابد» گفته‌ام کرم فرما شوم باقی تو هستی شاه امکانم ✍منکلام:استاد حاج عباس داداش زاده متخلص به فانی تبریزی 🆔کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س»🆔 تلگرام🆔 https://t.me/hazratehzeynab 🆔کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س»🆔 ایتا🆔 https://eitaa.com/hazratehzeynab گیف مذهبی🆔 تلگرام🆔 https://t.me/gifemazhabi گیف مذهبی🆔 ایتا🆔 https://eitaa.com/kgifemazhabi به جمع ما بپیوندید✅
مدح حضرت زهرا سلام الله علیها چه می توانم بيان نمايم به وصفِ زهرا‌ زِ طبع گويا ستوده او را به قول شيوا كه گفته طاها‌ بر‌او تویی فروغ چراغ خلقت صفای ايمان زلال عصمت تو آن همائی به اوج عزّت كه پر كشيدی به بيكرانها شراب عرفان ازل تراويد شدی تو سرمست جام توحيد زِ نشئة آن بسان خورشيد كنی فروزان تمام دنيا به اصل ايمان شدی تو نائل زِ خويش فانی به حق واصل تو هستی آری به صد دلايل فروغ عصمت بهای تقوا تو شاهكاری زِ صنع سرمد تو يادگاری زِ نور احمد‌ به هر دياری تویی مسدّد زِ لطف حیّ خدای دانا به آفرينش يگانه گوهر صفات حق را نشان و مظهر چو هست نورت زنور داور به جمله عالم تويی چو بيضا بود مقامت بلند و شاهق نيازمندت همه خلايق از آن بفرمود امام صادق‌ كه امّ ما بِه زِ جملة ما حديث و قولت ندای قرآن ولايت تو ولای قرآن رضايت تو رضای قرآن توئی به قرآن مفاد و معنا بود طريقت طريق عرفان ولايت تو كليد رضوان بود نصيبش عذاب و نيران هر آن كه باشد تو را زِ اعدا نمودی از دل چو خطبه ايراد بنای طغيان برفت بر باد بلی جهان را زظلم و بيداد نمودی آگاه زنطق گويا زنی كه اهل صواب باشد هميشه بر رخ نقاب باشد پيام زَهرا حجاب باشد چه پيش بينا چه پيش اعمی اگر بپرسی زِ جور امّت چه گشته گل رسالت؟ بود شهيد ره ولايت به حق حيدر به جان طاها ✍منکلام:استاد حاج عباس داش زاده متخلص به فانی تبریزی 🔴کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س» https://eitaa.com/hazratehzeynab
مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام اگرشیخم اگر زاهد و یا از خیل رندانم بحمدالله والمنّه غلام شاه مردانم مرا عهدیست با زلفت چه در دیر و چه در مسجد به جانت هر کجا باشم شها پا بوس سلطانم چنان زیبا بود رویت که نتوان وصف یک مویت من آن دلبند گیسویت که در حسن تو حیرانم دلم هرگز نخواهد شد جدا از تار گیسویت اگر در صُفّۀ شیخم وگر در صفّ رندانم چو دیدم گیسوانت را به دوشت دیشب آشفته از آن آشفتگی امشب پریشانم پریشانم شرر از چشم جادویت به دین و دل برافکندی ترحّم کن که چشمانت برد تقوی و ایمانم ز دور نرگس مستت خدا را یک قدح پر کن ندارم تاب مهجوری کشد این درد هجرانم به هجرانت دلم چون شمع می‌سوزد بهر جائی اگر در طاق ایوانم وگر در کنج ویرانم به امّید وصال تو چه شبها تا سحرگاهان به یاد مصحف رویت شها مشغول قرآنم اگر در عمر خود ای‌جان دمی کردم فراموشت از آن لحظه از آن ساعت پشیمانم پشیمانم دلم دنبال پیری بود تا بینم رخ جانان چو دیدم قامتت گفتم تو هستی سروبستانم خصوص آن رمز عرفان را که بر همّام فرمودی یقین کردم که در عالم تو هستی پیر عرفانم دمی با تو مرا ای‌جان بِه از دنیا و مافیها خدا را یک دمی بنشین که من مشتاق جانانم اگر با لطف بنوازی و گر با قهر بگدازی به ‌فرمانت رضایم من مطیع حکم و فرمانم غلام درگهم ساقی که «عابد» گفته‌ام کرم فرما شوم باقی تو هستی شاه امکانم ✍منکلام:استاد حاج عباس داداش زاده متخلص به فانی تبریزی 🔴کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س» https://eitaa.com/hazratehzeynab
مدح حضرت امام رضا علیه السلام ای جان همه عالمیان در دل غبرا وی روح سلاطین فنا در ره تقوا ای جوهره عشق و وفا در دل شیدا دل رفت به سودای سر زلف مطرا جان در تب و تاب است ز هجران تو جانا ای حجّت حق سرّ نهان کنز حقایق مدحت نبود در خور ادراک خلایق لیکن به وصالت شده دل راغب و شایق لطفی کن و از دل بزدا زنگ علایق توصیف کنم تا مگر آن طلعت زیبا نافذ همه فرمان تو از ماه به ماهی از بندگیت داده خدا منصب شاهی کرسی و فلک،لوح و قلم عرش الاهی ذرّات جهان،کون و مکان جمله کماهی در سیطرِۀ حکم تو ماهیت اشیاء نه کرسی و افلاک و زمین جمله کیهان جوزا و اسد قوس و حمل عقرب و میزان دلو و سرطان حوت و جدی سنبله کیوان اجرام فلک جن و ملک عالم امکان هستند ز جان طالب فرمان تو شاها ای آنکه به رخ موج زند جلوه توحید یک لمعه ز رخسار تو صد چشمه خورشید پیش قد دلجوی تو خم قامت ناهید از جام روانبخش تو هر ذرّه که نوشید خورشید شد و چرخ زنان رفت به بالا روشن ز جمالت شده هر دیده حق بین مبهوت وقار و کرمت جمله سلاطین سرمست کمالات تو شد سوری و نسرین مریخ و زمین مشتری و زهره و پروین دور حرمت چرخ زنان با دل بینا رخسار تو ای جان جهان معدن انوار از شمس رخت نور خدا هست پدیدار مجذوب جمالت شده هر عارف بیدار مهر تو دو صد جنّت و قهر تو دو صد نار از مهر تو بر سالک حق خلد مهیّا تو جلوه حق معدن عرفانی و حکمت تندیس صفا عشق و وفا شور و محبت احسان و کرم جود و عطا لطف و کرامت فرزند نبی روح علی با همه دولت محبوب خداوندی و خود بنده والا سر مست لب لعل تو هر عاشق جانان دلداده عشق تو دو صد بنده و سلطان مدهوش تجلای رخت زاده عمران در حکمت حق بنده تو را حضرت لقمان استاد همه جن و ملک آدم و حوا ای کنج خرابات تو آباده عرفان از فیض نگاهت شده دل بیدل و حیران خاک حرم پاک تو ای شاه خراسان مسجود ملک رشک فلک غبطه رضوان منظور همه اهل جهان کعبه دلها ای شمسه ایوان تو خورشید ممالک وی بر همه ذرّات جهان حاکم و مالک عشّاق جهان پیر مغان عارف و سالک احرار زمان پیر و جوان خیل ملایک مشغول طواف حرمت با دل دانا آن گنبد زرّین تو بر عرش نگین است صحن حرمت روضه رضوان برین است عشّاق تو ای شاه جهان اهل یقین است مشتاق تو با خیل ملک روح الامین است بر موسی جان خاک درت سینه سینا عالم همه در دیدۀ حق بین تو زاهق فرمان تو بر کون و مکان نافذ و فائق پیمان عناصر به ره عشق تو واثق اجرای فرامین تو بر عاشق صادق چون شهد و شکر هست بسی نوش و مهنّا از همّت مردانگی و عشق و ارادت یاران همگی با دل و جان رفته زیارت ای حجّت حق پادشه عشق و کرامت هر چند بدل موج زند شوق ضیافت صد حیف نشد قرعه بنام من شیدا توفیق تشّرف نشد امسال صد افسوس دل خونم از این درد نه از لطف تو مأیوس ای کان کرم میر هدی پادشه طوس از دور بود مسکین تو پابوس لطفی کن و درمان بنما غصه ما را ✍منکلام:استاد حاج عباس داداش زاده متخلص به فانی تبریزی ‍‍🔴کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س» https://eitaa.com/hazratehzeyn
حضرت امام حسین علیه السلام به جز حسین مرا ملجأ و پناهی نیست در این عقیده یقین دارم اشتباهی نیست رهِ نجات حسین است و دوستیِ حسین به سوی حق به جز از این طریق راهی نیست به غیرِ درگهِ تو یاحسین در دو جهان مرا به درگهِ دیگر حواله گاهی نیست گدای درگهت ای پادشاهِ کشورِ عشق به چشمِ اهل نظر کَم ز پادشاهی نیست غلامِ ترکِ سیاهِ تو یا حسین به حشر ز روشنیّ رُخش چهرِ مِهر و ماهی نیست اگر مرا به غلامیّ خود قبول کنی به دل دگر غم و اندوه از گناهی نیست هر آنکه را تو پذیری خداش بپذیرد که قُرب و بُعد سفیدی و نی سیاهی نیست شهان به جاه و جلالِ غلامِ تو نرسند که فوقِ آن به دو عالَم جلال و جاهی نیست ز سوء سابقه پرونده پاک کن ای دل تو را وسیله بِه از اشک و سوز و آهی نیست گَهِ حساب که روزِ قیامتش خوانند به جز حسین مرا یار و دادخواهی نیست ز کوه گر چه گناهم فزون تر است ولی به پیشِ عفو تو کوهِ گناه، کاهی نیست خدا نکرده برانیَم ار ز درگهِ خویش به هیچ درگهم ای شه پناه گاهی نیست غلام و ذاکر و مدّاح و خانه زادِ تواَم به دادگاهِ الاهم جز این گواهی نیست اگر تو حکمِ غلامیّ من کنی امضا به هیچ محکمه خوفم ز دادگاهی نیست مپوش چشم ز به وقتِ جان دادن امید او ز تو، آن دم به جز نگاهی نیست ✍منکلام:مرحوم استاد حاج سید ابوالقاسم موسوی متخلص به فانی 🆔کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س»🆔 تلگرام🆔 https://t.me/hazratehzeynab 🆔کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س»🆔 ایتا🆔 https://eitaa.com/hazratehzeynab گیف مذهبی🆔 تلگرام🆔 https://t.me/gifemazhabi گیف مذهبی🆔 ایتا🆔 https://eitaa.com/kgifemazhabi به جمع ما بپیوندید✅
مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام اگرشیخم اگر زاهد و یا از خیل رندانم بحمدالله والمنّه غلام شاه مردانم مرا عهدیست با زلفت چه در دیر و چه در مسجد به جانت هر کجا باشم شها پا بوس سلطانم چنان زیبا بود رویت که نتوان وصف یک مویت من آن دلبند گیسویت که در حسن تو حیرانم دلم هرگز نخواهد شد جدا از تار گیسویت اگر در صُفّۀ شیخم وگر در صفّ رندانم چو دیدم گیسوانت را به دوشت دیشب آشفته از آن آشفتگی امشب پریشانم پریشانم شرر از چشم جادویت به دین و دل برافکندی ترحّم کن که چشمانت برد تقوی و ایمانم ز دور نرگس مستت خدا را یک قدح پر کن ندارم تاب مهجوری کشد این درد هجرانم به هجرانت دلم چون شمع می‌سوزد بهر جائی اگر در طاق ایوانم وگر در کنج ویرانم به امّید وصال تو چه شبها تا سحرگاهان به یاد مصحف رویت شها مشغول قرآنم اگر در عمر خود ای‌جان دمی کردم فراموشت از آن لحظه از آن ساعت پشیمانم پشیمانم دلم دنبال پیری بود تا بینم رخ جانان چو دیدم قامتت گفتم تو هستی سروبستانم خصوص آن رمز عرفان را که بر همّام فرمودی یقین کردم که در عالم تو هستی پیر عرفانم دمی با تو مرا ای‌جان بِه از دنیا و مافیها خدا را یک دمی بنشین که من مشتاق جانانم اگر با لطف بنوازی و گر با قهر بگدازی به ‌فرمانت رضایم من مطیع حکم و فرمانم غلام درگهم ساقی که «عابد» گفته‌ام کرم فرما شوم باقی تو هستی شاه امکانم ✍منکلام:استاد حاج عباس داداش زاده متخلص به فانی تبریزی 🔴کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س» https://eitaa.com/hazratehzeynab
مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام اگرشیخم اگر زاهد و یا از خیل رندانم بحمدالله والمنّه غلام شاه مردانم مرا عهدیست با زلفت چه در دیر و چه در مسجد به جانت هر کجا باشم شها پا بوس سلطانم چنان زیبا بود رویت که نتوان وصف یک مویت من آن دلبند گیسویت که در حسن تو حیرانم دلم هرگز نخواهد شد جدا از تار گیسویت اگر در صُفّۀ شیخم وگر در صفّ رندانم چو دیدم گیسوانت را به دوشت دیشب آشفته از آن آشفتگی امشب پریشانم پریشانم شرر از چشم جادویت به دین و دل برافکندی ترحّم کن که چشمانت برد تقوی و ایمانم ز دور نرگس مستت خدا را یک قدح پر کن ندارم تاب مهجوری کشد این درد هجرانم به هجرانت دلم چون شمع می‌سوزد بهر جائی اگر در طاق ایوانم وگر در کنج ویرانم به امّید وصال تو چه شبها تا سحرگاهان به یاد مصحف رویت شها مشغول قرآنم اگر در عمر خود ای‌جان دمی کردم فراموشت از آن لحظه از آن ساعت پشیمانم پشیمانم دلم دنبال پیری بود تا بینم رخ جانان چو دیدم قامتت گفتم تو هستی سروبستانم خصوص آن رمز عرفان را که بر همّام فرمودی یقین کردم که در عالم تو هستی پیر عرفانم دمی با تو مرا ای‌جان بِه از دنیا و مافیها خدا را یک دمی بنشین که من مشتاق جانانم اگر با لطف بنوازی و گر با قهر بگدازی به ‌فرمانت رضایم من مطیع حکم و فرمانم غلام درگهم ساقی که «عابد» گفته‌ام کرم فرما شوم باقی تو هستی شاه امکانم ✍منکلام:استاد حاج عباس داداش زاده متخلص به فانی تبریزی 🔴کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س» https://eitaa.com/hazratehzeynab
مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام اگرشیخم اگر زاهد و یا از خیل رندانم بحمدالله والمنّه غلام شاه مردانم مرا عهدیست با زلفت چه در دیر و چه در مسجد به جانت هر کجا باشم شها پا بوس سلطانم چنان زیبا بود رویت که نتوان وصف یک مویت من آن دلبند گیسویت که در حسن تو حیرانم دلم هرگز نخواهد شد جدا از تار گیسویت اگر در صُفّۀ شیخم وگر در صفّ رندانم چو دیدم گیسوانت را به دوشت دیشب آشفته از آن آشفتگی امشب پریشانم پریشانم شرر از چشم جادویت به دین و دل برافکندی ترحّم کن که چشمانت برد تقوی و ایمانم ز دور نرگس مستت خدا را یک قدح پر کن ندارم تاب مهجوری کشد این درد هجرانم به هجرانت دلم چون شمع می‌سوزد بهر جائی اگر در طاق ایوانم وگر در کنج ویرانم به امّید وصال تو چه شبها تا سحرگاهان به یاد مصحف رویت شها مشغول قرآنم اگر در عمر خود ای‌جان دمی کردم فراموشت از آن لحظه از آن ساعت پشیمانم پشیمانم دلم دنبال پیری بود تا بینم رخ جانان چو دیدم قامتت گفتم تو هستی سروبستانم خصوص آن رمز عرفان را که بر همّام فرمودی یقین کردم که در عالم تو هستی پیر عرفانم دمی با تو مرا ای‌جان بِه از دنیا و مافیها خدا را یک دمی بنشین که من مشتاق جانانم اگر با لطف بنوازی و گر با قهر بگدازی به ‌فرمانت رضایم من مطیع حکم و فرمانم غلام درگهم ساقی که «عابد» گفته‌ام کرم فرما شوم باقی تو هستی شاه امکانم ✍منکلام:استاد حاج عباس داداش زاده متخلص به فانی تبریزی 🆔کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س»🆔 تلگرام🆔 https://t.me/hazratehzeynab 🆔کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س»🆔 ایتا🆔 https://eitaa.com/hazratehzeynab گیف مذهبی🆔 تلگرام🆔 https://t.me/gifemazhabi گیف مذهبی🆔 ایتا🆔 https://eitaa.com/kgifemazhabi به جمع ما بپیوندید✅
مدح حضرت امام رضا علیه السلام ای جان همه عالمیان در دل غبرا وی روح سلاطین فنا در ره تقوا ای جوهره عشق و وفا در دل شیدا دل رفت به سودای سر زلف مطرا جان در تب و تاب است ز هجران تو جانا ای حجّت حق سرّ نهان کنز حقایق مدحت نبود در خور ادراک خلایق لیکن به وصالت شده دل راغب و شایق لطفی کن و از دل بزدا زنگ علایق توصیف کنم تا مگر آن طلعت زیبا نافذ همه فرمان تو از ماه به ماهی از بندگیت داده خدا منصب شاهی کرسی و فلک،لوح و قلم عرش الاهی ذرّات جهان،کون و مکان جمله کماهی در سیطرِۀ حکم تو ماهیت اشیاء نه کرسی و افلاک و زمین جمله کیهان جوزا و اسد قوس و حمل عقرب و میزان دلو و سرطان حوت و جدی سنبله کیوان اجرام فلک جن و ملک عالم امکان هستند ز جان طالب فرمان تو شاها ای آنکه به رخ موج زند جلوه توحید یک لمعه ز رخسار تو صد چشمه خورشید پیش قد دلجوی تو خم قامت ناهید از جام روانبخش تو هر ذرّه که نوشید خورشید شد و چرخ زنان رفت به بالا روشن ز جمالت شده هر دیده حق بین مبهوت وقار و کرمت جمله سلاطین سرمست کمالات تو شد سوری و نسرین مریخ و زمین مشتری و زهره و پروین دور حرمت چرخ زنان با دل بینا رخسار تو ای جان جهان معدن انوار از شمس رخت نور خدا هست پدیدار مجذوب جمالت شده هر عارف بیدار مهر تو دو صد جنّت و قهر تو دو صد نار از مهر تو بر سالک حق خلد مهیّا تو جلوه حق معدن عرفانی و حکمت تندیس صفا عشق و وفا شور و محبت احسان و کرم جود و عطا لطف و کرامت فرزند نبی روح علی با همه دولت محبوب خداوندی و خود بنده والا سر مست لب لعل تو هر عاشق جانان دلداده عشق تو دو صد بنده و سلطان مدهوش تجلای رخت زاده عمران در حکمت حق بنده تو را حضرت لقمان استاد همه جن و ملک آدم و حوا ای کنج خرابات تو آباده عرفان از فیض نگاهت شده دل بیدل و حیران خاک حرم پاک تو ای شاه خراسان مسجود ملک رشک فلک غبطه رضوان منظور همه اهل جهان کعبه دلها ای شمسه ایوان تو خورشید ممالک وی بر همه ذرّات جهان حاکم و مالک عشّاق جهان پیر مغان عارف و سالک احرار زمان پیر و جوان خیل ملایک مشغول طواف حرمت با دل دانا آن گنبد زرّین تو بر عرش نگین است صحن حرمت روضه رضوان برین است عشّاق تو ای شاه جهان اهل یقین است مشتاق تو با خیل ملک روح الامین است بر موسی جان خاک درت سینه سینا عالم همه در دیدۀ حق بین تو زاهق فرمان تو بر کون و مکان نافذ و فائق پیمان عناصر به ره عشق تو واثق اجرای فرامین تو بر عاشق صادق چون شهد و شکر هست بسی نوش و مهنّا از همّت مردانگی و عشق و ارادت یاران همگی با دل و جان رفته زیارت ای حجّت حق پادشه عشق و کرامت هر چند بدل موج زند شوق ضیافت صد حیف نشد قرعه بنام من شیدا توفیق تشّرف نشد امسال صد افسوس دل خونم از این درد نه از لطف تو مأیوس ای کان کرم میر هدی پادشه طوس از دور بود مسکین تو پابوس لطفی کن و درمان بنما غصه ما را ✍منکلام:استاد حاج عباس داداش زاده متخلص به فانی تبریزی ‍🆔کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س»🆔 تلگرام🆔 https://t.me/hazratehzeynab 🆔کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س»🆔 ایتا🆔 https://eitaa.com/hazratehzeynab گیف مذهبی 🆔 https://t.me/gifemazhabi تلگرام🆔 گیف مذهبی🆔 https://eitaa.com/kgifemazhabi ایتا🆔 https://eitaa.com/hazratehzeynab به جمع ما بپیوندید✅
مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام اگرشیخم اگر زاهد و یا از خیل رندانم بحمدالله والمنّه غلام شاه مردانم مرا عهدیست با زلفت چه در دیر و چه در مسجد به جانت هر کجا باشم شها پا بوس سلطانم چنان زیبا بود رویت که نتوان وصف یک مویت من آن دلبند گیسویت که در حسن تو حیرانم دلم هرگز نخواهد شد جدا از تار گیسویت اگر در صُفّۀ شیخم وگر در صفّ رندانم چو دیدم گیسوانت را به دوشت دیشب آشفته از آن آشفتگی امشب پریشانم پریشانم شرر از چشم جادویت به دین و دل برافکندی ترحّم کن که چشمانت برد تقوی و ایمانم ز دور نرگس مستت خدا را یک قدح پر کن ندارم تاب مهجوری کشد این درد هجرانم به هجرانت دلم چون شمع می‌سوزد بهر جائی اگر در طاق ایوانم وگر در کنج ویرانم به امّید وصال تو چه شبها تا سحرگاهان به یاد مصحف رویت شها مشغول قرآنم اگر در عمر خود ای‌جان دمی کردم فراموشت از آن لحظه از آن ساعت پشیمانم پشیمانم دلم دنبال پیری بود تا بینم رخ جانان چو دیدم قامتت گفتم تو هستی سروبستانم خصوص آن رمز عرفان را که بر همّام فرمودی یقین کردم که در عالم تو هستی پیر عرفانم دمی با تو مرا ای‌جان بِه از دنیا و مافیها خدا را یک دمی بنشین که من مشتاق جانانم اگر با لطف بنوازی و گر با قهر بگدازی به ‌فرمانت رضایم من مطیع حکم و فرمانم غلام درگهم ساقی که «عابد» گفته‌ام کرم فرما شوم باقی تو هستی شاه امکانم ✍منکلام:استاد حاج عباس داداش زاده متخلص به فانی تبریزی 🔴کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س» https://eitaa.com/hazratehzeynab
مدح حضرت امام رضا علیه السلام ای جان همه عالمیان در دل غبرا وی روح سلاطین فنا در ره تقوا ای جوهره عشق و وفا در دل شیدا دل رفت به سودای سر زلف مطرا جان در تب و تاب است ز هجران تو جانا ای حجّت حق سرّ نهان کنز حقایق مدحت نبود در خور ادراک خلایق لیکن به وصالت شده دل راغب و شایق لطفی کن و از دل بزدا زنگ علایق توصیف کنم تا مگر آن طلعت زیبا نافذ همه فرمان تو از ماه به ماهی از بندگیت داده خدا منصب شاهی کرسی و فلک،لوح و قلم عرش الاهی ذرّات جهان،کون و مکان جمله کماهی در سیطرِۀ حکم تو ماهیت اشیاء نه کرسی و افلاک و زمین جمله کیهان جوزا و اسد قوس و حمل عقرب و میزان دلو و سرطان حوت و جدی سنبله کیوان اجرام فلک جن و ملک عالم امکان هستند ز جان طالب فرمان تو شاها ای آنکه به رخ موج زند جلوه توحید یک لمعه ز رخسار تو صد چشمه خورشید پیش قد دلجوی تو خم قامت ناهید از جام روانبخش تو هر ذرّه که نوشید خورشید شد و چرخ زنان رفت به بالا روشن ز جمالت شده هر دیده حق بین مبهوت وقار و کرمت جمله سلاطین سرمست کمالات تو شد سوری و نسرین مریخ و زمین مشتری و زهره و پروین دور حرمت چرخ زنان با دل بینا رخسار تو ای جان جهان معدن انوار از شمس رخت نور خدا هست پدیدار مجذوب جمالت شده هر عارف بیدار مهر تو دو صد جنّت و قهر تو دو صد نار از مهر تو بر سالک حق خلد مهیّا تو جلوه حق معدن عرفانی و حکمت تندیس صفا عشق و وفا شور و محبت احسان و کرم جود و عطا لطف و کرامت فرزند نبی روح علی با همه دولت محبوب خداوندی و خود بنده والا سر مست لب لعل تو هر عاشق جانان دلداده عشق تو دو صد بنده و سلطان مدهوش تجلای رخت زاده عمران در حکمت حق بنده تو را حضرت لقمان استاد همه جن و ملک آدم و حوا ای کنج خرابات تو آباده عرفان از فیض نگاهت شده دل بیدل و حیران خاک حرم پاک تو ای شاه خراسان مسجود ملک رشک فلک غبطه رضوان منظور همه اهل جهان کعبه دلها ای شمسه ایوان تو خورشید ممالک وی بر همه ذرّات جهان حاکم و مالک عشّاق جهان پیر مغان عارف و سالک احرار زمان پیر و جوان خیل ملایک مشغول طواف حرمت با دل دانا آن گنبد زرّین تو بر عرش نگین است صحن حرمت روضه رضوان برین است عشّاق تو ای شاه جهان اهل یقین است مشتاق تو با خیل ملک روح الامین است بر موسی جان خاک درت سینه سینا عالم همه در دیدۀ حق بین تو زاهق فرمان تو بر کون و مکان نافذ و فائق پیمان عناصر به ره عشق تو واثق اجرای فرامین تو بر عاشق صادق چون شهد و شکر هست بسی نوش و مهنّا از همّت مردانگی و عشق و ارادت یاران همگی با دل و جان رفته زیارت ای حجّت حق پادشه عشق و کرامت هر چند بدل موج زند شوق ضیافت صد حیف نشد قرعه بنام من شیدا توفیق تشّرف نشد امسال صد افسوس دل خونم از این درد نه از لطف تو مأیوس ای کان کرم میر هدی پادشه طوس از دور بود مسکین تو پابوس لطفی کن و درمان بنما غصه ما را ✍منکلام:استاد حاج عباس داداش زاده متخلص به فانی تبریزی ‍‍🔴کانال رسمی عاشقان حضرت زینب«س» https://eitaa.com/hazratehzeyn