سخت گذشت...
البته باید بگویم سخت بود، که سخت گذشت
دیروز و امروز برای من خیلی سخت گذشت
امان از دست تو، پول
امان از دست تو که به هیچ کس رحمی نداری
دیروز و امروز شاهد بیکار شدن چند نفر از دوستانم به طول همزمان بودم. چند نفری که تا همین دیروز، در این اوضاع اقتصادی پاشنه کفش مردانگی را ور کشیده بودند و صبح تا شب خود را گذاشته بودند تا در کنار انجام وظیفهشان، حقوقی بگیرند و بتوانند برای آینده خود برنامهها داشته باشند و شرمنده زن و بچه شان نشوند.
امان از دست پول، امان از دست تو که موسسات، کارخانجات و ادارات را مجبور میکنی به تعدیل نیرو
سخت بود و سخت گذشت، ولی نه فقط به خاطر اینکه این نفرات از دوستانم بودند، بلکه به خاطر اینکه این دوستانم نمادی از اوضاع این روزهای اقتصادی مردماند.
همان مردمی که خیلی خوبند، و خلق خدایند، و عیال خدا هستند.
این روزها کلاً سخت میگذرد. از دوروبرم که جوانان و بزرگسالانی را میبینم که سخت در مضیقه اند و حاضرند مثل یک مرد کار کنند و حقوقی بگیرند تا زندگی کنند، و یا حتی زنده بمانند، تا دور دستها و محیطهایی که من فقط آنها را میشنوم یا از دور تماشا میکنم که در همین مسئله گیر کردهاند.
ای کاش کاری از دستم بر بیاد، ای کاش مسیری که گام برمیدارم به اصلاح این اوضاع هم کمک کند
ای کاش..
پ ن: برای چند جوان با تجربه در امور فرهنگی و آموزشی که مسلط به نرم افزارهای رایانهای مورد نیاز هم هستند، اگر شغل مناسبی سراغ داشتید خبرم کنید.
#اقتصاد
#گرانی
#حقوق
#دوست
#اقتصاد_مقاومتی