عزیزان این 👆 دعا مخصوص ماه صفر میباشد هر روز بخونید 🙏 التماس دعا 🤲🤲
🍃🍂🍃🍂
🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
🍃🍂🍃🍂🍃
🍂🍃🍂
#ختمهای_چهارشنبه
#باب_حاجات
#حاجت
کسیکه در روز #چهارشنبه
آیه 《22》 سوره مبارکه #حشر را
هفتاد《70 》مرتبه بخواند👇
#فتوحات و #گشایش ها ✨🌸
برای او به دست می آید و بر اهالی علم و قلم فائق و پیروز شودو حوائج او برآورده شود #غنی و #مکرم گردد.
✨{{هوالله الذی لااله الا هو عالم الغیب و الشهاده هو الرحمن الرحیم}}✨
#توسل_به_امام_باقر
#توسل
🍂 هرڪه #چهارشنبه 《100》بار
✨{{یا بَدیعَ السّماواتِ و الأرض}}✨
را بخواند و 《100》 #صلوات فرستد
و به امام باقر ع هدیه کند به
#حاجت خویش برسد 🍂
📚 گلهاے ارغوان 38/1
🍁 #ختم_مجرب_سوره_کوثر
#سوره_کوثر
✍️در روز چهارشنبه وضو گرفته:
و 《3 》مرتبه سوره #حمد شریف و
《21 》مرتبه سوره #فلق
《21مرتبه》سوره #الناس
و 《6》 مرتبه سوره #اخلاص
را با نیت کامل بخواند و #دو_رکعت_نماز #حاجت خوانده ؛
سپس 《40 》مرتبه سوره #کوثر را بخواند به نیّت #گره ای که دارد
🌹🍃برای #رزق و #روزی هم خیلی خواص خوبی را دارد و ان شاءالله نیّتش برآورده میشود
📚 : ختوم و اذکار ص 226 – مخازن ج 1 ص 293
#حاجت
☜ از شیخ بهاء الدین منقول است:
🌀 هر کس در روز #چهارشنبه شروع کند؛
تا ده《10》 روز که آخر آن #جمعه باشد و هر روز 《100》 بار با #حضورقلب و #طهارت بدن این دعا را بخواند، اگر حاجت او برآورده نشود بر من لعنت کند:
✨💔{{ بسم الله الرحمن الرحیم،
یا مُفَتِّحَ الاَبواب و یا مُقَلِّبً القُلوبِ و الاَبصارِ
و یا دلیلَ المُتَحَیِّرینَ و یا غیاثَ المُستَغیثین،
تَوَکَّلتُ عَلَیکَ یا رَبِّ وَاقضِ حاجَتی و اکفِ مُهِمّی،
و لا حولَ و لا قُوَّةَ اِلّا بِاللهِ العَلیِ العَظیم،
و صلی الله علی محمد و آل محمد و آلِهِ اَجمَعین}}❤✨
🎀 #نماز_حضرت_عباس روز چهارشنبه 🎀
👈نماز حضرت ابوالفضل العباس (ع)
#دو_رکعت است 👇👇
👈در هر رکعت بعد از #حمد
《 100》مرتبه :
✨{{یٰا حَیُّ یٰا قَیُّومُ}} ✨
بگوید.
👈 بعد از نماز بلافاصله 《100》مرتبه
#صلوات فرستاده سپس رو به قبله بلند شود و بگوید :
👈{{السَّلامُ عَلَیْکَ یا عَبّاسِ بْنِ عَلیِّ اَغثْنی}}
👈سپس #حاجت خود را بگویید.
نذر #نخودکی بسيار بسیار #مجرب💌
از روز #چهارشنبه شروع و چهارشنبه بعد ختم ميشه 🙏
#چهارشنبه_اول: صد《100》 مرتبه:
✨{{ يا اباصالح المهدي ادرکني}}✨
#پنجشنبه: صد《100》مرتبه:
✨{{ يا فاطمه الزهرا ادرکني}} ✨
#جمعه: صد《100》مرتبه:
✨{{ يا جوادالائمه ادرکني}}✨
#شنبه: صد《100》مرتبه :
✨{{امن يجيب المضطر اذا دعاه و يکشف سوء }}✨
#يکشنبه: صد《100》مرتبه #صلوات
#دوشنبه: صد《100》مرتبه:
✨{{ يااباالفضل العباس ادرکني}}✨
#سه_شنبه: صد《100》مرتبه:
✨{{ استغفر الله ربي و اتوب اليه}} ✨
#چهارشنبه: صد《100》مرتبه:
✨{{ يا زين العابدين ادرکنی}}✨
التماس دعا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تقدیمتون تا آخر ببین زیباست😍😍😍
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
تو زنده ای
یا داری زندگی میکنی
😐😐😐😐
کدومش 🧐🧐🧐
ویدیو را حتما ببین 👌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
قانون جذب میگه 👌👌
🧡✨🧡
یه چیز جالب امروز خوندم که میگفت:
کوسههای داخل آکواریوم بیشتر
از ۴۰ سانتیمتر رشد نمیکنند.
در حالی که همونا توی اقیانوس
رشدشون به ۴ متر هم میرسه!
میدونی میخوام چی بگم؟!
بزرگ شدنت،
به محیطی که توش فعالیت میکنی
و آدمایی که باهاشون ارتباط داری،
خیلی بستگی داره،
با دقت بیشتری انتخابشون کن. 🦋
🎍〰〰〰〰〰〰🎍
💗✨💗
✍حکایتی زیبا خواندنی
دختر بچه پولهایش را برداشت و رفت
مغازه ی سر کوچه آقا معجزه داری؟
معجزه می خواهی واسه چی عزیزم؟!
یه چیز بدی هر روز داره توی سر داداش
کوچولوم گنده تر می شه !
بابام می گه فقط معجزه می تونه
نجاتش بده ، منم همه
پول هام رو آوردم تا اونو براش بخرم
عزیزم ببخش که نمی تونم کمکت کنم ،
ما اینجا معجزه نمی فروشیم.
چشم های دخترک پر از اشک شد و گفت :
ولی اون داره می میره ،
تورو خدا یه معجزه بهم بدید .
ناگهان دستی موهای دختر کوچولو رو
نوازش کرد و صدائی گفت :
ببینم چقدر پول داری؟
پول ها رو شمرد و گفت :
خدای من عالیه ، درست به اندازه خرید
معجزه برای داداش کوچولوت !
بعد هم گرم و صمیمی دست دختر رو
گرفت و گفت منو ببر خونه تون تا ببینم
می تونم واسه داداشت معجزه تهیه کنم؟ !
اون مرد ، فوق تخصص جراحی مغز بود
دو روز بعد عمل بدون پرداخت هیچ
هزینه اضافه ای انجام شد.
هزینه عمل مقداری پول خرد بود
و ایمان یک کودک .
مدتی بعد هم پسرک صحیح و سالم به
خانه برگشت.
دکتر ارنست گروپ رئیس سابق بیمارستان
هانوفر المان ....
چندی پیش این خاطره رو در یک کنفرانس
علمی مطرح کرد ....
و اون مرد جراح کسی نبود جز 🦋
....... پروفسور مجید سمیعی........
🎍〰〰〰〰〰〰🎍
🔮✨✨🔮
✍ تلنگر
راستی یه سوال…
بزرگترین درسی که از طبیعت گرفتین
چی بود ؟
بذارین اولیشو خودم بگم…
بزرگترین درسی که از طبیعت گرفتم
زندگی عقاب بود…
وقتی بارون میاد عقاب خیس نمیشه…
چرا ...؟
چون بالاتر از ابرها پرواز میکنه….
یعنی چی ؟
یعنی هر ناملایمتی که میبینی بخاطر اینه
که هنوز قد نکشیدی…قد بکشی دیگه
خیلی از اینارو نمیبینی
طبیعت کلی درسای خوب برامون داره...
خدا به وسیله طبیعت با ما حرف میزنه...
اگه از قوانین طبیعت استفاده کنی میتونی
کلی به موفقیت برسی.
بذار چندتاشو براتون نام ببرم:
۱: هرکاری بکنی تا زمانش نشه نمیشه …
مثلا گندم میکاری تا تایم خودش نباشه
نمیشه جلو تر درو کرد..
۲: گندم بکاری نمیتونی انتظار جو
داشته باشی…
۳: حتی اگه تو سرد ترین جا هم زندگی
کنی با چسبیدن به هم و متحد شدن
میشه زندگی کرد…
مثل پنگوئن ها
۴:چوب بامبو چندین سال هیچ رشدی
نمی کنه …فقط ریشه رو قوی و تقویت
می کنه…. بعد ۵ سال، یهو سی چهل متر
رشد می کنه….
آره…اول باید ریشت رو درست کنی تا
جهشی رشد کنی
۵: روزی رسون بودن خدا رو اونجا فهمیدم
که عنکبوت میره گوشه جاهایی که پرت و
تاریکه و اصلا به عقل جن هم نمیرسه به
عنکبوت روزی برسه…
ولی عنکبوت خونشو میسازه و بعد صبر
میکنه غذاش بیاد…
۶:رودی که حرکت میکنه زلاله ولی مردابی
که راکده و حرکتی نداره ، اصلا جذابیتی
نداره و بوی بدی میده…
برای زیبایی زندگی و پیشرفت باید حرکت
کرد و تلاش کرد نه اینکه بخوایم تنبلی
کنیم و یه جا وایسیم …
۷:پرنده های مهاجر هر وقت حال دلشون
سرد میشه تصمیم میگیرن با مهاجرت
دلشونو دوباره گرم کنن و از مسیر لذت ببرن..
۸: لاکپشت سرش تو لاک خودشه و توی
زندگی دیگران سرک نمیکشه….
۹: وقتی داد میزنی صدات تو کوه میپیچه !
اعمال هم همینجوری برمیگرده به خودت !
۱۰: درسی که از طبیعت گرفتم؛
از کرم بوده! که حتی وقتی دست و پا نداری
هم تلاش کن!
۱۱:مورچه هر چی به مانع میخوره باز از یه
راه دیگه میره و اصلا مورچه هیچوقت ثابت
یه جا نیست …
۱۲: بزرگترین درسی که از طبیعت گرفتم اینه که همه چی مشغول تسبیح خدا
هستن ….
چرا مایی که اشرف مخلوقات هستیم
نباشیم…
هیچی مثل صدای اول صبح پرنده های
خوشگل که تسبیح خدا رو میگن به دل آدم
نمیشینه
۱۳: قشنگ ترین درس از طبعیت…
اون درختی هستش که توی گرمای بیش از
حد بیابون برهوت؛ زنده هستش و هنوز
نفس میکشه… !
۱۴: شجاعت و توکل رو از اون جوجه عقاب
یاد گرفتم که از اون بلندی اولین بار پرید…
دیگه کار تمومه… دیگه تو آسمونه…
۱۵: آسمون…
بعضی وقتا ممکنه هواش ابری و دلتنگ
باشه،ولی بعد بارونش، هواش پاک میشه
مثل دل ما آدما
۱۶: من از درخت کاج یاد گرفتم که هر
فصل از زندگی که اومد چه گرم چه سرد
چه بارونی چه طوفانی همیشه مقاوم و سر
سبز و پر از امید باشم و خودمو نبازم
۱۷: من از آهو یاد گرفتم وقتی دارم به جلو
حرکت میکنم به پشت سرم نگاه نکنم
چون سرعتم کم میشه !
آهو سرعتش از ببر بالاتره ولی وقتی ببر
دنبالش میکنه به راحتی شکار میشه….
دلیلش اینه که آهو مدام پشت سرش رو
نگاه میکنه ….
مرور گذشته هیچی بهم اضافه نمیکنه
فقط از سرعتم کم میکنه .
۱۸: خروس وقتی غذا میبینه
میاد مرغشو صدا میکنه و باهم غذا
میخورن
۱۹: کلاغ خیلی اذیت میکنه عقابو …
ولی عقاب بجا دعوا کردن باهاش…..
اوج میگیره میره بالا …جایی که کلاغا
نمیتونن پرواز کنن و بهش برسن……
(با آدمای کلاغ صفت بحث نکن و با
بی تفاوتی از کنارشون رد شو…اوج بگیر
جوری که دستشون بهت نرسه)🦋
🎍〰〰〰〰〰〰🎍
🔮✨✨🔮
✍ حکایتی بسیار زیبا و خواندنی
از جلوے گلفروشے رد میشدم کہ چشمم
افتاد بہ یک دختر ریزہ میزهے فروشندہ.
از ملاحت چهرهش خوشم اومد
یه جورایے خستگے اون روز رو از تنم
در آورد..
روزهاے دیگه هم چندبار از جلوے
گلفروشے رد میشدم و تماشاش میکردم..
پیش نیومدہ بود همکلامش بشم.
یک روز بہ مناسبت روز مادر رفتم توے
مغازش
سلام کردم
سر تکون داد
گفتم یک دستہ گل میخام واسہ مادرم.
لبخندے زد و توے دفترچہ یادداشتے یہ
چیزے نوشت و گرفت جلوم:
گلهاتون رو انتخاب کنید!
متعجب نگاش کردم.
با اشارہ گلها رو نشونم داد
اون نمیتونست حرف بزنه!
هاج و واج چند شاخہ گل برداشتم
خیلے قشنگ دستهشون کرد و داد دستم
پرسیدم چند؟
نوشت ۱۲۰
شب خوابم نبرد
دلبر گلفروش من لال بود
و من نمیدونستم.
با خودم خیلے فکر کردم.
فردا دوبارہ رفتم سراغش و گفتم
یک گلدون میخام
تو دفترچهش نوشت
چہ گلدونی؟
خودکارش رو از دستش گرفتم و
توے دفترچہ نوشتم:
حُسن یوسف
لبخند زد و نوشت
پشت سرتون..
نوشتم ممنون
هر روز بہ یہ بهونهاے میرفتم مغازہ
و با نوشتن
باهاش حرف میزدم
اوایل از فواید گل و گیاہ
و کم کم بہ اینکہ
کیام و چیام..!؟
باهاش حالم خوب بود
دلم رفتہ بود واسہ چشمهاش
و حرفهاے خوش خطش..!
تصمیمم رو گرفتہ بودم
چند روزے نرفتم گلفروشی؟!
از دور میدیدم
ساعت ۵ عصر
در مغازہ منتظره..
بعد از ۷ روز فاصلہ رفتم گلفروشی
اخم کردہ بود!
روے کاغذ نوشتم
یہ دستہ گل بزرگ میخام واسہ خواستگاری
سلیقہ خودتون باشہ لطفا..
غمگین نگام کرد
رفت سراغ گلها و
یک سبد خوشگل درست کرد
توے دفترچهش نوشت:
مبارک باشه!
غم چشمهاش دلم رو بیشتر لرزوند
سبد رو گرفتم از دستش و چرخے باهاش زدم
و دوبارہ دادم دست خودش
مات نگاهم میکرد..!
روے کاغذ خیلے رک و سادہ نوشتم:
با من ازدواج میکنی !؟
بخدا قسم لبخندش
قشنگتر از همهے گلهاے گلفروشے بود.
نوشتم براش
توے این دنیاے پر هیاهو
خوبہ کہ حرف نمیزنی
خوبہ کہ مهربونیات رو مینویسے
و بی ریا هدیہ میدے بہ آدمها..
چندسالہ از ازدواجمون گذشته
و من هنوز
عاشق سکوت لبهاش
و صداے چشمهاشم..
و هنوز معتقدم
چقد خوبہ توے این دنیاے پر هیاهو
نہ حرف بزنے نہ حرف بشنوی..
تا دلی شکسته نشه...!! 🦋
✍ ناشناس
🎍〰〰〰〰〰〰🎍
1_6151862493.mp3
1.98M
🔰 #فایل_آموزشی شماره ۳۷
🏵 غیبت
🎗 غیبت کردن چه تاثیری در زندگی ما دارد؟
🎗 غیبت کردن چه ضرری به خداوند میرساند؟
🍂🍂🍂🍂🍂🕊🕊🕊
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❓ چرا نباید غیبت کنیم؟
❓غیبت چه نتایجی در زندگی ما داره؟
❓چگونه غیبت کردن ما رو از آرزوهامون دور میکنه؟
اهورا چرختاب
─┅─═ঊঈ🍃🌸🍃ঊঈ═─┅─