eitaa logo
- هِجای آبی"
19 دنبال‌کننده
9 عکس
0 ویدیو
0 فایل
اینجا؛ به صرف قهوه و کتاب و من.
مشاهده در ایتا
دانلود
تو که نباشی، تمامِ فصل‌ها، تکرارِ یک مردادِ خسته‌اند و آب‌ها، سراب‌هایی که گناهشان، تشنگیِ نامِ توست. دست بگذار بر دلم؛ بگذار ببینند چگونه یک کلمه از تو، جهان را بید مجنون می‌کند و تمامِ بیابان‌ها را به زانو درمی‌آورد. ​ببوس مرا، آن‌گونه که نَفَس، جایِ تنفس، آتش دم کند؛ که پس از تو، حتی بهشت نیز چیزی جز خاکسترِ یک لبخند نخواهد بود.
فاصله‌ها برای کسانی است که دو نفرند، نه برای من که تنها امتدادِ بی‌انتهای حضور تو ام ما یک زخمِ مشترکیم، یک آغوشِ دست‌نخورده، یک پرواز در آسمانی که هنوز نامی ندارد. بگذار جهان، اسمِ این آمیختگیِ بی‌پروا را جنون بگذارد؛ اما من و تو می‌دانیم که هیچ تمایزی میانِ ما نیست. فاصله، دروغِ بزرگِ تقویم‌هاست؛ چرا که در رگ‌های من، جریانِ خونِ توست که روان است و در هر بازدمم، هوایی پیچیده که روزی از سینهٔ تو گذشته است. ما دیگر دو نام در دو گوشهٔ این جغرافیای گنگ نیستیم؛ ما یک تنیم که در دو نقطه حلول کرده، یک طنین در خلوتِ هستی، و یک شورشِ عریان در برابرِ تمامِ مرزهایی که دنیا می‌خواهد میانِ روح‌ها بکشد.
- هِجای آبی"
سرانگشتانت بر پوستم خط بطلانی می‌کشند بر تمام رنج‌هایی که پیش از این، زندگی می‌نامیدم. بیا و مرا بیشتر بپوشان از این نور؛ بگذار تاریکی بماند برای آن‌ها که زمان را با ساعت می‌سنجند... نه ما که زمان را با نفس های یکدیگر میشماریم. مرا بپوشان... آن‌قدر که دیگر هیچ واژه‌ای، هیچ رنجی، و هیچ نامی از گذشته دستش به ما نرسد.
درود
فی الحال که از دوری یار پاره پاره ام خواهشمندم تکه های مرا دور نریزید