eitaa logo
دانشگاه حجاب
13.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
188 فایل
نظرات 🍒 @t_haghgoo پاسخ به شبهات 🍒 @abdeelah تبلیغ کانال شما (تبادل نداریم) 🍒 eitaa.com/joinchat/3166830978C8ce4b3ce18 فروشگاه کانال 🍒 @hejabuni_forooshgah کمک به ترویج حجاب 6037997750001183
مشاهده در ایتا
دانلود
﷽ ایلیا: شماره حورا را گرفتم اما خاموش بود. با خودم گفتم شوخی کرد؟! حس میکردم تمام تنم گُر میگیرد. سریع زنگ زدم به عمو، وقتی فهمیدم حورا تا  مریوان  آمده... همه وجودم زیرو رو شد. رفتم طرف سپاهی هایی که باهم جاده را تعمیر میکردیم. با ماشین سپاه راه افتادیم دنبال حورا... من نمی توانستم حرف بزنم دو  نفری که با من آمده بودند با فرمانده سپاه مریوان هماهنگ کردند که کمک بفرستند.   سرگشته جاده ها بودم که آخرین حرفهای حورا یادم آمد، تند تند به کناری ام گفتم. چند جا زنگ زد. تلفن را که قطع کرد رنگش زرد شده بود، نپرسیده گفت:   اتفاقا چند وقتیه صدای ضربه هایی   نصفه شبا اطراف  بعضی خونه ها شنیده شده مردم اومدن خبر دادن ولی کسی جدی نگرفته!   زیرلب امام زمان(عج) را قسم میدادم به حق مادر غریبش... همان موقع کنار تپه های مرزی ناگاه متوجه  چیزی روی زمین شدم. ماشین را نگه داشتم و پریدم پایین. به سمت چیزی که از دور دیده بودم، دویدم و به داد و فریاد های دو نفری که همراهم بودند، توجهی نکردم.  یکدفعه ایستادم.    خم شدم، چادر سیاهی را که روی زمین افتاده بود، بلند کردم و در دستانم فشردم. عضلاتم منقبض شده بودند. رگ گردنم مثل رگ های روی بازوانم، بیرون زده بود. روی زمین پر از لکه های خون بود که تا نزدیکی تپه ها کشیده شده بودند.  به طرف تپه ها دویدم. ناگاه عبور گلوله ای از نزدیکی صورتم مرا  به دل خاک نشاند. افراد تیم گشت رسیدند اطراف تپه مستقر شدند. درگیری مسلحانه با حمله تروریستهای آن طرف تپه شروع شد.        من به طرف آنسوی تپه ها حرکت کردم. دو نفر از گروه پنچ نفره تیم پشت سرم حرکت کردند و از سه نفر دیگر یکی در پشت تپه ها با آتش مستقیم آنها را پشتیبانی کرد و دو نفر دیگر با آن دونفری که با من بودند، تپه ها را دور زدند.  با سرعت و خشم به جلو میدویدم و گلوله ای که به بازویم خورده بود، مانع دویدنم نمی شد. فقط در ذهن و قلبم امام زمان(عج) را قسم میدادم به دخترعمویم بی حرمتی نکرده باشند. وقتی بالای سر تروریستها رسیدم، یکی شان تیرخورده بود و دومی درحال فرار بود. دوتا از پاسدارها رفتند دنبال آن فراری و من نشستم کنار حیوانی که روی زمین افتاده بود و خر خر میکرد. یقه اش را گرفتم و داد زدم: «کجاست؟» خائن پوزخندی زد و به چشمهای شعله ورم زل زد.ایلیا چانه اش را گرفت و دوباره پرسید: «کجاست؟ » به صورتم  تف انداخت و سرش را برگرداند.  از زمین بلند شدم و در اطراف به دنبال حورا گشتم. گریه میکردم و به مولایم می گفتم: فقط همین یه چیزو ازت میخوام آقا... چند دقیقه بعد کنار یک تپه کوچک پر از سنگ و شن، پیدایش کردم. حورا خودش را جمع کرده بود. همانطور که به او نزدیک میشدم آستین های پاره و دستهای درهم حلقه کرده اش را از نظر گذراندم. وقتی  بالای سرش  رسیدم، روی دو زانو افتادم. دوباره به سرتاپای حورا نگاه کردم. با اینکه استخوان  زانویش بیرون زده بود، پاهایش را در شکمش جمع کرده بود درست شبیه جنینی که در آغوش مادرش باشد،روی زمین افتاده بود. اسمش را صدا زدم جوری که هیچ وقت تا آن موقع نگفته بود. چشم های بی رمق حورا آرام سمت بالا چرخید. خدا را شکر کردم و داد زدم: اینجاست.... دو ساعت بعد در بیمارستان وقتی پرستار دستم  را باندپیچی میکرد به من گفت: «اگه گلوله نیم سانت اینور تر خورده بود شاهرگ بازوت قطع میشد و کارت تموم بود می ارزید که... » خیره شدم به در، گفتم: «می ارزه » پرستار اخمی کرد و همانطور که گره باند روی پانسمان را محکم میکرد گفت: «فقط دستت نیست حرف جونته جوون وقتی میگم تموم یعنی کار خودت تموم میشد . » سرم را بالاگرفتم و به حالش خنده ام گرفت. پرسید: تو دیوونه ای جوون؟! گفتم: عاقل تر از آنیم که دیوانه نباشیم به قلم سین کاف غفاری 🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
ج 16 هنر زن بودن.mp3
47.85M
🦋هنر زن بودن (قسمت 16) ♨️داوری های نادرست و غیر عادلانه و ظلم و تحقیر زن باعث شده که زن: 🚫_جایگاه خود را نداند. 🚫_به زن بودنش افتخار نکند. 🚫_برای مردگونه بودن تلاش کند. ✅ مباحثی که ان شاء الله قرار است در "هنر زن بودن" بررسی شود 🎵استاد محمدجعفرغفرانی 🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
10.35M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🏴 مگیر از سرم سایه ی چادرت را 🏴 پناهی ازاین خیمه بهتر ندارم 🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
🎤خانم (نویسنده فرانسوی متولد خانواده کاتولیک)وقتی شما برای بار اول گذاشتید چه حسی داشتید و دوستان و خانواده و مردم غیر مسلمان فرانسوی چه برخوردی با شما داشتند⁉️ ~~~~~~~~ 💎وقتی حجاب را برگزیدم، فلسفه آن را می دانستم و کاملا پذیرفته بودم. در ضمن وقتی مسلمان شدم با تمام وجود تلاش کردم به دستورات اسلام عمل کنم تا خدای مهربانم از من راضی باشد. آنچه در آن زمان برای من خیلی سخت بود، پیش قضاوت مردم از بود. 💢به خاطر حضور زنان مهاجر از کشورهای آفریقای شمالی، زن مسلمان غالبا به عنوان زنی بی سواد و تسلیم همسرش شناخته می شد و بودن من باعث می شد که یکی از اینها تلقی شوم. 😔ولی خیلی زود با این مسئله کنار آمدم و یاد گرفتم با رفتار اجتماعی ام این کلیشه را بشکنم👌 💢فرانسه در پشت ادعای لائیک بودن گرایش های شدید ضد اسلام دارد. اما تعداد مسلمانان در آنجا روزافزون است و قانون گذاران ناچارند با احتیاط عمل کنند. rahyafteha.ir 🏴 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
‌⇦تو همان مے‌شوے که باور دارے...♡↯‌° | دخترونه 🏴@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
8.74M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴به روز باشیم 👓 حقیقت روشن می‌شود 🔹رسوایی دیگری برای ضدانقلاب این‌بار در ماجرای گوهر عشقی که مدعی شده هفته گذشته توسط برخی افراد ناشناس مورد ضرب‌وشتم قرار گرفته. 🔻 پی‌نوشت: چقدر حقیرند کسانی که پس از این واقعه، مدام جمهوری اسلامی را متهم می‌کردند و اکنون پس از روشن شدن واقعه، سوت زنان از کنار این تهمت ننگین عبور می‌کنند! از ملت کنید... ‌ 🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا