دانشگاه حجاب 🇮🇷
⭐️⭐️⭐️ ⭐️⭐️ ⭐️ ستاره سهیل(٩) وقتی که مطمئن شد، تمام توجه دلسا به آنهاست، صورتش را با عشوه و لبخندی
⭐️⭐️⭐️
⭐️⭐️
⭐️
ستاره سهیل(١٠)
مینو که از تعجب دهانش مانند ماهی باز مانده بود، گفت: «نه بابا! مگه این گفته بود خوندنم بلده؟ »
ستاره موهای بافته مینو را از پشت شال لیموییاش کشید.
-مگه تو قبلا اینو میشناختی خانم؟
مینو ابروهایش را بالا داد و حق به جانب گفت:
«مثلا الان باهاش افتخار آشنایی پیدا کردیما!»
همهمههای چند لحظه پیش، جایش را به سکوتی درحال انتظار داد. جمع جوانان مشتاق در محاصره درختان بید مجنون، دایرهوار نشسته بودند. در مرکز دایره، آرش بلندگو به دست ایستاده بود و از کیان درخواست کرد که برای خواندن ترانهاش کنار او بیاید.
آرش اضافه کرد: «دوستان! آقا کیان ما، تازه استعدادشون کشفشده. البته نقش بنده هم در کشف ایشون کم نبوده، یعنی خداوکیلی آنچنان تقلید صدا میکنه که فکر میکنی خواننده اختصاصی داره برا خودت میخونه. یهبار که تو حموم میخوند، اتفاقی صداشو شنیدمو به استعداد تقلید صداش پی بردم..»
با گفتن این جمله، همه زدند زیر خنده. کیان که در آن لحظه کنار آرش ایستاده بود، خندهی نمکینی کرد. دستش را روی سینهاش گذاشت و سرش را پایین انداخت. هرازگاهی هم نگاهی به ستاره میانداخت. ستاره تنها با لبخند ملایم، جواب نگاههایش را میداد.
مینو هم که انگار دنبال چنین صحنه عاشقانهای، میگشت، نتوانست برخلاف ستاره، ذوقش را پنهان کند.
بعد از تشویق حاضران، نور محوطه کم شد. موسیقی بیکلامی که تا چند لحظه پیش در جریان بود، جایش را به موسیقی تندتری داد. از میان درختان بیدی که دورتادور باغ را گرفته بود، نورهای رنگی مانند ستاره در آسمان چشمک میزدند.
گوشهای آنطرفتر دلسا کنار مهرداد نشسته بود و تمام حواسش به نگاههایی بود که بین ستاره و کیان رد و بدل میشد و ستاره از این مرکز توجه بودن نهایت لذت را میبرد.
کیان بلندگوی مشکی_قرمزی که تا چند لحظه پیش در دست آرش بود را امانت گرفت و دست چپش را به زنجیر طلایی که در گردنش بود، آویزان کرد. با ریتم آهنگ سرش را تکان داد و خواند:
« شال قرمز... شال قرمز...»
ستاره با شنیدن نام آهنگ، ابروانش را کمی بالا داد و سرش را به معنای تائید آهنگ تکان داد. آرنجش را روی ساق دست دیگرش تکیه گاه کرد و همراه با ترانه، انگشتان لاک زدهاش را روی صورتش ریتمیک تکان داد.
کیان همانطور که حس گرفته بود، خواند.
-نم بارون.. ، من و تو.. ، صدای موج دریا... مگه داریم؟ مگه داریم؟
نگاهش را دلبرانه به سمت ستاره کشاند و انگشت اشارهاش را دایرهوار در هوا چرخاند.
-آخ بگردم به دورِ سرت، ای دلبر زیبا!
وای چه حالی؟ مگه داریم؟ مگه داریم؟
ستاره لبخندی به گوشهی صورتش زد.
و به معنی، "کمتر خالی ببند" سرش را به مینو چرخاند و دوباره لبخند زنان به کیان نگاه کرد.
-مگه داریم؟ مثل تو عاشق و حساس؟
ناخن اشارهاش را با تاکید رو به ستاره گرفت.
-بهترین جای جهان، الان همینجاست.
با دست به خودش و ستاره اشاره کرد.
-من و تو ساحل این دریا کنار و ناز یار و دل بیقرارو...
مینو آنقدر ذوقزده شده بود که نزدیک بود در اثر ضربههای مداومش، پهلوی ستاره را سوراخ کند.
ستاره از شدت هیجان، کمی روی صندلیاش جابهجا شد.
-یار برو رو دارِ من، عشق منی، یار من. عاشقِ دلت، شده دلْ عاشق و دلدارِ من. آخه عاشقی کارته، آخرش تو این رابطه، مثل دلته، دل من، آخه دلمم، کارته...
کیان با حرکت دست از جمعیت حاضر، همخوانی با او را طلب کرد.
❌❌کپی به هر نحو ممنوع!
در صورت ضرورت به این آیدی پیام دهید👇
@tooba_banoo
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
@Ostad_Shojaeدر محضر رسولالله ﷺ.mp3
زمان:
حجم:
9.23M
💚💚و أنّهُ سید الأنبیاء و المرسلین ...
اینکه پیامبر را، سرور تمام پیامبران و فرستادگان الهی میدانیـــم، و قرآن و تمام روایات بر این ادعا صحّه میگذارند ؛
اصلاً یک ادعا نیست!🌸
پشتوانهی علمی، معرفتی و توحیدی دارد؛
که این مسئله را ثابت میکند!🌸
🌸| شاید هرگز نشنیده باشیم، آنچه را که در این فایل صوتی خواهیم شنید |
🌟 ویژه میلاد #پیامبر_رحمت صلیاللهعلیهوآلهوسلم
🗣استاد شجاعی
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
🍃💐💐💐🍃
شما دختر گل و بانوے عفیف ڪه حواست به نو؏ پوشش و نگاه و رفتارت مقابل نامحرم هست
امروز یه عیدے ویژه دارے🤩
چہ عیدے اے از این بهتر ⁉️👇
دعای پیامبر نور و رحمت صلی الله علیه و آله ؛پدر مهربان امت ؛ مخصوص خودِ خود شما😍😍😍
ڪه فرمودن☺️👇
🌻پروردگارا! زنانی که خود را پوشیده نگه می دارند، مشمول رحمت و غفران خود بگردان.
📚منبع: مستدرک الوسایل، جلد 3، صفحه 244
#تولیدی_کامل
🌸 @hejabuni | دانشگاه حجاب 🎓
31.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌸 #میلاد_پیامبر_اکرم(ص)
🌸 #میلاد_امام_جعفر_صادق(ع)
💐خورشید جهان سر زد
💐بارون رحمت امشب اومد
🎤 #سید_رضا_نریمانی
👏 #نماهنگ
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
#درسهای_یک_فتنه
بخش چهاردهم
🔶 خانواده ضعیف موجب میشه که سلبریتی ها اعتماد به نفس نداشته باشند و همیشه دنبال این باشن که الان باد به کدوم طرف میوزه!
⭕️ برای همین این افراد بسیار سوء استفاده گر میشن و برای جذب مخاطب بیشتر دست به هر کاری میزنند حتی علیه امنیت ملی...
و اتفاقا وقتی شما به این افراد نگاه میکنید میبینید تقریبا هیچ کدومشون خانواده درستی ندارند. همگی یا طلاق گرفتن یا به جای بچه دار شدن، زندگیشون رو با سگ و گربه شون میگذرونند!
🔺 وقتی آدم بی خانواده شد دیگه چیزی به نام "ناموس" و وطن و غیرت براش اهمیت نخواهد داشت. فقط دیگه شهرت و پول رو میبینه...
و اتفاقا آخرش به همین شهرت و پول هم نخواهد رسید.
🔺 خیلی از این سلبریتی ها هم یا خودکشی میکنند یا سالهای آخر عمرشون در تنهایی و افسردگی و بدبختی به سر میبرند تا بمیرند...
این سرنوشت تلخی هست که به خاطر ضعف خانواده ها به وجود میاد.
❇️ بنابراین وظیفه دومی که همه انقلابیون دارند اینه که برای بهبود روابط خانوادگی در جامعه هرچقدر که میتونید تلاش کنید.
وظیفه اول چی بود؟ جهاد تبیین رو خوب یاد بگیریم و خوب عمل کنیم.
📌ادامه دارد۔۔۔
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
16.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فرمایشات امام خامنه ای:
مسلمانان وظیفه دارند به اتحاد ووحدت خودشون بپردازند
♨️نقطه ضعف دشمن اتحاد مسلمان است
#هفته_وحدت
#تولیدی
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
عــیــدی عــیــدی
دانشگاه حجاب به مخاطبین محترم 😍
مسابقه تا ساعت ٢۴ روز یکشنبه تمدید شد.
اگر هنوز شرکت نکردی، بدووو که منتظرتونیم 😎
📲 کانال چالش و مسابقه دانشگاه حجاب 👇
eitaa.com/joinchat/3050242106Cddb58ec4ec
آیدی شرکت در مسابقه در کانال بالا سنجاق شده👆
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓
دانشگاه حجاب 🇮🇷
⭐️⭐️⭐️ ⭐️⭐️ ⭐️ ستاره سهیل(١٠) مینو که از تعجب دهانش مانند ماهی باز مانده بود، گفت: «نه بابا! مگه ا
⭐️⭐️⭐️
⭐️⭐️
⭐️
ستاره سهیل(١١)
صدای دختران و پسرانی که از خود، بیخود شده بودند. بلند شد:
«یارِ برو رو دارِ من، عشق منی، یاره من. عاشقِ دلت، شده دلْ عاشق و دلدارِ من. آخه عاشقی کارته، آخرش تو این رابطه، مثل دلته، دل من، آخه دلمم، کارته...
بعد همانطور که بلندگو به دستش بود، جمع را تشویق به دست زدن کرد و همزمان خواند.
- دیدمت از راه دور، آرام میزدی قدم.
انگشتش را نزدیک شقیقهاش آورد.
- با نگاهت از سرم رفت، کل روزهای بدم.
دوباره رو به ستاره کرد و چشمکی تحویلش داد.
-موی مشکی، شال قرمز! وای چه کارها میکند!
مینو که از خنده درحال منفجر شدن بود، دستش را روی دلش گذاشته بود. خم شد و رو به ستار گفت: «شنل قرمزی! راستشرو بگو، چه کارها میکنی؟»
ستاره ضربهای به شانهی مینو زد، بهشوخی گفت: «گمشو»
قهقهه مینو بلند شد. انگار که ستاره به او گفته باشد، ای جانم!
کیان ادامه داد:
- بوی عطرت در هوا، میگفت که من آمدم.
بعد سرش را جنباند و ادامه داد:
مگه داریم؟ مثل تو عاشق و حساس؟
ستاره که قند در دلش آب شده بود، نگاهش را با عشوه ویژهای به سمت کیان پرتاب کرد. لبش را گزید و با خندهای مستانه سرش را پایین انداخت.
کیان بشکنی در هوا زد:
«بهترین جای جهان، الان همینجاست. من و تو، ساحل این دریا کنار و ناز یار و»
دستش را به صورت ضربهای روی قلبش میگذاشت و برمیداشت. همه با هم خواندند:
یار برو رو دارِ من،عشق منی، یار من. عاشقِ دلت، شده دلْ عاشق و دلدار من. آخه عاشقی کارته، آخرش تو این رابطه، مثل دلته، دل من، آخه دلمم، کارته....
صدای جیغ و سوت پسرها و دخترها به هوا بلند شد.
کیان دستی به موهای ژل زدهاش کشید و با ژستی خاص در برابر جمع تعظیم کرد.
❌❌کپی به هر نحو ممنوع!
در صورت ضرورت به این آیدی پیام دهید👇
@tooba_banoo
🌸@hejabuni | دانشگاه حجاب🎓