eitaa logo
دانشگاه حجاب
13.4هزار دنبال‌کننده
8.9هزار عکس
3.9هزار ویدیو
188 فایل
نظرات 🍒 @t_haghgoo پاسخ به شبهات 🍒 @abdeelah تبلیغ کانال شما (تبادل نداریم) 🍒 eitaa.com/joinchat/3166830978C8ce4b3ce18 فروشگاه کانال 🍒 @hejabuni_forooshgah کمک به ترویج حجاب 6037997750001183
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🟢 خبرفوری ❌🚫❌🚫❌ 🤣🤣🤣🤣 دیشب رژیم اسرائیل به ایران حمله کرده است.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
❌️ عصبانیت و ناراحتی مزدوران شبکه صهیونیستی اینترنشنال از آرام بودن فضای ایران؛ منابع عبری و کانال ۱۳ اسرائیل حمله به ایران را ناامید کننده توصیف کردند!
پرچم ایران بالاست🇮🇷🇮🇷🇮🇷 زنده بادایران
سخنرانی استاد راجی - 030715.mp3
22.2M
🎤سخنرانی استاد راجی در رابطه با حوادث منطقه 👌 بسیار مهم 🔹لطفا با دقت گوش بدید در لحظات ، ساعات و روزهای بسیار حساسی به‌سر می‌بریم اگر غفلت کنیم در دنیا و آخرت متضرر و پشیمان خواهیم بود. خیلی خوبه حتما با حوصله گوش بدهید نوت برداری کنید. با قدرت نشر دهید.❗️🙏 ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
6.12M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‌‌ چجوری تذکر بدیم درسته⁉️ پاسخ از ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872
دانشگاه حجاب
🟢 خبرفوری ❌🚫❌🚫❌ 🤣🤣🤣🤣 دیشب رژیم #کودک‌کش اسرائیل به ایران حمله کرده است. #غدّه_سرطانی
این شوخی ها با حمله ی رژیم صهیونیستی به خاطر لطف خداوند بوده که عنایت فرمودند و به پشتکار مومنین برکت دادند تا هم رادارها و پدافندهای خوب داشته باشیم و هم اقدام به موقع و لازم از سمت نیروهای نظامی کشور رو شاهد باشیم. اما مسئله گستاخی صهیونیستها با شصت هفتاد کروز رو نباید کوچک شمرد. بله ما دفع خطر کردیم به لطف خداوند. اما دشمن قصد ضربه زدن داشت. بنا براین کما فی السابق بی ادبی نمی کنیم محضر مبارک رهبری عزیزتر ز جان... اما می خوایم بگیم ما سوخت موشکها رو با مطالبه فراهم می کنیم تا به خاطر این غلط تل آویو و حیفا با خاک یکسان شود و محکم ان شاء الله و به عون الله پاشم می ایستیم...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
📌 زن بود مادر بود ایرانی بود به دست جنایتکارترین رژیم تاریخ به شهادت رسید. اما روشنفکران مدعی حمایت از زن، زندگی و آزادی، نه غمگین می شوند، نه هشتگی می زنند! چرا؟ چون محجبه است... چون شعار احترام به عقاید مختلف شان صرفا وسیله برای توجیه اعمال خودشان است! ✍رسول زندی لاک
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
دانشگاه حجاب
رمان واقعی«تجسم شیطان» #قسمت_بیستم_یکم 🎬: شراره که انگار سرتا پایش در آتشی سوزنده بود و به رسم کودک
رمان واقعی«تجسم شیطان۲» 🎬: شراره تماس را وصل کرد و از آن طرف خط صدای بی حال استادش توی گوشی پیچید: سلام شراره چی شده؟! مهلت نفس کشیدن نمی دی ، تماس پشت تماس... شراره با لحنی غمگین گفت: سلام ببخشید،دست خودم نبود، موضوع اضطراری بود، وشوشه هام کار نمی کنن، موکلم هم که اینهمه براش زحمت کشیدم، نیست، هر چی احضارش میکنم نمیاد انگار ملکه عینه آب شده رفته تو زمین استاد آهی کشید و گفت: بله...انگار روح الله، همسر جنابعالی کار خودش را کرده، ملکه عینه و تمام اعوان و انصارش را کشته، دست منم از این موکل قوی کوتاه شده‌.. شراره که باورش نمی شد،روح الله بتونه توی وادی اجنه وارد بشه از جاش بلند شد و ناخوداگاه به سمت دیوار رفت و دست مشت شده اش را به دیوار کوبید و گفت: روح الله همسر من نیست...همسری که یک بار هم دستش به دست من نخورده و رابطه نداشته همسر نیستتتت، من دشمن خونی روح الله هستم تا خودش و اون زن و توله هاش را از بین نبرم از پا نمی نشینم، یعنی چی ملکه عینه کشته شده؟! مگه کسی میتونه دختر ابلیس را بکشه؟ استاد اوفی کرد و گفت: حالا که تونسته، رد گیری کردم به روح الله رسیدم، مثل اینکه اونم موکل های قوی قرانی و علوی داره ، حالا تو تلاشت را بکن، شاید تونستی به این آدم ضربه بزنی، دیگه کاری نداری؟! شراره با دستپاچگی گفت:ن..ن..نه صبر کن کارت داشتم، اگر ملکه عینه نابود شده، پدرش که هست، من می خوام خود ابلیس را به خدمت بگیرم... استاد که تعجب در حرفهایش موج میزد گفت: چی میگی تو؟! ابلیس را به خدمت بگیری؟! شراره سری تکان داد و گفت: بله...من تا زهرم را به اینا نریزم ول کن نیستم،یا من نابود میشم یا روح الله و خانواده اش... استاد نفسش را محکم بیرون داد و گفت: خیلی سخته...یعنی از سخت بودن هم یه پله اونورتره، فکر نکنم بتونی و شایدم به قیمت جونت تموم بشه، آیا با این وجود حاضری؟! شراره آب دهنش را قورت داد و گفت: آ...آره من هستم. استاد لحظه ای سکوت کرد و بعد شمرده شمرده گفت: ببین من الان خودم می خوام ابلیس را به استخدام در بیارم، حالا که تو هم میخوای،بیا با هم تلاش می کنیم، بالاخره یکیمون موفق میشیم ،یک سری وسایل و ملزومات هست باید تهیه کنم. سعی کن وقت غروب آفتاب بیای پیش من، همون خونه اونروز، یا آدرس بده یه جا بیام دنبالت که با هم انجام بدیم، چون وشوشه ها منم از کار افتاده و این برای تو شاید یه موضوع ناراحت کننده باشه اما برای من یه فاجعه است، چرا که من مریدهای زیادی دارم و همچنین دشمنان بی شماری...بارها و بارها لو رفتم و پلیس در صدد دستگیریم بوده، همین وشوشه ها باخبرم کردند و دست کسی به من نرسیده، اما اگر الان اقدام به دستگیری من کنن، مطمئنا در امان نیستم، چون وشوشه ای نیست به من خبر بده پس باید ابلیس را به خدمت بگیرم تا قدرتمندترین موکل را داشته باشم و... استاد توضیح داد و توضیح داد، شراره سرش را تکان میداد و زیور که شاهد ماجرا بود ترس از آن داشت که با این کارهای شراره بلایی به سرش بیاد، درسته براش مهم بود دخترش موکل داشته باشه اما دوست نداشت این ما بین از طرف موکلش آسیبی به او برسد... ادامه دارد.. 📝بر اساس واقعیت ═‌ೋ۞°•دانشگاه حجاب•°۞ೋ═ eitaa.com/joinchat/1938161666Cd17b99a872