یه شب بهم گفت :
یه جمله بگو که حالِ الان منو نشون بده ، هیچی نگفتم .
گفت خودم بگم ؟! گفتم بگو
گفت : " قلبم بوی تو رو گرفته "
اونجا فهمیدم یه عاشق خیلی بهتر از یه نویسنده حرف میزنه .
ولی به نظر من وقتی آدم از دست یک نفر خیلی ناراحت می شه یا قلبش می شکنه، هیچ کس به جز همون یک نفر نمی تونه حالشو خوب کنه و باعث شه دوباره مثل روز اول بخنده، هرچقدرم دورش پر باشه، هرچقدرم دوستا و رفیقاش یا آدمای جدید توی زندگیش بیان و برای بهتر شدنش تلاش کنن، فایده ای نداره فوقش اون آدم تظاهر به فراموشی و خوشحالی می کنه که اطرافیانش از تلاشاشون نا امید و دلخور نشن، شاید به خاطر همینه که خیلی از آدما توی دنیا برای مدت طولانی غمگین موندن، انگار یکی توی گذشته اونارو قفل کرده و کلیدشو با خودش برده یه جای دور و دیگه ام بر نگشته.
:(🖤
هِنآس؛
ولی به نظر من وقتی آدم از دست یک نفر خیلی ناراحت می شه یا قلبش می شکنه، هیچ کس به جز همون یک نفر نمی
شاید هیچ وقت انتظار از مهم ترین ادم زندگیش نداشته
شاید یه بار تو زندگیش فکر کرده اون با بقیه فرق داره و هوای قلب زخمیشو داره :)!
- تو کتاب کافکا در کرانه یه جمله هست که خیلی به دلم نشسته :
" از اینجا که رفتی تا به مقصد نرسیدی به پشت سرت نگاه نکن، حتی یک بار، می فهمی؟!🌱 "