امروز روز ماست ؛
مایی که شاید به خاطر دردامون نویسنده شدیم ؛
مایی که با نوشتن احساسات مونو به عزیزترین ادمای زندگیمون بیان می کنیم ؛
مایی که با قلم زندگی میکنیم ،باهاش از دردامون ،رنجامون ،شکستامون، ذوق و خوشحالیمون دم میزنیم ؛
هِنآس؛
امروز روز ماست ؛ مایی که شاید به خاطر دردامون نویسنده شدیم ؛ مایی که با نوشتن احساسات مونو به عزیزتر
یادمه یه بار گفتی چیه این دفتر و مداد همش دسته توعه؟
چقدر مگه حرف داری که یه بند داری مینویسی؟
_امروز بهت میگم این دفترو مداد پناه امنِ منه،
این دفترو مداد صدای خفه شده تو حنجرمه ،
این دفترو مداد جوشش اشک تو نطفه خفه شدمه ،
این دفترو مداد تمام احساسات سرکوب شده و همه حرفهای نگفتمه!
گله ای از تو ندارم که چه با من کردی
غم بلاییست کـه بـاید بـه سـرم می آمـد
#متین_شریفی
آدمها یکبار عمیقاً عاشق میشوند، چون فقط یکبار نمیترسند که همهچیز خود را از دست بدهند.
اما بعد از همان یکبار، ترسها آنقدر عمیق میشوند که عشق، دیگر دور میایستد...
#آلبر_كامو