شاید تو دیگه کنار من خوشحال نبودی، شاید دیگه نمیتونستم خنده بیارم رو لبات، ولی میخاستم بدونی من کنار تو رویاهامو ساختم، دلم میخاست کلی جاهای قشنگو با تو برم، تازه دلم میخاست زندگی کنم. ولی تو با رفتنت همهی اون چیزای قشنگی که تو سرم با حضورت ساخته بودم رو خراب کردی، بعدِ تو دیگه نتونستم به کسی اعتماد کنم که دوباره بتونم اون رویاهای قشنگو باهاش بسازم، تو رفتی و منو تنها گذاشتی با ردی از خودت روی قلبم که هیچوقت پاک نمیشه، اما من همیشه اینجا منتظرت میمونم تا شاید، شاید یه روز برگردی.
#ناگفته_ها
#برای_تو
یه جا خدا در نهایت همدردی میگه:
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّكَ يَضِيقُ صَدْرُكَ بِمَا يَقُولُونَ یعنی:
«و ما میدانیم سینهات تنگ میشود از آنچه میگویند...»
+یعنی فکر کن اون لحظه هم که دلت از همه ی آدما میگیره خدا حسش میکنه:)
یه وقتایی باید جرأت کنی و تمام حرفایی که سر دلت مونده رو بالا بیاری؛ ترس داره، حالت بد میشه، دلت آشوب میشه ولی بعدش آروم میشی. از دردِ دل اگه اینکارو نکنی مجبوری یه عمر با "مسمومیتِ افکارِ مغزت" زندگی کنی.
از همان روزی كه گفتی
اهل چای و قهوه ام
كافه گردی می كنم
شايدتو را پيدا كنم...
#حامد_فلاحی_راد
من از جهان چه خواستم؟ کمی نشستن و به ماه و آسمان نگاه کردن و کمی دویدن و به قلههای دورها رسیدن و کمی سکوت کردن و صدای کائنات را شنیدن و کمی از عشق گفتن و شنفتن و کمی رهایی و شُکوهِ آشنایی و کمی سفر...
من از جهان چه خواستم؟ کمی خیالِ خوش، نه بیشتر...
3.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
برام کتاب بخر و صفحهی اولش بنویس:
"برای لبخندت موقع بو کردنِ برگه هاش"
همین...!