هدایت شده از درجریان؛ علیرضا آقاباباگلی
♨️ قسمت پنجم: آمریکا و جهان چند قطبی در افق رخداد
🏴 ایالات متحده در چه شرایطی قرار دارد و به دنبال چه دستاوردی از عملیات خشم حماسی است؟ آینده جهان و آینده آمریکا به چه شکل خواهد بود؟
🎥 چهارشنبه ۵ فروردین، پخش از کانال آپارات
🔹ترامپ نمایندگیکننده و در حقیقت بازتاب دهنده ویژگیهای بنیادین انسان هست. این ویژگیهای بنیادین همیشه در تاریخ انسان وجود داشته اما در انسان مدرن به ویژگیهای سازنده اون تبدیل شده...
🔹حداقل در دوره بوش پسر و پدر، زمانیکه جنگ خلیج، جنگ افغانستان و عراق را به راه میانداختند از اصول و قواعد دموکراسی غربی صحبت میکردند و میگفتند دموکراسی میخواهیم به آنجا ببریم، جلوی تولید سلاحهای کشتار جمعی را بگیریم و... ترامپ همه این پردهها را دریده و میگه من نفت میخوام!
🔹ایالات متحده قله تمدن مدرن است که حتی اروپاییها هم به اون به عنوان قلهای که بالاتر از خودشون نگاه میکنند. آمریکا فقط یک قدرت نظامی نیست؛ سبک زندگی تعیین میکنه. یعنی قرار بود همه چیز دنیا آمریکایی بشه. اتفاقاتی که در این مدت افتاده نشاندهنده یک زلزله است که مؤلفههای آمریکایی را دچار فروپاشی میکند.
🔹اگر در ساعت طلایی جنگ، عدهای ما را به این سمت ببرند که آتشبس بکنیم و صلح بکنیم؛ مانند جنگ دوازده روزه نخواهیم توانست دستاوردهایی که تا اینجا داشتهایم را نهادینه و تثبیت بکنیم. ما در روابط بین الملل و سیاست خارجی رفیق نداریم.
🖋 سردبیر امیرحسین پرورش
با حضور:
🎙علیرضا مکاریانپور و علیرضا آقاباباگلی
📌 تماشای قسمت پنجم
▫️ کاری از گروه برنامه تفاوط
▫️ تهیهکننده و کارگردان: علی شمس
➖ مطالبهای زیاده آرمانی و حداکثری از دستاوردها و شروط پایان جنگ از سمت جریان انقلابی به اندازهی چند دهه خوشبینی غربگرایان ایرانی به مذاکرات و نهادهای بینالمللی، غیرواقعی، آسیبزا و باعث سرخوردگی عمومی است.
➖ نقیصهی دیپلماسی خوشخیالانهی جریانات اصلاحطلب و غربگرا در دهههای اخیر عدم فهم مناسبات «واقعگرایانه سیاست بینالملل» بود.
➖فاصله گرفتن از واقعیتها و فهم رمانتیک جریان انقلابی از جنگ نیز میتواند به سر دیگر این بدفهمی تاریخی تبدیل شود.
🖋 امیرحسین پرورش، ۶ فروردین
۱۴۰۵@Hesfir
✔️نبرد واپسین چه زمانی فرا خواهد رسید؟
➖ در هستی شناسی ادیان ابراهیمی شیطان دو ویژگی کلیدی دارد: لعنت شده و مهلت داده شده.
📃 "از عیسی پرسیدم: «هنگامی که شیطان سقوط کرد، در کدام مکان ساکن شد؟»
او به من پاسخ داد: « پدرم به سبب غرورش، ظاهر او را تغییر داد و نور از او گرفته شد و از مسند خدا و از سرپرستی آسمان بیرون رانده شد. و آرامش از او و کسانی که با او بودند گرفته شد.»
سپس شیطان از خدا پرسید و گفت: « با من شکیبایی کن. و خدا به او و کسانی که با او بودند تا هفت روز مهلت داد.» "
- انجیل شام محرمانه، به روایت یوحنای حواری
📃 «فرمود از اين [مقام] بيرون شو كه تو رانده شده اى.
و تا روز جزا بر تو لعنت باشد.
گفت پروردگارا پس مرا تا روزى كه برانگيخته خواهند شد مهلت ده.
فرمود تو از مهلت يافتگانى.
تا روز [و] وقت معلوم.»
- قرآن کریم، سوره الحجر آیات ۳۴-۳۸
➖ در ترمینولوژی انقلاب اسلامی ایران، آمریکا شیطان بزرگ است. تجلی کامل و نمایان شیطان در عصر واپسین انسان.
📃 «نظرم است که در یک روایتی است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطانها را دور خودش جمع کرد و اینکه مشکل شد کار بر ما. در این انقلاب، شیطان بزرگ که امریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع می کند. و چه بچه شیطانهایی که در ایران هستند و چه شیطانهایی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است.»
- صحیفه امام جلد ۱۰ ص ۴۸۹
➖ برای تکمیل این قیاس باید هر دو صفت ابلیس را به شیطان بزرگ نیز نسبت داد؛ لعنت شده و مهلت داده شده.
این دو صفت نقش مهمی در فرجام شناسی ادیان ابراهیمی و نیز انقلاب اسلامی ایران ایفا میکنند.
نبرد با شیطان، زیرا که مهلت داده شده است؛ نبردی به بلندای تاریخ بشر است. نبردی پایان ناپذیر که تا روز واپسین آن را پایانی نیست. اما از سوی دیگر لعنت شده بودن شیطان مبارزه با او را برای مومنان به امری تخطی ناپذیر بدل میکند. حتی اگر پیروزی نهایی به روز واپسین واگذار شده باشد.
📃 "از عیسی پرسیدم: « نشانهی آمدنت چه خواهد بود؟»
به من پاسخ داد: « هنگامی که تعداد صالحان تکمیل شود، یعنی تعداد صالحانی که تاجگذاری میکنند و فرشتگانی که سقوط میکنند برابر شود، سپس شیطان از زندان خود رها خواهد شد و خشم شدیدی او را فرا خواهد گرفت و با صالحان جنگ خواهد کرد و آنها با صدای بلند نزد خدا فریاد خواهند زد.
آنگاه علامت پسر انسان و همهی فرشتگان مقدس با او ظاهر خواهد شد.»
- انجیل شام محرمانه، به روایت یوحنای حواری
📃 «بگو همه در انتظارند پس در انتظار باشيد زودا كه بدانيد ياران راه راست كيانند و چه كسى راهيافته است.»
- قرآن کریم، سوره طه آیه ۱۳۵
➖ فرجامشناسی انقلاب اسلامی ایران نیز باید از همین باب تفسیر شود.
شیطان بزرگ لعنت شده و مهلت داده شده است. لعنت ابدی او به وجوب مبارزهای پایان ناپذیر میانجامد که پذیرفتن آن شرط ایمان و شانهخالی کردن از آن نشان کفر و پذیرش پادشاهی شیطان است.
اما شیطان بزرگ مهلت داده شده نیز هست.
آیا این جنگ به نابودی شیطان بزرگ منتهی خواهد شد؟ آیا این جنگ، آخرین جنگ خواهد بود؟ زمان نبرد نهایی کی فرا خواهد رسید؟ کدام نبرد، واپسین مقابله با شیطان بزرگ است؟
➖ این ابهام نه مایهی سردرگمی که رکنی اساسی در نظام فکری انقلاب اسلامی ایران است؛ ابهامی که واجد عناصر توحیدی بلند مرتبهای است. عناصر توحیدی مهمی که پتک موحدانهای بر ساختار سوژهی فعال ما یشاء غربی میکوبد.
نبرد با شیطان بزرگ، نبردی موحدانه و پایان ناپذیر است. موحدانه چون ضرورت توحید ایستادن در برابر شیطان لعنت شده است و پایان ناپذیر است زیرا که شیطان بزرگ زمانهی ما مهلت داده شده تا هر آنچه میتواند در گمراهی بشر این عصر انجام دهد؛ و پس از آن است که روز داوری و نبرد واپسین از راه خواهد رسید.
🖋 امیرحسین پرورش، ۶ فروردین ۱۴۰۵
@Hesfir
✔️ غرب علیه دیگران
➖ برای توصیف قساوتها و یکجانبهگراییهای تاریخی تمدن غربی علیه مردم جهان، اصطلاح خوشآهنگ و مشهوری وجود دارد:
"The West against the Rest."
➖ این جملهی کوتاه توصیف مختصر و مفیدی است از آنچه در قرون اخیر بر جهان گذشته.
غرب علیه بقیهی جهان، یعنی غرب علیه منافع اقتصادی «دیگری»، علیه تمام تمدنها و فرهنگهای غیر خود، علیه ارزشها و باورهای میلیاردها انسان غیرغربی، علیه هزارهها تمدن غیرغربی و علیه هر کس و هر باوری که نمیخواهد در برابر امپراتوری غرب سر تسلیم فرود بیاورد.
➖ یکی از روشهای تاریخی امپراتوری غرب برای عادی جلوه دادن سلطهی خود، ادعای لا-زمان و لا-مکان بودن است. به این معنا که زمان پیشا تمدن غرب، مانند اسطورهای مندرس و از یاد رفته است و آیندهای بیرون از تمدن غربی نیز قابل تصور نیست، غرب پایان تاریخ بشر است.
و بیمکانی آن نیز بدان معناست که هیچ نقطهای از جهان، هیچ انسانی روی این کره خاکی بیرون از تسلط غرب نیست. اساسا چیزی بیرون از غرب وجود ندارد. آن بیرون خلا و بیمعنایی است و همه چیز در درون جهان غرب حاضر است. غرب به مثابهی آتلانتیس نو، آن سرزمین موعود تاریخ بشر است.
➖ از این منظر است که غرب به شکلی بیمانند در تاریخ بشر، اساسا توانایی فهم «دیگری» را ندارد. تمدن غربی بر خلاف تمدنهای گذشته حتی به دنبال نزاع یا جنگ با دیگری خود نیست؛ بلکه بهدنبال «محو کردن» آن است.
به واژهی پرتکرار دونالد ترامپ این تجسد عینی گناهان هفتگانه - آزمندی، حسد، خشم، تنبلی، پرخوری، شهوت جنسی و غرور- توجه کنید.
ترامپ برای دشمن شماره یک خود، ایران، از واژههایی مثل Defeat (شکست دادن) یا Destroy (نابود کردن) کمتر استفاده میکند. بلکه واژهی پرتکراری که با آن Caps Lock روشن صفحه کلیدش و با آن بغض و کینهی عیان در چهرهی رو به فساد و گندیدگیاش فریاد میزند، واژهی Obliterate ( محو کردن) است.
➖ ترامپ بهمثابهی تجسد فرم نهایی تمدن غرب، بیان عریان خواست «محو دیگری» تمدن غربی است.
اما این خواست عنان گسیختهی ترامپ برای پاک کردن دیگری خود از روی زمین به صورت آیرونیکی آغشته به بلاهت و غروری طنزآمیز است.
سردمداران آمریکای عصر ترامپ، از خودش گرفته تا اطرافیان درجه یکش به طرز شگفتآوری از «کمهوشی ژئوپولیتیک» رنج میبرند. اوضاع وقتی بغرنجتر میشود که این کمهوشی ژئوپلیتیک با غروری آغشته به کیش شخصیت افراطی و نژادپرستی احمقانه ترکیب شده است.
➖ نتیجهی این ترکیب هیولاوش بیش از آنکه به یک غول بیشاخ و دم رعبآور، یک گودزیلای مهیب بینجامد؛ شبیه هیولاهای بزرگ و چندش آور فیلمهای ژانر Body Horror است که چیزی بیشتر از یک تودهی عظیم گوشتی متعفن و بیمغز نیستند. تودهای عظیم که بسیاری از مردم بیگناه را زیرپاهای خود له خواهد کرد اما در نهایت از شدت تعفن، مانند غدهای چرکین منفجر خواهد شد.
➖ جهان غرب در جنگ روسیه و اوکراین و در جنگ غزه دوبار با دیوار سخت واقعیت برخورد کرد. دیوار سخت واقعیتی که نشان میداد «دیگری» -آن The Rest غیر غربی- که اتفاقاً بیش از ۸۰ درصد جمعیت جهان را تشکیل میدهد؛ دیگر تمایلی برای پذیرفتن لا-زمانی و لا-مکانی تمدن غربی ندارد.
و حالا جنگ ایران سومین سیلی واقعیت بر صورت کریه و پت و پهن جهان غربی است. «دیگری» جهان غرب دیگر نه تنها تسلیم را نمیپذیرد که در سر رویای جهانی تازه را دارد، جهانی که هم بیرون از زمان و هم بیرون از سیطرهی مکانی تمدن غرب از دل خون و آتش زاده خواهد شد.
🖋 دکتر امیرحسین پرورش، ۱۱ فروردین ۱۴۰۵
@Hesfir
هدایت شده از یونس در اقیانوس
✔️ ایام نوروز یادآور درگذشت داریوش شایگان است. متفکر ایرانی که نسبت با مدرنیته و دنیای جدید از دغدغههای جدی او بود و البته در فراز و نشیب رد و تایید همراهی و همدلی با سنت از سویی و مدرنیته از سوی دیگر.
➖ "زیر آسمانهای جهان" نقطه اعلام مفتونشدن شایگان در برابر غرب مدرن بالاخص ایالات متحده است. جدا شدن از "آسیا در برابر غرب" که البته بعدا در "انقلاب دینی" و "هویت چهل تکه" و... بسط یافت.
➖ شایگان نماد و سمبلی است از روشنفکری ایران که در قامت گفتمان انقلاب، تاب و تحمل رویارویی با مدرنیته را نداشت. و علت عدم همراهی با این جریان هم همین بود.
"آسیا در برابر غرب" نشان میداد که او "میدانست" اما جدال با مدرنیته "عزمی دیگر" میخواست.
و این روزها نشاندهنده عزم نیروهای گفتمان انقلاب اسلامی در رویارویی با غرب مدرن و تمدنِ هرروز بیشتر آمریکاییشده است.
🖋 علیرضا مکاریان پور
@syounnos
هدایت شده از یونس در اقیانوس
✔️ تا وقتی حلقه مشاوران مسئولان این افراد هستند، معضل وابستگی برطرفناشدنی است
➖ این یک نمونه از اظهارات علنی مشاور رسانهای رئیس جمهور است. پس از چند هفته حمله وحشیانه آمریکا و اسرائیل به زیرساختها، پس از چند هفته جنایت، به شهادت رساندن رهبر، فرماندهان و مردم، نگاهش این است که "دنیا" در حق ما بد کرده!
➖ آن هم که چیزی نیست، اگر از یک چهره بینالمللی که احتمالا منظورش امثال ظریف است، استفاده کنیم، روابطمان با "دنیا" به حالت "عادی" برمیگردد!
➖ باز هم نمیخواهد بفهمد حمله امروز محصول همان عقبنشینیهای غیرتاکتیکی مکرر پس از برجام است. و دنیا هم فقط آمریکا نیست.
➖ غربگرایان ایرانی هیچ درکی از آمریکا بهعنوان دارنده ایدئولوژی امپریالیستی، و معضل منطقهای اسرائیل، بهمثابه دارنده ایدئولوژی صهیونیسم، ندارند. هیچ تهاجم و تجاوزی به ایران، این جریان خوابزده را بیدار نخواهد کرد.
➖ تنها راه نجات ایران، مقاومت در برابر امپریالیسم آمریکا، دگرگونی در معادلات جهانی و منطقهای منجمله حذف پترودلار، برچیده شدن پایگاههای منطقهای ایالات متحده و تغییر مناسبات حقوقی تنگه هرمز است.
➖ آنگاه نگاه تعاملات "دنیا" (که از نظر این اندیشه، صرفا همان کشورهای غربی است) با ما عوض خواهد شد. اگر غربگرایان بگذارند.
🖋 علیرضا مکاریان پور
@syounnos
➖ یک پیشنهاد ظریف برای یک شکاف عمیق
🖋 دکتر امیرحسین پرورش
بخش نخست
صحبت از نیت، جایگاه، پیشزمینههای شخصیتی، سیاسی و مواردی از این دست، بخشی از مهمترین پرسشهای هرمنوتیکی در هنگام مواجهه با یک متن است.
آیا میتوان متن را بدون در نظر گرفتن سوابق شخصی نویسنده و نیات مستتر در پس ذهن او تحلیل کرد؟ آیا نیت نویسنده از نگارش متن ارائه یک پژوهش علمی بوده یا با متنی مواجهیم که آغشته به پروپاگاندای سیاسی برای برآورده کردن موضوعی خاص است؟
برای سادهسازی تفسیر، در آغاز این سطور بیایید یک فرض هرمنوتیکی را برقرار کنیم. این فرض که محمد جواد ظریف نویسنده یا یادداشتی با عنوان «ایران چگونه باید به جنگ پایان دهد» در تاریخ ۳ آوریل ۲۰۲۶ برای مجلهی فارن افرز، تنها یک دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران است. شخصی که هیچ سمت رسمیای در زمان فعلی بر عهده ندارد. حتی بیایید این فرض را بیشتر به پیش بریم و توافق کنیم که از سوابق اجرایی و سیاسی نویسنده هم صرف نظر میکنیم و متن را تنها از سیاق دانش علوم سیاسی و روابط بین الملل بررسی کنیم.
در این حالت با چه متن و محتوایی مواجه هستیم؟
➖ بیایید در ابتدا یادداشت ظریف را به صورت خلاصه بررسی کنیم:
ظریف در این یادداشت بیان میکند، ایران آغازگر جنگ نبوده اما پس از یک ماه درگیری، توانسته در برابر حملات آمریکا و اسرائیل مقاومت کند. او توضیح میدهد که ادامهٔ جنگ هرچند ممکن است برای برخی اقشار رضایتبخش باشد، اما باعث تلفات بیشتر غیرنظامیان، تخریب زیرساختها و گسترش بحران به سطح جهانی خواهد شد.
➖ بهنظر او، ایران باید از وضعیت کنونی برای اعلام پیروزی و حرکت به سمت یک توافق استفاده کند؛ توافقی که هم جنگ را پایان دهد و هم مانع درگیریهای آینده شود. پیشنهادهای او شامل رفع کامل تحریمها، محدودیتهای هستهای، بازگشایی تنگه هرمز، پیمان عدم تجاوز با آمریکا، همکاری اقتصادی و فناورانه، و مشارکت آمریکا در بازسازی ایران است.
➖ ظریف تأکید میکند که اعتماد میان طرفین کم است، اما جنگ شرایطی ایجاد کرده که امکان رسیدن به یک توافق پایدار را فراهم میکند.
ظریف در عین حال با اشاره به جریانهای مخالف پایان جنگ در ایران و محتوای شعارهای مردم در تجمعات شبانه تلاش میکند تا با رادیکال جلوه دادن این نگاه، پیشنهاد خود را به عنوان پیشنهاد منطقی و البته ضروری در این برهه زمانی جلوه دهد.
او تلاش میکند تا با طراحی یک چارچوب هزینه- فایده نشان دهد در شرایط کنونی ادامهی جنگ هزینه بیشتر و سود کمتری نسبت به پایان آن خواهد داشت و باید از واکنشهای احساسی که میتواند هزینههای پایان جنگ را افزایش دهد پرهیز کرد.
➖ از منظر نظری یادداشت ظریف بیانگر ایدهها و افکار موجود در نظریات «لیبرالیسم نهادگرا» در روابط بینالملل است.
نظریهای که مطابق با آن نهادها و قواعد بینالمللی میتوانند همکاری میان دولتها را ممکن کنند. این نهادها با ایجاد شفافیت، نظارت و تعهدات حقوقی، هزینه نقض توافقات بینالمللی را بالا میبرند.
بر اساس این نگاه است که نویسنده همچنان توصیه میکند ایران محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود را بپذیرد و نظارتهای آژانس را تقویت کند.
دیگر بُعد نظری این یادداشت، تاکید نویسنده بر امکان و البته ضرورت دستیابی به یک معاملهی برد- برد برای ایجاد یک راه خروجی از جنگ است.
معاملهای که ظریف متصور است همچنان از راه امتیازدهی هستهای، منطقهای و ژئوپلیتیک ایران به آمریکا و بهرهمندی از امکان رفع تحریمها علیه خود، در دسترس است.
علاوه بر این ظریف همچنان معتقد است پایان جنگ و حل مسائل میان ایران و آمریکا نیازمند یک توافق بزرگ و جامع (Grand Bargain) است که بتواند بستهی جامعی از اختلافات فیمابین نظیر مسئله هستهای، تحریمها، امنیت منطقهای، همکاری اقتصادی، بازسازی و غرامت پس از پایان جنگ و روابط دیپلماتیک آتی طرفین را در برگیرد.
اما اگر بخواهیم یادداشت مذکور را از یک منظر علمی به بوتهی نقد بسپاریم، به چه نکاتی میتوان اشاره کرد؟
▫️▫️▫️
➖ ظریف در این یادداشت مجموعهای از پیشنهادها برای پایاندادن به درگیری جاری و طراحی یک سازوکار امنیتی و اقتصادی بلندمدت ارائه میکند. پیشنهادهایی که اگرچه از منظر دیپلماسی سنتی قابل تأملاند، اما با چند چالش بنیادین روبهرو هستند. از این زاویه، مسئله اصلی نه در محتوای پیشنهادها بلکه در مفروضات نظریای است که بر آنها استوار شدهاند.
📎 ادامه دارد
@Hesfir
✔️ یک پیشنهاد ظریف برای یک شکاف عمیق
بخش دوم و پایانی
➖ در بخشهایی از یادداشت، ظریف به امکان ایجاد ترتیباتی نظیر پیمان عدم تجاوز، همکاری اقتصادی و تضمینهای امنیتی متقابل اشاره میکند.
اما مناسبات حاکم بر جهان واقعی به خصوص پس از وقایعی نظیر جنگ اوکراین، جنگ غزه، حمله به ونزوئلا و البته دو جنگ اخیر ایران، نشان میدهند دولتها هرگز نمیتوانند بهطور پایدار به نیات طرف مقابل اعتماد کنند؛ چون هیچ مرجع بالادستی برای تضمین اجرای توافقات بینالمللی وجود ندارد.
به همین سبب است که دولتها برای تامین بقای خود مجبورند همواره بدترین سناریوها را مفروض بگیرند، توان بازدارندگی خود را افزایش دهند و در بلندمدت، برای بهبود مولفههای قدرت خود تلاش کنند.
➖ پیشنهادهای یادداشت در مورد محدودسازی فعالیت هستهای ایران و پذیرش پروتکلهای نظارتی گسترده، در چارچوب اعتمادسازی در راستای همان نگاه لیبرالیسم نهادگرا تفسیر میشود، اما تجربهی ایران در پروندهی هستهای نشان میدهد، کاهش ظرفیتهای راهبردی یک دولت مثل قدرت چانهزنی هستهای میتواند بهجای اعتمادسازی بهصورت معکوس، طرف مقابل را به مطالبهگری بیشتر تشویق کند و دولتِ محدودشده را در موقعیت ضعف ساختاری قرار دهد و چرخهای از بیاعتمادی را تشدید کند و در عمل به ناامنی و تجاوزات گستردهتر بینجامد.
➖ ظریف فرض میگیرد که یک توافق جامع (Grand Bargain) میتواند روابط ایران و آمریکا را از رقابت ژئوپلیتیکی به همکاری بلندمدت تبدیل کند.
اما واقعیتهای تاریخی و میدانی نشان میدهد در غرب آسیا، ایالات متحده بهعنوان قدرت فرامنطقهای و ایران بهعنوان قدرت منطقهای همواره در پنج دههی گذشته اهداف متفاوتی در توزیع قدرت، برداشتهای متفاوتی از امنیت و شبکههای متفاوتی از متحدان و همپیمانان داشتهاند.
از این رو این تعارضات نه تعارضات سطحی یا شخصی که تعارضات ساختاری مستقل از احزاب حاکم بر این دو کشور و شخصیتهای سیاسی به حساب میآیند.
به همین دلیل فرض امکان حصول به یک توافق جامع بیشتر شبیه به یک رویای رومانتیک است تا یک امکان واقعی و قابل حصول در جهان بیرون.
➖ نویسندهی یادداشت امیدوار است گسترش همکاریهای نفتی، انرژی، فناوری و سرمایهگذاریهای مشترک بهعنوان عناصر و انگیزههای اصلی دستیابی به صلح نقشآفرینی کنند.
اما تجربیات تاریخی نشان میدهند دولتها به منافع مطلق خود نگاه نمیکنند (چه چیزی به من میرسد؟) بلکه منافع خود را به صورت نسبی در نسبت با رقبای خود تعریف میکنند. (چه چیزی بیشتر از رقیبم به من میرسد؟)
➖ به همین سبب اگر یک همکاری اقتصادی به تقویت بیشتر قدرت یک بازیگر در مقایسه با رقیبش بیانجامد، حتی اگر هر دو سود ببرند، بازیگر زیاندیده از نظر نسبی ممکن است آن را رد کند.
به همین دلیل است که آمریکا در دهههای اخیر هیچگاه نپذیرفته حتی در ازای انجام کامل تعهدات توسط ایران، امتیازات اقتصادی موثری به آن واگذار کند یا از شدت تحریمها بکاهد.
بنابراین، پایداری و کارآمدی ترتیبات اقتصادی پیشنهادی در یادداشت، بدون درک مناسبات واقعی حاکم بر موازنهی قدرت میان واحدهای سیاسی و اختلافات ساختاری آنها ممکن نخواهد بود.
➖ در فرجام امر، حتی اگر به یادداشت محمد جواد ظریف صرفا به عنوان افکار یک اندیشمند روابط بینالملل نگریسته شود - و نه یک سیاستمدار غربگرا با زنجیرهای از منافع و ارتباطات خاص- این پیشنهادها با چهار محدودیت ساختاری روبهرو هستند:
- نبود اعتماد پایدار در ساختار نظام بینالملل
- چرخه کنترلناپذیر ناامنی در جهان کنونی و نبود تضمینهای قانونی برای ترک دائمی مخاصمه در شرایط فروپاشی حقوق بینالملل برآمده از جنگ جهانی دوم
- رقابت ساختاری و هژمونیک منطقهای میان ایران و ایالات متحده
- اهمیت و اولویت قدرت نسبی در برابر سود مطلق در الگوهای رفتاری واحدهای سیاسی
➖ در این چارچوب، حتی جامعترین توافقها نیز نمیتوانند ماهیت رقابتی ساختار را تغییر دهند و از این چهار تنگنای نظری حاکم بر جهان واقعی عبور کنند.
آنچه میتواند به ثبات نسبی و صلح طولانی مدت بینجامد، نه صرف همکاریهای اقتصادی و نه تضمین دول خارجی، بلکه شکلگیری یک توازن قوای پایدار و بازدارنده مبتنی بر مولفههای قدرت میان طرفین است.
@Hesfir
✔️ دکترین بمباران
🖋 دکتر امیرحسین پرورش
➖ بررسی تاریخ جنگهای بزرگ جهان طبیعتا روش مناسبی برای بررسی و تحلیل شرایط کنونی است.
به همین جهت یادآوری عملیات Blitz از سوی نیروی هوایی آلمان علیه انگلستان در جنگ جهانی دوم شایستهی توجه است. عملیاتی که ذیل «دکترین بمباران هیتلر و گورینگ» برای فروپاشی روانی و اجتماعی بریتانیا طراحی شده بود.
➖ در سال ۱۹۴۰ سراسر بریتانیا و به خصوص لندن به مدت ۸ ماه پی در پی زیر بمباران سنگین نیروی هوایی آلمان بود.
برتری هوایی شگرف آلمان نازی و ضعف پدافند انگلستان باعث شد خسارات بسیار سنگینی به زیر ساخت های صنعتی و شهری در سراسر انگلستان وارد شود. و تلفات جانی چند ده هزار نفری در مناطق مسکونی اتفاق بیفتد.
هدف از این بمباران سنگین تسلیم بریتانیا در جنگ و تسهیل اشغال زمینی بریتانیا بود اما چرچیل توانست این ضربات را تاب آورد و در عوض تمرکز صنعتی خود را به بخش تولیدات نظامی منتقل کرد.
➖ در نهایت دستاوردهای بریتانیا در میدان نبرد و تسلیم نشدن در مقابل فشار دکترین بمباران، باعث شد آلمان نازی مجبور شود عملیات هوایی را متوقف کند و عملیات اشغال زمینی بریتانیا هم هیچگاه عملی نشد.
@Hesfir
✔️ ایران: توهم یک توافق صلح
✔️ گفتوگو با جان مرشایمر و استیون والت
۲۹ مارس ۲۰۲۶ - ۹ فروردین ۱۴۰۵
بخش نخست
در این گفتوگو، تام سویتزر، میزبان برنامه، با دو نظریهپرداز برجسته روابط بینالملل، جان مرشایمر و استیون والت، درباره افزایش تنشها میان ایالات متحده و ایران بحث میکند. این گفتوگو به بررسی چالشهای راهبردی پیش روی دولت ترامپ میپردازد؛ دولتی که با بحرانی روبهرو است که میتواند بازارهای جهانی انرژی و ثبات اقتصادی را تهدید کند.
کارشناسان با بررسی اهرمهای راهبردی ایران بر گذرگاههای حیاتی دریایی مانند تنگه هرمز، به پیامدهای پیچیده ژئوپلیتیکی این بحران برای متحدان و رقبای آمریکا اشاره میکنند.
▫️▫️ ادعای ترامپ درباره مذاکرات با ایران
➖ تام سویتزر: رئیسجمهور ترامپ تهدید خود درباره نابودی نیروگاههای ایران را تا ششم آوریل به تعویق انداخته و مدعی است مذاکرات مفصل و سازندهای با تهران در جریان است. البته ایرانیها این موضوع را کاملاً رد میکنند. جان، چه خبر است؟
➖ جان مرشایمر: واقعیت این است که ایرانیها منافع ریشهداری در ادامه این جنگ دارند، چون اوضاع برایشان بسیار خوب پیش میرود. هرچه جنگ طولانیتر شود، اهرم فشار بیشتری به دست میآورند.
رئیسجمهور ترامپ، با وجود آنچه در ملأعام میگوید، قطعاً میداند که اوضاع چندان خوب پیش نمیرود و به دنبال یک راه خروج است.
او معتقد است ـ یا دستکم امیدوار است ـ که بتواند با ایرانیها به توافقی برسد که به او اجازه دهد جنگ را با شرایط نسبتاً قابل قبول برای ایالات متحده پایان دهد.
اما به نظر من چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد، زیرا ساختار انگیزشی ایران در جهت ادامه جنگ است، نه پایان دادن به آن.
➖ تام سویتزر: جان، بگذار این موضوع مذاکرات را روشن کنیم. رئیسجمهور آمریکا میگوید دولتش پشت پرده با ایران مذاکره میکند، اما ایران آن را رد میکند و در سطح جهانی هم ابهام وجود دارد که باید روایت واشنگتن را پذیرفت یا روایت تهران را. وضعیت عجیبی نیست؟
➖ جان مرشایمر: تام، فکر میکنم در بیان مسئله اشتباه کردی. به نظرم ابهام جهانی وجود ندارد. به نظر من اطمینان جهانی وجود دارد که رئیسجمهور ترامپ دروغ میگوید.
➖ تام سویتزر: بله.
➖ استیون والت: چند کشور هستند که گفته میشود در تلاشهای میانجیگرانه دخیلاند؛ بهویژه پاکستان. اما هیچکدام از آنها نگفتهاند که مذاکرات جدی در جریان است.
ممکن است پیامهایی بین طرفین رد و بدل شده باشد، اما این تصور که مذاکرات واقعی و جدی در حال انجام است به نظر من یک داستان ساختگی است.
▫️▫️آیا جنگ واقعاً خوب پیش میرود؟
➖ تام سویتزر: استیو، مورخ برجسته بریتانیایی مکس هستینگز که مهمان این برنامه هم بوده، آخر هفته نوشت وقتی ترامپ میگوید جنگ تقریباً برده شده، هیچکس نمیداند این مقدمهای برای بمباران جدید، تهاجم زمینی یا آتشبس است. نظر شما چیست؟
➖ استیون والت: به نظر من این کاملاً با روندی که پیش از جنگ دیدیم سازگار است. قبل از شروع حملات، به ما گفته میشد که مذاکرات در جریان است، درست تا لحظهای که بمباران آغاز شد ـ بمباران از سوی ما و اسرائیل.
این نشان میدهد که دولت آمریکا تا حدی سردرگم و بداههکارانه عمل میکند. آنها طرح روشنی نداشتند. تصور میکردند همه چیز از همان ابتدا بهخوبی پیش میرود و در نهایت با فروپاشی رژیم ایران به سرعت پایان مییابد. اما چنین چیزی رخ نداد، بنابراین اکنون در حال بداههپردازی هستند.
و برای تأکید بر نکتهای که جان گفت: دلیل اینکه ایران انگیزه زیادی برای ادامه جنگ دارد این است که در واقع تلاش میکند بازدارندگی خود را بازسازی کند. ایران میخواهد ایالات متحده هزینه کافی بپردازد تا در آینده یاد بگیرد چنین کاری را دوباره انجام ندهد.
📎 ادامه دارد
@Hesfir
✔️ گفتوگو با جان مرشایمر و استیون والت
بخش دوم
➖ تام سویتزر: برای اینکه تصویر روشن باشد باید بگوییم قبل از ۲۸ فوریه، یعنی پیش از شروع حملات، ایران تنها ۴ تا ۵ درصد از صادرات نفت خام جهان را در اختیار داشت ـ در واقع فقط تولید خود را.
اما اکنون با مسدود کردن تنگه هرمز، تهران عملاً بر حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی مایع جهان (LNG) کنترل پیدا کرده است. این همان نکتهای است که هر دوی شما درباره اهرم راهبردی ایران مطرح کردید.
جان، این وضعیت ترامپ را در چه موقعیتی قرار میدهد؟
➖ جان مرشایمر: ترامپ به دنبال یک استراتژی خروج است؛ راهی که بتواند بدون پذیرش صریح شکست از این بحران خارج شود. اما چنین راهی پیدا نمیکند.
در همین حال، آنچه در حال رخ دادن است این است که ما بهتدریج اما پیوسته در حال بالا رفتن از نردبان تشدید تنش (Escalation Ladder) هستیم. مشکل اینجاست که در این مسیر ایران بیشتر کارتها را در دست دارد و ما برتری در تشدید تنش (Escalation Dominance) نداریم.
علاوه بر این، هرچه بالاتر برویم، خطر برای اقتصاد جهانی به شکل قابل توجهی افزایش مییابد.
بنابراین ما در موقعیتی بسیار شکننده و خطرناک قرار داریم. همین مسئله فشار بیشتری ایجاد میکند تا یک راه خروج پیدا کنیم؛ راهی برای نوعی همزیستی با ایران.
در نتیجه ترامپ در بنبست کامل قرار گرفته است. حتی میتوان استدلال کرد که احتمال دارد اقتصاد جهانی در آستانه سقوط قرار بگیرد و ترامپ ناچار شود توافقی با ایران امضا کند که شرایط آن بیشتر به نفع ایران باشد تا ایالات متحده.
▫️▫️ ضربالاجل ششم آوریل و مسئله تشدید تنش
➖ تام سویتزر: استیو، فرض کنیم ضربالاجل ششم آوریل ترامپ تمام شود و ایران تسلیم نشود و چارچوب ۱۵ مادهای پیشنهادی آمریکا را نپذیرد؛ همچنین کنترل تنگه هرمز را هم واگذار نکند و حتی حملات به اسرائیل و کشورهای خلیج فارس را ادامه دهد. در آن صورت ترامپ چه خواهد کرد؟
➖ استیون والت: فکر میکنم همه ما یاد گرفتهایم که پیشبینی دقیق رفتار ترامپ کار دشواری است. اما او با یک تصمیم اساسی روبهرو خواهد شد:
آیا یک پله دیگر در نردبان تشدید تنش بالا میرود، یا تلاش میکند گزینه دیگری را امتحان کند؟
➖ استیون والت: شاید اعزام نیروهای زمینی به نقاط مختلف، شاید دور تازهای از حملات علیه اهداف بیشتر؛ هرچند دولت ادعا میکند تقریباً هر چیزی را که ارزش هدف قرار دادن داشته، نابود کرده است.
میتواند نیروگاههای برق را هدف قرار دهد، اما طبیعتاً ایرانیها به روشهای مختلف علیه سایر کشورهای خلیج فارس تلافی خواهند کرد. و این هیچیک از مشکلات بزرگتر را حل نمیکند؛ مهمترین مشکل، بازگشایی تنگهها است تا نفت و دیگر محمولههایی که اکنون در داخل تنگهها محبوس شدهاند بتوانند دوباره وارد بازار شوند. هیچکدام از این اقدامات، مشکل اصلی را حل نمیکند: یعنی خطر وارد آمدن آسیب شدید اقتصادی به جهان.
▫️▫️ مسئله نیروهای زمینی
➖ تام سویتزر: بیش از سه هزار نیروی هوابرد و نیروهای ویژه آمریکا در حال آماده شدن برای عملیات در خاک ایران هستند و قرار است به پنج هزار تفنگدار دریایی که از قبل در حال نزدیک شدناند، بپیوندند.
جان، بسیاری از مدافعان جنگ میگویند همه این موارد «تغییر دهنده بازی» خواهد بود، ورق جنگ را برمیگرداند و اهرم راهبردی ایران را کاهش میدهد.
➖ جان مرشایمر: این توهم است. ما با چند صد هزار نیرو وارد عراق شدیم؛ بیشتر آنها در قالب لشکرهای مکانیزه و زرهی بودند. در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، با بیش از ۷۰۰ هزار نیرو وارد شدیم ـ باز هم با لشکرهای مکانیزه و زرهی.
حالا صحبت از ورود به کشوری است که از عراق بسیار بزرگتر است، جمعیت بیشتری دارد، و زمین به شدت دشواری دارد، و قرار است با حدود ۱۰ هزار نیروی پیاده سبک وارد شویم و تفاوت ایجاد کنیم؟ این استدلال خندهدار است.
📎 ادامه دارد
@Hesfir