eitaa logo
اندیش‌کده حدید
267 دنبال‌کننده
109 عکس
60 ویدیو
2 فایل
تاملاتی در فلسفه، سیاست و اقتصاد ارتباط با ما: @hadidesf
مشاهده در ایتا
دانلود
✔️ غرب علیه دیگران ➖ برای توصیف‌ قساوت‌ها و یک‌جانبه‌گرایی‌های تاریخی تمدن غربی علیه مردم جهان، اصطلاح خوش‌آهنگ و مشهوری وجود دارد: "The West against the Rest." ➖ این جمله‌ی کوتاه توصیف مختصر و مفیدی است از آنچه در قرون اخیر بر جهان گذشته. غرب علیه بقیه‌ی جهان، یعنی غرب علیه منافع اقتصادی «دیگری»، علیه تمام تمدن‌ها و فرهنگ‌های غیر خود، علیه ارزش‌ها و باورهای میلیاردها انسان غیرغربی، علیه هزاره‌ها تمدن غیرغربی و علیه هر کس و هر باوری که نمی‌خواهد در برابر امپراتوری غرب سر تسلیم فرود بیاورد. ➖ یکی از روش‌های تاریخی امپراتوری غرب برای عادی جلوه دادن سلطه‌ی خود، ادعای لا-زمان و لا-مکان بودن است. به این معنا که زمان پیشا تمدن غرب، مانند اسطوره‌‌ای مندرس و از یاد رفته است و آینده‌‌ای بیرون از تمدن غربی نیز قابل تصور نیست، غرب پایان تاریخ بشر است. و بی‌مکانی آن نیز بدان معناست که هیچ نقطه‌ای از جهان، هیچ انسانی روی این کره خاکی بیرون از تسلط غرب نیست. اساسا چیزی بیرون از غرب وجود ندارد. آن بیرون خلا و بی‌معنایی است و همه چیز در درون جهان غرب حاضر است. غرب به مثابه‌ی آتلانتیس نو، آن سرزمین موعود تاریخ بشر است. ➖ از این منظر است که غرب به شکلی بی‌مانند در تاریخ بشر، اساسا توانایی فهم «دیگری» را ندارد. تمدن غربی بر خلاف تمدن‌های گذشته حتی به دنبال نزاع یا جنگ با دیگری خود نیست؛ بلکه به‌دنبال «محو کردن» آن است. به واژه‌ی پرتکرار دونالد ترامپ این تجسد عینی گناهان هفت‌گانه - آزمندی، حسد، خشم، تنبلی، پرخوری، شهوت جنسی و غرور- توجه کنید. ترامپ برای دشمن شماره یک خود، ایران، از واژه‌هایی مثل Defeat (شکست دادن) یا Destroy (نابود کردن) کمتر استفاده می‌کند. بلکه واژه‌‌ی پرتکراری که با آن Caps Lock روشن صفحه کلیدش و با آن بغض و کینه‌ی عیان در چهره‌ی رو به فساد و گندیدگی‌اش فریاد می‌زند، واژه‌ی Obliterate ( محو کردن)‌ است. ➖ ترامپ به‌مثابه‌ی تجسد فرم نهایی تمدن غرب، بیان عریان خواست «محو دیگری» تمدن غربی است. اما این خواست عنان گسیخته‌ی ترامپ برای پاک کردن دیگری خود از روی زمین به صورت آیرونیکی آغشته به بلاهت و غروری طنزآمیز است. سردمداران آمریکای عصر ترامپ، از خودش گرفته تا اطرافیان درجه یکش به طرز شگفت‌آوری از «کم‌هوشی ژئوپولیتیک» رنج می‌برند. اوضاع وقتی بغرنج‌تر می‌شود که این کم‌هوشی ژئوپلیتیک با غروری آغشته به کیش شخصیت افراطی و نژادپرستی احمقانه ترکیب شده است. ➖ نتیجه‌ی این ترکیب هیولاوش بیش از آنکه به یک غول بی‌شاخ و دم رعب‌آور، یک گودزیلای مهیب بینجامد؛ شبیه هیولاهای بزرگ و چندش آور فیلم‌های ژانر Body Horror است که چیزی بیشتر از یک توده‌ی عظیم گوشتی متعفن و بی‌مغز نیستند. توده‌ای عظیم که بسیاری از مردم بی‌گناه را زیرپاهای خود له خواهد کرد اما در نهایت از شدت تعفن، مانند غده‌ای چرکین منفجر خواهد شد. ➖ جهان غرب در جنگ روسیه و اوکراین و در جنگ غزه دوبار با دیوار سخت واقعیت برخورد کرد. دیوار سخت واقعیتی که نشان می‌داد «دیگری» -آن The Rest غیر غربی- که اتفاقاً بیش از ۸۰ درصد جمعیت جهان را تشکیل می‌دهد؛ دیگر تمایلی برای پذیرفتن لا-زمانی و لا-مکانی تمدن غربی ندارد. و حالا جنگ ایران سومین سیلی واقعیت بر صورت کریه و پت و پهن جهان غربی است. «دیگری» جهان غرب دیگر نه تنها تسلیم را نمی‌پذیرد که در سر رویای جهانی تازه را دارد، جهانی که هم بیرون از زمان و هم بیرون از سیطره‌ی مکانی تمدن غرب از دل خون و آتش زاده خواهد شد. 🖋 دکتر امیرحسین پرورش، ۱۱ فروردین ۱۴۰۵ @Hesfir
هدایت شده از یونس در اقیانوس
✔️ ایام نوروز یادآور درگذشت داریوش شایگان است. متفکر ایرانی که نسبت با مدرنیته و دنیای جدید از دغدغه‌های جدی او بود و البته در فراز و نشیب رد و تایید هم‌راهی و هم‌دلی با سنت از سویی و مدرنیته از سوی دیگر. ➖ "زیر آسمان‌های جهان" نقطه اعلام مفتون‌شدن شایگان در برابر غرب مدرن بالاخص ایالات متحده است. جدا شدن از "آسیا در برابر غرب" که البته بعدا در "انقلاب دینی" و "هویت چهل تکه" و... بسط یافت. ➖ شایگان نماد و سمبلی است از روشن‌فکری ایران که در قامت گفتمان انقلاب، تاب و تحمل رویارویی با مدرنیته را نداشت. و علت عدم هم‌راهی با این جریان هم همین بود. "آسیا در برابر غرب" نشان می‌داد که او "می‌دانست" اما جدال با مدرنیته "عزمی دیگر" می‌خواست. و این روزها نشان‌دهنده عزم نیروهای گفتمان انقلاب اسلامی در رویارویی با غرب مدرن و تمدنِ هرروز بیش‌تر آمریکایی‌شده است. 🖋 علی‌رضا مکاریان پور @syounnos
هدایت شده از یونس در اقیانوس
✔️ تا وقتی حلقه مشاوران مسئولان این افراد هستند، معضل وابستگی برطرف‌ناشدنی است ➖ این یک نمونه از اظهارات علنی مشاور رسانه‌ای رئیس جمهور است. پس از چند هفته حمله وحشیانه آمریکا و اسرائیل به زیرساخت‌ها، پس از چند هفته جنایت، به شهادت رساندن رهبر، فرماندهان و مردم، نگاهش این است که "دنیا" در حق ما بد کرده! ➖ آن هم که چیزی نیست، اگر از یک چهره بین‌المللی که احتمالا منظورش امثال ظریف است، استفاده کنیم، روابط‌مان با "دنیا" به حالت "عادی" برمی‌گردد! ➖ باز هم نمی‌خواهد بفهمد حمله امروز محصول همان عقب‌نشینی‌های غیرتاکتیکی مکرر پس از برجام است. و دنیا هم فقط آمریکا نیست. ➖ غرب‌گرایان ایرانی هیچ درکی از آمریکا به‌عنوان دارنده ایدئولوژی امپریالیستی، و معضل منطقه‌ای اسرائیل، به‌مثابه دارنده ایدئولوژی صهیونیسم، ندارند. هیچ تهاجم و تجاوزی به ایران، این جریان خواب‌زده را بیدار نخواهد کرد. ➖ تنها راه نجات ایران، مقاومت در برابر امپریالیسم آمریکا، دگرگونی در معادلات جهانی و منطقه‌ای من‌جمله حذف پترودلار، برچیده شدن پایگاه‌های منطقه‌ای ایالات متحده و تغییر مناسبات حقوقی تنگه هرمز است. ➖ آن‌گاه نگاه تعاملات "دنیا" (که از نظر این اندیشه، صرفا همان کشورهای غربی است) با ما عوض خواهد شد. اگر غرب‌گرایان بگذارند. 🖋 علی‌رضا مکاریان پور @syounnos
➖ یک پیشنهاد ظریف برای یک شکاف عمیق 🖋 دکتر امیرحسین پرورش بخش نخست صحبت از نیت، جایگاه، پیش‌زمینه‌های شخصیتی، سیاسی و مواردی از این دست، بخشی از مهم‌ترین پرسش‌های هرمنوتیکی در هنگام مواجهه با یک متن است. آیا می‌توان متن را بدون در نظر گرفتن سوابق شخصی نویسنده و نیات مستتر در پس ذهن او تحلیل کرد؟ آیا نیت نویسنده از نگارش متن ارائه یک پژوهش علمی بوده یا با متنی مواجهیم که آغشته به پروپاگاندای سیاسی برای برآورده کردن موضوعی خاص است؟ برای ساده‌سازی تفسیر، در آغاز این سطور بیایید یک فرض هرمنوتیکی را برقرار کنیم. این فرض که محمد جواد ظریف نویسنده یا یادداشتی با عنوان «ایران چگونه باید به جنگ پایان دهد» در تاریخ ۳ آوریل ۲۰۲۶ برای مجله‌ی فارن افرز، تنها یک دانشیار دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران است. شخصی که هیچ سمت رسمی‌ای در زمان فعلی بر عهده ندارد. حتی بیایید این فرض را بیشتر به پیش بریم و توافق کنیم که از سوابق اجرایی و سیاسی نویسنده هم صرف نظر می‌کنیم و متن را تنها از سیاق دانش علوم سیاسی و روابط بین الملل بررسی کنیم. در این حالت با چه متن و محتوایی مواجه هستیم؟ ➖ بیایید در ابتدا یادداشت ظریف را به صورت خلاصه بررسی کنیم: ظریف در این یادداشت بیان می‌کند، ایران آغازگر جنگ نبوده اما پس از یک ماه درگیری، توانسته در برابر حملات آمریکا و اسرائیل مقاومت کند. او توضیح می‌دهد که ادامهٔ جنگ هرچند ممکن است برای برخی اقشار رضایت‌بخش باشد، اما باعث تلفات بیشتر غیرنظامیان، تخریب زیرساخت‌ها و گسترش بحران به سطح جهانی خواهد شد. ➖ به‌نظر او، ایران باید از وضعیت کنونی برای اعلام پیروزی و حرکت به سمت یک توافق استفاده کند؛ توافقی که هم جنگ را پایان دهد و هم مانع درگیری‌های آینده شود. پیشنهادهای او شامل رفع کامل تحریم‌ها، محدودیت‌های هسته‌ای، بازگشایی تنگه هرمز، پیمان عدم تجاوز با آمریکا، همکاری اقتصادی و فناورانه، و مشارکت آمریکا در بازسازی ایران است. ➖ ظریف تأکید می‌کند که اعتماد میان طرفین کم است، اما جنگ شرایطی ایجاد کرده که امکان رسیدن به یک توافق پایدار را فراهم می‌کند. ظریف در عین حال با اشاره به جریان‌های مخالف پایان جنگ در ایران و محتوای شعارهای مردم در تجمعات شبانه تلاش می‌کند تا با رادیکال جلوه دادن این نگاه، پیشنهاد خود را به عنوان پیشنهاد منطقی و البته ضروری در این برهه زمانی جلوه دهد. او تلاش می‌کند تا با طراحی یک چارچوب هزینه- فایده نشان دهد در شرایط کنونی ادامه‌ی جنگ هزینه بیشتر و سود کمتری نسبت به پایان آن خواهد داشت و باید از واکنش‌های احساسی که می‌تواند هزینه‌‌های پایان جنگ را افزایش دهد پرهیز کرد. ➖ از منظر نظری یادداشت ظریف بیانگر ایده‌ها و افکار موجود در نظریات «لیبرالیسم نهادگرا» در روابط بین‌الملل است. نظریه‌ای که مطابق با آن نهادها و قواعد بین‌المللی می‌توانند همکاری میان دولت‌ها را ممکن کنند. این نهادها با ایجاد شفافیت، نظارت و تعهدات حقوقی، هزینه نقض توافقات بین‌المللی را بالا می‌برند. بر اساس این نگاه است که نویسنده همچنان توصیه می‌کند ایران محدودیت‌هایی بر برنامه هسته‌ای خود را بپذیرد و نظارت‌های آژانس را تقویت کند. دیگر بُعد نظری این یادداشت، تاکید نویسنده بر امکان و البته ضرورت دستیابی به یک معامله‌ی برد- برد برای ایجاد یک راه خروجی از جنگ است. معامله‌ای که ظریف متصور است همچنان از راه امتیازدهی هسته‌ای، منطقه‌ای و ژئوپلیتیک ایران به آمریکا و بهره‌مندی از امکان رفع تحریم‌ها علیه خود، در دسترس است. علاوه بر این ظریف همچنان معتقد است پایان جنگ و حل مسائل میان ایران و آمریکا نیازمند یک توافق بزرگ و جامع (Grand Bargain) است که بتواند بسته‌ی جامعی از اختلافات فی‌مابین نظیر مسئله هسته‌ای، تحریم‌ها، امنیت منطقه‌ای، همکاری اقتصادی، بازسازی و غرامت پس از پایان جنگ و روابط دیپلماتیک آتی طرفین را در برگیرد. اما اگر بخواهیم یادداشت مذکور را از یک منظر علمی به بوته‌ی نقد بسپاریم، به چه نکاتی می‌توان اشاره کرد؟‍ ▫️▫️▫️ ➖ ظریف در این یادداشت مجموعه‌ای از پیشنهادها برای پایان‌دادن به درگیری جاری و طراحی یک سازوکار امنیتی و اقتصادی بلندمدت ارائه می‌کند. پیشنهادهایی که اگرچه از منظر دیپلماسی سنتی قابل تأمل‌اند، اما با چند چالش بنیادین روبه‌رو هستند. از این زاویه، مسئله اصلی نه در محتوای پیشنهادها بلکه در مفروضات نظری‌ای است که بر آن‌ها استوار شده‌اند. 📎 ادامه دارد @Hesfir
✔️ یک پیشنهاد ظریف برای یک شکاف عمیق بخش دوم و پایانی ➖ در بخش‌هایی از یادداشت، ظریف به امکان ایجاد ترتیباتی نظیر پیمان عدم تجاوز، همکاری اقتصادی و تضمین‌های امنیتی متقابل اشاره می‌کند. اما مناسبات حاکم بر جهان واقعی به خصوص پس از وقایعی نظیر جنگ اوکراین، جنگ غزه، حمله به ونزوئلا و البته دو جنگ اخیر ایران، نشان می‌دهند دولت‌ها هرگز نمی‌توانند به‌طور پایدار به نیات طرف مقابل اعتماد کنند؛ چون هیچ مرجع بالادستی برای تضمین اجرای توافقات بین‌المللی وجود ندارد. به همین سبب است که دولت‌ها برای تامین بقای خود مجبورند همواره بدترین سناریوها را مفروض بگیرند، توان بازدارندگی خود را افزایش دهند و در بلندمدت، برای بهبود مولفه‌های قدرت خود تلاش کنند. ➖ پیشنهادهای یادداشت در مورد محدودسازی فعالیت هسته‌ای ایران و پذیرش پروتکل‌های نظارتی گسترده، در چارچوب اعتمادسازی در راستای همان نگاه لیبرالیسم نهادگرا تفسیر می‌شود، اما تجربه‌ی ایران در پروند‌ه‌ی هسته‌ای نشان می‌دهد، کاهش ظرفیت‌های راهبردی یک دولت مثل قدرت چانه‌زنی هسته‌ای می‌تواند به‌جای اعتمادسازی به‌صورت معکوس، طرف مقابل را به مطالبه‌گری بیشتر تشویق کند و دولتِ محدود‌شده را در موقعیت ضعف ساختاری قرار دهد و چرخه‌ای از بی‌اعتمادی را تشدید کند و در عمل به ناامنی و تجاوزات گسترده‌تر بینجامد. ➖ ظریف فرض می‌گیرد که یک توافق جامع (Grand Bargain) می‌تواند روابط ایران و آمریکا را از رقابت ژئوپلیتیکی به همکاری بلندمدت تبدیل کند. اما واقعیت‌های تاریخی و میدانی نشان می‌دهد در غرب آسیا، ایالات متحده به‌عنوان قدرت فرامنطقه‌ای و ایران به‌عنوان قدرت منطقه‌ای همواره در پنج دهه‌ی گذشته اهداف متفاوتی در توزیع قدرت، برداشت‌های متفاوتی از امنیت و شبکه‌های متفاوتی از متحدان و هم‌پیمانان داشته‌اند. از این رو این تعارضات نه تعارضات سطحی یا شخصی که تعارضات ساختاری مستقل از احزاب حاکم بر این دو کشور و شخصیت‌های سیاسی به حساب می‌آیند. به همین دلیل فرض امکان حصول به یک توافق جامع بیشتر شبیه به یک رویای رومانتیک است تا یک امکان واقعی و قابل حصول در جهان بیرون. ➖ نویسنده‌ی یادداشت امیدوار است گسترش همکاری‌های نفتی، انرژی، فناوری و سرمایه‌گذاری‌های مشترک به‌عنوان عناصر و انگیزه‌های اصلی دستیابی به صلح نقش‌آفرینی کنند. اما تجربیات تاریخی نشان می‌دهند دولت‌ها به منافع مطلق خود نگاه نمی‌کنند (چه چیزی به من می‌رسد؟) بلکه منافع خود را به صورت نسبی در نسبت با رقبای خود تعریف می‌کنند. (چه چیزی بیشتر از رقیبم به من می‌رسد؟) ➖ به همین سبب اگر یک همکاری اقتصادی به تقویت بیشتر قدرت یک بازیگر در مقایسه با رقیبش بیانجامد، حتی اگر هر دو سود ببرند، بازیگر زیان‌دیده از نظر نسبی ممکن است آن را رد کند. به همین دلیل است که آمریکا در دهه‌های اخیر هیچ‌گاه نپذیرفته حتی در ازای انجام کامل تعهدات توسط ایران، امتیازات اقتصادی موثری به آن واگذار کند یا از شدت تحریم‌ها بکاهد. بنابراین، پایداری و کارآمدی ترتیبات اقتصادی پیشنهادی در یادداشت، بدون درک مناسبات واقعی حاکم بر موازنه‌ی قدرت میان واحد‌های سیاسی و اختلافات ساختاری آن‌ها ممکن نخواهد بود. ➖ در فرجام امر، حتی اگر به یادداشت محمد جواد ظریف صرفا به عنوان افکار یک اندیشمند روابط بین‌الملل نگریسته شود - و نه یک سیاست‌مدار غربگرا با زنجیره‌ای از منافع و ارتباطات خاص- این پیشنهادها با چهار محدودیت ساختاری روبه‌رو هستند: - نبود اعتماد پایدار در ساختار نظام بین‌الملل - چرخه کنترل‌ناپذیر ناامنی در جهان کنونی و نبود تضمین‌های قانونی برای ترک دائمی مخاصمه در شرایط فروپاشی حقوق بین‌الملل برآمده از جنگ جهانی دوم - رقابت ساختاری و هژمونیک منطقه‌ای میان ایران و ایالات متحده - اهمیت و اولویت قدرت نسبی در برابر سود مطلق در الگوهای رفتاری واحدهای سیاسی ➖ در این چارچوب، حتی جامع‌ترین توافق‌ها نیز نمی‌توانند ماهیت رقابتی ساختار را تغییر دهند و از این چهار تنگنای نظری حاکم بر جهان واقعی عبور کنند. آنچه می‌تواند به ثبات نسبی و صلح طولانی مدت بینجامد، نه صرف همکاری‌های اقتصادی و نه تضمین دول خارجی، بلکه شکل‌گیری یک توازن قوای پایدار و بازدارنده مبتنی بر مولفه‌های قدرت میان طرفین است. @Hesfir
✔️ دکترین بمباران 🖋 دکتر امیرحسین پرورش ➖ بررسی تاریخ جنگ‌های بزرگ جهان طبیعتا روش مناسبی برای بررسی و تحلیل شرایط کنونی است. به همین جهت یادآوری عملیات Blitz از سوی نیروی هوایی آلمان علیه انگلستان در جنگ جهانی دوم شایسته‌ی توجه است. عملیاتی که ذیل «دکترین بمباران هیتلر و گورینگ» برای فروپاشی روانی و اجتماعی بریتانیا طراحی شده بود. ➖ در سال ۱۹۴۰ سراسر بریتانیا و به خصوص لندن به مدت ۸ ماه پی در پی زیر بمباران سنگین نیروی هوایی آلمان بود. برتری هوایی شگرف آلمان نازی و ضعف پدافند انگلستان باعث شد خسارات بسیار سنگینی به زیر ساخت های صنعتی و شهری در سراسر انگلستان وارد شود. و تلفات جانی چند ده هزار نفری در مناطق مسکونی اتفاق بیفتد‌. هدف از این بمباران‌ سنگین تسلیم بریتانیا در جنگ و تسهیل اشغال زمینی بریتانیا بود اما چرچیل توانست این ضربات را تاب آورد و در عوض تمرکز صنعتی خود را به بخش تولیدات نظامی منتقل کرد. ➖ در نهایت دستاوردهای بریتانیا در میدان نبرد و تسلیم نشدن در مقابل فشار دکترین بمباران، باعث شد آلمان نازی مجبور شود عملیات هوایی را متوقف کند و عملیات اشغال زمینی بریتانیا هم هیچ‌گاه عملی نشد. @Hesfir
✔️ ایران: توهم یک توافق صلح ✔️ گفت‌وگو با جان مرشایمر و استیون والت ۲۹ مارس ۲۰۲۶ - ۹ فروردین ۱۴۰۵ بخش نخست در این گفت‌وگو، تام سویتزر، میزبان برنامه، با دو نظریه‌پرداز برجسته روابط بین‌الملل، جان مرشایمر و استیون والت، درباره افزایش تنش‌ها میان ایالات متحده و ایران بحث می‌کند. این گفت‌وگو به بررسی چالش‌های راهبردی پیش روی دولت ترامپ می‌پردازد؛ دولتی که با بحرانی روبه‌رو است که می‌تواند بازارهای جهانی انرژی و ثبات اقتصادی را تهدید کند. کارشناسان با بررسی اهرم‌های راهبردی ایران بر گذرگاه‌های حیاتی دریایی مانند تنگه هرمز، به پیامدهای پیچیده ژئوپلیتیکی این بحران برای متحدان و رقبای آمریکا اشاره می‌کنند. ▫️▫️ ادعای ترامپ درباره مذاکرات با ایران ➖ تام سویتزر: رئیس‌جمهور ترامپ تهدید خود درباره نابودی نیروگاه‌های ایران را تا ششم آوریل به تعویق انداخته و مدعی است مذاکرات مفصل و سازنده‌ای با تهران در جریان است. البته ایرانی‌ها این موضوع را کاملاً رد می‌کنند. جان، چه خبر است؟ ➖ جان مرشایمر: واقعیت این است که ایرانی‌ها منافع ریشه‌داری در ادامه این جنگ دارند، چون اوضاع برایشان بسیار خوب پیش می‌رود. هرچه جنگ طولانی‌تر شود، اهرم فشار بیشتری به دست می‌آورند. رئیس‌جمهور ترامپ، با وجود آنچه در ملأعام می‌گوید، قطعاً می‌داند که اوضاع چندان خوب پیش نمی‌رود و به دنبال یک راه خروج است. او معتقد است ـ یا دست‌کم امیدوار است ـ که بتواند با ایرانی‌ها به توافقی برسد که به او اجازه دهد جنگ را با شرایط نسبتاً قابل قبول برای ایالات متحده پایان دهد. اما به نظر من چنین چیزی اتفاق نخواهد افتاد، زیرا ساختار انگیزشی ایران در جهت ادامه جنگ است، نه پایان دادن به آن. ➖ تام سویتزر: جان، بگذار این موضوع مذاکرات را روشن کنیم. رئیس‌جمهور آمریکا می‌گوید دولتش پشت پرده با ایران مذاکره می‌کند، اما ایران آن را رد می‌کند و در سطح جهانی هم ابهام وجود دارد که باید روایت واشنگتن را پذیرفت یا روایت تهران را. وضعیت عجیبی نیست؟ ➖ جان مرشایمر: تام، فکر می‌کنم در بیان مسئله اشتباه کردی. به نظرم ابهام جهانی وجود ندارد. به نظر من اطمینان جهانی وجود دارد که رئیس‌جمهور ترامپ دروغ می‌گوید. ➖ تام سویتزر: بله. ➖ استیون والت: چند کشور هستند که گفته می‌شود در تلاش‌های میانجی‌گرانه دخیل‌اند؛ به‌ویژه پاکستان. اما هیچ‌کدام از آن‌ها نگفته‌اند که مذاکرات جدی در جریان است. ممکن است پیام‌هایی بین طرفین رد و بدل شده باشد، اما این تصور که مذاکرات واقعی و جدی در حال انجام است به نظر من یک داستان ساختگی است. ▫️▫️آیا جنگ واقعاً خوب پیش می‌رود؟ ➖ تام سویتزر: استیو، مورخ برجسته بریتانیایی مکس هستینگز که مهمان این برنامه هم بوده، آخر هفته نوشت وقتی ترامپ می‌گوید جنگ تقریباً برده شده، هیچ‌کس نمی‌داند این مقدمه‌ای برای بمباران جدید، تهاجم زمینی یا آتش‌بس است. نظر شما چیست؟ ➖ استیون والت: به نظر من این کاملاً با روندی که پیش از جنگ دیدیم سازگار است. قبل از شروع حملات، به ما گفته می‌شد که مذاکرات در جریان است، درست تا لحظه‌ای که بمباران آغاز شد ـ بمباران از سوی ما و اسرائیل. این نشان می‌دهد که دولت آمریکا تا حدی سردرگم و بداهه‌کارانه عمل می‌کند. آن‌ها طرح روشنی نداشتند. تصور می‌کردند همه چیز از همان ابتدا به‌خوبی پیش می‌رود و در نهایت با فروپاشی رژیم ایران به سرعت پایان می‌یابد. اما چنین چیزی رخ نداد، بنابراین اکنون در حال بداهه‌پردازی هستند. و برای تأکید بر نکته‌ای که جان گفت: دلیل اینکه ایران انگیزه زیادی برای ادامه جنگ دارد این است که در واقع تلاش می‌کند بازدارندگی خود را بازسازی کند. ایران می‌خواهد ایالات متحده هزینه کافی بپردازد تا در آینده یاد بگیرد چنین کاری را دوباره انجام ندهد. 📎 ادامه دارد @Hesfir
✔️ گفت‌وگو با جان مرشایمر و استیون والت بخش‌ دوم ➖ تام سویتزر: برای اینکه تصویر روشن باشد باید بگوییم قبل از ۲۸ فوریه، یعنی پیش از شروع حملات، ایران تنها ۴ تا ۵ درصد از صادرات نفت خام جهان را در اختیار داشت ـ در واقع فقط تولید خود را. اما اکنون با مسدود کردن تنگه هرمز، تهران عملاً بر حدود ۲۰ درصد از نفت و گاز طبیعی مایع جهان (LNG) کنترل پیدا کرده است. این همان نکته‌ای است که هر دوی شما درباره اهرم راهبردی ایران مطرح کردید. جان، این وضعیت ترامپ را در چه موقعیتی قرار می‌دهد؟ ➖ جان مرشایمر: ترامپ به دنبال یک استراتژی خروج است؛ راهی که بتواند بدون پذیرش صریح شکست از این بحران خارج شود. اما چنین راهی پیدا نمی‌کند. در همین حال، آنچه در حال رخ دادن است این است که ما به‌تدریج اما پیوسته در حال بالا رفتن از نردبان تشدید تنش (Escalation Ladder) هستیم. مشکل این‌جاست که در این مسیر ایران بیشتر کارت‌ها را در دست دارد و ما برتری در تشدید تنش (Escalation Dominance) نداریم. علاوه بر این، هرچه بالاتر برویم، خطر برای اقتصاد جهانی به شکل قابل توجهی افزایش می‌یابد. بنابراین ما در موقعیتی بسیار شکننده و خطرناک قرار داریم. همین مسئله فشار بیشتری ایجاد می‌کند تا یک راه خروج پیدا کنیم؛ راهی برای نوعی همزیستی با ایران. در نتیجه ترامپ در بن‌بست کامل قرار گرفته است. حتی می‌توان استدلال کرد که احتمال دارد اقتصاد جهانی در آستانه سقوط قرار بگیرد و ترامپ ناچار شود توافقی با ایران امضا کند که شرایط آن بیشتر به نفع ایران باشد تا ایالات متحده. ▫️▫️ ضرب‌الاجل ششم آوریل و مسئله تشدید تنش ➖ تام سویتزر: استیو، فرض کنیم ضرب‌الاجل ششم آوریل ترامپ تمام شود و ایران تسلیم نشود و چارچوب ۱۵ ماده‌ای پیشنهادی آمریکا را نپذیرد؛ هم‌چنین کنترل تنگه هرمز را هم واگذار نکند و حتی حملات به اسرائیل و کشورهای خلیج فارس را ادامه دهد. در آن صورت ترامپ چه خواهد کرد؟ ➖ استیون والت: فکر می‌کنم همه ما یاد گرفته‌ایم که پیش‌بینی دقیق رفتار ترامپ کار دشواری است. اما او با یک تصمیم اساسی روبه‌رو خواهد شد: آیا یک پله دیگر در نردبان تشدید تنش بالا می‌رود، یا تلاش می‌کند گزینه دیگری را امتحان کند؟ ➖ استیون والت: شاید اعزام نیروهای زمینی به نقاط مختلف، شاید دور تازه‌ای از حملات علیه اهداف بیشتر؛ هرچند دولت ادعا می‌کند تقریباً هر چیزی را که ارزش هدف قرار دادن داشته، نابود کرده است. می‌تواند نیروگاه‌های برق را هدف قرار دهد، اما طبیعتاً ایرانی‌ها به روش‌های مختلف علیه سایر کشورهای خلیج فارس تلافی خواهند کرد. و این هیچ‌یک از مشکلات بزرگ‌تر را حل نمی‌کند؛ مهم‌ترین مشکل، بازگشایی تنگه‌ها است تا نفت و دیگر محموله‌هایی که اکنون در داخل تنگه‌ها محبوس شده‌اند بتوانند دوباره وارد بازار شوند. هیچ‌کدام از این اقدامات، مشکل اصلی را حل نمی‌کند: یعنی خطر وارد آمدن آسیب شدید اقتصادی به جهان. ▫️▫️ مسئله نیروهای زمینی ➖ تام سویتزر: بیش از سه هزار نیروی هوابرد و نیروهای ویژه آمریکا در حال آماده شدن برای عملیات در خاک ایران هستند و قرار است به پنج هزار تفنگ‌دار دریایی که از قبل در حال نزدیک شدن‌اند، بپیوندند. جان، بسیاری از مدافعان جنگ می‌گویند همه این موارد «تغییر دهنده بازی» خواهد بود، ورق جنگ را برمی‌گرداند و اهرم راهبردی ایران را کاهش می‌دهد. ➖ جان مرشایمر: این توهم است. ما با چند صد هزار نیرو وارد عراق شدیم؛ بیشتر آن‌ها در قالب لشکرهای مکانیزه و زرهی بودند. در جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، با بیش از ۷۰۰ هزار نیرو وارد شدیم ـ باز هم با لشکرهای مکانیزه و زرهی. حالا صحبت از ورود به کشوری است که از عراق بسیار بزرگ‌تر است، جمعیت بیشتری دارد، و زمین به شدت دشواری دارد، و قرار است با حدود ۱۰ هزار نیروی پیاده سبک وارد شویم و تفاوت ایجاد کنیم؟ این استدلال خنده‌دار است. 📎 ادامه دارد @Hesfir
✔️ گفت‌وگو با جان مرشایمر و استیون والت بخش سوم ➖ تام سویتزر: پس فکر نمی‌کنید واشنگتن بتواند صادرات نفت ایران از جزیره خارگ و تنگه را متوقف کند؟ ➖ جان مرشایمر: آن‌ها نمی‌خواهند توقفش دهند. ما می‌خواهیم ایران نفت صادر کند. باید درک کرد که در آستانه سقوط اقتصادی جهانی هستیم. نمی‌خواهیم از این پرتگاه سقوط کنیم. و برای جلوگیری از آن، باید بیشترین میزان نفت ممکن وارد بازارهای جهانی شود. به همین دلیل است که تحریم‌های روسیه را برداشتیم و تحریم‌های ایران را نیز کاهش دادیم. و علاوه بر آن، اجازه داده‌ایم که ایران نفت خود را از خارگ و از طریق تنگه روانه بازارهای جهانی کند. چرا باید اکنون جریان این نفت را قطع کنیم، در حالی که پیامدهای اقتصادی فاجعه‌باری خواهد داشت؟ ➖ تام سویتزر: استیو، شما هم همین برداشت را دارید؟ ➖ استیون والت: کاملاً. تصرف خارگ، یا حتی بدتر، نابود کردن خارگ، یعنی شلیک به سر خودمان؛ همان‌طور که جان توضیح داد. این هیچ‌یک از مشکلات آمریکا را حل نمی‌کند. و اینکه افرادی مانند لیندزی گراهام ـ سناتوری که شدیداً طرفدار ترامپ و طرفدار جنگ است ـ مدام چنین سناریوهایی را تبلیغ می‌کنند، فقط نشان می‌دهد چقدر درک اندکی از وضعیت دارند. ➖ جان مرشایمر: به یاد داشته باش که وقتی ترامپ جزیره خارگ را بمباران کرد، فقط یک بار این کار را انجام داد و خیلی تأکید کرد که «فقط اهداف نظامی» را زدیم و نه زیرساخت انرژی را؛ زیرا او هم اهمیت حیاتی خروج نفت ایران به بازار جهانی را درک می‌کند. ▫️▫️ مدافعان جنگ و اتهام «تسلیم‌طلبی» ➖ تام سویتزر: پس هر دوی شما می‌گویید که دامنه انتخاب‌های ترامپ فقط بین بد و بدتر است. استیو، حالا به سراغ طرفداران جنگ برویم: برت استیونز در نیویورک تایمز، سردبیران وال‌استریت ژورنال، ژنرال جک کین در فاکس نیوز ـ همه‌شان می‌گویند جنگ «خوب پیش می‌رود». و من این را از تجربه شخصی می‌گویم: آخر هفته در یک مقاله نوشتم که تقریباً همین صحبت‌های شما را بیان می‌کردم، و اکثر نظرات آنلاین علیه من بود. آن‌ها می‌گویند افرادی مثل والت، مرشایمر و سویتزر تسلیم‌طلب و سازش‌گر هستند. اما استدلال اصلی‌شان این است که: «جنگ فقط یک ماه است شروع شده و نیروی هوایی، نیروی دریایی، و فرماندهی و کنترل ایران عملاً فلج شده‌اند.» وزیر دفاع پیت هگزث می‌گوید آمریکا «آسمان ایران» را کنترل می‌کند. نظرت چیست، استیو؟ ➖ استیون والت: ببین، یادمان باشد جمله مشهور کلاوزویتس که می‌گفت: «جنگ، ادامه سیاست با ابزارهای دیگر است.» جنگ درباره این نیست که چه کسی بیشتر می‌تواند چیزها را منفجر کند؛ جنگ درباره این است که کدام طرف می‌تواند اراده‌اش را تحمیل کند، شرایط را دیکته کند، سیاست را کنترل کند. اینکه ما توانسته‌ایم بخشی از توانمندی‌های ایران را تخریب کنیم، به معنای پیروزی نیست. ما در هر نبردی در ویتنام پیروز شدیم، اما جنگ را باختیم. طالبان هیچ‌وقت ارتش آمریکا را در میدان نبرد شکست نداد، نیروهای عراقی هم همین‌طور؛ اما ما هر دو جنگ را باختیم. مسئله، سیاست است. و در اینجا باید به یاد داشت که این جنگ برای آمریکا یک مسئله حیاتی نیست. این جنگ کاملاً اختیاری بود؛ ما مجبور نبودیم بجنگیم، امنیت‌مان در خطر نبود. برای ایران، این جنگ وجودی است؛ مسئله بقای رژیم است. بنابراین آن‌ها آمادگی دارند هزینه بسیار بیشتری بدهند. به همین دلیل است که اکنون ترامپ دست‌پاچه شده و در تلاش است راهی برای خروج پیدا کند، قبل از اینکه اقتصاد آمریکا آسیب ببیند ـ در جنگی که حتی قبل از شروع هم حمایت مردمی نداشت و اکنون کمتر هم دارد. ▫️▫️حوثی‌ها و تهدید دریای سرخ ➖ تام سویتزر: این ما را می‌رساند به نقش متحد شیعی ایران در یمن. جان، حملات اخیر حوثی‌ها در دریای سرخ چه معنایی دارد؟ ➖ جان مرشایمر: دو جنبه دارد. یک: حوثی‌ها می‌توانند به اسرائیل موشک بالستیک و پهپاد شلیک کنند. این برای ما اهمیت ژئوپلیتیکی زیادی ندارد. اما جنبه دوم ـ که بسیار مهم است ـ این است که آن‌ها می‌توانند جریان نفت از دریای سرخ را متوقف کنند. همان‌طور که استیو گفت، ۲۰٪ نفت جهان از خلیج فارس می‌آید. ۱۲٪ دیگر از دریای سرخ. ➖ تام سویتزر: و حجم زیادی از صادرات نفت عربستان هم، درست است؟ ➖ جان مرشایمر: کاملاً. عربستان‌ها به دلیل محدودیت‌های خلیج فارس، صادرات خود از طریق دریای سرخ را افزایش داده‌اند. بنابراین ۲۰٪ + ۱۲٪ = ۳۲٪. قطع جریان ۳۲ درصد نفت خاورمیانه برای اقتصاد جهانی فاجعه‌بار است و آخرین چیزی است که ما می‌خواهیم. 📎 ادامه دارد @Hesfir
✔️ گفت‌وگو با جان مرشایمر و استیون والت بخش چهارم ▫️▫️خطر تبدیل دریای سرخ به «تنگه هرمز دوم» ➖ تام سویتزر: استیو، آیا ممکن است دریای سرخ تبدیل به تنگه هرمز جدید شود؟ ➖ استیون والت: کاملاً ممکن است. حوثی‌ها آشکارا گفته‌اند که این یکی از گزینه‌هایشان است. و این نشان‌دهنده واقعیتی مهم است: هرچه جنگ طولانی‌تر شود، دامنه آن گسترش می‌یابد. طرف‌ها به دنبال اهرم‌های جدید می‌روند، بازیگران ثالث وارد می‌شوند، و پیچیدگی‌های جدید پدیدار می‌شود. ▫️▫️اگر آمریکا عملیات را متوقف کند، ایران چه می‌کند؟ ➖ تام سویتزر: اما اگر ترامپ واقعاً قصد خروج از عملیات را داشته باشد، ایران چه خواهد کرد؟ آیا ایران تنگه هرمز را باز می‌کند؟ ➖ جان مرشایمر: اول از همه، ترک خاورمیانه برای آمریکا تقریباً غیرممکن است؛ هم به‌خاطر نفت و هم به‌خاطر اسرائیل. اما اگر منظور شما خروج از عملیات علیه ایران است: ایران همچنان منافع قوی در حفظ فشار بر آمریکا و دیگران دارد، تا زمانی که به توافقی برسد که می‌خواهد. درست مانند حوثی‌ها: آن‌ها نیز تنگه را رها نمی‌کنند مگر اینکه تقریباً همه تحریم‌ها برداشته شود. تحریم‌ها درد عظیمی به ایران تحمیل کرده‌اند، و آمریکا مایل نیست آن‌ها را لغو کند. بنابراین ایران انگیزه دارد کنترل تنگه را حفظ کند، از آن درآمد کسب کند، و فشار را ادامه دهد تا تحریم‌ها کاهش یابد. ▫️▫️معضل پایان دادن به جنگ ➖ تام سویتزر: استیو، اگر جمهوری اسلامی بقا پیدا کند، برنامه هسته‌ای‌اش باقی بماند، موشکی باقی بماند، تنگه را کنترل کند، و حوثی‌ها هم دریای سرخ را — آمریکا چگونه می‌تواند عملیات علیه ایران را پایان دهد؟ ➖ استیون والت: این همان دوراهی سختی است که دولت ترامپ گرفتار آن شده. آن‌ها وضعیتی خلق کرده‌اند که به‌سادگی نمی‌توان از آن خارج شد. اگر خطر فروپاشی اقتصادی جدی باشد، شاید دولت ترامپ دنبال چیزی شبیه یک «نماد پیروزی» بگردد ـ مثلاً بگویند «رهبر ایران را حذف کردیم» و آن را دستاورد جلوه دهند. اما بعید است مردم قانع شوند. و سپس باید امیدوار باشند ـ با انگشتان ضربدری ـ که ایران بیشتر از این نخواهد، به تحقیر آمریکا راضی شود و وارد روندی برای بازسازی توانش گردد تا در آینده دوباره بتواند بازدارندگی ایجاد کند. ▫️▫️انرژی و اقتصاد جهانی ➖ تام سویتزر: حال به پیامدهای اقدام آمریکا و اسرائیل بپردازیم. بازارهای انرژی دچار تنش شده‌اند. جان، یک اختلال بلندمدت در جریان انرژی خلیج فارس چه معنایی دارد؟ ➖ جان مرشایمر: اول باید یادآوری کرد که موضوع فقط نفت نیست؛ کود شیمیایی هم هست. می‌توان گفت قطع جریان کود خطرناک‌تر از قطع نفت است؛ چون پیامدهای فاجعه‌بار بر امنیت غذایی جهان خواهد داشت، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه. ➖ تام سویتزر: و یک سوم کودهای جهان از این تنگه عبور می‌کند، درست است؟ ➖ جان مرشایمر: درست است. یک سوم. این ظرفیت فاجعه، اصلاً نباید دست کم گرفته شود. و درباره نفت: ۲۰٪ نفت جهان از خلیج فارس عبور می‌کند. از زمان آغاز جنگ در ۲۸ فوریه، تعداد کشتی‌های کانتینری عبوری از خلیج تقریباً ۵٪ تعداد عبوری در روز قبل از جنگ بوده است. این خودش گویای پیامدهای عظیم است. ➖ تام سویتزر: و به همین دلیل بازارها اینقدر عصبی‌اند، درست است؟ ➖ جان مرشایمر: کاملاً. و اگر دریای سرخ هم بسته شود، اثر برهم‌افزایی خواهد داشت. حتی اگر فردا بحران تمام شود، اقتصاد جهان برای چند سال آسیب خواهد دید. و هیچ نشانه‌ای از پایان بحران نیست. این ما را به وضعیتی می‌برد که حتی از بحران نفتی ۱۹۷۳ هم بدتر است. ▫️▫️تأثیر بر متحدان آمریکا ➖ تام سویتزر: اما متحدان آمریکا چه؟ اروپا، ناتو؟ ➖ استیون والت: اول اینکه آمریکا هم از افزایش قیمت نفت آسیب می‌بیند. اما برای متحدانی که به واردات انرژی وابسته‌اند ـ به‌ویژه از خلیج فارس ـ این بحران ویرانگر است. اروپا همین حالا هم اقتصاد ضعیفی دارد، باید هزینه دفاعی را افزایش دهد، نگران روسیه و اوکراین است. در آسیا نیز کره جنوبی و ژاپن زیر فشار آمریکا برای افزایش هزینه دفاعی هستند. این بحران ضربه بزرگی به اقتصاد آن‌هاست. و از همه بدتر اینکه این عملیات بدون مشورت با آنان انجام شد؛ پیامی روشن: این دولت نه قابل اعتماد است و نه کارآمد. و هیچ‌کس نمی‌خواهد امنیتش را به یک شریک ناکارآمد و غیرقابل اعتماد بسپارد. 📎 ادامه دارد @Hesfir
✔️ گفت‌وگو با جان مرشایمر و استیون والت بخش پنجم ▫️▫️ کشورهای سنی خلیج فارس و پایان‌بندی جنگ ➖ تام سویتزر: جان، استیو اشاره کرد که بروکسل پیش از حملات مورد مشورت قرار نگرفته بود، اما شرکای سنی آمریکا در خلیج فارس مشورت شده بودند و هیچ‌کدام خواهان این جنگ نبودند. اما حالا که جنگ با ایران آغاز شده و یک ماه از آن گذشته، کشورهای سنی خلیج فارس می‌خواهند در تعیین چگونگی پایان جنگ نقش تعیین‌کننده داشته باشند؛ چون نمی‌خواهند ایران بتواند این دو مسیر حیاتی ـ تنگه هرمز و دریای سرخ ـ را همچنان سلاح‌سازی کند. این‌ها شریان حیاتی اقتصاد و جوامعشان هستند. پس شرکای سنی آمریکا ـ عربستان، امارات، کویت و غیره ـ چه واکنشی نشان می‌دهند؟ جان؟ ➖ جان مرشایمر: در واقع در این مقطع میان آن‌ها شکاف ایجاد شده است. عمان و قطر به‌صورت کاملاً روشن به ایران پیام داده‌اند که نمی‌خواهند وارد جنگ علیه ایران شوند و قصد دارند بیرون بایستند. امارات در هفته‌های اخیر لحن تهاجمی‌تری داشته و حتی آمریکا را به استفاده از نیروی زمینی و بالا بردن سطح تنش تشویق کرده است. اما اخیراً شواهدی دیده‌ام که امارات در حال عقب‌نشینی است؛ چرا؟ چون ایرانی‌ها گفته‌اند: اگر به شکل معناداری با آمریکا همراه شوید، به شما حمله خواهیم کرد. و اماراتی‌ها الآن کاملاً می‌دانند ایران با آن همه موشک‌های بالستیک کوتاه‌برد و پهپاد، توان انجام این کار را دارد. به نظر من عربستان و شاید کویت تنها کشورهایی هستند که همچنان می‌خواهند آمریکا سطح تنش را بالاتر ببرد. اما باید گفت ـ و فکر می‌کنم هر دوی شما با من موافقید ـ از نظر راهبردی، دیوانه‌وار است که این کشورهای خلیج فارس آمریکا را به سمت تشدید تنش هل بدهند یا درباره همراهی با آمریکا علیه ایران حرف بزنند. ایران توان وارد کردن آسیب‌های گسترده به تمام این کشورها را دارد. آن‌ها باید از آمریکا بخواهند جنگ را فوراً متوقف کند، نه اینکه آن را تشدید کند. ➖ تام سویتزر: اما صبر کن. پایان دادن به جنگ یعنی حداقل تا حدی به سمت خواسته‌های تهران رفتن: غرامت، رفع تحریم‌ها، و تعهد آمریکا و اسرائیل به اینکه دوباره به ایران حمله نکنند. این غیرقابل تصور است. ▫️▫️ابعاد آسیایی-پاسیفیک: چین و روسیه به‌عنوان برندگان جنگ ➖ جان مرشایمر: تام، باید درک کرد که با «نبوغ» ترامپ و مشاورانش، او را در وضعیتی قرار داده‌اند که این تنها گزینه ممکن است. نمی‌توانیم از نردبان تشدید بالا برویم؛ نمی‌بریم. و خطر اقتصادی عظیمی در پیش است. پس چه کار می‌کنیم؟ به قول قدیمی، مجبور می‌شویم غرورمان را قورت بدهیم. درست همان چیزی که تو آن را «غیرقابل‌قبول» می‌دانی. پس گزینه جایگزین چیست؟ ➖ تام سویتزر: بله... انتخاب بین بد و بدتر. استیو، از اروپا و خلیج گفتیم. حالا برویم سراغ شرق آسیا و هند-پاسیفیک؛ جایی که سامانه‌های پیشرفته مثل تاد و پاتریوت از شرق آسیا به خلیج فارس منتقل شده‌اند. واکنش آسیایی‌ها به این بحران چیست؟ ➖ استیون والت: درست مثل کشورهای اروپایی: این ایده آن‌ها نبود، با آن‌ها مشورت نشده، و نشانه‌ای است از اینکه آمریکا آن‌ها را آن‌قدر که باید مهم نمی‌داند. چین مسئله راهبردی بلندمدت آمریکا است. آمریکا برای مهار چین به متحدان آسیایی قوی نیاز دارد، چون خود آمریکا یک قدرت آسیایی نیست. اما آنچه دولت ترامپ به آن‌ها نشان داده این است: شما در اولویت پایین قرار دارید. نگران اقتصاد شما نیستیم. اگر لازم باشد، سامانه دفاعی شما را برمی‌داریم و به خاورمیانه می‌فرستیم. پیام روشن است: نمی‌توانید روی این دولت برای در نظر داشتن منافع راهبردی‌تان حساب کنید. شاید دولت‌های آینده بتوانند اعتماد را بازسازی کنند، اما به نظر من آسیب واردشده به موقعیت آمریکا در آسیا عمیق است و با گذشت زمان واضح‌تر خواهد شد. 📎 ادامه دارد @Hesfir
✔️ گفت‌وگو با جان مرشایمر و استیون والت بخش ششم و پایانی ▫️▫️ چرخش از آسیا؛ چین بزرگ‌ترین برنده؟ ➖ تام سویتزر: جان، همان‌طور که می‌دانی، اوباما، ترامپ اول، بایدن، و حتی ترامپ دوم قرار بود به سمت آسیا «چرخش» کنند تا چین مهار شود. اما این اتفاق نیفتاده. آیا به این معناست که چین بزرگ‌ترین برنده جنگ با ایران است؟ ➖ جان مرشایمر: این رقابتی بین روسیه و چین خواهد بود؛ چون نباید دستاوردهای روسیه را دست‌کم گرفت. اول، آمریکا تحریم‌های نفتی روسیه را برداشته؛ و این به روسیه اجازه می‌دهد نفت بفروشد و پول هنگفتی به دست آورد. دوم، وقتی جنگ اوکراین در ۲۰۲۲ شروع شد ـ و من معتقدم ما مسئول اصلی آغاز آن بودیم ـ هدف‌مان این بود که با تحریم‌های سخت، روسیه را به زانو درآوریم. حالا داریم همان تحریم‌ها را برمی‌داریم. سوم، جریان ارسال سلاح به اوکراین کاهش خواهد یافت؛ چون این سلاح‌ها اکنون به خاورمیانه می‌روند. این همه به نفع روسیه است. اما درباره چین: بعد از پایان جنگ، کشورهایی مثل عربستان بیش از گذشته به چین روی خواهند آورد. این جنگ اعتبار دیپلماتیک چین را در جهان افزایش می‌دهد. و مهم‌تر از همه: همان‌طور که استیو گفت، آمریکا به‌جای «چرخش به آسیا»، در حال چرخش دور از آسیا است. ➖ استیون والت: دقیقاً. و بگذارید یک نکته اضافه کنم. نقل‌قول معروفی از ناپلئون هست: «هرگز دشمنی را که در حال اشتباه کردن است، متوقف نکن.» پکن امروز دقیقاً همین احساس را دارد. چین مدت‌ها تلاش کرده خود را بازیگر باثبات، قابل پیش‌بینی و مسئول معرفی کند: کشوری که جنگ شروع نمی‌کند، دولت‌ها را سرنگون نمی‌کند، و شریک تجاری قابل اعتماد است. این جنگ تنها این تصویر را تقویت می‌کند. آمریکا شبیه فیل خشمگینی است که هر جا می‌رود بی‌ثباتی ایجاد می‌کند؛ در حالی که چین مثل یک قدرت عاقل و مسئول جلوه می‌کند. این یک نعمت دیپلماتیک عظیم برای چین است. @Hesfir