✔️ پارادوکس قدرت از واشنگتن تا تهران
🖋کریم سجادپور، پژوهشگر بنیاد کارنگی، استاد مدعو دانشگاه جرج تاون، ۶ آوریل ۲۰۲۶
➖ مباحث تعیینکنندهٔ این جنگ نه میان آمریکا و ایران، بلکه میان ترامپ و خودش است. او بین عقبنشینی و وعده دادن برای بمباران ایران تا «عصر حجر» در نوسان بوده است.
ایران اما ثابتقدم بوده است: ایدئولوژیاش مقاومت است، استراتژیاش آشوب است،
و هدف نهاییاش بقا است.
➖ ترامپ ماهیت جمهوری اسلامی را بهدرستی درک نکرده است. برخلاف ترامپ که دیدگاه ثابتی در سیاست خارجی ندارد، طبقه حاکم در تهران خود را «اصولگرا» مینامند؛ زیرا به اصول انقلاب وفادارند، بهویژه مقاومت در برابر آمریکا و ردِ موجودیت اسرائیل.
➖ این آرمانهای انقلابی هم مانند چسب عمل میکنند— که رژیم را کنار هم نگه میدارند— و هم مانند لنگر، که نظام سیاسی را با ثبات نگه میدارد.
و حاکمیت باور دارد اگر اصول را کنار بگذارد، نمیتواند زنده بماند.
➖ ترامپ درباره این درگیری طوری سخن میگوید که گویی یک مذاکره برای دستیابی به یک توافق بزرگ است. تهران ممکن است در ازای آتشبس یک توافق محدود را بپذیرد، اما دشمنی آن با آمریکا و اسرائیل باقی خواهد ماند. آیتالله خامنهای شهادت را به عادیسازی روابط ترجیح داد؛ پسرش نیز همین کار را خواهد کرد.
➖ در طول ۴۷ سال، جمهوری اسلامی تنها دو مصالحهٔ بزرگ انجام داده است. نخست، تصمیم آن در سال ۱۹۸۸ برای پایان دادن به جنگ ایران و عراق— پس از هشت سال و حدود ۲۰۰ هزار کشته از سمت ایران— که آیتالله خمینی آن را به «نوشیدن جام زهر» تشبیه کرد. دوم، توافق هستهای سال ۲۰۱۵ با دولت اوباما بود.
➖ در هر دو مورد، الگو یکسان بود: ایران با فشار اقتصادیِ وجودی روبهرو شد و در عین حال یک راه خروج دیپلماتیکِ مشخص به آن پیشنهاد شد که مستلزم کنار گذاشتن هویت انقلابیاش نبود. ترامپ فشار را ارائه کرده است، اما بدون یک راه خروجِ روشن.
➖پارادوکس قدرت در مورد جمهوری اسلامی این است که معمولاً تنها زیر فشار شدید حاضر به مصالحه میشود؛ اما همین فشار و انزوای خارجی نیز به تثبیت و ریشهدار شدن جمهوری اسلامی کمک کرده است.
➖ یک درس روشن از عراق، افغانستان و بهار عربی این است که آمریکا نمیتواند نتایج سیاسی را دیکته کند. هیچ قدرت خارجی نمیتواند برای ایرانیان یک اجماع ملیِ تازه ایجاد کند.
➖ تاریخ نشان میدهد که تهران این توان را دارد تا بیش از حد پیش برود. این حکومت دیپلماتهای آمریکایی را ۴۴۴ روز به گروگان گرفت— و آمریکا را تحقیر کرد، حتی به بهای آسیب دیدن جایگاه بینالمللی خود.
جنگ ویرانگر با عراق را تا تثبیت دستاوردهای خود طولانی کرد. و از حملهٔ ۷ اکتبر حماس تمجید کرد— حملهای که به زیر ضربه رفتن نیروهای نیابتیاش انجامید.
➖ فوریترین اولویت، برنامه هستهای ایران نیست— بلکه تنگه هرمز است. تهران تلاش میکند آن را مانند کانال پاناما، بهعنوان قلمرو تحت کنترل خود عادیسازی کند. این مسئلهای است که باید راهحل دیپلماتیک داشته باشد؛ اروپا، آسیا و شرکای عرب همگی علاقهٔ جدی دارند که این گذرگاه باز بماند.
➖ ترامپ بهدنبال یک توافق سریع است. اما تهران، به دلایل هم ایدئولوژیک و هم ساختاری، نمیتواند چنین توافقی انجام دهد. تا زمانی که جمهوری اسلامی بر ایران حکومت میکند، نتیجهٔ اجتنابناپذیر بازگشت به همان جنگ سردی است که پیش از این درگیری وجود داشت و احتمالاً پس از آن نیز ادامه خواهد داشت.
➖ جنگها، مانند انقلابها، نه بر اساس آنچه نابود میکنند بلکه بر پایه نظمی سیاسی که میسازند قضاوت میشوند. ترامپ این جنگ را بر اساس آنچه نابود کرده میسنجد. تاریخ آن را بر اساس تأثیر ماندگارش بر ایران، خاورمیانه و نظم گستردهتر جهانی قضاوت خواهد کرد.
@Hesfir
✔️ تصعید افقی یا تصعید عمودی؟
🖋 دکتر امیرحسین پرورش
➖ نزدیک به چهل روز از آغاز دومین مرحله از جنگ ایران و محور مقاومت با محور غربی، عربی و عبری میگذرد.
مهمترین ویژگی این مرحله از جنگ نسبت به مرحلهی نخست که دوازده روز به طول انجامید سرعت یافتن صعود از پلکان تصعید تنش در جنگ بود.
فرآیند تصعید را میتوان به دو وجه تقسیم کرد: تصعید افقی و تصعید عمودی.
➖ تصعید افقی (Horizontal Escalation) بدین معناست که جنگ به جبههها و مناطق جدید گسترش یابد و بازیگران و ذینفعان بیشتری را درگیر نماید.
به عبارت دیگر، تصعید افقی فرآیند جنگ سبب میشود تا هم جغرافیا و هم طرفین جنگ گسترش یابند.
سخن تاریخی رهبر شهید انقلاب اسلامی مبنی بر منطقهای شدن جنگ مبنی بر فرآیند افقی تصعید نسبت به مرحلهی نخست جنگ در خرداد ماه است.
➖ تصعید افقیای که باعث شد هم گسترهی جغرافیایی جنگ تا به امروز حداقل به مساحتی بیش از ۸ میلیون کیلومتر مربع افزایش یابد و هم کشورهای میزبان پایگاههای ایالات متحده را درگیر جنگ نماید.
➖ تصعید عمودی (Vertical Escalation) بدین معناست که شدت حملات، جنگافزارهای مورد استفاده، سطح خشونت و ماهیت بانک اهداف طرفین در فرآیند تصعید دچار تغییر گردد.
افزایش تلفات غیر نظامی، شدت حملات هوایی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی، استفادهی نیروی هوا و فضای سپاه پاسداران از موشکهای پیشرفتهتر و با سر جنگی سنگینتر و نیز گسترش بانک اهداف از اهداف نظامی به اهداف زیرساختی و غیرنظامی نشانههایی از تصعید عمودی جنگ در ششمین هفته از جنگ است.
➖ اگرچه راهبردهای طرفین جنگ ترکیبی از دو بعد تصعید ذکر شده خواهد بود؛ اما سوال مهم اینجاست که در آیندهی جنگ فرآیند تصعید به کدام سو خواهد رفت و یا هر یک از طرفین کدام محور تصعید را با اولویت بیشتری دنبال خواهد کرد؟
➖ تهدیدهای دیوانهوار ترامپ و سابقهی سیاه ارتش رژیم صهیونیستی نشان میدهد اولویت محور غربی، عبری و عربی تصعید عمودی جنگ با افزایش شدت حملات و گسترش بانک اهداف به اهداف غیرنظامی و زیرساختی و نیز افزایش تلفات غیر نظامی برای ایجاد فروپاشی اجتماعی و روانی در جامعهی ایران است.
➖ اگرچه نیروهای نظامی ایران همواره سعی کردهاند با زیر ضربه قرار دادن زیرساختهای مشابه رژیم صهیونیستی و همپیمانان منطقهای ایالات متحده، در تصعید عمودی توازن را حفظ نمایند؛ اما به نظر میرسد راهبرد اصلی ایران در این جنگ همچنان بر تصعید افقی جنگ استوار است.
➖ اهرم ژئوپلیتیک تنگهی هرمز و توانایی اثرگذاری بر کلانترین و حتی جزئیترین شاخصهای اقتصادی در سراسر جهان و کارت بازینشدهی تنگهی باب المندب برای تحت فشار قرار دادن اقتصاد جهانی، ابزارهای مهم ایران برای تصعید افقی جنگ است.
➖ گسترهی جغرافیای عملیاتی متحدان ایران در محور مقاومت از دریای مدیترانه تا دریای سرخ نشان از تواناییهای گستردهی ایران برای گشایش جبهههای جدید و گسترش وسعت جغرافیایی جنگ است.
➖ علاوه بر این پیغام شفاف و قاطع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در «فرامنطقهای کردن جنگ»، در پاسخ به تهدیدات وسیع ایالات متحده در حمله به زیرساختهای ایران را نیز میتوان در چارچوب همین تصعید افقی فهم کرد.
➖ بنابراین برقراری موازنهی تهدید و اقدام میان طرفین درگیر جنگ در افزایش تنش را باید با توجه به این دو بعد پلکان تصعید فهم کرد. به نظر میرسد ویژگیهای تکنولوژیکِ محور غربی، عبری آن را به سمت تصعید عمودی سوق داده و برتریهای ژئوپلیتیک و منطقهای و توانایی اثرگذاری ایران و متحدانش بر روندهای اقتصاد جهانی آن را به سمت تصعید افقی جنگ خواهد برد.
@Hesfir
✔️ سیمای ژانوسی جنگ
🖋 دکتر امیرحسین پرورش
➖ در اساطیر رومی، ژانوس خدای آغازها و پایانهاست؛ ایزدی با سیمایی دوچهره که هم به گذشته مینگرد و هم به آینده. یک چهره به پایانها خیره است و چهرهٔ دیگر به آغازها.
➖ جنگ و صلح نیز سیمایی ژانوسی دارند. پایان هر جنگ دو چهره دارد: چهرهای که به جنگی که پایان یافته و صلحی که برقرار شده مینگرد، و چهرهای دیگر که به جنگی که در پیش است و صلحی که دیر یا زود فرو خواهد پاشید.
➖ فهم این سیمای ژانوسیِ جنگ و صلح، کلید تابآوردن در برابر تکرار جنگها و درک اجتنابناپذیری آنهاست؛ همانگونه که فهم ناپایداری صلحها و پیمانها نیز ضرورتی گریزناپذیر است. این گام نخست برای عبور از نگاه رمانتیک به سیاست بینالملل و رسیدن به درکی واقعگرایانه از آنارشی حاکم بر مناسبات جهانی است.
➖ از دل این هرجومرج، نظمی برمیخیزد و برای مدتی استوار میشود. اما همان نظم نیز دیر یا زود بذر بیثباتی و تغییر را در خود میپرورد؛ امواج دگرگونی برمیخیزند و از مسیر جنگ و منازعه، نظم پیشین فرو میپاشد و نظمی تازه شکل میگیرد.
➖ هیچ جنگی به تمامی اهداف خود نمیرسد و هیچ صلحی ابدی نیست؛ صلحها نیز سرانجام راه را برای جنگهای بعدی خواهند گشود.
➖ سیمای ژانوسی جنگ، در گسترهای به درازای تاریخ انسان، با یک چهره به پیمانهای صلح گسسته و جنگهای پایانیافتهٔ گذشته مینگرد؛ و با چهرهٔ دیگر، در انتظار فروپاشی نظمهای موجود، آغاز دوبارهٔ جنگها و برآمدن صلحها و پیمانهای تازه است.
@Hesfir
هدایت شده از برنامه اینترنتی رُخداد
4.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ قسمت ششم: سیمای آرمانی حکمرانی
🏴 پنج روایت از حیات و ممات شهید خامنهای؛
تأملی درباره چهار دهه زعامت رهبر شهید انقلاب
🎥 پنجشنبه ۲۰ فروردین، پخش از کانال آپارات
🖋 سردبیر
امیرحسین پرورش
🎙با حضور:
محمود فروزبخش،
حسین نوروزیفرد،
علیرضا مکاریانپور
و علیرضا آقاباباگلی
📌 تماشای قسمت ششم
@rokhdadtv
اندیشکده حدید
♨️ قسمت ششم: سیمای آرمانی حکمرانی 🏴 پنج روایت از حیات و ممات شهید خامنهای؛ تأملی درباره چهار دهه ز
کانال برنامه اینترنتی رُخداد در پیامرسان ایتا:
https://eitaa.com/joinchat/3938453033Cb1a892e4fa
نمودار وضعیت شاخص «احساسات مصرف کننده» در آمریکا توسط دانشگاه میشیگان در بازههای زمانی یکسال، پنجسال و دهسال منتهی به آوریل ۲۰۲۶.
@Hesfir
➖ شاخص احساسات مصرفکننده دانشگاه میشیگان (University of Michigan Consumer Sentiment Index یا MCSI) یک شاخص اقتصادی مهم در آمریکا است که سطح اعتماد، نگرش و انتظارات مصرفکنندگان را نسبت به وضعیت فعلی و آینده اقتصاد اندازهگیری میکند.
➖ این شاخص بر اساس یک نظرسنجی ماهانه از خانوارهای آمریکایی تهیه میشود و سه جنبه اصلی را میسنجد:
– ارزیابی افراد از شرایط اقتصادی فعلی
– انتظارات آنها از وضعیت اقتصادی در ۶ تا ۱۲ ماه آینده
– احساس آنها نسبت به وضعیت مالی شخصی
➖ مقدار شاخص هرچه بالاتر باشد، نشاندهنده اعتماد بیشتر مصرفکنندگان و تمایل بالاتر به خرجکردن است.
این شاخص برای پیشبینی:
– هزینهکرد مصرفکننده
– روندهای اقتصادی آتی
– رفتار تورمی و ریسک رکود
بهطور گسترده توسط اقتصاددانان، بانک مرکزی آمریکا (فدرال رزرو) و بازارهای مالی استفاده میشود.
➖شاخص «احساسات مصرفکننده دانشگاه میشیگان» پس از ادامه یافتن جنگ ایران در اوایل آوریل ۲۰۲۶ با سقوطی ۱۱ درصدی به سطح بیسابقهٔ ۴۷٫۶ رسیده؛ رقمی که بهطور قابلتوجهی پایینتر از انتظار بازار ۵۲ و حدود ۹ درصد کمتر از سطح سال گذشته است. حدود ۹۸ درصد از نظرسنجیها پیش از اعلام آتشبس موقت انجام شدهاند، که نشان میدهد تنشهای مربوط به ایران بلافاصله بر اعتماد مصرفکنندگان اثر گذاشته است.
➖ احساسات مصرفکننده در تمام گروههای جمعیتی و در همه مؤلفههای شاخص کاهش یافته که نشاندهندهٔ افتی سراسری است. انتظارات مربوط به شرایط کسبوکار در یکسال آینده ۲۰ درصد سقوط کرده و ارزیابی مصرفکنندگان از وضعیت مالی شخصی ۱۱ درصد کاهش یافته است؛ شرکتکنندگان علت این افت را افزایش قیمتها و کاهش ارزش داراییها عنوان کردند.
➖ شرایط خرید برای کالاهای بادوام و خودرو نیز بیشازپیش بدتر شده و علت اصلی آن همچنان هزینههای بالا مرتبط با جنگ گزارش شده است. انتظارات تورمی یکساله از ۳٫۸ درصد در ماه مارس به ۴٫۸ درصد جهش کرده؛ بزرگترین افزایش ماهانه از آوریل ۲۰۲۵. انتظارات تورمی بلندمدت نیز به ۳٫۴ درصد رسیده که بیشترین مقدار از نوامبر ۲۰۲۵ تاکنون است.
@Hesfir
هدایت شده از یونس در اقیانوس
✔️ ایران؟ کدام ایران؟
🖋 دکتر علیرضا مکاریانپور
➖ در طول جنگ چهلروزه بیش از هر زمان دیگری دربارۀ جزیره خارک و تاسیسات عظیماش شنیدیم. بسیاری دانستند در ایران مرتفعترین پل خاورمیانه در آستانه بهرهبرداری بوده، چه تعداد پالایشگاه و پتروشیمی وجود دارد، راهها و پلهای بسیاری در ایران ساخته شده، کشورمان تولیدکننده واکسن است، در حوزه هوش مصنوعی فعال است و... . بیفزایید همین بنزین یارانهای در دسترس مردم، خانههای بهداشت در سراسر ایران، لولهکشی سراسری گاز مواردی است که همه دنیا در حسرت آن هستند. و البته صنایع نظامی که یک ابرقدرت جهان و یک قدرت منطقهای را زمینگیر کرد و بهت کارشناسان نظامی و استراتژیستها را در پی داشت.
➖ همین شد که برای هر ایرانی، بیش از هر تهدید دیگری، نابودی «زیرساختها» حساسیت ایجاد کرد. و البته همه ما متوجه شدیم در ایران سالیان اخیر چه میزان زیرساختهای ارزشمندی ایجاد شده است؛ ایران ویرانه نیست و آینده آن میتواند با اتکای به همین زیرساختهای ایجادشده – اعم از عمرانی، فرهنگی و اجتماعی- درخشان باشد.
➖ توجه و معرفی دقیق و علمی سازهها، بناها و تاسیسات و البته ساختارهای فرهنگی- اجتماعی ساخته شده در این سالیان به نسل تازه، ضروری است تا تحت تأثیر تبلیغات تلویزیونهای وابسته به رژیم صهیونیستی و ایالات متحده نگویند این «خرابشده» چه وطنی است!
➖ آنقدر خودتحقیری بسط پیدا کرده و نشان روشنفکری تلقی شده است که میپنداریم با افاضات ضدمیهن و بیان نارساییها – که حتما کم نیستند- میتوانیم اعتبار اجتماعی کسب کنیم. اما در واقع، وراجی در بیان مشکلات و نگفتن واقعیتهای پیشرفت کشور، خود نشان ناآگاهی و کممایگی فرهنگی است.
➖ نه ایران کشوری «خرابشده» است نه ما ملتی ناتوان. برنامهریزی و اجرا برای کاهش نارساییها هم حتما امکانپذیر است و از عهده متخصصان ایرانی برمیآید. پروپاگاندای رسانههای وابسته به سرویسهای اطلاعاتی غرب، و البته پرگویی افراد ناآگاه، کار را به آنجا رساند که راه را برای بمب و موشک آمریکا و رژیم صهیونیستی باز کنند شاید این خرابشده – در توهم- بهبود یابد و البته که جز نابودی برخی زیرساختها نتیجهای نداشت.
🆔 @syounnos
هدایت شده از اسرائیل به فارسی
2.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 نقطه پایان جنگ دقیقا کجاست؟!
♦️اخبار تخصصی منطقه را در کانال رسمی اسرائیل به فارسی بخوانید👇
https://eitaa.com/joinchat/2001993728Ccec46c3f36
✔️ تمدنی شوریده علیه خویش
🖋 الکساندر دوگین
➖ تنش میان اِوانجلیکالهای هزارهگرا (دولت ترامپ) و کلیسای کاتولیک، مرحلهٔ نهایی اصلاحات رادیکال است. بسیاری از منازعاتی که در سدهٔ هفدهم حلنشده باقی مانده بودند دوباره سر برآوردهاند. «پادشاهی پنجم» کلید این ماجراست. و البته، شبتای زوی. (شبتای زوی مدعیِ یهودیِ «ماشیح» در قرن هفدهم بود که جنبشی بزرگ برانگیخت اما در نهایت تحت فشار عثمانی اسلام آورد و جنبشش فروپاشید.)
➖ سوسیالیسم، همدلی و شفقت را به وظایف رسمی تبدیل کرد، اما اگر کسی این ویژگیها را نداشته باشد، انسانیتش زیر سؤال میرود. تمسخر همدلی توسط یک کالوینیست مانند ایلان ماسک از نظر اخلاقی زننده است. در ترامپ، میبینیم که چگونه خودمحوری و خودشیفتگی میتواند شرورانه، بیرحمانه و هراسانگیز جلوه کند.
➖ آین رند و «فلسفه»اش کاملاً شیطانیاند. این مانیفست نخبگان اپستین است. اما این جریان حاشیهای نیست؛ بلکه جوهرهٔ سرمایهداری غربی (بهویژه آنگلوساکسونی) است. زومبارت سرچشمههای سرمایهداری و نسبت آن با ربا را با دقت توضیح داده است.
➖ بهتدریج روشنتر میشود که آمریکا بهشدت به یک «نیروی سوم» نیاز دارد؛ یک جریان یا حرکت بدیل. نه شکل چپلیبرالِ جهانیسازی، و نه نسخهٔ شومِ ترامپیِ صهیونیستی–کالوینیستی. بلکه ایدئولوژی، فلسفه، جامعهشناسی، تاریخ ادیان، اخلاق و اقتصادِ بدیلِ کاملاً متمایز.
➖ مسیحیت در غرب چیزی بیش از یک «دردِ فانتومی» نیست؛ نشانهای از چیزی که مدتها پیش از میان رفته است. این دین مدتها پیش توسط مدرنیتهای که بر علمِ مادیگرایانه، الحاد، فردگرایی، دموکراسی و سرمایهداری استوار بود، از صحنه زدوده شد. مدرنیتهٔ غربی، تمدن غرب را به قلمرویی غیرمسیحی — و حتی ضدمسیحی — تبدیل کرده است.
➖ در پسِ جنونِ آشکارِ آمریکا تحت دولت ترامپ، یک طرح ژئوپولیتیکی پنهان وجود دارد. این طرح تلاشی است برای حفظ یکقطبیبودنِ جهان به شدیدترین ابزارها: نسلکشی، جنگ جهانی سوم، سلاحهای هستهای، مداخلات متعدد، و برافروختنِ همزمانِ جنگهای منطقهای. همهٔ شیوههای دیگر به پایان رسیدهاند.
➖ در پسِ آنچه «جنونِ ترامپ» خوانده میشود، میتوان «طرح ب» جهانیسازی را خواند: نابودیِ انسانیت بهعنوان بهایی که نخبگانِ غرب برای حفظِ کنترل میپردازند. این منطقِ جهانیسازیِ افراطی است. لیبرالیسم زیرِ بارِ «همدلی» ریاکارانهٔ خود و وسواسش نسبت به فرهنگِ «وُک» فروپاشیده است.
➖ همهچیز حولِ دوگانهٔ تکقطبیبودن در برابر چندقطبیبودن میچرخد. غرب هویت، فرهنگ، سنتها و ارزشهای خود را فدای یک چیز کرد: قدرتِ جهانی. این قدرت را در دورهٔ تکقطبی (از ۱۹۸۹ تاکنون) حفظ کرد، اما اکنون نشانههای ترکخوردن آن پدیدار شده است.
➖ غرب گمان میکرد با قربانیکردن هرچه بیشترِ هویتِ خود میتواند قدرتِ جهانی را حفظ کند (طرح لیبرالِ جهانیگرا). طرحِ ترامپ/اسرائیل تلاشی است برای بازتأییدِ هویتِ غربی (صهیونیستی / مسیحی–صهیونیستی) از طریقِ مبارزهای نومیدانه برای حفظِ توان و سلطه. هر دو گزینه ناممکناند.
➖ جهان چندقطبی تنها و یگانه راه خروج از این بنبست است. تنها در صورتی میتوان آمریکا و/یا اروپا را حفظ کرد که قدرت جهانی با سایر قطبها تقسیم شود. دیگر نمیتوان این قدرت را فقط برای خود نگه داشت. دیگر نه. جنگ جهانی سوم دقیقاً حول همین مسئله میچرخد.
➖ ایالات متحده در چنگ یک دیوانهٔ بیرحم گرفتار شده است. اتحادیهٔ اروپا به شورایی نظامی از جهانیگرایان منحرف و از تعادل خارجشده تبدیل شده است. رهبران طرفدار غرب دلقکها، دیوانگان و وسواسیهای قابل ترحماند. تصویر جمعی از غربِ کنونی چیزی جز یک فاجعهٔ فراگیر نیست. هیچ جذابیتی ندارد؛ نفرتانگیز است. و آینده نوید وضعیتی بدتر را میدهد.
@Hesfir