هدایت شده از برنامه اینترنتی رُخداد
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ قسمت نهم: تنگه هرمز و محاصره دریایی
چهار روایت از فرصت و تهدید جغرافیای سیاسی
🎥 شنبه ۱۲ اردیبهشت، پخش از کانال آپارات
🖋 سردبیر
امیرحسین پرورش
🎙با حضور:
زهرا کماجیان،
فاطمه فرهنگ و
علیرضا آقاباباگلی
📌 تماشای قسمت نهم
@rokhdadtv
✔️ بازی قدرت امارات
🖋 پپه اسکوبار، ژئواستراتژیست
📎بخش اول
➖ محمد بن زاید (MbZ) ــ صاحب مطلق امارات متحده عربی ــ تصمیم گرفته از اوپک و اوپک پلاس خارج شود.
رسانههای وابسته به بلوک مالی اپستین این اقدام را بهعنوان حرکتی هوشمندانه در چارچوب نظم نوین انرژی معرفی میکنند. اما در واقع چنین نیست.
➖ در ظاهر، این تصمیم منطقی بهنظر میرسد. امارات هزینهی هنگفتی صرف کرد تا ظرفیت تولید نفت خود را تا سطح ۵ میلیون بشکه در روز افزایش دهد.
با این حال طبق قواعد اوپکپلاس، سهمیهی رسمیاش بسیار پایینتر بود — در حدود ۳٫۴ میلیون بشکه در روز.
➖ پس حالا امارات راه را برای کسب درآمد باز کرده است؛ از نظر تئوری میتواند هر مقدار که بخواهد نفت بفروشد، بهشرطی که تقاضای بازارهای آسیایی مثل چین، ژاپن و هند بالا بماند.
در سوی دیگر، عربستان سعودی — قدرت بزرگ اوپک و یکی از دو بازیگر اصلی اوپکپلاس در کنار روسیه — مجبور خواهد بود تولیدش را پایین نگه دارد تا قیمتها سقوط نکنند.
روابط میان ابوظبی و ریاض بیش از پیش داغ و غیرقابل کنترل شده است، چون هر دو برای جذب سرمایهگذاری خارجی رقابت میکنند.
➖ ابوظبی بر این باور بود که صنعت انرژی ایران در بحران جدی است (در واقع این طور نیست؛ تهران دکترای «مقاومت زیر فشار» دارد! و همیشه راههای جایگزین پیدا میکند). بنابراین از دید MbZ، ایران دیگر یک رقیب مهم در بازار انرژی نیست — حداقل برای مدت طولانی. در نتیجه امارات خود را بهعنوان تأمینکنندهای باثبات و با ظرفیت بالا مطرح میکند.
➖ در نهایت پای امپراتوری دزدان دریایی به میان میآید. ترامپ شیفتهی افزایش عرضه و پایین آوردن قیمت نفت است. در این مورد، MbZ کاملاً با او همجهت است. البته این همجهتی پیشتر هم وجود داشت — از زمان «توافقهای ابراهیم»، از تعهد ۱٫۴ تریلیون دلاری برای سرمایهگذاری در اقتصاد آمریکا و مراکز دادهی خلیج، و از مشارکت امارات در طرح IMEC: «کریدور هند ـ خاورمیانه» که در واقع همان مسیر اسرائیل (با محوریت حیفا) ـ عربستان ـ امارات ـ اروپا ـ هند است.
➖ پاداش امارات برای هماهنگی بیشتر با امپراتوری دزدان دریایی — دو ماشین مافیایی در اصل — افزایش «تضمینهای امنیتی از سوی آمریکا» است.
اما مشکل اینجاست که امپراتوری دزدان دریایی دیگر توان ارائهی چنین تضمینهایی را ندارد، همانطور که جنگ با ایران نشان داد. و صادقانه بگوییم، ترامپ اصلاً اهمیتی نمیدهد.
از ترمینال فجیره همواره بهعنوان برگ برندهی امارات در جنگ انرژی بحث شده است. درست است که این مسیر، تنگه هرمز — یعنی ایستگاه بازرسی نیروی دریایی سپاه — را دور میزند. از طریق خط لوله حبشان–فجیره، ابوظبی قادر است نفت را مستقیماً به اقیانوس هند پمپاژ کند.
اما شاید MbZ صفحهی شطرنج انرژی را کوتاهنگرانه خوانده باشد. پس از پایان جنگ — اگر اصلاً پایانی داشته باشد — صادرات نفت از خلیج فارس عملاً تحت برتری ایران خواهد بود. سلطهی امپراتوری دزدان دریایی بر خلیج فارس به زبالهدان تاریخ خواهد رفت.
➖ اینکه امارات جزو «چهار کشور سنی» حاضر در مذاکرات اولیه اسلامآباد نبود، خود گویای بسیاری چیزهاست. آن چهار کشور عبارت بودند از پاکستان، ترکیه، مصر و عربستان سعودی.
یعنی عربستان دستکم بهصورت ظاهری خواهان حلوفصل مسالمتآمیز با ایران است، اما ابوظبی عملاً در حال جنگ با ایران است.
➖ امارات بهخاطر وجود ایستگاه کنترل تنگه هرمز، زیان مالی هنگفتی دیده است. تهران آن را کشوری خصمانه میداند، بنابراین هیچ نفتکشی اجازهی عبور ندارد. ناامیدی بهسرعت شدت گرفت:
- ابتدا ابوظبی از تمدید وام ۳٫۵ میلیارد دلاری به پاکستان سر باز زد.
- سپس از فدرال رزرو آمریکا درخواست مبادلهی ارزی کرد.
- فرار سرمایه به بهمنی عظیم بدل شد: تمام غولهای مالی بینالمللی در امارات مستقر بودند — یا بهتر است بگوییم، بودند. مقصد اولیه تایلند بود (بهخاطر کیفیت بالای زندگی)، ولی حالا سرمایهها عمدتاً به هنگکنگ منتقل میشوند — حدود ۴۰ میلیارد دلار در هفته.
➖ در واقع، امارات یک «زائده» سیاسی است: در سال ۱۹۷۱ از عمان جدا شد، طبق یک طرح بریتانیایی دیگر. زائدهای با جمعیت ۱۱ میلیون نفری، که فقط یک میلیون نفر آن اعراب اماراتی هستند. بیشتر کشور بیابان است و ارتش ۶۰ هزار نفریاش را مزدوران خارجی تشکیل میدهند.
➖ امارات نه صنعت دارد، نه صنایع دفاعی، نه کشاورزی. منابع درآمدش نفت، تجارت مالی و — تا امروز — گردشگری بوده است، برای جذب تودههای سردرگمی که مجذوب زرقوبرق کورکننده آن هستند.
امنیتاش توسط امپراتوری دزدان دریایی و کنسرسیوم اپستین تأمین میشد. اما عملاً نه — همانطور که جنگ ایران آن را ثابت کرد.
📎 پایان بخش اول
ادامه دارد
@Hesfir
✔️ بازی قدرت امارات
🖋 پپه اسکوبار، ژئواستراتژیست
📎 بخش دوم و پایانی
➖ از لحاظ سیاست خارجی نیز کمتر کشوری به جز اسرائیل با امارات در «بدخویی» قابل قیاس است. در کودتای نظامی مصر در سرنگونی مرسی نقش داشت؛ از کودتا در ترکیه حمایت کرد؛ در جنگ داخلی لیبی دخالت کرد و سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن را پیش برد؛ همراه گروههای افراطی در غرب آسیا برای تکهتکه کردن سومالی عمل کرد؛ از جداییطلبان در جنگ داخلی سودان پشتیبانی کرد؛ و در یمن نسبت به انصارالله و حوثیها بسیار تهاجمی عمل نمود.
➖ اما متحدان امارات کدامند؟ فقط همان گروههای کودتاچی در غرب آسیا، همین. در اوج جنگ علیه ایران، ابوظبی سامانهی «گنبد آهنین» دریافت کرد — آن هم با اپراتورهای ارتش اسرائیل.
امارات عملاً با تمام همسایگان خود در تضاد است. اکنون تمرکز جدیدش سرمایهگذاری در جنگ انرژی علیه ریاض است.
➖ آیا این «زائده» آیندهی پایداری دارد؟ احتمالاً نه. دانشوران متعددی، با شناخت تاریخی عمیق، همین حالا سناریوهای فروپاشی را مطرح کردهاند.
ممکن است افسانهی «امارات» بهزودی فروبپاشد؛ مثلاً تشکیل جمهوری شارجه کاملاً محتمل است.
ابوظبی شاید توسط سعودیها بلعیده شود — و محمد بن زاید به غرب پناه ببرد. در کوتاهمدت، اگر ترامپ دوباره جنگ را آغاز کند و با توجه به اینکه خاک و پایگاههای امارات برای حمله به ایران مورد استفاده قرار گرفتند، نیروی سپاه ممکن است ضربهی نهایی را وارد سازد.
➖ پس از خروج از اوپک و اوپک پلاس، امارات ممکن است از اتحادیه عرب و حتی شورای همکاری خلیج فارس نیز خارج شود. دور از تصور نیست که زائدهی بن زاید بهکلی از «صحنه جهانی» خارج گردد.
@Hesfir
🖋 رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو:
➖ اعلام «اسکورت» کشتیها از طریق تنگه هرمز توسط ترامپ، یادآور حادثه معروف «خلیج تونکین در سال ۱۹۶۴» است...
➖ یک بهانه ساختگی برای اینکه ایالات متحده دخالت نظامی خود را در جنگ ویتنام بهطور گسترده افزایش دهد.
➖ خودتان را برای تشدید بزرگ تنش با ایران آماده کنید.
@Hesfir
✔️ چین برای اولین بار «قانون مسدودکننده» خود را فعال کرد
➖ وزارت بازرگانی (MOFCOM) چین برای نخستین بار «مقررات مسدودکننده ۲۰۲۱» خود را فعال کرد. بر اساس این حکم، به همه شرکتها دستور داده شده است تحریمهای آمریکا که تحت فرمانهای اجرایی ۱۳۹۰۲ و ۱۳۸۴۶ علیه ۵ پالایشگاه مستقل چینی (معروف به teapot refineries) بهدلیل مشارکت در معاملات نفت ایران اعمال شدهاند را به رسمیت نشناسند، اجرا نکنند و از آنها تبعیت نکنند.
➖ پکن اقدامات ایالات متحده را که تحت دو فرمان اجرایی اعمال شده است، استفادهای «ناموجیه» و «نادرست» از قوانین فرامرزی خواند.
➖ این اقدام، شرکتهای چندملیتی را که در هر دو بازار فعالیت میکنند، در یک تضاد حقوقی مستقیم قرار میدهد: اکنون رعایت تحریمهای آمریکا خطر نقض قوانین چین را به همراه دارد و بالعکس.
➖ بانکهای جهانی و شرکتهایی که با دلار سر و کار دارند، در صورت ادامه معامله با پالایشگاههای مذکور، با ریسک تحریمهای ثانویه مواجه خواهند بود.
➖ تحلیلگران این دستور را گامی مهم به سوی ایجاد چارچوبهای قانونی رقیب در تجارت جهانی توصیف میکنند که میتواند روند «جدایی اقتصادی» بین این دو قدرت بزرگ را تسریع کند.
@Hesfir
✔️ چرا ایران محکم ایستاده است؟
➖ پایگاه خبری اسپیرینتر پرس: راهبرد آمریکا ساده است: حذف رهبران تا زمانی که در نهایت فردی پیدا شود که با همهچیز موافقت کند. این روش در بسیاری از حکومتهای خودکامه کار میکند؛ زیرا نخبگان در چنین نظامهایی بیشتر به ترس و منافع مالی وابستهاند. اگر رأس هرم کنار زده شود، بقیه بهسرعت وارد چانهزنی و معامله میشوند.
➖ اما در مورد ایران چنین نیست.
ایران به معنای رایج یک حکومت خودکامه نیست؛ میتوان آن را نوعی «ایدئوکراسی» [ایده سالاری] دانست. در این ساختار، قدرت نه در دست یک فرد یا یک خاندان، بلکه در چارچوب نهادی منظم قرار دارد که با یک ایدئولوژی مشترک به هم پیوند خورده است.
➖ در چنین نظامهایی معیار گزینش متفاوت است. مسئله این نیست که «چه کسی ثروت بیشتری اندوخته» یا «کدام خانواده نفوذ بیشتری دارد»، بلکه این است که «چه کسی وفاداری خود به آرمان و نظام را در عمل ثابت کرده است».
➖ بههمین دلیل، روش «حذفهای هدفمند» که گاه علیه برخی حکومتهای خودکامه مؤثر بوده، در اینجا نتیجه معکوس داده است. بهجای فروپاشی، انسجام داخلی افزایش یافته است.
➖ در نظامهایی که نخبگان بر انباشت سرمایه تمرکز دارند، ترس از دست دادن داراییها میتواند آنها را فلج کند. در چنین شرایطی، رأس قدرت ممکن است به مذاکره، عقبنشینی یا حتی معامله برای حفظ منافع خود روی بیاورد.
➖ به نظر میرسد برخی استراتژیستهای غربی ایران را با همان معیارها سنجیدهاند؛ تصور کردهاند نخبگان دچار ترس و تزلزل میشوند و به سمت معامله میروند. اما با واقعیتی متفاوت روبهرو شدهاند:
ساختار قدرت بهگونهای است که لایه بعدی رهبری آماده است بلافاصله با وفاداری به ایدهی مرکزی، جای فرد حذفشده را بگیرد.
@Hesfir
هدایت شده از اندیشکده حدید
🌟 سلسله نشستهای
«ایستادن در آستانه»
🌍 موضوع کارگاه:
تبارشناسی لابی یهود در سیاست جهانی؛
از اروپای عصر رنسانس تا آمریکای ترامپ
👤 استاد دوره: جناب آقای علی کدخدایی
(پژوهشگر مطالعات یهود و تحلیلگر سیاسی)
🗓 تاریخ برگزاری: چهارشنبهها، ۱۶ و ۲۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ (به مدت ۲ هفته)
⏰ زمان: ساعت ۱۵:۰۰ الی ۱۹:۰۰
📍 مکان: اصفهان، خیابان صائب، جنب آرامگاه صائب، ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی هنری مساجد استان اصفهان
🎓 توجه: به شرکتکنندگان در این دوره، گواهی معتبر پایان دوره اعطا خواهد شد.
جهت ثبتنام 🔻
https://digiform.ir/amoozeshfahma
@Hesfir
🖋 الکساندر دوگین، فیلسوف اوراسیاگرای روس:
➖ در کنار روسیه، ایران، چین و ایدهی جهان چندقطبی ایستادن، یعنی در کنار هستی در برابر نیستی ایستادن. غرب (پسا)مدرن دژِ نیستی و نیهیلیسم است.
➖ غرب در حال سقوط و فروپاشی است، با این حال هنوز تظاهر میکند که یک هژمون است؛ مضحک است. یک موجودیت در حال محو شدن! هیچ دلیلی برای ادامهٔ وجود چنین ساختاری وجود ندارد.
➖ در جهان چندقطبی با بهرهگیری از ابزارها و راهبردهای نامتقارن و برخورداری از ارادهای آهنین، کشورهایی که توان محدودتری از ایالات متحده دارند میتوانند خسارتهای سنگینی به هژمونی آن وارد کنند.
@Hesfir
✔️ ایران، چین و روسیه «نظم جدید غرب آسیا» را شکل میدهند
🖋 پپه اسکوبار، پایگاه خبری اسپوتنیک
➖ تهران و پکن بر سر یک معماری جدید امنیتی و توسعهای منطقهای همسو شدهاند که حضور نظامی آمریکا را به حاشیه میراند.
➖ ایران با بهرهگیری از کنترل تنگه هرمز، حاکمیت مالی خود را تقویت کرده و زیرساختهای آسیبدیده از جنگ را بازسازی میکند.
➖ روسیه مشارکت در طرح «اوراسیای بزرگ» را تقویت میکند و غرب آسیا را به چارچوب چندقطبی آفرو-اوراسیایی - Afro-Eurasian - پیوند میدهد.
➖ ظهور مثلث روسیه–ایران–چین نشاندهنده شکلگیری غرب آسیایی چندقطبی است؛ جایی که تحریمها، فشارها و سیاستهای یکجانبه آمریکا بهتدریج نفوذ خود را از دست میدهند و توازن قدرت در سطح منطقهای و جهانی در حال دگرگونی است.
@Hesfir
🖋 دکتر امیرحسین پرورش
➖ در حالی که ترامپ همچنان منتظر است صنعت نفت ایران بر اثر بسته شدن چاهها و توقف تولید نفت منفجر شود! باید این نکته را در نظر بگیرد که تولید نفت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از زمان آغاز انسداد تنگه هرمز با نرخ بسیار بالاتری از تولید ایران کاهش یافته و برخلاف امکانات سرزمینی ایران، گزینههای زمینی بسیار کمتری نیز برای دور زدن تنگه در اختیار دارند.
در نتیجه، اگر پای تشدید تنش به میان بیاید، ایران در ایجاد اختلال در تولید نفت دست بالاتر را دارد.
➖ بر اساس گزارش بلومبرگ، ایران از زمان شروع جنگ کمترین میزان کاهش تولید نفت در منطقه خلیج فارس را داشته و افت تولید آن حدود ۱۱ درصد بوده است.
➖ در مقابل، تولید در دیگر کشورهای تولیدکننده خلیج فارس بهشدت کاهش یافته است. عربستان سعودی با افت ۲۹ درصدی ( با بهره گیری از خط لوله شرق به غرب) و امارات متحده عربی با کاهش ۴۰ درصدی (با استفاده از زیرساختهای بندر فجیره) همچنان امکان صادرات نفت خام بدون عبور از تنگه هرمز را داشتهاند و تا حدی از شوک انسداد تنگه هرمز در امان ماندهاند. حملات انجام شده به تأسیسات نفتی بندر فجیره میتواند تولید نفت امارات در روزهای آتی را با چالشهای جدیتری روبرو کند.
همچنین عراق با کاهش ۶۳ درصدی و کویت با افت ۶۹ درصدی،به علت عدم دسترسی به مسیرهای جایگزین صادراتی، آسیب شدیدتری را در میان تولیدکنندگان منطقه دیدهاند.
➖ در همین حال، تولید نفت ونزوئلا همچنان روند صعودی خود را ادامه میدهد و لیبی نیز توانسته تولید خود را نزدیک به بالاترین سطح در ۱۳ سال اخیر حفظ کند.
@Hesfir
✔️ کمربند و جاده در برابر محاصره دریایی
🖋 دکتر امیرحسین پرورش
➖ ایران در حال هدایت اقتصاد خود به سمت آسیای مرکزی و چین است.
شبکه ریلی چین نیز بر همین اساس به یکی از شریانهای اصلی اقتصاد ایران در شرایط کنونی تبدیل شده است.
➖ از زمان آغاز محاصره دریایی آمریکا در ۱۳ آوریل، تعداد قطارهای باری در مسیر «شیآن–تهران» از هفتهای یک قطار به بیش از دو قطار در هفته افزایش یافته است.
با افزایش تقاضا برای حمل بار از مسیر ریلی، کرایه حمل حدود ۴۰ درصد افزایش یافته و قطارها با ظرفیت کامل در این مسیر در حرکتند.
با این حال، کریدور ریلی «شیآن–تهران» اگرچه زمان نقل و انتقال بار میان ایران و چین را به نصف کاهش داده اما فقط میتواند بخش کوچکی از حجم باری را جابهجا کند که ایران تا پیش از این از راه دریا منتقل میکرده است.
➖ به عبارت دیگر، تجارت دریایی ایران ــ که اکنون تحت محاصره قرار گرفته ــ در مقیاسی بوده که حملونقل ریلی در شرایط و ظرفیت کنونی توان جایگزینی کامل آن را ندارد.
این مسیر بیشتر نقش یک راهکار موجود برای کاهش فشار محاصره دریایی را دارد، نه یک راهحل نهایی برای دور زدن آن.
با اینحال با تعدیل انتظارات باید دانست این بخشی از ساختار بزرگتر حمل و نقلی است که ایران سالها در تلاش برای شکل دادن به آن است.
➖ گسترش مسیر ریلی، پیگیری پیشرفت کریدور «شمال به جنوب- INSTC»، افزایش حجم حملونقل جادهای از طریق عراق و ترکیه، و تقویت همکاریهای لجستیکی با چین، همگی با هدف کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهایی طراحی شدهاند که اکنون از سمت ایالات متحده بر ایران در حال اعمال شدن است.
➖ ریلها و خطوط لولهای که اکنون ایران، روسیه و چین را به هم متصل میکنند و در آینده چون مویرگهای حیاتی نظم چندقطبی گسترش خواهند یافت، جایگزین مسیرهای دریایی کهن نظیر تنگهی هرمز و تنگهی مالاکا نخواهند شد؛ بلکه آنها را تقویت و تکمیل میکنند. این مسیرهای جدید خطوط پشتیبانی هستند که به همگرایی در حال ظهور آفرو-اوراسیایی امکان میدهند توان و نفوذ خود را در خشکی و در سراسر کمربند پیرامونی اقیانوس هند، دریای عمان، خلیج فارس و دریای سرخ گسترش دهند، تا حاکمیت - Sovereignty - سیاسی و اقتصادی خود را در برابر امپراتوری ایالات متحده تقویت نمایند.
@Hesfir
✔️ زمستان امپراتوری
🖋 کنستانتین فون هوفمایستر، پژوهشگر فلسفه
➖ از منظر ریختشناسی (مورفولوژی) تاریخیِ اسوالد اشپنگلر [فیلسوف آلمانی و نویسندهی کتاب مشهور انحطاط غرب]، وضعیت کنونی جهان غرب را باید نه یک رخداد تصادفی، بلکه مرحلهای از سیر انداموار تمدنها دانست. در دستگاه مفهومی او، تمدنها بهندرت بر اثر شکست نظامی از میان میروند؛ بلکه زمانی به «زمستان» خود وارد میشوند که صورت تاریخیشان به کمال رسیده و نیروی آفرینندهٔ فرهنگ (Kultur) جای خود را به عقلانیت سازمانی و اداریِ تمدن (Zivilisation) میدهد. در این مرحله، دستاوردهای بزرگ بهتدریج در قالبهای بوروکراتیک منجمد میشوند و پیروزیهای تاریخی به نشانههای فرسودگی و انحطاط بدل میگردند.
➖ غربِ معاصر—که اشپنگلر آن را فرهنگ «فاوستی» مینامد— با وجود برتری فناورانه و توان بیهمتای سازمانی، بیش از پیش یادآور مرحلهٔ پایانی تمدنها در الگوی ریختشناختی اوست: نظمی مقتدر و کارآمد، اما با تهیشدگی درونیِ نیروی خلاقه. این وضعیت به تعبیر اشپنگلر مشابه دورهٔ «امپراتوریهای جهانشمول» (Caesarism) در اواخر چرخهٔ تمدنی آنهاست؛ مرحلهای که در آن ساختارها به اوج کارآمدی میرسند، اما روح فرهنگی که آنها را پدید آورده بود، فروکش کرده است—گویی چشماندازی که برای سکونت سامان یافته، اما شور آغازینِ آفرینش در آن خاموش شده است.
➖ از منظر یک نظم در حال گذار به جهان چندقطبی، تهدید اصلی برای چنین تمدنی نه لزوماً از بیرون، بلکه از درون برمیخیزد: لحظهای که فرهنگی که زمانی با «احساس سرنوشت» به سوی نامتناهی میتاخت، به ترجیح امنیت، رفاه و ثبات نهادی روی میآورد. در این چارچوب، تاریخ— در معنای اشپنگلری آن—به تدریج انرژی خود را به سوی جوامعی منتقل میکند که هنوز خود را حامل یک رسالت تاریخی میدانند؛ در حالی که غرب، پس از رسیدن به صورت نهایی تمدنی خود، به آهستگی توان «شدن» تاریخی خویش را از یاد میبرد.
@Hesfir