✔️ بازی قدرت امارات
🖋 پپه اسکوبار، ژئواستراتژیست
📎 بخش دوم و پایانی
➖ از لحاظ سیاست خارجی نیز کمتر کشوری به جز اسرائیل با امارات در «بدخویی» قابل قیاس است. در کودتای نظامی مصر در سرنگونی مرسی نقش داشت؛ از کودتا در ترکیه حمایت کرد؛ در جنگ داخلی لیبی دخالت کرد و سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن را پیش برد؛ همراه گروههای افراطی در غرب آسیا برای تکهتکه کردن سومالی عمل کرد؛ از جداییطلبان در جنگ داخلی سودان پشتیبانی کرد؛ و در یمن نسبت به انصارالله و حوثیها بسیار تهاجمی عمل نمود.
➖ اما متحدان امارات کدامند؟ فقط همان گروههای کودتاچی در غرب آسیا، همین. در اوج جنگ علیه ایران، ابوظبی سامانهی «گنبد آهنین» دریافت کرد — آن هم با اپراتورهای ارتش اسرائیل.
امارات عملاً با تمام همسایگان خود در تضاد است. اکنون تمرکز جدیدش سرمایهگذاری در جنگ انرژی علیه ریاض است.
➖ آیا این «زائده» آیندهی پایداری دارد؟ احتمالاً نه. دانشوران متعددی، با شناخت تاریخی عمیق، همین حالا سناریوهای فروپاشی را مطرح کردهاند.
ممکن است افسانهی «امارات» بهزودی فروبپاشد؛ مثلاً تشکیل جمهوری شارجه کاملاً محتمل است.
ابوظبی شاید توسط سعودیها بلعیده شود — و محمد بن زاید به غرب پناه ببرد. در کوتاهمدت، اگر ترامپ دوباره جنگ را آغاز کند و با توجه به اینکه خاک و پایگاههای امارات برای حمله به ایران مورد استفاده قرار گرفتند، نیروی سپاه ممکن است ضربهی نهایی را وارد سازد.
➖ پس از خروج از اوپک و اوپک پلاس، امارات ممکن است از اتحادیه عرب و حتی شورای همکاری خلیج فارس نیز خارج شود. دور از تصور نیست که زائدهی بن زاید بهکلی از «صحنه جهانی» خارج گردد.
@Hesfir
🖋 رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو:
➖ اعلام «اسکورت» کشتیها از طریق تنگه هرمز توسط ترامپ، یادآور حادثه معروف «خلیج تونکین در سال ۱۹۶۴» است...
➖ یک بهانه ساختگی برای اینکه ایالات متحده دخالت نظامی خود را در جنگ ویتنام بهطور گسترده افزایش دهد.
➖ خودتان را برای تشدید بزرگ تنش با ایران آماده کنید.
@Hesfir
✔️ چین برای اولین بار «قانون مسدودکننده» خود را فعال کرد
➖ وزارت بازرگانی (MOFCOM) چین برای نخستین بار «مقررات مسدودکننده ۲۰۲۱» خود را فعال کرد. بر اساس این حکم، به همه شرکتها دستور داده شده است تحریمهای آمریکا که تحت فرمانهای اجرایی ۱۳۹۰۲ و ۱۳۸۴۶ علیه ۵ پالایشگاه مستقل چینی (معروف به teapot refineries) بهدلیل مشارکت در معاملات نفت ایران اعمال شدهاند را به رسمیت نشناسند، اجرا نکنند و از آنها تبعیت نکنند.
➖ پکن اقدامات ایالات متحده را که تحت دو فرمان اجرایی اعمال شده است، استفادهای «ناموجیه» و «نادرست» از قوانین فرامرزی خواند.
➖ این اقدام، شرکتهای چندملیتی را که در هر دو بازار فعالیت میکنند، در یک تضاد حقوقی مستقیم قرار میدهد: اکنون رعایت تحریمهای آمریکا خطر نقض قوانین چین را به همراه دارد و بالعکس.
➖ بانکهای جهانی و شرکتهایی که با دلار سر و کار دارند، در صورت ادامه معامله با پالایشگاههای مذکور، با ریسک تحریمهای ثانویه مواجه خواهند بود.
➖ تحلیلگران این دستور را گامی مهم به سوی ایجاد چارچوبهای قانونی رقیب در تجارت جهانی توصیف میکنند که میتواند روند «جدایی اقتصادی» بین این دو قدرت بزرگ را تسریع کند.
@Hesfir
✔️ چرا ایران محکم ایستاده است؟
➖ پایگاه خبری اسپیرینتر پرس: راهبرد آمریکا ساده است: حذف رهبران تا زمانی که در نهایت فردی پیدا شود که با همهچیز موافقت کند. این روش در بسیاری از حکومتهای خودکامه کار میکند؛ زیرا نخبگان در چنین نظامهایی بیشتر به ترس و منافع مالی وابستهاند. اگر رأس هرم کنار زده شود، بقیه بهسرعت وارد چانهزنی و معامله میشوند.
➖ اما در مورد ایران چنین نیست.
ایران به معنای رایج یک حکومت خودکامه نیست؛ میتوان آن را نوعی «ایدئوکراسی» [ایده سالاری] دانست. در این ساختار، قدرت نه در دست یک فرد یا یک خاندان، بلکه در چارچوب نهادی منظم قرار دارد که با یک ایدئولوژی مشترک به هم پیوند خورده است.
➖ در چنین نظامهایی معیار گزینش متفاوت است. مسئله این نیست که «چه کسی ثروت بیشتری اندوخته» یا «کدام خانواده نفوذ بیشتری دارد»، بلکه این است که «چه کسی وفاداری خود به آرمان و نظام را در عمل ثابت کرده است».
➖ بههمین دلیل، روش «حذفهای هدفمند» که گاه علیه برخی حکومتهای خودکامه مؤثر بوده، در اینجا نتیجه معکوس داده است. بهجای فروپاشی، انسجام داخلی افزایش یافته است.
➖ در نظامهایی که نخبگان بر انباشت سرمایه تمرکز دارند، ترس از دست دادن داراییها میتواند آنها را فلج کند. در چنین شرایطی، رأس قدرت ممکن است به مذاکره، عقبنشینی یا حتی معامله برای حفظ منافع خود روی بیاورد.
➖ به نظر میرسد برخی استراتژیستهای غربی ایران را با همان معیارها سنجیدهاند؛ تصور کردهاند نخبگان دچار ترس و تزلزل میشوند و به سمت معامله میروند. اما با واقعیتی متفاوت روبهرو شدهاند:
ساختار قدرت بهگونهای است که لایه بعدی رهبری آماده است بلافاصله با وفاداری به ایدهی مرکزی، جای فرد حذفشده را بگیرد.
@Hesfir
هدایت شده از اندیشکده حدید
🌟 سلسله نشستهای
«ایستادن در آستانه»
🌍 موضوع کارگاه:
تبارشناسی لابی یهود در سیاست جهانی؛
از اروپای عصر رنسانس تا آمریکای ترامپ
👤 استاد دوره: جناب آقای علی کدخدایی
(پژوهشگر مطالعات یهود و تحلیلگر سیاسی)
🗓 تاریخ برگزاری: چهارشنبهها، ۱۶ و ۲۳ اردیبهشتماه ۱۴۰۵ (به مدت ۲ هفته)
⏰ زمان: ساعت ۱۵:۰۰ الی ۱۹:۰۰
📍 مکان: اصفهان، خیابان صائب، جنب آرامگاه صائب، ستاد هماهنگی کانونهای فرهنگی هنری مساجد استان اصفهان
🎓 توجه: به شرکتکنندگان در این دوره، گواهی معتبر پایان دوره اعطا خواهد شد.
جهت ثبتنام 🔻
https://digiform.ir/amoozeshfahma
@Hesfir
🖋 الکساندر دوگین، فیلسوف اوراسیاگرای روس:
➖ در کنار روسیه، ایران، چین و ایدهی جهان چندقطبی ایستادن، یعنی در کنار هستی در برابر نیستی ایستادن. غرب (پسا)مدرن دژِ نیستی و نیهیلیسم است.
➖ غرب در حال سقوط و فروپاشی است، با این حال هنوز تظاهر میکند که یک هژمون است؛ مضحک است. یک موجودیت در حال محو شدن! هیچ دلیلی برای ادامهٔ وجود چنین ساختاری وجود ندارد.
➖ در جهان چندقطبی با بهرهگیری از ابزارها و راهبردهای نامتقارن و برخورداری از ارادهای آهنین، کشورهایی که توان محدودتری از ایالات متحده دارند میتوانند خسارتهای سنگینی به هژمونی آن وارد کنند.
@Hesfir
✔️ ایران، چین و روسیه «نظم جدید غرب آسیا» را شکل میدهند
🖋 پپه اسکوبار، پایگاه خبری اسپوتنیک
➖ تهران و پکن بر سر یک معماری جدید امنیتی و توسعهای منطقهای همسو شدهاند که حضور نظامی آمریکا را به حاشیه میراند.
➖ ایران با بهرهگیری از کنترل تنگه هرمز، حاکمیت مالی خود را تقویت کرده و زیرساختهای آسیبدیده از جنگ را بازسازی میکند.
➖ روسیه مشارکت در طرح «اوراسیای بزرگ» را تقویت میکند و غرب آسیا را به چارچوب چندقطبی آفرو-اوراسیایی - Afro-Eurasian - پیوند میدهد.
➖ ظهور مثلث روسیه–ایران–چین نشاندهنده شکلگیری غرب آسیایی چندقطبی است؛ جایی که تحریمها، فشارها و سیاستهای یکجانبه آمریکا بهتدریج نفوذ خود را از دست میدهند و توازن قدرت در سطح منطقهای و جهانی در حال دگرگونی است.
@Hesfir
🖋 دکتر امیرحسین پرورش
➖ در حالی که ترامپ همچنان منتظر است صنعت نفت ایران بر اثر بسته شدن چاهها و توقف تولید نفت منفجر شود! باید این نکته را در نظر بگیرد که تولید نفت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس از زمان آغاز انسداد تنگه هرمز با نرخ بسیار بالاتری از تولید ایران کاهش یافته و برخلاف امکانات سرزمینی ایران، گزینههای زمینی بسیار کمتری نیز برای دور زدن تنگه در اختیار دارند.
در نتیجه، اگر پای تشدید تنش به میان بیاید، ایران در ایجاد اختلال در تولید نفت دست بالاتر را دارد.
➖ بر اساس گزارش بلومبرگ، ایران از زمان شروع جنگ کمترین میزان کاهش تولید نفت در منطقه خلیج فارس را داشته و افت تولید آن حدود ۱۱ درصد بوده است.
➖ در مقابل، تولید در دیگر کشورهای تولیدکننده خلیج فارس بهشدت کاهش یافته است. عربستان سعودی با افت ۲۹ درصدی ( با بهره گیری از خط لوله شرق به غرب) و امارات متحده عربی با کاهش ۴۰ درصدی (با استفاده از زیرساختهای بندر فجیره) همچنان امکان صادرات نفت خام بدون عبور از تنگه هرمز را داشتهاند و تا حدی از شوک انسداد تنگه هرمز در امان ماندهاند. حملات انجام شده به تأسیسات نفتی بندر فجیره میتواند تولید نفت امارات در روزهای آتی را با چالشهای جدیتری روبرو کند.
همچنین عراق با کاهش ۶۳ درصدی و کویت با افت ۶۹ درصدی،به علت عدم دسترسی به مسیرهای جایگزین صادراتی، آسیب شدیدتری را در میان تولیدکنندگان منطقه دیدهاند.
➖ در همین حال، تولید نفت ونزوئلا همچنان روند صعودی خود را ادامه میدهد و لیبی نیز توانسته تولید خود را نزدیک به بالاترین سطح در ۱۳ سال اخیر حفظ کند.
@Hesfir
✔️ کمربند و جاده در برابر محاصره دریایی
🖋 دکتر امیرحسین پرورش
➖ ایران در حال هدایت اقتصاد خود به سمت آسیای مرکزی و چین است.
شبکه ریلی چین نیز بر همین اساس به یکی از شریانهای اصلی اقتصاد ایران در شرایط کنونی تبدیل شده است.
➖ از زمان آغاز محاصره دریایی آمریکا در ۱۳ آوریل، تعداد قطارهای باری در مسیر «شیآن–تهران» از هفتهای یک قطار به بیش از دو قطار در هفته افزایش یافته است.
با افزایش تقاضا برای حمل بار از مسیر ریلی، کرایه حمل حدود ۴۰ درصد افزایش یافته و قطارها با ظرفیت کامل در این مسیر در حرکتند.
با این حال، کریدور ریلی «شیآن–تهران» اگرچه زمان نقل و انتقال بار میان ایران و چین را به نصف کاهش داده اما فقط میتواند بخش کوچکی از حجم باری را جابهجا کند که ایران تا پیش از این از راه دریا منتقل میکرده است.
➖ به عبارت دیگر، تجارت دریایی ایران ــ که اکنون تحت محاصره قرار گرفته ــ در مقیاسی بوده که حملونقل ریلی در شرایط و ظرفیت کنونی توان جایگزینی کامل آن را ندارد.
این مسیر بیشتر نقش یک راهکار موجود برای کاهش فشار محاصره دریایی را دارد، نه یک راهحل نهایی برای دور زدن آن.
با اینحال با تعدیل انتظارات باید دانست این بخشی از ساختار بزرگتر حمل و نقلی است که ایران سالها در تلاش برای شکل دادن به آن است.
➖ گسترش مسیر ریلی، پیگیری پیشرفت کریدور «شمال به جنوب- INSTC»، افزایش حجم حملونقل جادهای از طریق عراق و ترکیه، و تقویت همکاریهای لجستیکی با چین، همگی با هدف کاهش آسیبپذیری در برابر فشارهایی طراحی شدهاند که اکنون از سمت ایالات متحده بر ایران در حال اعمال شدن است.
➖ ریلها و خطوط لولهای که اکنون ایران، روسیه و چین را به هم متصل میکنند و در آینده چون مویرگهای حیاتی نظم چندقطبی گسترش خواهند یافت، جایگزین مسیرهای دریایی کهن نظیر تنگهی هرمز و تنگهی مالاکا نخواهند شد؛ بلکه آنها را تقویت و تکمیل میکنند. این مسیرهای جدید خطوط پشتیبانی هستند که به همگرایی در حال ظهور آفرو-اوراسیایی امکان میدهند توان و نفوذ خود را در خشکی و در سراسر کمربند پیرامونی اقیانوس هند، دریای عمان، خلیج فارس و دریای سرخ گسترش دهند، تا حاکمیت - Sovereignty - سیاسی و اقتصادی خود را در برابر امپراتوری ایالات متحده تقویت نمایند.
@Hesfir
✔️ زمستان امپراتوری
🖋 کنستانتین فون هوفمایستر، پژوهشگر فلسفه
➖ از منظر ریختشناسی (مورفولوژی) تاریخیِ اسوالد اشپنگلر [فیلسوف آلمانی و نویسندهی کتاب مشهور انحطاط غرب]، وضعیت کنونی جهان غرب را باید نه یک رخداد تصادفی، بلکه مرحلهای از سیر انداموار تمدنها دانست. در دستگاه مفهومی او، تمدنها بهندرت بر اثر شکست نظامی از میان میروند؛ بلکه زمانی به «زمستان» خود وارد میشوند که صورت تاریخیشان به کمال رسیده و نیروی آفرینندهٔ فرهنگ (Kultur) جای خود را به عقلانیت سازمانی و اداریِ تمدن (Zivilisation) میدهد. در این مرحله، دستاوردهای بزرگ بهتدریج در قالبهای بوروکراتیک منجمد میشوند و پیروزیهای تاریخی به نشانههای فرسودگی و انحطاط بدل میگردند.
➖ غربِ معاصر—که اشپنگلر آن را فرهنگ «فاوستی» مینامد— با وجود برتری فناورانه و توان بیهمتای سازمانی، بیش از پیش یادآور مرحلهٔ پایانی تمدنها در الگوی ریختشناختی اوست: نظمی مقتدر و کارآمد، اما با تهیشدگی درونیِ نیروی خلاقه. این وضعیت به تعبیر اشپنگلر مشابه دورهٔ «امپراتوریهای جهانشمول» (Caesarism) در اواخر چرخهٔ تمدنی آنهاست؛ مرحلهای که در آن ساختارها به اوج کارآمدی میرسند، اما روح فرهنگی که آنها را پدید آورده بود، فروکش کرده است—گویی چشماندازی که برای سکونت سامان یافته، اما شور آغازینِ آفرینش در آن خاموش شده است.
➖ از منظر یک نظم در حال گذار به جهان چندقطبی، تهدید اصلی برای چنین تمدنی نه لزوماً از بیرون، بلکه از درون برمیخیزد: لحظهای که فرهنگی که زمانی با «احساس سرنوشت» به سوی نامتناهی میتاخت، به ترجیح امنیت، رفاه و ثبات نهادی روی میآورد. در این چارچوب، تاریخ— در معنای اشپنگلری آن—به تدریج انرژی خود را به سوی جوامعی منتقل میکند که هنوز خود را حامل یک رسالت تاریخی میدانند؛ در حالی که غرب، پس از رسیدن به صورت نهایی تمدنی خود، به آهستگی توان «شدن» تاریخی خویش را از یاد میبرد.
@Hesfir
🖋قاسم العلی، تحلیل گر سعودی بازار انرژی
➖ بر اساس گزارش جیپی مورگان، موجودیهای جهانی نفت با سرعت در حال سقوط آزاد هستند.
و وقتی این خط به ۶.۸ میلیارد بشکه برسد، سیستم انرژی جهان دیگر فقط کند نمیشود، از کار میافتد.
➖ بر اساس جدول زمانی این سناریو:
• فوریه ۲۰۲۶ → جنگ با ایران باعث اختلال در عرضه میشود
• ژوئن ۲۰۲۶ → ذخایر جهانی به ۷.۶ میلیارد بشکه میرسد (سطح تنش عملیاتی / Operational Stress Level)
• سپتامبر ۲۰۲۶ → ذخایر به ۶.۸ میلیارد بشکه میرسد (کف عملیاتی سیستم / Operational Floor)
➖ آن عدد آخر صرفاً یک هشدار نیست.
این حداقل موجودی لازم برای حفظ فشار در خطوط لوله و ادامه فعالیت پالایشگاهها در سراسر جهان است.
اگر موجودی جهانی به زیر ۶.۸ میلیارد بشکه برسد:
• پالایشگاهها مجبور به توقف عملیات میشوند
• فشار در خطوط لوله افت میکند
• جریان انتقال سوخت در شبکه توزیع مختل میشود.
➖ از اینجا به بعد دیگر موضوع فقط قیمت نفت نیست.
موضوع از کار افتادن زیرساخت فیزیکی انرژی در مقیاس جهانی است.
وقتی سیستم فیزیکی دیگر قادر به تحویل نفت نباشد، قیمت نفت چقدر خواهد بود؟
هیچ مدلی برای چنین شرایطی وجود ندارد.
هیچ سابقه تاریخی برای آن نداریم.
و هیچ دستورالعمل آمادهای هم وجود ندارد.
➖ تقریباً ۴ ماه زمان باقی مانده است.
یا یک راهحل سیاسی/ژئوپلیتیک پیدا میشود،
یا تمام بازارهای جهان همزمان بازقیمتگذاری (Repricing) خواهند شد:
• انرژی
• غذا
• حملونقل دریایی
• تولید صنعتی
همه چیز به یک خط در یک نمودار وابسته است.
در حال حاضر، این تنها داستانی است که اهمیت دارد.
@Hesfir
✔️ کیشومات در ایران
🖋 رابرت کاگان، آتلانتیک
➖ رویارویی آمریکا با ایران، برخلاف جنگهای ویتنام، افغانستان یا عراق، میتواند به شکستی تبدیل شود که نه قابل جبران است و نه قابل نادیدهگرفتن. شکستهای گذشته آمریکا هرچند پرهزینه بودند، اما در نهایت موقعیت جهانی واشنگتن را متزلزل نکردند. در این بحران اما مسئله صرفاً یک ناکامی نظامی نیست، بلکه فروپاشی اعتبار و بازدارندگی آمریکاست؛ رخدادی که میتواند توازن قدرت منطقهای و جهانی را تغییر دهد.
➖ آمریکا و اسرائیل طی ۳۷ روز حملات سنگین، بخش بزرگی از ساختار نظامی و رهبری ایران را هدف قرار دادند، اما نه رژیم فروپاشید و نه امتیاز مهمی به دست آمد. اکنون امید واشنگتن به فشار اقتصادی و محاصره دریایی است، اما رژیمی که زیر بمباران گسترده تسلیم نشده، بعید است تنها با فشار اقتصادی عقبنشینی کند؛ بهویژه آنکه نشان داده برای حفظ قدرت، آماده تحمیل هزینههای سنگین به جامعه خود است.
➖ ازسرگیری حملات نظامی نیز راهحل روشنی ارائه نمیدهد. هر دور تازهای از درگیری میتواند به حمله ایران علیه زیرساختهای انرژی خلیج فارس منجر شود؛ زیرساختهایی که آسیب به آنها نهفقط اقتصاد منطقه، بلکه اقتصاد جهانی را دچار بحران میکند. حمله به میدان گازی پارس جنوبی و پاسخ ایران به تأسیسات رأسلفان قطر، نشان داد که تنها چند حمله محدود میتواند به اختلالی چندساله در بازار انرژی منجر شود. همین خطر بود که آمریکا را به توقف حملات و پذیرش آتشبس سوق داد.
➖ حتی در صورت تشدید بمبارانها، ایران همچنان قادر خواهد بود پیش از هر فروپاشی احتمالی، با موشکها و پهپادهای خود صادرات نفت و گاز منطقه را مختل کند. پیامد چنین وضعیتی میتواند جهش شدید قیمت نفت، تورم جهانی و کمبود گسترده کالاهای اساسی باشد. به همین دلیل، آمریکا در وضعیتی قرار گرفته که نه راه مطمئنی برای پیروزی دارد و نه آمادگی ورود به جنگی طولانی، پرهزینه و نامطمئن.
➖ در این میان، مهمترین تحول، تثبیت کنترل ایران بر تنگه هرمز است. بازگشت به وضعیت پیشین بعید به نظر میرسد. کنترل تنگه اکنون به مهمترین اهرم راهبردی تهران تبدیل شده؛ ابزاری که امکان تأثیرگذاری مستقیم بر اقتصاد جهانی را فراهم میکند. ایران میتواند عبور کشتیها را محدود، کُند یا مشروط به روابط سیاسی مطلوب کند و از این طریق بر دولتهای وابسته به انرژی خلیج فارس فشار وارد آورد. این قدرت، در عمل، از ظرفیت هستهای ایران فوریتر و مؤثرتر است.
➖ بیاعتمادی تهران به واشنگتن نیز عمیقتر شده است. حمله به رهبران ایران در میانه مذاکرات، این تصور را تقویت کرده که هیچ توافقی با آمریکا پایدار نیست. همزمان، احتمال حملات دوباره اسرائیل نیز از نگاه ایران تهدیدی دائمی باقی خواهد ماند. در نتیجه، حفظ کنترل تنگه هرمز برای جمهوری اسلامی به مسئلهای حیاتی تبدیل شده است.
➖ این وضعیت میتواند ایران را از دل بحران، قدرتمندتر از گذشته بیرون بیاورد؛ کشوری که هم ظرفیت هستهای خود را حفظ کرده و هم به اهرم تازهای برای اعمال نفوذ جهانی دست یافته است. در مقابل، اسرائیل ممکن است بیش از پیش منزوی شود، زیرا بسیاری از کشورها برای حفظ امنیت انرژی خود، ناچار به تنظیم روابط با تهران خواهند بود و تمایلی به تشدید تنش با ایران نخواهند داشت.
➖ کشورهای عربی خلیج فارس نیز که دههها زیر چتر امنیتی آمریکا قرار داشتند، در صورت تضعیف بازدارندگی واشنگتن ناچار به سازگاری با ایران خواهند شد. کشورهای اروپایی و آسیایی وابسته به انرژی خلیج فارس نیز گزینه دیگری پیش رو ندارند؛ زیرا اگر آمریکا با آن قدرت دریایی نتواند امنیت تنگه را تضمین کند، هیچ ائتلاف دیگری نیز قادر به انجام آن نخواهد بود.
➖ جنگ با ایران همچنین محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا را آشکار کرده است. تنها چند هفته درگیری کافی بود تا نگرانی درباره کاهش ذخایر تسلیحاتی آمریکا و آمادگی آن برای بحرانهای بزرگتر افزایش یابد. این وضعیت میتواند رقبایی مانند چین و روسیه را جسورتر کند و همزمان، متحدان آمریکا را نسبت به توان و اراده واشنگتن برای دفاع از آنان مردد سازد.
➖ جهان بهتدریج وارد نظمی «پسا آمریکایی» میشود. نظمی که در آن، نفوذ آمریکا دیگر مانند گذشته تعیینکننده نیست. خلیج فارس شاید فقط نخستین صحنه آشکار این تغییر باشد.
@Hesfir