eitaa logo
اندیش‌کده حدید
268 دنبال‌کننده
109 عکس
60 ویدیو
2 فایل
تاملاتی در فلسفه، سیاست و اقتصاد ارتباط با ما: @hadidesf
مشاهده در ایتا
دانلود
✔️بن‌بست راهبردی واشینگتن-تهران 🖋فارن افرز ➖آمریکا در تلاش برای گریز از «دام جنگ فرسایشی» و «مهلکه‌ی» تمام‌عیار با ایران، اکنون در «بن‌بستِ» مذاکراتی گرفتار آمده است. ➖چارچوب توافق جدید همچنان مبهم و فاقد وضوح لازم است و قرائن حاکی از آن است که دو طرف بر سر محوری‌ترین مسائل، ازجمله تمایل ایران به اعطای امتیازات فوری در قبال برنامه هسته‌ای خود، در دو قطب متقابل قرار دارند. ➖نکته‌ی مأیوس‌کننده برای دولت ترامپ این است که حکومت ایران همچنان از پذیرش حداقل‌های مورد انتظار سرباز می‌زند و هیچ چشم‌انداز روشنی برای وادار کردن تهران به تسلیم وجود ندارد. ➖معضل ترامپ آنجاست که موضع او در میز مذاکره، تفاوت چشمگیری با دوران پیش از جنگ ندارد؛ وضعیتی که به‌هیچ‌وجه موید برتری راهبردی واشینگتن نیست. ➖دوراهی دوم برای کاخ سفید آن است که هر چه این بن‌بست تداوم یابد، افکار عمومی آمریکا به‌طور فزاینده‌ای پیامدهای تورمیِ ناشی از انسداد تنگه هرمز را در زندگی روزمره خود لمس خواهد کرد. ➖ترامپ برای خروج از این مخمصه، به‌شدت نیازمند چند امتیاز کوتاه‌مدت از سوی ایران است تا بتواند هزینه‌های سیاسیِ آغاز این درگیری را توجیه کند. اما تهران نه‌تنها حاضر به چنین امتیازدهی‌ای نیست، بلکه این واشینگتن است که برای گریز از این بن‌بست، ناچار به پذیرش مصالحه‌ای پرهزینه خواهد بود. @Hesfir
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 این تجمعات شبانه زن ایرانی را از ابژگی به سوژگی ارتقاء داد. @Hesfir
➖ از منظر افکار عمومی، «جنگ ایران» نخستین جنگ در تاریخ ایالات متحده آمریکا است که هرگز از حمایت عمومی برخوردار نبوده؛ نه در آغاز جنگ و نه در میانه‌‌ی آن. ➖ جنگ‌هایی مثل ویتنام یا عراق در ابتدا با حمایت مثبت شروع شدند (۳۷٪+ و ۵۲٪+) اما در نهایت به اعداد منفی (۳۱٪- و ۱۴٪-) رسیدند. اما جنگ ایران تنها جنگی است که در لحظه شروع، خالص میزان موافقت - Net Approval - منفی (۱۳٪-) بوده (تفریق میزان مخالفان از میزان موافقان) و در پایان ماه مه ۲۰۲۶، یعنی ۹۰ روز پس از آغاز جنگ به عدد فاجعه‌بار و تاریخی منفی ۳۰٪ رسیده است. @Hesfir
✔️ امارات سوخته‌ی عربی! ➖ با تقویت کریدور زمینی ایران–پاکستان، بنادر امارات در حال دور زده شدن هستند. افتتاح کریدور زمینی ایران–پاکستان، انحصار دریایی امارات بر ترانزیت در غرب آسیا را شکسته است؛ مسیری که با اتصال به کریدور ۶۰ میلیارد دلاری چین، عملاً محدودیت‌های ناشی از تنگه هرمز را دور می‌زند. ➖ کریدور تازه‌فعال‌شده میان تهران و اسلام‌آباد، که بر پایه توافق‌نامه حمل‌ونقل جاده‌ای سال ۲۰۰۸ میان دو کشور راه‌اندازی شده، اکنون شش مسیر زمینی را از بنادر اصلی پاکستان ــ شامل گوادر، کراچی و بندر قاسم ــ به گذرگاه‌های مرزی ایران در تفتان و گَبْد متصل می‌کند. ➖ هدف از فعال‌سازی این کریدور، انتقال کالا از جنوب به شمال ایران بدون نگرانی از محدودیت‌ها و موانع حمل‌ونقل دریایی است. ➖ بر اساس گزارش شورای امور بین‌الملل روسیه (RIAC)، نخستین محموله تجاری که از طریق این کریدور ارسال شده، با موفقیت به تاشکند، پایتخت ازبکستان، رسیده است. ➖ نقطه عطف این پروژه، اتصال آن به کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC) است. ایران از طریق مرزهای جنوب‌شرقی خود می‌تواند به شبکه‌ای ۳۰۰۰ کیلومتری متصل شود که غرب چین را به اقیانوس هند پیوند می‌دهد. ➖ این اتصال، مسیر تازه‌ای برای تجارت میان تهران، پکن و کشورهای آسیای مرکزی ایجاد می‌کند و فشار ناشی از تحریم‌ها و محدودیت‌های دریایی را کاهش خواهد داد. ➖ ترکیب این دو کریدور (شرق–غرب و شمال–جنوب) یک مثلث لجستیکی ایجاد می‌کند که جایگاه ایران را از یک کشور ترانزیتی صرف، به یک هاب منطقه‌ای ارتقا می‌دهد. ➖ در این میان، بازنده اصلی این تحول امارات است. دبی و ابوظبی که سال‌ها هاب اصلی ترانزیت و صادرات مجدد کالا به ایران و آسیای مرکزی بودند، اکنون با یک کریدور زمینی کم‌هزینه و رقیب مواجه شده‌اند. @Hesfir
✔️ ایران با مصرف داخلی نفت و صادرات گاز، محاصره دریایی و ناترازی برق را دور می‌زند ➖ ایران در حال هدایت حجم بیشتری از نفت خام و میعانات به پالایش داخلی و تولید برق است تا گاز طبیعی را آزاد کرده و برای صادرات خط لوله‌ای به عراق و ترکیه اختصاص دهد. این تغییر رویکرد، پاسخی به محاصره/مهار دریایی آمریکا است که صادرات دریابردِ نفت خام ایران را محدود کرده است. ➖ پاسخ حساب‌شده ایران: - به‌جای راکد گذاشتن نفت، تهران نفت خام و مایعات نفتی را مستقیماً به پالایشگاه‌ها، نیروگاه‌ها و صنایع پتروشیمی تزریق می‌کند؛ اقدامی که به تقویت اقتصاد ملی از درون کمک می‌کند. - این سیاست باعث آزادسازی بخش بیشتری از گاز طبیعی ایران—با توجه به اینکه ایران دومین ذخایر بزرگ گاز جهان را دارد—می‌شود تا امکان صادرات از مسیر خط لوله به شرکای منطقه‌ای مانند ترکیه و عراق افزایش یابد. - ایران همچنین بخشی از صادرات نفت را از مسیرهای غیردریایی پیش می‌برد: انتقال زمینی با ریل به چین و مسیرهای کامیونی به کشورهای همسایه؛ مسیرهایی که نیروی دریایی آمریکا عملاً توان مداخله مستقیم در آن‌ها را ندارد. ➖ قدرت منطقه‌ای، نه انزواطلبی: ایران به‌جای منزوی شدن، در حال تعمیق همگرایی انرژی با همسایگان است. ترکیه و عراق هر دو تا حد زیادی به گاز ایران وابسته‌اند؛ بغداد برای تأمین برق—به‌ویژه در استان‌های جنوبی—به این گاز اتکا دارد. این سطح از وابستگی متقابل، برای تهران اهرم سیاسی و نفوذ منطقه‌ای واقعی ایجاد می‌کند. ➖ بازی بلندمدت: محاصره آمریکا ممکن است درآمدهای نفتی ایران را مختل کرده باشد، اما هم‌زمان یک دگرگونی راهبردی را تسریع کرده است: حرکت ایران به سمت تبدیل شدن به یک هاب انرژی منطقه‌ای که بر دیپلماسی خط لوله تکیه دارد، نه وابستگی به مسیرهای دریایی و بازارهای جهانیِ متکی بر کشتیرانی. @Hesfir
✔️ تغییر فاز بازار نفت: پایان برداشت‌های سنگین از ذخایر استراتژیک در تابستان ۲۰۲۶ ➖ تحلیل داده‌های نمودار «برداشت جهانی از ذخایر استراتژیک» نشان‌دهنده یک تغییر جهت معنادار در سیاست‌های انرژی جهان است: ➖ توقف روند افزایشی: پس از یک بازه‌ی سه‌ماهه (آوریل تا ژوئن) که جهان شاهد برداشت‌های سنگین با میانگین ۷۶ تا ۷۹ میلیون بشکه در ماه برای جایگزینی نفت خلیج فارس بود، این روند با شیبی تند در حال فروکش است. ➖ سقوط پیش‌بینی‌شده: طبق پیش‌بینی‌ها، حجم برداشت از ذخایر از ۷۶ میلیون بشکه در ژوئن، به سطح بسیار پایین‌ترِ حدود ۲۰ تا ۲۲ میلیون بشکه در ماه‌های جولای و آگوست خواهد رسید. ➖ تغییر وزن بازیگران: در حالی که در بهار کشورهای متعددی (مانند ژاپن، هند و کشورهای اروپایی) در تزریق نفت به بازار مشارکت داشتند، پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد که بسیاری از آن‌ها از این روند خارج شده‌اند و «ایالات متحده» تنها بازیگر اصلی در عملیات برداشت تابستان باقی مانده است. ➖ این کاهش شدید در عرضه نفت از ذخایر استراتژیک، به معنای اتمام سیاست «تزریق حمایتی» توسط اکثر کشورهاست که می‌تواند در صورت تداوم تنش در خلیج فارس، فشار بر قیمت‌های جهانی را در نیمه دوم سال ۲۰۲۶ افزایش دهد. در بازار جهانی نفت، زمان به ضرر آمریکا و اروپا و به نفع ایران در حال گذر است. @Hesfir
سلسله نشست‌های فرهنگ و جامعه: 🔰رهیافت 📌 نشست اول: مردم چیست؟ 👤 با حضور: • دکتر امیرحسین پرورش • دکتر احمد مهرشاد • دکتر علی‌اکبر بقائی • احمدرضا رضایی • محمود فروزبخش 🗓 زمان: سه‌شنبه ۱۲ خردادماه ۱۴۰۵ - ساعت ۱۵ 📍 مکان: اصفهان، خیابان صائب، جنب آرامگاه صائب، مجتمع فرهنگی صائب 📜 همراه با اعطای گواهی حضور 🌐ثبت نام جهت شرکت در نشست و صدور گواهی: https://digiform.ir/event @Hesfir
هدایت شده از یونس در اقیانوس
🔺گفتگو با موضوع «پایان هژمونی غرب» 🔺باحضور علیرضا شفاه، علیرضا مکاریان‌پور، رسول نوروزی فیروز 📍دوشنبه، ۱۱خرداد ۱۴۰۵، ساعت ۲۲:۳۰ 📺 شبکهٔ چهار سیما @shiveh_tv4
✔️ بازار جهانی نفت با سریع‌ترین افت ذخایر از زمان بازگشت تقاضا پس از کرونا روبه‌رو شده است ➖ اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA) پیش‌بینی کرده در سه‌ماهه دوم سال، ذخایر نفتی روزانه ۸.۴۷ میلیون بشکه کاهش یابد و مجموع کاهش ذخایر از زمان آغاز درگیری‌ها به حدود یک میلیارد بشکه برسد. هم‌چنین تولید نفت خام اوپک از ۲۸.۶۵ میلیون بشکه در روز در فوریه به ۱۸.۹۸ میلیون بشکه در روز در آوریل رسیده است. عبور نفت از تنگه هرمز نیز هنوز به کمتر از ۱۰ درصد سطح پیش از جنگ بازگشته است. ➖ آمریکا هم‌زمان با آزادسازی ذخایر راهبردی نفت و ثبت بالاترین سطح صادرات نفت خام، در هفته منتهی به ۱۵ می با کاهش ۷.۸۶۳ میلیون بشکه‌ای ذخایر تجاری نفت مواجه شد. در عین حال، ذخایر بنزین و سوخت‌های تقطیری نیز پیش از آغاز اوج تقاضای سفرهای تابستانی، پایین‌تر از سطح معمول فصلی قرار گرفته‌اند. ➖ از سوی دیگر، افت تقاضا در بازارهای وارداتی حساس به قیمت نیز در حال گسترش است. در آوریل، تقاضای ظاهری نفت چین نسبت به مدت مشابه سال قبل ۱۱.۵ درصد کاهش یافت. هم‌چنین مجموع واردات فرآورده‌های نفتی ژاپن، کره جنوبی و هند در همین دوره حدود ۳.۵ میلیون بشکه کاهش داشته است. ➖ در مجموع، فاصله میان روند فعلی کاهش ذخایر و بروز یک جهش نامنظم و شدید قیمتی به کمترین سطح خود در سال‌های اخیر رسیده؛ آن هم در حالی که اوج تقاضای تابستانی هنوز شروع نشده است. @Hesfir
✔️چرا میرشایمر از احتمال حمله هسته‌ای اسرائیل به ایران سخن می‌گوید؟ 🖋حسین قتیب ➖برخلاف برخی ادعاها او نه نوکر سرویس امنیتی روسیه است و نه متوهمی لجباز. ‌او از درون دستگاه فکری خود یعنی رئالیسم تهاجمی به مسئله نگاه می‌کند: اسراییل رژیمی است کوچک، محاصره‌شده از نظر ادراک امنیتی، دارای ظرفیت هسته‌ای، و مواجه با دشمنانی که شکست متعارف آن را می‌توانند به‌عنوان پایان بازدارندگی‌اش تفسیر کنند. ➖‌رئالیسم تهاجمی با یک فرض بنیادین آغاز می‌شود: نظام بین‌الملل آنارشیک است. یعنی هیچ دولت جهانی، دادگاه نهایی یا قدرت برتری وجود ندارد که بتواند امنیت دولت‌ها را در لحظه بحران تضمین کند. دولت‌ها در نهایت خودشان مسئول بقای خود هستند. این وضعیت باعث می‌شود که حتی دولت‌هایی که امروز نیت تهاجمی ندارند، برای فردا قابل اعتماد نباشند، چون نیت‌ها تغییرپذیرند و هیچ دولت عاقلی نمی‌تواند بقای خود را بر خوش‌بینی نسبت به نیت دشمن بنا کند. ➖‌از همین‌جا منطق میرشایمر درباره اسرائیل قابل فهم می‌شود. اسرائیل در نگاه او دولتی است که امنیت خود را نه بر اعتماد به نظم بین‌المللی، بلکه بر برتری نظامی، حمایت آمریکا، ضربه پیش‌دستانه، و بازدارندگی شدید بنا کرده است. این الگوی امنیتی زمانی کار می‌کند که دشمنان اسرائیل باور داشته باشند هزینه حمله به اسرائیل یا شکست دادن آن بسیار سنگین است. اما اگر اسرائیل در جنگی بزرگ شکست بخورد، مسئله فقط از دست دادن یک نبرد یا یک منطقه نیست. مسئله از نظر رئالیستی این است که تصویر شکست‌ناپذیری اسرائیل فرو می‌ریزد. ➖‌در رئالیسم تهاجمی، اعتبار قدرت اهمیت حیاتی دارد. قدرت فقط چیزی نیست که یک دولت در اختیار دارد؛ چیزی است که دیگران نیز باید آن را باور کنند. اگر دشمنان اسرائیل به این نتیجه برسند که این کشور دیگر توانایی یا اراده لازم برای تحمیل هزینه سنگین ندارد، بازدارندگی آن آسیب می‌بیند. در چنین شرایطی، شکست می‌تواند به یک اثر دومینویی منجر شود: ایران جسورتر شود، حزب‌الله قدرت مانور بیشتری پیدا کند، گروه‌های متحد ایران در منطقه فعال‌تر شوند، و دولت‌های عربی نیز در محاسبات خود بازنگری کنند. بنابراین از نگاه میرشایمر، شکست اسرائیل ممکن است صرفاً یک رویداد نظامی نباشد، بلکه یک بحران در کل معماری بازدارندگی اسرائیل باشد. ➖‌نکته مهم دیگر در تحلیل میرشایمر، مسئله «تهدید وجودی» است. بسیاری از دولت‌ها می‌توانند شکست نظامی را تحمل کنند. یک قدرت بزرگ ممکن است جنگی را ببازد و همچنان از نظر جغرافیایی، جمعیتی، اقتصادی و نظامی پابرجا بماند. اما اسرائیل به دلیل وسعت محدود، تراکم جمعیتی، عمق راهبردی اندک، و تاریخ سیاسی خاص خود، شکست بزرگ را ممکن است به‌عنوان تهدیدی علیه موجودیت خود تفسیر کند. در چنین وضعیتی، فاصله میان شکست نظامی و هراس از نابودی سیاسی کوتاه‌تر می‌شود. ➖‌از همین‌جا مسئله سلاح هسته‌ای وارد تحلیل می‌شود. در رئالیسم تهاجمی، سلاح هسته‌ای فقط یک سلاح بزرگ‌تر نیست؛ بالاترین ابزار تضمین بقاست. تا وقتی ابزارهای متعارف برای بازدارندگی کافی باشند، استفاده از سلاح هسته‌ای غیرعقلانی و بسیار پرهزینه است. اما اگر دولت به این جمع‌بندی برسد که ابزارهای متعارف دیگر نمی‌توانند جلوی شکست موجودیتی را بگیرند، گزینه هسته‌ای ممکن است از سطح «بازدارندگی خاموش» به سطح «ابزار اجبار نهایی» منتقل شود. یعنی دولت ممکن است تهدید کند یا حتی به استفاده محدود فکر کند تا دشمن را وادار به عقب‌نشینی کند، شوک راهبردی ایجاد کند و بازدارندگی از دست‌رفته را بازسازی کند ➖‌در این‌جا سلاح هسته‌ای در تحلیل میرشایمر نقش «آخرین ضمانت بقا» را پیدا می‌کند. دولت هسته‌ای ممکن است در شرایط عادی از سلاح هسته‌ای استفاده نکند، چون هزینه‌های سیاسی، اخلاقی، راهبردی و انسانی آن عظیم است. اما اگر همان دولت به این نتیجه برسد که شکست مساوی با پایان بقای آن است، منطق محاسبه تغییر می‌کند. در این حالت، سلاح هسته‌ای دیگر ابزار جنگ متعارف نیست، بلکه ابزار جلوگیری از شکست نهایی است. یعنی دولت می‌گوید: اگر بقای من در خطر باشد، باید به دشمن نشان دهم که پیروزی بر من هزینه‌ای غیرقابل تصور خواهد داشت. ➖‌به همین دلیل، میرشایمر چنین سناریویی را مطرح می‌کند تا بگوید نباید فرض کرد که قدرت‌های هسته‌ای در لحظات شکست حتماً خویشتن‌دار باقی می‌مانند. ادبیات بازدارندگی معمولاً بر این فرض بنا شده است که سلاح هسته‌ای برای جلوگیری از جنگ است، نه برای استفاده واقعی. اما رئالیسم تهاجمی به ما یادآوری می‌کند که در شرایط بحرانی، مرز میان بازدارندگی و استفاده می‌تواند خطرناک شود. اگر یک دولت احساس کند که تهدید دیگر با نمایش قدرت کنترل نمی‌شود، ممکن است به این فکر کند که باید خودِ قدرت ویرانگر را به کار گیرد. @Hesfir
✔️ معمای بازدارندگی 🖋 دکتر امیرحسین پرورش ➖ بازدارندگی - Deterrence - نه مفهومی متواطی و یک‌نواخت، که مفهومی تشکیکی و دارای مراتب و درجات است. ➖ آمریکا قدرتی اتمی است، اما ایران با وجود آنکه یک قدرت اتمی نیست، به منافع و پایگاه‌های آن حمله می‌کند؛ همان‌گونه که اوکراین نیز با روسیه‌ به عنوان یک قدرت اتمی وارد جنگ می‌شود. از این رو، این پندار که می‌توان به «بازدارندگی مطلق» دست یافت، خطاست. تنها می‌توان در مصادیقی خاص به «بازدارندگی نسبی» دست یافت؛ برای نمونه: بازدارندگی زیرساختی، بازدارندگی در برابر تجزیه‌طلبی سرزمینی و در نهایت، بازدارندگی در برابر تهدید اتمی. ➖ بنابراین، این باور که معنای بازدارندگی، مصونیتِ کامل از هرگونه ضربه در هر نقطه‌ای است، باوری غیرواقعی و نادرست است. تحققِ بازدارندگی، امری نسبی، مقطعی و بخش‌به‌بخش است. ➖ در تبیین این موضوع، چند نکته حائز اهمیت است: ۱- ایران فاقد بازدارندگی اتمی است. معنای بازدارندگی اتمی، داشتنِ توانِ «پاسخ متقابل» به حمله‌ی اتمی است؛ در حالی که امکانِ هدف قرار دادنِ نیروگاه‌هایی نظیر «برکه» در امارات یا «دیمونا» در سرزمین‌های اشغالی، از جنس «بازدارندگی زیرساختی» محسوب می‌شود، نه اتمی. ۲- برخوردار بودنِ آمریکا از سلاح اتمی و فقدان آن در ایران، یک واقعیتِ عینی است؛ همان‌گونه که «مزیت استراتژیک ایران در تنگه‌ی هرمز» نیز واقعیتی عینی است. واقع‌گرایی یعنی دیدنِ هم‌زمانِ هر دوی این واقعیت‌ها. ۳- بازدارندگیِ کامل، اساساً مفهومی انتزاعی است. اگر بازدارندگیِ کامل محقق می‌شد، هیچ‌گاه امکان تهدیدِ منافع ابرقدرت‌ها فراهم نمی‌آمد. به قول فوکو: «هر جا قدرت هست، مقاومت هم هست». بازدارندگی در دلِ نسبت‌ها، بافتارها و زمان‌ها شکل می‌گیرد. به همین دلیل است که آمریکا نتوانسته در برابر ایران، بازدارندگیِ مطلق ایجاد کند. ➖ باید دقت کرد که عدم استفاده‌ی آمریکا از بمب اتم، لزوما دلیلی بر بازدارندگی اتمی ایران نیست؛ بلکه نشان‌دهنده‌ی عدم شکل‌گیریِ «معادله‌ی هزینه-فایده» برای آمریکا در استفاده از سلاح اتمی علیه ایران در مقطع کنونی است. بازدارندگی اتمی تعاریف مشخصی دارد: تواناییِ تهدید متقابل و هم‌سطح، توانایی جذبِ ضربه‌ی اول اتمی و امکانِ شلیک دوم. ➖ جان مرشایمر نظریه‌پرداز مشهور واقع‌گرایی تهاجمی از آغاز جنگ رمضان به تفصیل بحث کرده که احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران از سوی رژیم [اسرائیل] بسیار بیشتر از امکان استفاده‌ی آن از سوی آمریکاست؛ چرا که معادله‌ی هزینه-فایده برای آن رژیم با توجه به وجود تهدید معتبر و عینی وجودی، با معادله‌ی ایالات متحده تفاوت ساختاری دارد. این وضعیت و وجود تهدید واقعی اتمی علیه ایران نشان‌دهنده‌ی فقدان بازدارندگی اتمی ایران است، امری که اساساً امکانِ طرحِ تهدید اتمی را فراهم می‌کند. ➖ البته همان‌طور که اشاره شد، بازدارندگی در نسبت‌ها، بافتارها و زمان‌ها معنا می‌یابد؛ بنابراین، صرفِ فقدانِ بازدارندگی اتمی به وقوعِ حمله‌ی اتمی نمی‌انجامد. اما در سوی دیگرِ این نامعادله، صرفِ موردِ حمله قرار نگرفتن نیز به معنای برخورداری از بازدارندگی اتمی نیست. @Hesfir
هدایت شده از یونس در اقیانوس
15.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
➖ فرشاد مومنی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی: حرف آن مقام عالی‌رتبه که گفته "اگر شوک قیمتی نمی‌دادیم، کشور قحطی می‌شد" یک حرف نسنجیده، مبتذل و شرم‌آور است. ➖ این حرف نشانه "بحران قدرت تشخیص" اوست. ➖ من معتقدم اگر این آدم استراحت کند و از مشاوران مافیایی فاصله بگیرد، در شرایط عادی چنین حرفی نمی‌زند. 🆔 @syounnos