eitaa logo
اندیش‌کده حدید
267 دنبال‌کننده
109 عکس
60 ویدیو
2 فایل
تاملاتی در فلسفه، سیاست و اقتصاد ارتباط با ما: @hadidesf
مشاهده در ایتا
دانلود
10M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 امر قدسی، شهادت و اِرباً اِرباً شدن 🎙 دکتر مرضیه پیراوی ونک، پژوهشگر و مدرس حوزه فرهنگ و هنر 🆔 @Hesfir
✔️ «مقاومت» رقیب صلح نیست، بلکه بستر صلح پایدار است 🖋 آیت‌الله میرباقری: 1⃣ نمی‌شود کسی ادعا کند «من پیرو نبی‌اکرم(ص) هستم»، ولی با ظالمین و مستکبرین عالَم، که پیامبر با آن‌ها درگیر است، درگیر نباشد. هم «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» لازم است و هم «رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». همراهان پیامبر، این‌گونه هستند؛ «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ». 2⃣ «مقاومت»، رقیب صلح نیست، بلکه بستر صلح پایدار است. ملتی که در مقابل ظلم تسلیم شود، به صلح پای‌دار نمی‌رسد و اگر صلحی محقق شود، شکننده [و غیرعزت‌مندانه] خواهد بود. «مقاومت»، یک منطق معقول برای ایستادگی در مقابل ظلم و سلطۀ مستکبرین و حرکت به‌سمت آیندۀ بهتر است، نه به‌معنای دعوای کور و ناشی از عواطف نامعقول. 3⃣ غرب‌زده‌ها اسم تئوری سازش و تسلیم را به‌دروغ می‌گذارند تئوری صلح! و اسم «تئوری مقاومت» را می‌گذارند تئوری جنگ! حتماً ما صلح‌طلب هستیم، اما صلح پای‌دار از بستر مقاومت می‌گذرد، نه از بستر تسلیم و سازش با دشمن. 🆔 @Hesfir
دشمن‌تان را بجویید و جنگ‌تان را برپا کنید! جنگی در راه اندیشه‌هاتان. صلح را همچون افزارِ جنگ‌های تازه دوست بدارید و صلح کوتاه را از صلحِ دراز بیش. نگویم که کار کنید،‌ که جنگ آورید! نگویم که صلح کنید، که پیروز شوید! کارتان جنگ باد، صلح‌تان پیروزی. 🖋 فریدریش نیچه، چنین گفت زرتشت، درباره‌ی جنگ و جنگاوران 🆔 @Hesfir
✔️ کابوس «کمبود ساختاری نفت»؛ واقعیت جدید اقتصاد جهانی 🖋 امیرحسین پرورش ➖ اگر از هیاهوی درگیری‌های نظامی در تنگه هرمز فاصله بگیریم و بر روندهای بنیادین بازار نفت تمرکز کنیم؛ صدای پای یک «بحران ساختاری» به وضوح به گوش می‌رسد. از منظر اقتصاد سیاسی، ما در حال خروج از عصرِ فراوانی و ورود به دوره‌ای هستیم که کمبودِ عرضه، بیش از آنکه یک متغیرِ بازار باشد، به یک واقعیت استراتژیک تبدیل شده است. ➖ سیلی واقعیت؛ از آرزوهای سبز تا واقعیت مصرف: در حالی که سیاست‌های جهانی بر گذارِ فوری به انرژی‌های تجدیدپذیر متمرکز است، واقعیت‌های بیرونی همچنان تغییر چندانی نکرده‌اند. تقاضای جهانی برای نفت سالانه حدود یک میلیون بشکه رشد می‌کند و خودروهای برقی با سهمِ ۴ درصدی از ناوگانِ جهانی، هنوز نتوانسته‌اند ترمز این تقاضا را بکشند. این شکاف میان «سیاست‌گذاری‌های زیست‌محیطی» و «وابستگی اقتصادی به سوخت‌های فسیلی»، دولت‌ها را در موقعیتی متناقض قرار داده است: آن‌ها همزمان هم به نفت نیازمندند و هم تلاش می‌کنند نرخ سرمایه‌گذاری در آن را کاهش دهند. ➖ افول جهانی ظرفیت تولید نفت: در اقتصاد جهانی توان تولید انرژی، مساوی با قدرت چانه‌زنی و مانور در نظام بین‌الملل است. اما داده‌ها نشان می‌دهند که صنعت نفت در حال عقب‌نشینی از افزایش تولید است. اختصاص ۹۰٪ از سرمایه‌گذاری در حوزه استخراج (CapEx) به «حفظ تولید فعلی» به جای «توسعه میادین جدید»، نشان‌دهنده آن است که صنعت نفت از فاز «رشد» وارد فاز «بقا» شده است. ➖ از دست رفتن اهرم‌های نوسان‌گیر: نفت شیل آمریکا که در دو دهه‌ آغازین قرن ۲۱ همواره به عنوان ضربه‌گیرِ قیمت‌ها‌ در برابر سیاست‌های اوپک عمل می‌کرد، با سقوط ۸۰ درصدی نرخ رشد تولید مواجه شده است. این یعنی آمریکا دیگر قدرت سرکوب قیمت‌ها از طریق افزایش سریع عرضه را ندارد. ➖ کاهش نرخ اکتشاف نفت: جهان سالانه ۶ میلیون بشکه از ظرفیت تولید خود را به دلیل افت طبیعی بازدهی میادین نفتی از دست می‌دهد؛ یعنی برای اینکه تولید جهانی نفت فقط «ثابت» بماند، باید هر سال معادل ۴۵٪ از کل تولید نفت کنونی ایالات متحده، ظرفیت‌های جدید اکتشافی به بازار افزوده شود. در چنین شرایطی، سقوط ۶۰ تا ۹۰ درصدی اکتشافات جدید (نسبت به دهه‌های گذشته)، یک زنگ خطر جدی برای تقاضای روبه‌رشد در بازار جهانی است. ➖ تله‌ی زمانی پروژه‌های جدید: در دهه ۹۰ میلادی، پروژه‌های جدید صنعت نفت به طور میانگین در. طول ۱۴ سال به بهره‌برداری می‌رسیدند؛ این عدد امروز با توجه به دشواری‌های اکتشاف نفت به ۱۹ سال رسیده است. این افزایش زمان انتظار، قدرت مانور دولت‌ها را در برابر شوک‌های ناگهانی کاهش داده است. در بازار کنونی نفت، هیچ راه‌حل سریع و زودبازدهی برای جبران کمبود عرضه وجود ندارد. ➖ تخلیه‌ی ذخایر استراتژیک (SPR): ذخایر راهبردی نفت (SPR) به مثابه سرمایه‌ی سیاسی برای مصرف‌کنندگان بزرگ نفت عمل می‌کنند. اما در پی تلاطمات شدید در بازار نفت پس از آغاز جنگ ایران، مصرف این ذخایر از سوی آمریکا برای سرکوب قیمت نفت، عملاً آخرین لایه‌های دفاعی موجود در برابر شوک‌های آتی حاصل از تشدید تنش را از بین برده‌ است. این خالی شدنِ انبارها یعنی در بحران بعدی، هیچ سپری برای محافظت از اقتصادهای غربی در برابر جهش قیمت‌ها وجود نخواهد داشت. ➖ بازگشت نفت به مرکز ثقل قدرت: ترکیب این عوامل نشان می‌دهد که ما به پایان عصر نفت ارزان و در دسترس رسیده‌ایم. نوسانات قیمتی و محدودیت عرضه از این پس، دیگر اختلالات موقت نیستند، بلکه مؤلفه‌هایی پایدار در نظم اقتصادی جدید و در حال ظهورند. جهان باید برای دوره‌ای آماده شود که در آن کمبود عرضه نه یک احتمال سیاسی، بلکه واقعیتی اجتناب‌ناپذیر است؛ واقعیتی که می‌تواند موازنه قدرت را میان کشورهای مصرف‌کننده و صادرکننده نفت به شکلی بنیادین دگرگون کند. 🆔 @Hesfir
هدایت شده از یونس در اقیانوس
13.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 | | بخشی از گفت‌وگو با فکرت مدیا 👤 دکتر ➖ فروکاستن نزاع ما با غرب به مسائل سیاسی یا تکنیکال اقتصادی صحیح نیست. 🆔 @syounnos
✔️ تنگه هرمز؛ پیوند ژئوپلیتیک، امنیت انرژی و اقتصاد جهانی 🖋 امیرحسین پرورش ➖ تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های راهبردی نظام انرژی جهان است. تمرکز انتقال نفت و گاز در این مسیر باعث شده است هرگونه تنش یا اختلال در آن، از سطح منطقه فراتر رود و بر امنیت انرژی، زنجیره‌های تأمین و ثبات اقتصاد جهانی اثر بگذارد. ➖ حتی بدون مسدودشدن تنگه، افزایش تنش‌های سیاسی و نظامی می‌تواند ریسک ژئوپلیتیکی را افزایش دهد و به رشد قیمت نفت، هزینه بیمه و حمل‌ونقل و نوسان بازارهای مالی منجر شود. ازاین‌رو، بازار انرژی تنها به اختلال واقعی واکنش نشان نمی‌دهد؛ تهدیدهای سیاسی، احتمال درگیری و برداشت فعالان بازار از آینده نیز بر قیمت‌ها اثر می‌گذارند. ➖ پیامدهای ناامنی در تنگه هرمز ابتدا اقتصادهای وابسته به واردات انرژی را تحت فشار قرار می‌دهد و سپس، از طریق افزایش هزینه تولید و حمل‌ونقل، به دیگر بخش‌های اقتصادی منتقل می‌شود. تورم، کاهش رشد اقتصادی، افزایش هزینه واردات و افت سرمایه‌گذاری از مهم‌ترین نتایج احتمالی این وضعیت‌اند. شدت این پیامدها به میزان وابستگی کشورها، سطح ذخایر راهبردی، ظرفیت تولید مازاد و دسترسی به منابع و مسیرهای جایگزین بستگی دارد. ➖ از منظر اقتصاد سیاسی بین‌الملل، توان کنترل یا ایجاد اختلال در مسیرهای انتقال انرژی، برای بازیگران منطقه‌ای نوعی اهرم قدرت و ابزار چانه‌زنی سیاسی ایجاد می‌کند. در مقابل، حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای با هدف تأمین امنیت کشتیرانی نشان می‌دهد که امنیت تنگه هرمز بخشی از رقابت‌های قدرت در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی است. بااین‌حال، هزینه‌های تأمین این امنیت و منافع حاصل از آن به‌طور برابر میان کشورها توزیع نمی‌شود. ➖ وابستگی به یک مسیر اصلی ممکن است در شرایط عادی کم‌هزینه باشد، اما هنگام بحران، آسیب‌پذیری کشورها و بازارهای جهانی را افزایش می‌دهد. با آغاز بحران تنگه‌ی هرمز، پس از حمله‌ی ایالات متحده به ایران، تنوع‌بخشی به منابع تأمین انرژی، توسعه خطوط لوله و مسیرهای جایگزین، افزایش ذخایر راهبردی و کاهش وابستگی به سوخت‌های فسیلی، مهم‌ترین راهکارهای عبور از این بحران برای کشورهای وارد کننده نفت به شمار می‌روند. ➖ این اقدامات با توجه به بحران‌های ساختاری بازار نفت و چشم انداز تنش میان ایران و آمریکا خطر را از میان نمی‌برند، اما می‌توانند توان کشورها برای مقابله با شوک‌های سیاسی و اقتصادی را افزایش می‌دهند. از سوی دیگر اهمیت تنگه هرمز و تاثیرگذاری آن بر اقتصاد جهانی به ایران این فرصت را می‌دهد تا توان اعمال اراده بر سطح تنش در جنگ را داشته و با گره زدن امنیت خود به اقتصاد جهانی بر موازنه‌ی قدرت اثرگذار باشد. ➖ در مجموع، اهمیت راهبردی تنگه هرمز از ارتباط سه عامل شکل می‌گیرد: میزان وابستگی به انرژی عبوری، احتمال بروز اختلال و امکان استفاده از منابع و مسیرهای جایگزین. هرچه وابستگی بیشتر و امکان جایگزینی محدودتر باشد، تأثیر تحولات ژئوپلیتیکی بر قیمت انرژی، امنیت اقتصادی و روابط میان دولت‌ها گسترده‌تر خواهد بود. 🆔 @Hesfir
"صفحه‌ی بازی چیده شده و مهره‌ها به حرکت درآمده‌اند؛ سرانجام به آن رسیدیم، نبرد بزرگ زمانه‌ی ما." - جی‌.آر‌.آر تالکین، ارباب حلقه‌ها 🆔 @Hesfir
برای نخستین بار در تاریخ، هر دو تنگه استراتژیک هرمز و باب المندب به‌طور هم‌زمان مسدود شده‌اند. تنگه هرمز از ۲۸ فوریه مسدود شده و باب‌المندب نیز از ۲۱ ژوئیه تحت تحریم و انسداد قرار گرفته است. کریدوری که انتقال یک‌چهارم عرضه نفت و گاز جهان را بر عهده دارد، تا پیش از این هرگز هم‌زمان از هر دو سو تحت فشار و انسداد قرار نگرفته بود. عربستان سعودی بسیاری از زیرساخت‌های انتقال انرژی خود برای دور زدن تنگه هرمز را پیرامون دریای سرخ احداث کرده است؛ به‌طوری که پس از آغاز جنگ ایران ۷۰ درصد از صادرات خود را به بندر «ینبع» تغییر مسیر داد. اکنون این گذرگاه جایگزین، مستقیماً از میان منطقه‌ی تحت انسداد دوگانه عبور می‌کند. عربستان حالا عملاً هیچ راهکار جایگزینی برای دور زدن از انسداد دوگانه ندارد. ۲۵ درصد از عرضه جهانی نفت و گاز در معرض خطر جدی قرار دارد و ۱۲ درصد از تجارت جهانی متوقف شده است. حجم بارگیری‌های عربستان سعودی در حال حاضر ۳۶ درصد کاهش یافته است. جهان هرگز پیش از این شاهد چنین وضعیتی نبوده و بازارهای مالی هرگز چنین سناریویی را در قیمت‌گذاری‌ها برای مواجهه با این بحران پیش‌بینی نکرده بودند. 🆔 @Hesfir
7.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️ مثبت رخداد! «انسداد تنگه باب المندب چه پیامدهایی به دنبال دارد؟ تنگه‌ای که دریای عرب را به دریای سرخ وصل می‌کند. در شرق آن یمن و در غرب آن جیبوتی قرار دارد. رژیم صهیونیستی به خاطر محدودیت سرزمینی نسبت به جمعیتش، زمین زیر کشت کمی دارد به همین خاطر مجبور است برای منابع غذایی مورد نیاز خود به خلاف ایران، از بیرون مرزهایش جریان دائم تأمین آن وجود داشته باشد. بخش مهمی از کشت فراسرزمینی اسرائیل عمدتاً در هند قرار دارد و انسداد تنگه باب المندب امنیت غذایی گره خورده رژیم صهیونیستی به هندوستان را پاره می‌کند.» - امیرحسین پرورش 📺 برنامه اینترنتی رخداد قسمت پنجم: آمریکا و جهان چند قطبی 📌 تماشای قسمت پنجم
➖ در پی انسداد تنگه‌ی باب‌المندب، عربستان سعودی به دنبال استفاده از مسیر طولانی‌تر اما در دسترس دریای سرخ - کانال سوئز - تنگه‌ی جبل‌الطارق - دماغه‌ی امید نیک، برای انتقال نفت به اقیانوس هند است. ➖ استفاده از این مسیر گران و زمان‌بر برای عربستان با موانع جدی روبروست: ➖ اولا عرض کانال سوئز برای عبور ابر نفت‌کش‌ها (VLCC) یا Very Large Crude Carriers کافی نیست. و همین امر سبب کاهش توان صادرات نفت عربستان خواهد شد. ➖ ثانیا به نظر می‌رسد گام بعدی فرآیند تصعید ایجاد ناامنی و انسداد کانال سوئز برای اثرگذاری مضاعف انسداد تنگه‌ی باب‌المندب خواهد بود. ➖ ثالثا این مسیر تنگه‌ی جبل الطارق را هم وارد معادله‌ی نبرد خواهد کرد. ماه‌هاست زمزمه‌هایی مبنی بر ورود جبهه‌ی پولیساریو در صحرای غربی به جنگ به گوش می‌رسد. با توجه به اختلافات دیرینه‌ی پولیساریو با حاکمیت مراکش و نزدیکی آن به گروههای مقاومت نظیر حزب‌الله، شاید جبل‌الطارق برای پولیساریو به مثابه‌ی باب‌المندب برای حوثی‌ها در یمن باشد. 🖋 امیرحسین پرورش 🆔 @Hesfir
➖ بزرگ‌ترین موضوع تراژدی از روزگار یونان باستان این بوده است که آدمیان نمی‌دانند با دیگران چه می‌کنند؛ با نیت خیر، شر برمی‌انگیزند و به‌عکس؛ و با این‌همه، آرزو دارند در عمل به همان کمال مقصود برسند که نشانه‌ی استادی در امور طبیعی و مادی است. ➖ سنت هیچ‌گاه این عنصر تراژیک اعمال را از نظر دور نداشت، و هرگز در فهم این نکته ـ ولو معمولاً در متن امور غیرسیاسی ـ قاصر نماند. ➖ فقط پس از سیل ناگهانی و بی‌امان توسعه‌ی عظیم فنی در پی انقلاب صنعتی بود که بشر چنان مست تجربه‌ی ساختن شد که بی‌اطمینانی به نتیجه‌ی عمل را از یاد برد و شروع به سخن‌گفتن از «آینده‌سازی» و «ساختن و اصلاح جامعه» کرد، گویی درباره‌ی صندلی‌سازی و خانه‌سازی صحبت می‌کند. ➖ آنچه در سنت اندیشه‌ی سیاسی از دست رفت و تنها به‌عنوان الگویی صحیح و معتبر برای انسان متدین در سنت دینی بر جای ماند، این ماهیت تراژیک عمل در مراودات انسانی بود. ➖ با عمل، چیزی نو آغاز می‌شود؛ ولی عمل در ضمن دارای این کیفیت ناقض غرض نیز هست که زنجیره‌ای از پیامدهای پیش‌بینی‌ناپذیر به دنبال می‌آورد که تا ابد عمل‌کننده را به بند می‌کشد. هر یک از ما می‌داند که هم آغازگر و هم قربانی زنجیره‌ی پیامدهایی است که نزد مردم روزگار باستان تقدیر و در میان دینداران، قضای الهی نامیده می‌شد، و ما امروزیان با غرور و نخوت نام آن را تصادف گذاشته‌ایم. 🖋 هانا آرنت، کارل مارکس و سنت اندیشه‌ی سیاسی در غرب، ترجمه عزت‌الله فولادوند 🆔 @Hesfir