#قلمِ_دل #ضَمیمه
.
.
روز و شب هایم با خلق حماسه میگذرد..
ساعت هفت و نیم قرار همه مان مسجد محل است ؛
هم دختران جوان می آیند هم نو نهال
هم پیرمرد ها و هم پیر زن ها..
پسر بچه ها با شوق میکروفن به دست میگیرند و شعار سر میدهند ؛
امید نسل جوان
خامنه ای جوان
دختران نوجوان با ذوق پرچم میچرخانند و شعار را تکرار میکنند..
کسبه محل هم همراهی میکنند
دلشان با جمعیت است ولی گویی نمیتوانند کسب و کارشان را تعطیل کنند
بالاخره هرکس باید موشک خودش را بزند 👀..
بعضی ها هم چشم غره میروند و سر تاسف تکان میدهند..
اما همه کنایه ها و سر تکان دادن هارا گریه آن پیرزن شُست و برد..
همان پیر زنی که قامتش خم شد و به زور در صف نانوایی ایستاده بود..
با دیدن جمعیت ما روسری به صورت گرفت و شانه هایش تکان خورد..
خودش نفهمید ولی گریه هایش ، شوق شد ، هیجان شد ، شور شد و به رگ های من تزریق شد
امشب بلندتر شعار دادم
بیشتر شعار دادم
جای آن پیر زن هم شعار دادم..
#روزهای_حماسه .
- خادمة الحَـسن ✍
[کپیتحتهیچشرایطیجایزنیست!]
در زندگی دنبال کسانی حرکت کنید که هر
چه به جنبه های خصوصی تر زندگی ایشان نزدیک میشوید.
تجلی، ایمان را بیشتر ببینید.
شهید بهشتی
سالروز تاسیس ارگان لباسسبزی ك موقع صلح فحش میخوره و موقع جنگ گلولهوموشک مبارک.
شهابپارسا