هیهآت ؛
ای از بر ِمن دور ، ندانم که کجایی (:
ازدست دادن ، تنها فقدانِ یک انسان نیست ؛
فروپاشی ِبخشی از جهانِ آدمیست ..
خاموشیِ صدایی که روزگاری مأمنِ جان بود و اکنون جز پژواکش ،
چیزی در این جهان باقی نمانده است (:
چه جانکاه است پذیرفتن ِغیابِ کسی که روزی شانهای برای تمام خستگیها بود ؛
اکنون میان ما و او ، فاصلهایست به وسعتِ ابدیت ، فاصلهای که نه اشک ، نه خاطره و نه تمنای بازگشت ، توانِ درنوردیدنش را دارد ..
آدمی گاه نه برای رفتن ِکسی که برای ویرانی خویش ، پس از او میگرید..
بعضی غیاب ها پایان ندارند ،
مثل زخمی که زمان برآن مرهم نمینهد !
و حال تو رفتهای و ما ماندهایم با اندوهی که نامِ تو را دارد ، عزیزِدورم ، ریحانم (:
[ ۵۶ اُمین روز نبودنت ساعت سه بامداد . ]
هیهآت ؛
چه فیضها که نبردیم ز آشناییتو ../128
کربوبلا که بودم ،
انگار ابیعبدالله آغوش واکرده بود
و در گوشم نجوا میکرد دردتو بگو ،
خودم درمان میکنم..
زخماتو نشونم بده ، خودم مرهم میزارم(:
ارباب همیشه حال ِنوکرشو خوب میفهمه ،
میدونه قد غمش چقدره ..
حقیقیتاً ،
[ شکرخدارا که در پناه ِحسینیم
عالم از این خوبتر پناه ندارد.. ]
حسینطاهری.حسینِغمگینها .. 1.mp3
زمان:
حجم:
14.5M
فقط تورو داریم ، ما بیکس و کارا (: 3:57