اگه تو دوره محمد علی جمالزاده زندگی میکردم شده کلیه هامم میفروختم از هر جایی که شده یه غاز براش میخریدم که این داستان رو خاتمه بده و الان مجبور نباشم این درس غاز بی مادر رو بخونم اونم با ۱۵۰تا کنایه و کوفت.
دکمهی غلط کردم گوشی جواب دادم کجاست؟
یکساعته خواهرم و مامانم دارن مسخرهام میکنن بخاطر بلد نبودن آداب اجتماعی.
حوزه امتحانیم تو هنرستانیه که نور نداره نصف لامپاش سوخته
واسه دویست نفر یه کولر آبی داره اونم با شرجی هوا
یه دستشویی هم نباید نیاز پیدا کنی چون اونم انگار نداره.
حاضرم به عنوان رستم که دارم درسشو میخونم از هفت خان بگذرم ولی اینطوری امتحان ندم.