eitaa logo
هیمآ...♡
143 دنبال‌کننده
6هزار عکس
1.1هزار ویدیو
18 فایل
شاید نویسنده... باید به خودمون برگردیم، اون منتظرمونه! و بیا بیدار شیم، تا بیشتر از این، غرقِ خواب نشدیم...! اینجا خود واقعی‌ت باش، اون قشنگتره :) (پیام سنجاق شده رو بخونید لطفا) https://abzarek.ir/service-p/msg/4297348 حرف؟
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از دایی‌ناسِر🇮🇷
بزرگ شده‌ام و صبورتر؛ این را از غم‌هایی که دیگر گریه نمیشوند میفهمم..
7.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صدای ماورایی و بهشتیِ کریستال های لوستر رو میشنوید؟ احساس میکنم توی بهشت هم با این صداها از مؤمنین استقبال میکنن :) اینجا ورودی ایوون طلاست، باد میاد و کریستال های لوستر رو بهم میزنه و همچین صدای قشنگی ازشون میاد🥲 صدای بهشتی همراه با منظره‌ی بهشتیِ ضریحِ آقا✨️
روز ۵۸‌ام . همزمان با ما، زهرا اینا (خواهرهمسرم) هم اومدن مشهد و بالاخره امروز قسمت شد و تونستیم همو تو حرم ببینیم. چند دقیقه‌ای قبل از نماز مغرب رسیدیم حرم، یه چایی حضرتی کنار هم خوردیم و سریع خودمونو به صفوف نماز رسوندیم. چون احتمال می‌دادم اگه زینبو بذارم زمین گریه میکنه و تمرکز بقیه رو برای نماز بهم میزنه، با زهرا نوبتی نماز خوندیم که یکی مون زینبو نگه داره. نماز هم که تموم شد راهی گوهرشاد شدیم و یه گوشه نشستیم. یه نگاه به خودمون کردم، همسرم مشغول حرف زدن با همسر زهرا بود و زهرا هم مشغول بازی کردن با زینب. یه لحظه لبخند زدم و به سرگذشتی که گذروندیم تا به اینجا برسیم فکر کردم... به اینکه زندگی اونقدر چرخید و چرخید تا ما چهار نفر رو از توی زندگی های قبلی‌مون جدا کنه و اینجوری دور هم جمع‌ کنه. به اینکه این خواهر و برادر تا سه سال پیش جفت شون برام هفت پشت غریبه بودن ولی الان هر دوشون از عزیزترین هام هستن! به اینکه چقدر زود گذشت از وقتی که خونه‌ی همسرم اینا جمع شده بودیم و خواستگاری زهرا بود. به اینکه انگار همین دیروز بود رفتم دکور نامزدی‌شون رو درست کردم... یا اصن همین دیروز بود که برای اولین بار تو حرم شاه‌ عبدول‌العظیم دیدمش. حالا چی؟ حالا کلی از اون روزا گذشته. هیچ کدوم مون اون آدم اولِ آشنایی نیستیم، همسرم پسرِ خامِ سه سال پیش نیست و پخته‌تر شده، زهرا یکساله که عروس شده، همسرش بین مون جا باز کرده و از همه مهم‌تر، من مادر شدم🥲 و چقدر این نسخه‌ی جدید مون رو دوست دارم :) الحمدالله خدا، هرچی آدم خوب تو زندگی‌مونه نعمته و هرچی نعمته از لطف توعه. خیلی مدیونت‌ایم. الحمدلله...🧡
هیمآ...♡
روز ۵۸‌ام #مادری. همزمان با ما، زهرا اینا (خواهرهمسرم) هم اومدن مشهد و بالاخره امروز قسمت شد و تونست
برای این نوشته ها هشتگ گذاشتم که اگه خواستین بخونین راحت‌تر پیدا کنین❤️
هیمآ...♡
روز ۵۸‌ام #مادری. همزمان با ما، زهرا اینا (خواهرهمسرم) هم اومدن مشهد و بالاخره امروز قسمت شد و تونست
یادش بخیر اون اوایل که عروس شده بودم و کنار زهرا هول میشدم، یه شب باهم رفتیم هیات حسین طاهری و تو صف هیات ثمین صفالو رو دیدیم، من هول شدم اومدم زهرا رو معرفی کنم به ثمین، خیلی با خوشحالی گفتم: زهرا جان هستن همسر آقا فلانی (اسم همسرم) بعد ثمین هنگ کرده بود که اگه این زنشه پس تو کی‌شی؟😂😂 خودمم یه لحظه موندم از حرفی که زدم سریع گفتم نه نه خواهرشونه😂 بعد ثمین از زهرا معذرت خواهی میکرد میگفت ببخشید این بلد نیست آدمارو معرفی کنه😂
هدایت شده از سدخارجی
19.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
فراموش نمی‌کنیم! @sedkhareji✔️
شخصیت من واقعنه واقعا به قبل و بعد گشنگی تقسیم میشه‌. تو حرم داشتم با همسرم دعوا میکردم، مامانم اومد یه کیک داد دستم تا خوردم قند خونم اومد بالا خوش اخلاق شدم نشستم یه گوشه.
https://eitaa.com/himayejan/22716 خیلی منطقی و قشنگ گفتی جوابی ندارم👈👉
هیمآ...♡
کاش برگردی...
نمیدونم قلبم چجوری سنگینیِ نبودن تون رو تحمل میکنه و هنوز توی سینه می‌تپه... ولی میدونم جای‌ خالی‌تون تا ابد، تا ابدِ ابد مثل یه تیکه آهنِ داغ شده روی قلبم میمونه و با هربار دیدن عکس تون سرِ این زخمِ عمیق رو باز میکنه...