هیـرش】
#۱۰/۱
-جلسه دهم قسمت اول
تقریبا این نصفِیک جلسهست
برایِهمین گفتم تو دو قسمت آمادهش
کنم واستون
برایِجبران بدقولیهام سعی میکنم
قسمت دومش و نهایتا تا فردا واستون
بفرستم
هیـرش】
#۱۰/۱
محتوایِجلسه اینطوریه که
"شرک " رو نفی میکنه
اما بهطور بسیار نوین و شگفتانگیز
ادم و به وجد میآره
مخصوصا وقتی شرک رو به دایرهیِفرد
محدود نمیکنه
هیچی نمیگم ببینین روشن بشین
اصلا راحت نیست !
اگر شهید شدن یعنی مثل
پدرجونم بودن ، پس اصلا
راحت نیست .
اگر شهید شدن یعنی
جوششِچشمهیِاشک به وقتِسحر ،
اگر یعنی ذکرِراضیام به رضایِخدا
به وقتِدرد ،
اصلا راحت نیست .
از قبلِچند ماه پیش که
مجاورِارباب شد پدرجونم ،
چند سال دردِهجرِکربلا کشید ؟
اگر یعنی کربلایی بودن و کربلا نرفتن ،
اصلا راحت نیست .
نبایدم راحت باشه
راحت اصلا برایِاین دنیا نیست
چون سخت بود و پدرجونم کرد
همهیِاین کارهارو ، دوستِعارفش
با چشمِدلش دید موقعِخاکسپاری
سرش رو دامنِآقامعب.. نه البته
سرش رو دامنِآقاشعبّاسه (:
جانباز تو آغوشِجانباز
آروم میگیره دیگه. نه ؟