اروم اروم داریم میرسیم
به این گفتگو هایِدردناک
+ نه نمیتونم بیام کربلام اونموقه
- آهاا :) التماسِدعا
من دلم تنگ شده برات
به هر کی میگم میگه
بگو به آقات .
من دلم تنگ شده برات
من و نگا کن از دور ،
قربونِچشات :)
من هنوزم معتقدم با حرف زدن
میشه اکثرِمشکلات حل بشه
معتقدم باید آروم ، منطقی ، بدونِکنایه
و واضح حرفتو بگی .
حستو ، دلیلِناراحتیت و ،مشکلت و ،
برداشتت و ..
اما یه موقعست با خودت میگی
چندبار ؟
چندبار حرف بزنی ؟
چندبار آروم ، منطقی ، بدونِکنایه
و واضح حرف بزنی و ناآروم ،
غیرِمنطقی ، پرکنایه و غیرِواضح
حرف بشنوی ؟
چه فایده وقتی هیچکس تلاش نمیکنه
یا قانعت کنه یا متوجهت کنه که
نه ! داری اشتباه میکنی ..
من هنوزم معتقدم با حرف زدن
میشه اکثرِمشکلات حل بشه
اما کاش همه حرفزدن بلد باشن
کاش یکی گوش بده
آروم ، منطقی ، بدونِکنایه
و واضح گوش بده
چه فایده وقتی هزاربار تلاش کردی
و نشده
حالا باید عادت کنم به سکوت و
غمِنامیِحاصل از این سکوت ؛
که روزبهروز عمیقتر میشه .
امیدوارم یه روز وسطِخندههام
یادِغمهام نیوفتم
یعنی غمی نباشه که یهو وسطِخندههام
لبام جمع بشه و برم تو فکر :)