فردا آقایی قدم میذاره رو چشمِدنیا ؛
که چشمِدنیا تا حالا مثلشو ندیده
و گوشِدنیا تا حالا مثلشو نشنیده
و از این به بعدم نمیبینه و نمیشنوه !
یه آقایی که قراره بهترین معشوق و
بهترین برادر و بهترین سرور و بهترین
عمویِدنیا باشه .
آقایی که قراره فقط شرمنده کنه
نوکراشو .
فقط بلده لطف کنه و دنیا بهش
بدهکار بشه
اما تمومِچیزی که طلب داره از دنیا
یکم آبه ..
خیلی دوست دارم اینجا رو دوباره راه
بندازم .
ولی نه حالشو دارم نه علاقهشو 🗿
چی بگم آخه ؟/:
با اینکه هفتهای دو بار دعوا
میکنیم
با اینکه الان میبینه پررو میشه
ولی خواهر داشتن »»»»»
اهای اون یه اصفهانی با تیشرتِسفید !
تو امروز به من یکی از بهترین و مهربونترین
آدمایِدنیا رو نشون دادی .
خودت !