eitaa logo
هیـرش】
174 دنبال‌کننده
240 عکس
71 ویدیو
0 فایل
رایت‌العباس | هیرش : اشک https://daigo.ir/secret/3844675374
مشاهده در ایتا
دانلود
میدون امامم خیلی خوشگل بود راستی.
You make me pain when I look at you.
ایام سالگرد پدرجونمه.
هیـرش】
من : حالا که آوار شده‌ام زندگی را بر نمی‌تابم و مردن را با غرورم می‌آرایم تا بتوانم او را بپذیرم
-او : و چه شد که اینگونه در خود آوار شدی ؟ +من : در نیمه‌شب و ایامِ مستیِ‌جوانی، زمزمه‌ای شنیدم چون صدای تو. در جست‌وجوی آن مدت‌ها گذراندم و نیافتمش ، و اکنون تو می‌بینی که فراق تا چه اندازه ویران‌گر است. -او : و آن نوا چه گفت که تو را به این حدّت به وادیِ‌جنون کشانده ؟ +من : او نیاز به سخن گفتن نداشت ، نگاهم کرد و زمزمه‌اش را بر من چشاند. بعد از آن تشنه‌ترینِ‌مردمان بودم در کویری که سکوتش بر جانم تبر می‌زد. -او : و چه شد تو را که آوازی نخواندی تا سکوتِ‌بیابان بمیرد و صدا ، تو را بشنود و سویِ تو شود ؟ +من : زیرا من تمامِ‌لحظه‌هایم را بر یادآوریِ‌لحنِ معشوق خویش میگذرانم .گوشِ‌سر بسته و گوش‌ِدل باز کرده‌ام؛ هیچ سخن نمی‌گویم ، تا اگر به زمزمه آوازی خواند او را بشنوم و در او غرق شوم. -او : حال به من بگو ، آیا می‌گذاری مابین آوارهایت شوم و صدایم را به تو بچشانم همان‌گونه که او چشاند ؟ شاید نشانی از گمشده‌ات بیابی و دوباره آن را بشنوی. +من : آیا تو او را می‌شناسی ؟ اگر نه، چرا باید نشانی از او در صدایِ تو باشد؟ -او : خیر. اورا نمی‌شناسم. لیک، تو خود گفتی صدای‌ِمعشوقت هم‌چون صدای من است. +من : هر کس می‌تواند بر خرابه‌ای وارد شود! آوار، حریمی ندارد جز پرده‌ای از دردِغم که فقط ساکنانش آن را حس می‌کنند.
هیـرش】
-او : و چه شد که اینگونه در خود آوار شدی ؟ +من : در نیمه‌شب و ایامِ مستیِ‌جوانی، زمزمه‌ای شنیدم چون
او بر من وارد شد و نگاهم کرد و در من غرق شد و من در او غرق شدم. او را شنیدم و نوشیدم و بوئیدم. تنِ آوارشده‌ام را در او جمع کردم و زمزمه کردم : من جوانی بودم بلندقامت و تنومند؛ هزار چشم سیاه و زلف چَلیپا دیدم و روی برگرداندم. من جوانی بودم پر از غرور و قهقهه ، در میانِ خراباتیان می‌گذشتم و از میانِ پرده‌های درد و غم ، و هیچ حس نمی‌کردم. تا "تو" در گوشم خواندی و خرابم کردی. آوارم کردی ! چون درختی عظیم و پرجثه که تبر می‌خورد و سقوطش زمین را می‌لرزاند فروریختم. مرا بگو آیا انصاف و عدل در غمزه و کرشمه‌ایست که قرار است داغِ فرق شود بر دلِ عاشق ؟ ..
Dying by the hand of a foreign man , happily. -Del ray